معماری هندی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شبه قاره هند دارای سه منطقه جغرافیایی خاص است.

  1. شمال شرقی: محل کوه‌های هیمالایا و ماوای سنتی خدایان
  2. شمال غربی: منطقه حاصلخیز
  3. جنوب کوه‌های هیمالیا که دره‌های رودهای سند و گنگ در آنها قرار دارند. نخستین فرهنگ بزرگ هند در ۳۰۰۰(ق. م) در علیای دره سند متمرکز شده بود.

موهنجودارو و هاراپا در پاکستان امروزی از مناطق اصلی گسترش این فرهنگ می‌باشند. هنر هند تا ورود اقوام اریایی به ان سرزمین به صورت ممتد ادامه داشت و در زمینه‌های گوناگون، پیشرفت قابل توجهی نموده بودند هجوم‌های اریاییان را که در حدود ۱۸۰۰ سال (ق. م) آغاز شد، می‌توان علت بروز گسست در هنر هندی دانست.[۱][۲]

موهنجودارو[ویرایش]

موهنجودارو در پاکستان امروزی

واقع در ۴۰۰ کیلومتری شمال کراچی پاکستان امروزی و در بردارنده تمدن عظیمی در ۳۰۰۰(ق. م) در دره رود سند بود. طرح شهرسازی مدرن و علمی کم‌نظیر آن باعث شد تا آن را "مانهاتن عصر برنز "بنامند. در نقشه شهرسازی آن بلوار عظیم شمالی-جنوبی با خیابانهای فرعی شرقی-غربی قرار داشته و منازل مسکونی در کوچه‌های باریک این خیابانها واقع بوده است.[۳] دو اصل اساسی در طرح منازل رعایت گردیده: ۱- امنیت ۲- آسایش

درب منازل در گذرگاه‌های فرعی باز می شده و نور و هوا از حیات خلوت تامین می گردیده. بناها به صورت دو طبقه با پلکان به یکدیگر متصل بوده‌اند وجود چاه‌های آجری با درب به منظور جلوگیری از افتادن اجسام به داخل آن، حتی تا زمان رم و یونان باستان دیده نشده است. سیستم فاضلاب سرپوشیده درون شهری زیر پیاده‌روها که به خارج شهر هدایت می‌شد، حمامی ساخته از آجر و ملات ساروج بر روی تپه‌ای مصنوعی به ارتفاع ۷ تا ۱۴ متر با دیوار اصلی دو جداره و کف شیبدار به سمت مجرای فاضلاب، انبار غله و نیز سالنی دارای ۲۰ ستون با حیاط خلوت داخلی به عنوان دفتر مرکزی همگی از امتیازات این شهر محسوب می‌شدند.[۴]

از موارد شگفت انگیز تمدن موهنجودارو:

  1. پیشرفت در زمینه آجر سازی با آجرهایی به ابعاد استاندارد ۹/۲۷×۴۲/۱۳×۳۵/۶ سانتی‌متر.
  2. ساخت شبکه فاضلاب بر اساس اصول فنی و استاندارد.
  3. ساخت خانه‌هایی براساس نقشه و اندازه یکسان.
  4. برقراری عدالت اجتماعی با توجه به وضع ساختمان سازی ایشان، چنانچه وضع اجتماعی مردم آن با وضع مردم سومر برابر و ازمصریان و بابلیان زمان خود برتر بود.[۵]

این تمدن تا ۳۰۰ (ق. م) ادامه داشته و همچنان با تمدنهای مصر و بین‌النهرین در ارتباط بوده است، شاهد این مدعا مهرهایی است که در هردوی این تمدن‌ها یافت شده است.

آریاها و دوره ودائی[ویرایش]

آریاها دین ودائی که از سروده‌های " ودا " مشتق می‌شود و خدایان متعدد و عناصر طبیعی مورد ستایش قرار می‌گیرند را به هند آوردند از جمله:

  • وارونا: خدای آسمان، شب.
  • آگی: خدای آتش.
  • سوما: خدای قربانی.
  • ایندرا: خدای آسمان.[۶]

دوره بودایی[ویرایش]

از حدود قرن ۳(ق. م) تا ۶ و ۷ میلادی آئین بودایی حاکم بر هند، بر فرهنگ و هنر آن سرزمین تاثیرات زیادی گذاشت. «بودا ساکیامونی» حدود ۵۶۳ ق. م متولد شد. وی فرزند پادشاه منطقه‌ای در مرز هندو نپال بود در پی مشاهده دردهای اجتماعی مردم راه ریاضت را پیشه کرد و اصول و قواعدی را پایه ریزی نمود که بیش از یک میلیارد نفر پیرو در جهان پیدا کرد. آثار معماری دوره ودائی و بودایی از چوب بوده و به همین دلیل از کوشکهای عظیم و هفت طبقه آن زمان چیزی به جای نمانده است. لیکن بنا به وصفیات این آثار متأثر از هنر ایرانی بوده‌اند.

معماری عصر بودا[ویرایش]

پس از گرویدن " آشوکا " به دین بودائی آثار معماری هندی از سنگ ساخته شد و نمادهایش را از آیین بودا وام گرفت. از جمله آثار باقیمانده سر ستونی از کاخ آشوکا در منطقه " سارنات " هندوستان است که چهار شیر پشت به پشت روی آن حکاکی شده‌اند. آنها غالب و شکل ایرانی دارند، در زیر آنها نقوش برجسته‌ای از فیل و گردونه آیین بودا به نماد چرخه زندگی و حیات رسم شده و زیر این کتیبه نیلوفر آبی سنگی بزرگی حجاری شده است که در معماری ایران بسیار به چشم می‌خورد؛ نماد نیلوفر، در هنر چین و ژاپن نیز دیده می‌شود.[۷]

از آثار معماری دوره بودایی (بویژه معماری مذهبی) تعدادی معبد، استوپا و معابد غاری به جای مانده‌اند.

استوپا[ویرایش]

در دوره کهن پشته خاکی بود که بر گوری قرار داشت، بعدها به بنای گنبد یادبودی به منظور نگهداری جسد پارسای بودایی تغییر شکل داد. استوپا محل حفظ خاکستر مردگان، نماد مرگ بودا، نشانه آیین بودایی و محل پرستش محسوب می‌شود. اکثر استوپاها از گنبدی آجری که دکلی روی آن بر افراشته شده و اطرافش را نرده‌های سنگی پوشانده ساخته شده‌اند و روی نرده‌ها با نمادهای بودایی تزئین شده، قدیمی ترین استوپا در بارهوت هندوستان واقع است.[۸]

استوپای سانچی[ویرایش]

استوپای سانچی

معروفترین استوپای آجری هند، که ورودی آن از سمت جنوب به صورت پلکانی به داخل راه دارد ارتفاع گنبد آن از زمین ۱۵ متر است و ساقه آن ۶ متر بلندی دارد. در بالای گنبد فضای مربعی به نام " هاریکا " قرار دارد و وسط آن دکل مزین با چند پر نصب شده دور تا دور محل استوپا را نرده سنگی گردی می‌پوشاند که از چهار سمت دارای چهار دروازه می‌باشد.[۹] این عمارت که توسعه یافت و سر انجامدر سدع نخست پیش از میلاد به پایان رسید، امروزه به عنوان نقطه اوج پیشرفت یک دوره از تمدن هند به شمار می‌رود.[۱۰]

معابد غاری[ویرایش]

دوره حکومت سلسله ماوری، شاهد پیدایش مقدمات یک سبک بی نظیر معماری (پرستشگاههایی که در دل صخره‌های سنگی کنده می‌شدند بود. بخش‌هایی از درون و بیرون این غارها را با تقلید مو به مو از ابنیه چوبی آن دوره، کنده کاری کردند.[۱۱] محل خلوت و تن آسایی و آرامش رهروان زنده دل بودایی بود که در سنگهای کوه بنا می‌گردید. غالباً سردر آن نعلی شکل بود و با ستونها، دیوارهای سنگی و رواق‌های خوش نقش تزئین می‌شد و داخل غار را ستونهای مزین و سر ستونهای جانوران به حالت نقش برجسته تشکیل می‌داد. درون معبد تالاری برای اجتماع بود و در انتهای آن محرابی که بقایای اجساد مردگان مقدس در آن قرار می‌گرفت و در طول تالار دو ردیف ستون شبستان را از راهروهای کناری جدا می‌کرد.[۱۲]

معبد غاری کارلی[ویرایش]

در فاصله میان " بمبئی " و " پونه " از کهن ترین و زیبا ترین معابد غاری است که در سال ۵۰ میلادی ساخته شد و برای ساخت آن قله یک تپه را خالی کرده و معبدی با طول ۳۸ متر و ارتفاع ۱۴ متر بنا کردند، صحن مرکزی به استوپایی در انتها منتهی می‌گردد. در دو طرف صحن دو ردیف ستون با سر ستونهای زنان و مردان فیل سوار احداث شده که پشت آنها راهرو می‌باشد.

اطراف در ورودی فیل‌های غول پیکر نقش شده‌اند به همراه پیکره‌های موجدار زنان و مردانی که با حالت خشک و بی حرکت نقش برجسته‌های استوپا در داخل تناقض دارند.[۱۳]

غارهای آجانتا[ویرایش]

دارای بزرگترین و مهمترین نقاشیهای بودایی است. این مجموعه غارها گاهی دارای ستونهایی است که در پایین چهار گوش و در بالا مدور بوده به نوارهای گل آذین ختم شده. این غارها ترکیبی از معماری و پیکره تراشی محسوب می‌گردند.[۱۴]

غارهای اِلفانتا[ویرایش]

در سده شش میلادی با ساخت تالار ستوندار عظیمی با حدود ۳۰۰ متر مربع درون قله‌ای بنا گردید. سردیس شیوا در مقام خدای خدایان شبیه‌سازی شده است و وجود سردیسهایی که سه چهره را شامل می‌شود به همراه افسانه شیوا که بر دیوارها کنده شده‌اند بر عظمت این کاخ می‌افزایند.

برج بوده گایا[ویرایش]

از جالبترین معابد بودایی با طاقهای جناقی (تیزه دار) که در قرن اول میلادی بنا گردید.

نکات معماری بودایی هند[ویرایش]

  1. عظمت معماری بودایی هند بیشتر در پیکرتراشی است تا سبک معماری، زیرا نمای بیرونی معابد عریان است و بنا ترکیبی از معماری و پیکرتراشی محسوب می‌گردد.
  2. در معماری مذهبی بودایی دو نوع ساختمان وجود داشت الف: تالار تمرکز که گسترده حجره راهب بود. ب: گنبد که بقعه اشیا متبرک محسوب می‌شد؛ که این دو ابتدا از هم مجزا بودند ولی از حدود سه یا چهار قرن پس از مرگ بودا به یکدیگر پیوستند و یک بنا را تشکیل دادند.[۱۵]

معماری معابد هندو[ویرایش]

آئین هندو در قرن اول و دوم قبل از میلاد به اوج قدرت رسید.[۱۶]

چایتیا[ویرایش]

تالار عبادت (چایتیا) در هند

هر حیطه و مکان مقدسی را که با عبادت در ارتباط باشد چایتیا می‌خوانند که معمولا در این مکان استوپا نیز و جود دارد و در حقیقت استوپا نوعی از چایتیا می‌باشد.[۱۷] تالار چایتیا نعلی شکل است که در فاصله نه چندان زیادی از دیواره آن ستونهایی قرار دارد. ردیف ستونها با دیوار تالار موازی است. در گودی انتهای تالار استوپایی واقع شده است. طاق تالار بر فراز استوپا منحنی است و با شکل منحنی بدنه استوپا هماهنگ است. حیرت انگیز ترین وجه تالار چایتیا حفر شدن آن در دل سنگهای سخت و دیواره کوهها است.[۱۸]

معبد ویشنو[ویرایش]

در اوایل سده شش میلادی در شمال هند بنا گردید. این نیایشگاه سنگی محل اقامتگاه خدا محسوب می‌شود و ملزم به رعایت ساخت اتاقکی برای تمثال یا نماد مورد پرستش است این اتاقک دیوارهای جسیم و سقف سنگی دارد تا بتواند خدا را در خود نگاه دارد. معابد هندو علاوه بر محل اقامت خدا و نیایشگاه بودن، نماد انسان ازلی (پوروسا) هم محسوب می‌شوند. نقشه آن براساس ماندالا یا نمودار جادوئی کیهانی است و در کل باید این معابد را به عنوان یک اثر مجسمه یا پیکره تراشی تجسم کرد نه یک اثر معماری

معماری معابد «جین»[ویرایش]

آیین جین از مهمترین آئینهای هندی است که به معماری علاقه خاص نشان داد و پیروان آن در سده ۱۱ و ۱۲ میلادی زیباترین معابد هند را بنا کردند.

نقش معابد ابتدا نقشه معابد غاری بودایی بود سپس نقش معابد ویشنو و شیوا را بر فراز تپه‌ای بر افراشتند گرچه از درون بسیار پیچیده بود ولی نمایی ساده داشت، تقوای جین‌ها باعث شد پیکره نامداران جین را در این معابد قرار دهند.[۱۹]

معبد جین در «ایهلی»[ویرایش]

تقریبا به سبک یونانی است، با شکل مربع و ستونهایی در بیرون یک رواق با یک اتاق مرکزی در داخل. در معابد جین‌ها و معابد هم عصرشان انتقال از شکلهای مدور نیایشگاههای بودایی به سبک برج دار هند قرون وسطی و رسیدن از شبستان محصور با ستونها به سالنی که در پشت آن زاویه‌ای است که رویش برجی حجاری شده که به صورت طبقه طبقه است و بیشتر معابد هندو در شمال به همین سبک بنا گردیدند.[۲۰]

پیکر تراشی[ویرایش]

مجسمه شیوا در حال مدیتیشن

هنر پیکره‌تراشی پادشاهی گندهارا از هنرهای منحصربه‌فرد دورهٔ باستان محسوب می‌شود که امروزه تعدادی از تمثال‌های به‌یادگار مانده از آن در موزه‌های بعضی کشورها حفاظت شده و نیز پیکره‌های عظیمی که در دامنهٔ کوه‌ها هنوز هم قابل رویت می‌باشند. در این دوره بود که تمثال‌ها و پیکره‌های منحصربه‌فردی از بودا، زندگی و تعالیم او ساخته شد و هنر پیکره‌تراشی گندهارا به سرزمین‌های دیگر نیز نفوذ کرد. هرچند که خود این هنر در گندرهارا، تحت نفوذ سبک‌های پیکره‌تراشی سرزمین‌هایی چون ایران، هند و به‌خصوص یونان بود، اما توانست سبک خاصی از هنر را در پیکره‌تراشی پدید آورد که به «هنر گندهارا» شهرت یافت.

نقاشی[ویرایش]

هنر نقاشی هند احتمالا اعتبار و عظمتی همپای هنر پیکره تراشی داشته ولی متاسفانه اثار نقاشی چندانی در این سرزمین باقی نمانده است. نخستین نمونه‌های آثار نقاشان هندی، تکه‌هایی هستند متعلق به حدود سده نخست پیش از میلاد، که از غار آجانتا بدست امده‌اند. نقاشیهای آجانتا چیزی بیش از تجلی اعنقاد و سرسپردگی به آئین بودا هستند و هرچند تصاویر از متون بودایی، اما بازتاب یک هنر پیشرفته و درباری اند.[۲۱]

منابع[ویرایش]

  1. هنر در گذر زمان، هلن گاردنر، ترجمه محمد تقی فرامرزی، صفحه 682
  2. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه ۱۵۷ پاراگراف دوم
  3. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه ۱۵۷ پاراگراف سوم
  4. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 160
  5. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 162
  6. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 165ذپاراگراف سوم
  7. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 166 پاراگراف دوم
  8. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 167 پاراگراف دوم
  9. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 168
  10. هنر در گذر زمان، هلن گاردنر، ترجمه محمد تقی فرامرزی، صفحه 685 پ 3
  11. هنر در گذر زمان، هلن گاردنر، ترجمه محمد تقی فرامرزی، صفحه 685
  12. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 169
  13. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه ۱70
  14. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 171 پاراگراف دوم
  15. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 173
  16. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه ۱74
  17. معماری بودایی و وجوه نمادین آن، امیر حسین ذکرگو، فصلنامه فرهنگستان هنر، تابستان 83 صفحه 118
  18. معماری بودایی و وجوه نمادین آن، امیر حسین ذکرگو، فصلنامه فرهنگستان هنر، تابستان 83 صفحه 121
  19. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 176 پاراگراف دوم
  20. اشنایی با معماری جهان مولف دکتر محمد ابراهیم زارعی صفحه 177 پاراگراف دوم
  21. هنر در گذر زمان، هلن گاردنر، ترجمه محمد تقی فرامرزی، صفحه 696