معماری قدیمی یزد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

پیشینه تاریخی شهر یزد[ویرایش]

یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. استان یزد از سرزمینهای کهن و تاریخی ایران زمین است. ابن حوقل در کتاب «ایران فی صورة الارض» درباره یزد می‌نویسد: «از مهمترین شهرهای ولایت اصطخر از سوی خراسان «کثه» است و آن حومه یزد و ابرقویه می‌باشد... اما کثه که حومه یزد است شهری است در کنار بیابان و هوای آن خشک سالم است و مانند شهرهای کوهستانی فراخ نعمت است و روستایی دارد که محصولش ارزان است. بیشتر بناهای آن دراز شکل است و از گل ساخته شده. در آنجا شهری است استوار که قلعه‌ای با دو دروازه آهنین دارد: یکی به نام ایزد(باب ایزد) و دیگری در مسجد(باب‌المسجد) که نزدیک مسجد جامع است. این جامع در ربض قرار دارد و آبهای آن از قنات تامین می‌شود...» در بعضی از منابع بنای اولیه برخی از شهرهای این استان چون (میبد) را به سلیمان پیغمبر، (یزد) را به ضحاک و اسکندر مقدونی و (ابر کوه) را به ابراهیم پیغمبر نسبت داده‌اند. این بیانگر قدمت و دیرینگی پیشینیه تاریخی و فرهنگی سرزمین و مردم این دیار است. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود در این استان نیز به سهم خود گویای این پیشینه تاریخی است. آثاری چون دست افزارهای سنگی بدست آمده از دره‌های شیر کوه، نگاره‌های روی تخت سنگ کوه ارنان، تکه سفالهای منقوش نارین قلعه میبد – متعلق به دوره ایلامی، غارهای استان و آثار معماری و شهر سازی باستانی و... نشان می‌دهد مدنیت یزد، در چهار کانون باستانی (مهریز و فهرج)، (یزد)، (رستاق و میبد) و (اردکان) متمرکز بود. پژوهشگران این منطقه را که در مسیر شاهراه‌های باستانی (ریکرمان) و (پارسخراسان) قرار داشت، جزء سرزمینهای دوردست مادها شمرده‌اند احمد بن حسین بن علی کاتب یزدی، می‌نویسد : «هنگامی که عده‌ای از بزرگان ایران در ری علیه اسکندر مقدونی به مخالفت پرداختند، اسکندر آنان را دستگیر کرد و خواست که همراه خود به استخر فارس ببرد، چون به ناحیه‌ی یزد رسید، زندانیان را درچاهی محبوس کرد و آن محل را کِثَه (به یونانی یعنی زندان) نامید. پس از اینکه اسکندر یزد را ترک گفت، نگهبانان به کمک زندانیان به آبادانی و عمران یزد همت گماشتند» برخی از جغرافی نگاران، تاریخ ساخت یزد را به یزدگرد اول، ساسانی نسبت می‌دهند که وجه تسمیه¬ی یزد در ارتباط با نام وی و واژه-ی «یزش» به معنی ستایش و نیایش در زبان فارسی میانه است. بهرام گور نیز در هنگام حرکت خود به سویخراسان چون به ولایت کثه (یزد) رسید، بیماری وی اندکی بهبود یافت و این سرزمین مبارک داشت و دستور داد در آنجا شهری بسازند و چون به نام یزدان می‌ساخت آن را «یزدان گرد» نام نهاد. چون بهرام گور درگذشت یزدگرد به پادشاهی رسید. وی دو پسر داشت به نام شاه فیروز و شاه بلاس. بعد از مدتی یزدگرد، یزد را به دو فرزندش بخشید و آن دو شهر را بین خود تقسیم کردند. شاه فیروز دو ده در ولایت یزد ساخت، یکی «فیروز آباد مجو مرد» و دیگری «فیروز آباد میبد». زمانی که انوشیروان به حکومت رسید، یزد را به دختر خود «مهرنگار» بخشید و وی را از مداین به یزد فرستاد و در آنجا ساختمان‌های زیادی ساخت. در هشت فرسنگی یزد دهی ساخت و آن را «مهرگرد» نام گذاشت و اکنون آن قریه را «مهریجرد» می‌گویند. هم‌چنین در کنار میبد دهی ساخت و آن را «مهرجرد» نام نهاد و برادر وی «شاه هرمز» در جنب مهریجرد دهی ساخت و آن را «هرمیز» نام گذاشت که اکنون به «خورمیز» شهرت دارد. پس از انوشیروان خسروپرویز به پادشاهی رسید. وی ولایت یزد را به دو دختر خود به نام‌های ایران دخت و توران دخت بخشید و دستور داد دهی بسازند و آن را «توران پشت» نام نهاد. توران دخت هشت ماه پادشاهی کرد و بعد درگذشت. بعد از وی ایران دخت به سلطنت رسید. وی نماینده‌ای به نام «ابرند» به یزد فرستاد و به وی دستور داد که بر عمارت و آبادی یزد بیفزاید. ابرند نیز در دو فرسنگی شهر یزد ده جدیدی احداث کرد و آن را «ابرند آباد» نام نهاد.[۱]


بادگیر

مشخص‌ترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌رفته‌است.

بافت و ساخت معماری ویژهٔ منطقهٔ یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه‌های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.

بادگیر

خانه‌های قدیمی در جهت قبله ساخته شده‌اند. با این جهت گیری فضاهای تابستانی و اتاق‌های زمستانی به طرزی مفید پیرامون حیاط مرکزی قرار می‌گیرند.

معماری خانهٔ یزدی[ویرایش]

یزد شهری کویری است و به طبع معماری آن نیز با نوع آب و هوا هماهنگ است جهت ساخت خانه ها در یزد شمال شرقی به جنوب غربی است و خانه ها تقریبا در جهت قبله قرار میگیرند

قسمت های تابستان نشین خانه

  1. زیر زمین
  2. تالار
  3. حوض خانه
  4. پایاب
  5. طنبی

قسمت های زمستان نشین خانه

  1. طهرانی
  2. سه دری
  3. پنج دری
  4. بالا خانه
  5. کرسی خانه

بخش تابستان نشین خانه در جبهه قبلی و فضاهای زمستانی در جبهه مقابل و غربی ساخته شده است. معمولا در جبهه شرقی به دلیل تابش نور غرب ، طاقنما و ایوان های کوچک ردیف بندی می شود . ولی در برخی از خانه ها در این جبهه فضاهای مختلف ساخته شده است.فضاهای دیگر مثل هشتی ،مطبخ ،مستراح،حمام ،انبار،چاهخانه و غیره می باشند.[۲]


حیاط مرکزی اصلی‌ترین فضای خانهٔ یزدی است. حوض آب در وسط حیاط قرار گرفته‌است و باغچه‌ها دور تا دور آن با درختانی که نیاز کمی به آب دارند همچون اَنار، اَنگور، اَنجیر و پسته که علاوه بر سبزی خانه و تامین سایه و خنکی هوا از خشکی هوا نیز می‌کاهد. در مکتب معماری یزد(حرمت) و (حجاب) یک اصل تلقی می‌شود. حریم خانواده از تجاوز سمعی و بصری به دور است. هیچ خانه اصیل یزدی را نمی‌توان یافت که دید نامحرم به درون آن ممکن باشد. هشتی، کریاس، دالان و دیوارهای بلند، نحوه آرایش و سازماندهی فضاهای گوناگون دورادور حیاط به گونه‌ای است که مفهموم (حجاب) را به کاملترنی وجه نشان می‌دهد، به نحوی که ساکنان خانه به دور از چشم اغیار در آرامش، آسایش، امنیت و ایمنی زندگی می‌کنند. این شیوه طراحی، در عین حال، در تابستانهای گرم حداکثر سایه را در خانه فراهم می‌کند. اتخاذ روشهای ساختمانی مناسب، انتخاب مواد و مصالح سازگار با اقلیم، همچون نما سازی با (سیم گل) و دم گیری گچی، زیبایی، آسایش، دوام و... به ارمغان می‌آورد. اتاق مهمانخانه در معماری مسکونی یزد سمبل احترام و بزرگداشت میهمان بوده‌است. در خانواده‌هایی که از تمکن مالی برخوردار بوده‌اند و یا به اقتضای شغل صاحبخانه، حیاط ویژه و مستقلی برای میهمان در نظر می‌گرفتند، این حیاطهای اختصاصی به (بیرونی) معروفند که در مقایسه با (اندرونی) به معنای فضای کاملا خصوصی اهل خانه تفکیک و تمی‌زند. خانه‌های تجاری و روحانیون رده بالا به لحاظ ضرورتهای شغلی دارای بیرونی و اندرونی بوده‌است. خانه ملک التجار، خانه شفیع پور (میرزا شفیع)، خانه لاریها، خانه ایت الله صدوقی، خانه آسید هاشم آقا (نجفی یزدی)، خانه مرتاض (علی آقا شیرازی)از این نمونه‌است. از جمله نمونه‌های بارز معماری قرنهای گذشته محلهٔ فهادان یا یوزداران است که در گویش محلی جنگل یا محل یوزاران نامیده می‌شود. قدمگاه منسوب به علی بن موسی‌الرضا نیز در این گذر واقع شده‌است.

اقلیت‌های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّهٔ عیش آباد، محلّهٔ نعیم آباد، کوچهٔ بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّهٔ اَهَرستان ساکن هستند.

حیاط در خانه های یزدی[ویرایش]

حیاط در لغت به معنای حایط،بستانها،دیوارهاو.. آمده است.مفهوم حیاط را می توان یک مفهوم متغیر دانست که بسته به شرایط، ارکان تعریف کننده آن تغییر پذیر است.

حیاط در خانه های یزد نمود کامل درونگرایی است.در یزد حیاط،محیطی کاملا متفاوت با فضای بیرون است.در این باغ کوچک ،ساکنان با کاشتن درختان و گلهای مانوس با طبیعت یزد،همراه با حوضی کشیده،محیطی مناسب را برای به سر بردن در روزهای گرم تابستان یزد به وجود آورده اند.


افزون بر این ،حیاط عنصر مهم سازماندهی فضاهای گوناگون در فصول مختلف می باشد. حیاط در یزد در مواقعی از سال که هوا سرد و یا خیلی گرم نباشد نقش نشیمن دوم را در بین خانواده های یزدی پیدا می کند.

نقش ارتباطی حرکتی حیاط از ویژگیهای دیگر آن است.البته حیاط جدااز اینکه می تواند نقش ارتباطی را بین فضاها داشته باشد،همچنین به عنوان منظری برای تک فضاهاعمل نماید،می تواند نقشهای عملکردی دیگری نیز بپذیرد.فعالیت هایی چون خوابیدن در فضای باز،گردهمایی اعضای خانواده،بازی کودکان و مراسم عروسی و مذهبی و…همه می توانند در این فضا اتفاق بیفتدو حیاط را به فضایی مفید در خانه تبدیل کند.


با توجه به این نکات،بر مبنای وسعت کلی خانه و فضاهای مورد نیاز ابعاد حیاط نیز تغییر می کند. با توجه به کار و طراحی خانه،حیاط ها به اندرونی و بیرونی تقسیم شده است.خانه های یک حیاطه نوع رایج در یزد بوده و نوع دو حیاطه (اندرونی بیرونی ) نیز تقریبا متداول بوده است.

اجزای یک خانه ی یزدی[ویرایش]

  1. کوجه
  2. سردر
  3. هشتی
  4. دالان
  5. حیاط
خصوصی (نارنجستان)

در کتاب فرهنگ مهرازی ایران، نارنجستان چنین تعریف شده است: میان سرایی که می توان آنرا سر پوشیده کرد و در باغچه ی آن در ختان نارنج و غیره پرورش داد.

حیاط نارنجستان حیاطی کوچک در مجموعه ی اندرونی بوده که علاوه بر تأمین نور فضاهای اطراف، امکان نگهداری گیاهانی را که نسبت به یخبندان شبهای زمستان مناطق کویری حساس هستند فراهم می کرده است. ابعاد کوچک آن و مجاورت با طاق ها و توده های ساختمانی که در طول روز با انرژی خورشید گرم می شدند موجب می شده که با تخلیه ی این انرژی در طول شب، دمای فضای محدود حیاط بالای صفر حفظ شود، و حتی در برخی موارد این حیاط ها سقفی با یک سوراخ بزرگ در مرکز دارند که در زمستانهای خیلی سرد امکان پوشاندن آن با پارچه و جود داشته است.

این حیاط ها به ندرت در محور های اصلی بنا و بیشتر در گوشه ها و فضاهایی که مشکل نور گیری داشتند ساخته می شدند. الگوی معمولی آنها مربع ۹ قسمتی است که در هر وجه آن یک فضای سه دری قرار می گرفته یا هشت ضلعی بوده اند. در برخی موارد با گوشه سازی، نوعی گنبد ناقص روی آنها ساخته می شده ، تزیینات این فضا که تحت تأثیر تزیینات اتاق ها و فضاهای جانبی هم بوده، به شکل گلویی آجرکاری یا آجر لعاب دار بوده است.

عمومی درون(بیرونی)
بیرون خانه(اندرونی)
  1. تختگاه
  2. تالار
  3. بادگیر
  4. سه دری
اتاق کار
اتاق خواب
اتاق ناشتا
  1. پنج دری
  2. ارسی
  3. بالاخانه
اتاق کار و خواب
  1. پستو
  2. آشپزخانه
  3. منبع آب
  4. آبدارخانه

[۳]

  1. https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D8%B2%D8%AF
  2. گونه شناسی خانه های یزد
  3. کتاب الفبای معماری یزد نوشته ی محمدرضا قزل باش و فرهاد ابولضیا