ملکه تامار
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
دیوارنگاره ملکه تامار بر صومعه واردزیا |
|
| شناسنامه | |
|---|---|
| زادروز | حدود ۱۱۶۰ |
| تاریخ مرگ | ۱۸ ژانویه ۱۲۱۳ |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | ملکه پادشاهی گرجستان ۱۱۸۴-۱۲۱۳ |
| | |
تامار (۱۲۱۳-۱۱۶۰) (به گرجی: თამარი) از خاندان باگراتونی از سال ۱۱۸۴ تا ۱۲۱۳ میلادی ملکه پادشاهی گرجستان بود.
ملکه تامار بچه نوه (نتیجه) پادشاه مشهور داوید چهارم بانی بود پدرش گیورگی سوم ( سال ۱۱۷۸ ) او را در زمان حیات خود به پادشاهی رسانده بود. بعد از وفات پدرش ( سال ۱۱۸۴ ) اشراف فئودال دوباره تامار را تاجگذاری کردند.
به تخت نشستن زن شکستن سنت چندین قرن بود اما این (نشستن زن بر تخت پادشاهی) آنرا نیز ثابت میکرد که عصر بشر دوستی و پیشرفت فرارسیده بود وقتی زن مورد احترام مخصوص قرار گرفته بود. جمله قصار شوتا روستاولی شاعر بزرگ و فعال این عصر همین را میرساند: «توله شیر مساوی است، چه نر باشد چه ماده».
در اولین سالهای پادشاهی تامار مبارزه طبقاتی بسیار شدید شده بود. اشراف فئودال خیلی سعی کردند امتیازات سیاسی از دست رفته را بر گردانند و تامار هم مجبور شده بود بعضی از امتیازها را به آنها واگذار کند اما ملکه دانا به زودی موقعیت خود را تحکیم کرد و هم در مسایل سیاسی داخلی و هم در سیاست خارجی پیروزیهای درخشانی را کسب کرد. دوره تامار آن موفقیتهای را که گرجستان در زمان داوید بانی بدست آورده بود ادامه داد. دوره داوید و تامار در تاریخ گرجستان عصر طلایی نامیده میشود.
در پادشاهی تامار چندین بار لشکر گرجستان با ائتلاف ترکها که نمی توانست قوی شدن گرجستان را بپذیرد در گیر شد . از این لحاظ جنگهای شامکور (سال ۱۱۹۵) و در باسیانی (سال ۱۲۰۴۹) قابل ذکر است که با پیروزی گرجیها خاتمه یافت.
با این پیروزیها قلمرو گرجستان گسترده شده از نیکوپسیا تا دربند امنیت کامل مرز جنوب را تامین کرد بعدا ملکه تامار توجه خود را به ساخود را به سواحل دریای سیاه معطوف کرد : لازیکا سینوپ و ترابوزان را تصرف کرد . از این کشورها شاهنشین ترابوزان را به وجود آورد که در راس آن خویشاوند باگراتیونیها (نام خانوادگی پادشاهی گرجستان) الکسی کومننس را قرار داد. در دربار امپراتوری ترابوزان دو خط مشی سیاسی و گرایش فرهنگی گرجی و بیزانس به طور مشخص وجود داشت.
گرجستان دور تامار همراه با موفقیت سیاسی راه اعتلای اقتصادی را ادامه میداد: کشاورزی ، تجارت ، صنعت دستی ، نقاشی ، جواهر سازی (بکا وبشکن اوپی زاریها) معماری (واردزیا ایکورتا صومعه لورجی بتانیا کواتاخوی) بیشتر و بیشتر توسعه مییافت. ملکه تامار به مراکز فرهنگی آموزشی داخلی توجه زیاد میکرد و برای آنها وقف میفرستاد. ادبیات غیر مذهبی و فلسفه به بزرگترین موفقیت خود رسید. در جهانبینی این دوره بشردوستی مهمترین نقش را ایفا میکرد (نمود آشکار آن حماسه پلنگینه پوش است) که به دانشمندان امکان داد در ادبیات و فرهنگ نشانهای رنسانس را ببیند، طوری که میتوان گفت رنسانس گرجی از رنسانس اروپایی تقریباً یک قرن و نیم پیشی گرفت.
ملکه تامار با شایستگیهای زیاد آراسته شده بود. زنی با ظاهری عالی، با حسن اخلاق، حکمت، درایت تقدس، و خیرات متمایز بود. تامار به کلیسای ارتودکس خدمت بزرگی کرد که او را تامار مقدس شناخت و چهارمین جزء تثلیت (پدر، پسر، روحالقدس) دانست و در تقویم کلیسا روز اول (۱۴) ماه مه را به عنوان یادبود او ثبت کرد. در اندیشه مردم گرجی تامار شخصیت مافوق بشری است که یادش را با احترام فراوان و محبت نگهداری میکنند.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منبع
وبگاه گرجیان ایران (برداشت آزاد با ذکر منبع)

