مسلم ملکوتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مسلم ملکوتی
MoslemMalakouti.jpg
نام کامل مسلم ملکوتی
اطلاعات علمی
تاریخ تولد ۱۳۰۳
زادگاه سراب Flag of Iran.svg ایران
محل تحصیل نجف
محل زندگی قم
محل مرگ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ بیمارستان مسیح دانشوری تهران
وبگاه رسمی http://www.malakouti.org

میرزا مسلم ملکوتی (۱۳۰۳ سراب - ۱۳۹۳ تهران) امام جمعه تبریز و از مراجع تقلید شیعه بود.

تولد[ویرایش]

مسلم ملکوتی در ۱۵ خرداد ۱۳۰۳ خورشیدی[۱][۲] در خانواده‌ای مذهبی در سراب آذربایجان شرقی به دنیا آمد. پدرش مشهدی یوسف، کشاورز بود و با علمای منطقه ارتباط داشت. وی که به آموزش علم و خواندن و نوشتن علاقه‌مند بود به مکتب‌خانه می‌رفت و فرزندش مسلم را نیز با خود به آن‌جا می‌برد.

تحصیلات[ویرایش]

از پنج سالگی نزد پدرش به آموختن روخوانی و حفظ قرآن پرداخت. در شش سالگی حافظ سوره‌های قرآن (از اوّل تا سوره قاف) بود، سپس نزد یکی از علمای منطقه که از منسوبانش بود به تکمیل آموخته‌های خود پرداخت و در مدتی اندک، خواندن، نوشتن و قرآن مجید را فراگرفت.

سپس برای ادامه تحصیل به شهر سراب در چهار کیلومتری زادگاهش رفته و در آن شهر کتاب‌های متداول ادبی از قبیل مقدمات، سیوطی، شرح جامی، مغنی، مطول و مقداری از منطق و اصول فقه مانند کتاب‌های حاشیه ومعالم را نزد علمای آن زمان همچون میرزا رضا قلی، میرزا یعقوب، میرزا غلامعلی اصغری و میرزا حسین محدثی فرا گرفت.

در هفده سالگی برای ادامه تحصیل به تبریز مهاجرت کرد و در مدرسه طالبیه مشغول تحصیل شد. در تبریز به مدت چهار سال از اساتید خود کتاب‌های شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را فراگرفت. اساتید او در این زمان سید مهدی انگجی، میرزا فتاح شهیدی (نماینده آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی)، حاج میرزا محمود دوزدوزانی و سید محمد بادکوبه‌ای و جمعی دیگر بودند. در طول اقامت و تحصیل مستمر در حوزه علمیه تبریز، کتاب‌هایی را که پیش‌تر خوانده بود به طلاب تدریس می‌کرد.

مهاجرت به قم[ویرایش]

پس از به پایان رساندن دوره سطح در حوزه علمیه تبریز، در سال ۱۳۲۱ برای ادامه تحصیل، به حوزه علمیه قم در شهر قم مهاجرت کرد. در آن زمان به دلیل تلاش‌های شیخ عبدالکریم حائری بنیان‌گذار حوزه علمیه قم دانشمندان دینی در این حوزه تربیت شده و حضور داشتند.

استقرار در حوزه علمیه قم، نهایت آرزوی او بود. از آغاز ورود، مشغول تحصیل نزد اساتید موجود شد. وی در حوزه درسی فقه و اصول شیخ عبدالنبی نمازی، فیض، سید محمد حجت کوه کمری حاضر شد.

او همچنین از شاگردان آیت‌الله خمینی. در حوزهٔ درس علوم عقلی وی حضوری مداوم داشت و تا آخرین سال‌هایی که فلسفه تدریس می‌کرد جزء شرکت‌کنندگان در درس‌های او بود. زمانی که آیت‌الله خمینی تدریس خارج را شروع کرد، آیت‌الله ملکوتی مشتاقانه از درس ایشان استفاده کرد و دیگران را نیز به این کار ترغیب می‌نمود.[نیازمند منبع]

در زمان اقامت وی در قم، آیت‌الله بروجردی که تا آن زمان بعد از مراجعت از نجف در شهر بروجرد اقامت داشت در پاسخ به دعوت جمعی از بزرگان قم از جمله امام خمینی به قم آمد و آیت‌الله ملکوتی تا زمان مهاجرت به نجف در دروس او شرکت می‌کرد.

ملکوتی در علم فلسفه از میرزا مهدی مازندرانی، شیخ ابوالقاسم اصفهانی، میرزا مهدی آشتیانی و علامه طباطبایی و امام خمینی شرکت کرد و قسمت الهیات شرح منظومه را به طور خصوصی نزد علامه طباطبائی خواند.

ملکوتی در یک دوره یک ساله به همراه دوستانش، همچون احمدی میانجی، موسوی اردبیلی، و حقی سرابی به مشهد رفت و در مدرسه خیرات خان سکونت گزید. در این حوزه در درس فقه و معارف دینی استادانی چون سید یونس اردبیلی و میرزا مهدی غروی اصفهانی شرکت جست و نزد شیخ محمد رضا کرباسی، ریاضیات و هیئت را آموخت. بخشی از شرح اشارات را نیز نزد شیخ سیف الله ایسی میانجی فرا گرفت و آنگاه دوباره به قم بازگشت.

ملکوتی در کنار تحصیلات همیشه به تربیت طلبه‌ها در علوم دینی مختلف مشغول بود و قبل از رفتن به نجف در حوزه علمیه قم از اساتید فلسفه، کلام، فقه و اصول به شمار می‌آمد. مجالس درس وی از مجالس پرجمعیت حوزه علمیه قم بود.[نیازمند منبع]

سفر به نجف[ویرایش]

ملکوتی در سال ۱۳۳۴ برای تکمیل درس، عازم نجف شد. پس از ورود به مدت دوازده سال در درس‌های خارج فقه و اصول آیت‌الله سید محسن حکیم، آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی، آیت‌الله سید محمود شاهرودی، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله شیخ حسین حلی حاضر شد. در این مدت یک دوره کامل درس اصول آیت‌الله خویی را به رشته تحریر درآورد. او پس از سه دهه تحصیل و تحقیق در علوم مختلف حوزوی و علوم غریبه، به اجتهاد رسید و از استادان مشهوری همچون آیت‌الله حجت، آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی، آیت‌الله حکیم و آیت‌الله خویی، اجازه اجتهاد دریافت کرد. او با شخصیت‌هایی مانند: آقابزرگ تهرانی، و علامه امینی ارتباط علمی و دوستی پیدا کرد و از آنان کسب اجازه روایت کرد.

تدریس[ویرایش]

ملکوتی از همان دوران ابتدایی تحصیل در سراب و تبریز، به تدریس اهتمام داشت. او در کنار تحصیل، آموخته‌های خود را به طلاّب و روحانیون دیگر تعلیم می‌داد و در طول تدریس در حوزه‌های علمیه سراب، تبریز، قم، مشهد و نجف، طلاب و روحانیون بسیاری را تعلیم و تربیت نمود و هم اکنون اغلب شخصیت‌های برجسته حوزوی و بیشتر روحانیونی که در مسئولیت‌های سیاسی و اجرایی فعالیت می‌کنند، از شاگردان او به شمار می‌آیند.[نیازمند منبع] آیت‌الله ملکوتی در اوایل دهه ۱۳۳۰، در حوزه علمیه قم، از استادان برجسته سطوح عالی به شمار می‌آمد و از این جهت، مورد توجه مراجع و طلاب و روحانیون این حوزه بود. او علاوه بر کتاب‌های رسائل، مکاسب و کفایه، کتاب شفای بوعلی را در قم برای طلاب تدریس می‌کرد و به همین جهت در حوزه نجف شهرت یافت. از این رو، با این که قصدش از ورود به نجف حضور در جلسات درس اساتید آن حوزه بود و می‌خواست تدریس را موقتاً کنار بگذارد، با استقبال و درخواست طلاب و روحانیون نجف مواجه شد و او را به تدریس و تعلیم علمی واداشتند. لذا وی در حوزه نجف، در مقبره میرزای شیرازی به تدریس رسائل، مکاسب، کفایه، شرح اشارات، شرح منظومه، اسفار، ریاضیات و علم هیئت پرداخت. ملکوتی علاوه بر فقه و اصول، در فلسفه نیز صاحب نظر می‌باشد و بر کتاب‌های اسفار، منظومه سبزواری و شفای بوعلی حاشیه نگاشته‌است. نام «میرزا مسلم سرابی»، حوزه نجف را تحت شعاع قرار داده بود. تدریس فلسفه در حوزه نجف شهره آفاق شد و این در حالی بود که در اثر مخالفت برخی محافل، تدریس فلسفه در این حوزه ممنوع بود و کرسی درس فلسفه شیخ صدرای بادکوبه‌ای و میرزا باقر زنجانی منتهی به تعطیلی و انزوا شده بود. جسارت علمی ملکوتی از یک سو و حمایت و عنایت برخی مراجع تقلید از وی از سوی دیگر، ملکوتی را به ادامه مسیر امیدوار ساخت. او موفق شد تا آخرین روز اقامت خود در آن حوزه، علاوه بر فقه، اصول و... همچنان به تدریس فلسفه ادامه دهد، به گونه‌ای که درس فلسفه او در نجف منحصر به فرد شده بود.[نیازمند منبع]

بازگشت به شهر قم و تدریس[ویرایش]

ملکوتی در سال ۱۳۴۷ برای دیدار با بستگان و دوستان و با نیت بازگشت به نجف به ایران آمد. کمی پس از ورود به ایران روابط دولت‌های ایران و عراق تیره شد و دولت عراق، اقدام به اخراج ایرانیان کرده و دیگر امکان بازگشت او به نجف نبود. این در حالی بود که کتابخانه و نوشته‌های علمی‌اش در نجف مانده بود. برای همین تصمیم گرفت در شهر قم اقامت کند. سرانجام پس از یک سال با پی‌گیرهای بسیار شاگردان پاکستانی‌اش، توانست کتابخانه را به قم انتقال دهد که در این نقل و انتقال، بعضی از کتاب‌های خطی و نفیس و یادداشت‌ها و تقریرات او خسارت اساسی دید. آیت‌الله ملکوتی پس از استقرار در حوزه علمیه قم، بنا به درخواست استادان و عالمان بزرگ این حوزه، به تدریس خارج فقه و اصول اقدام کرد. درس خارج فقه و اصول او تا انقلاب ایران (۱۳۵۷) به مدت یک دهه، همچنان به طور مستمر و پرنشاط ادامه پیدا کرد. او از استادان برجسته درس خارج در این حوزه مطرح و مورد توجه و احترام همگان گشت. آیت‌الله ملکوتی علاوه بر فقه، اصول، در فلسفه، حدیث، رجال، درایه که از علوم رایج در حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید و نیز در رشته‌هایی همچون ریاضیات، هیئت، تاریخ اسلام و تاریخ گذشته و معاصر ایران نیز کار کرده در هر کدام از این رشته‌ها صاحب نظر است.[نیازمند منبع]

شیوه تدریس و تحقیق[ویرایش]

روش علمی و شیوه تحقیقی آیت‌الله ملکوتی در تحقیق و تدریس، در مرحله نخست، بررسی آرا و نظرات استادان خود و نیز نقد و بررسی مبانی و اقوال استادانِ استادانش مانند میرزای نایینی، شیخ محمدحسین کمپانی، آقا ضیاء عراقی و آخوند خراسانی است.

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی[ویرایش]

با این که آیت‌الله ملکوتی از دهه ۱۳۳۰ به نجف هجرت کرد و در سال‌های آغازین و سرنوشت ساز انقلاب ایران (۱۳۵۷) در حوزه علمیه قم حضور نداشت، چون از شاگردان خاص خمینی به شمار می‌آمد، ناگزیر مسائل انقلاب را در نجف دنبال می‌کرد. هنگامی که خمینی در سال۱۳۴۴ به نجف تبعید شد، وی جزو اوّلین کسانی بود که در منطقه خان یونس، مکانی در میان کربلا و نجف، به استقبال خمینی رفت و وقتی اکثر علمای مقیم نجف جهت دیدار او به صف ایستاده بودند، چون خمینی با وی مواجه شد از شاگردش احوال پرسی کرد و بعد برای بازدید، به منزلش آمد. از آن پس، دوباره ارتباط استادی و شاگردی همچنان در میان آن دو استمرار یافت تا این که آیت‌الله ملکوتی در سال ۱۳۴۷ به ایران آمد. آیت‌الله ملکوتی در فعالیت‌های تبلیغی و اجتماعی خود، از مبانی فکری و انقلابی آیت الله خمینی الهام می‌گرفت و وقتی برای تبلیغ به شهر سراب و روستاهای اطراف آن می‌رفت، در آبان ماه سال ۱۳۵۶ که حرکت انقلاب با مرگ مصطفی خمینی، روند تکاملی خود را آغاز کرد، آیت‌الله ملکوتی به عنوان عضو برجسته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در عرصه‌های مختلف و سرنوشت‌ساز انقلاب حضوری پررنگ داشت و در اکثر اعلامیه‌هایی که جامعه مدرسین صادر می‌کرد اوّلین یا دومین امضاکننده بود. در بیانیه معروف و موصوف به خلع شاه از سلطنت امضای آیت‌الله ملکوتی اولین امضای در این بیانه‌است.

موضوعات بعضی از این بیانیه‌ها که در دوران محمدرضا پهلوی از سوی جامعه مدرسین صادر شد و امضای آیت‌الله ملکوتی هم در آنها به چشم می‌خورد، عبارت‌اند از:
۱. قیام ۲۹ بهمن مردم تبریز
۲. فجایع شهر یزد
۳. درباره اوضاع سیاسی ایران.
۴. اعتراض به حمله مزدوران شاه به منازل مراجع.
۵. درباره حادثه ۱۹ اردیبهشت قم.
۶. به مناسبت تحریم جشن نیمه شعبان به عنوان اعتراض.
۷. محکومیت جنایت میدان ژاله(۱۷ شهریور) تهران
۸. اعتراض به تشکیل دولت نظامی ازهاری
۹. پیام به کارکنان شرکت نفت
۱۰. پشتیبانی ازاعتصاب کارکنان شرکت نفت.
۱۱. درباره راهپیمایی تاسوعا و عاشورا.
۱۲. خلع شاه از سلطنت
۱۳. به مناسبت سالگرد قیام خونین قم
۱۴. حمایت از استادان دانشگاه‌ها.
۱۵. تلگرام به رئیس جمهور فرانسه، برای ورود امام به پاریس
۱۶. اعتراض به جنایات عمال شاه.
۱۷. اعتراض به روی کار آمدن شاهپور بختیار
پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷)، آیت‌الله ملکوتی با حکم کتبی خمینی برای حل اختلافات شهرستان زنجان مأموریت یافت و اختلافات عمیق و حساس را که بین عالمان و برخی گروه‌های دیگر آن جا وجود داشت، حل کرد. یک بار نیز به همین منظور به استان آذربایجان شرقی و تبریز اعزام شد و این مأموریت را انجام داد.

امامت جمعه در تبریز[ویرایش]

امام خمینی بعدها او را به عنوان نماینده ولی فقیه در آذربایجان و امام جمعه شهر تبریز برگزید. پیش از آن دو روحانی در این سِمت در تبریز به قتل رسیده بودند و اوضاع آذربایجان و تبریز، به خاطر فعالیت‌های حزب جمهوری خلق مسلمان، آشفته بود.[نیازمند منبع]

خط مشی‌ها[ویرایش]

هم‌زمان با ورود ملکوتی به تبریز، حزب جمهوری خلق مسلمان منحل و وابستگان آن دستگیر و یا به کشورهای همسایه رفتند، ولی پیامدهای آن در سطح آذربایجان و به ویژه در تبریز، همچنان باقی بود. عده زیادی از روحانیون که معمولاً مقلد و طرفدار آیت‌الله شریعتمداری بودند، به عضویت حزب جمهوری خلق مسلمان درآمده و از سوی حکومت به انزوا کشیده شده بودند و بعضی از آنها به اتهاماتی دستگیر و محاکمه شده، در زندان به سر می‌بردند. علاوه بر این، در همین ایام، موضع گیری‌هایی که از سوی برخی ضد آیت‌الله خویی انجام گرفته بود، تعداد دیگری از روحانیون را نسبت به انقلاب دلسرد کرد و آنان را به انزوا کشانده بود. بدین ترتیب، اکثر مساجد در تبریز و حومه به علت نبودن امام جماعت، به تعطیلی گراییده و این موضوع، در میان توده مردم نیز تأثیر گذاشته بود.

خدمات عمرانی[ویرایش]

ملکوتی در مدت حضور و رفت و آمدهای تبلیغی ـ مذهبی در شهرهای سراب و تبریز، با جذب افراد خیرخواه و نیکوکار، اقدام به تأسیس و تجدید بنای مراکز علمی، فرهنگی و مذهبی، مانند مسجد، مدرسه علمیه، صندوق قرض الحسنه، کتابخانه و مصلا کرده‌است.[نیازمند منبع] بنای باشکوه و قدیمی سالن تئاتر شیر و خورشید تبریز (در کنار ارگ تبریز) به منظور ساخت مصلی به دستور وی ویران گردید و به دلیل عملیات احداث مصلی تا سال‌ها امکان تماشای ارگ تبریز نیز وجود نداشت.

آثار و تألیفات[ویرایش]

۱- المحاکمات این کتاب نقد و بررسی آرا و نظرات میرزای نایینی، آقاضیاء عراقی و کمپانی در اصول و مقایسه آنها با یکدیگر که در سال ۱۳۷۱ ق. در نجف به چاپ رسیده‌است.
۲- الربافی التشریع الاسلامی این کتاب، ۳ جلد است که جلد اوّل، شامل سیر تاریخی ربا، نظرات ادیان و مکتب‌های اقتصادی درباره ربا و طرح و ردّ اشکالات وارده بر حرمت رباست که در سال ۱۳۹۲ ق. به چاپ رسیده‌است. جلد دوم و سوم آن درباره ربای قرضی و ربای معامله‌ای است که هنوز چاپ نشده‌است.
۳- ماالفرق بین الدّین و العلم و الفلسفه این کتاب، دارای بحث‌های علمی ـ تحقیقی در ردّ مکتب مارکسیسم و فلسفه کمونیستی است که در روزهای گسترش آن در عراق، آیت‌الله ملکوتی ان را به نگارش درآورده و برای آگاهی طلاّب و دانشجویان عراقی در نجف، آن را تدریس کرده‌است این کتاب نیز هنوز چاپ نشده‌است.
۴- الامن العام فی الاسلام آیت‌الله ملکوتی در این کتاب به بحث مبسوط و مفصلی درباره ضرورت امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن از دیدگاه قرآن، سنت و عقل پرداخته است. این اثر در سال ۱۴۰۳ ق. در تبریر به چاپ رسیده‌است.
۵- المنافقون فی القرآن والسنة والتاریخ (خطی)
۶-تفسیر سوره فاتحه (خطی).
۷- مقتل الامام الحسین (علیه السلام)(خطی).
۸- شرح مبسوط بر کفایه الاصول (خطی).
۹- تقریرات درس مرحوم آیت‌الله حجت(خطی).
۱۰- حاشیه بر عروة الوثقی که به چاپ رسیده‌است.
۱۱- حاشیه بر اسفار ملاّصدرای شیرازی(خطی).
۱۲- حاشیه بر شفای بوعلی (خطی).
۱۳- مناسک حج که چند بار چاپ شده‌است.
۱۴-توضیح المسائل که چندین بار به چاپ رسید.
۱۵- مسجد، مسجد شد
۱۶ـ یکدوره اصول
۱۷ـ وقف نامه
۱۸ـ کتاب الطهارت
۱۹ـ کتاب الصلاه

یکی از آثار این فقیه، کتاب «مسجد، مسجد شد» است. انگیزه نگارش او از این اثر، احیا و تجدید بنای مصلای بزرگ تبریز بود. این کتاب، در سال ۱۳۶۴ در دو جلد در تبریز به چاپ رسید. یک بخش آن از تحقیق تاریخ موقوفات در آذربایجان حکایت دارد و بخش‌های دیگر آن، درباره رویدادهای مهم تاریخی در آذربایجان و ایران است.

کتابخانه شخصی[ویرایش]

بیش از پنجاه هزار جلد کتاب، با موضوعات گوناگون به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، لاتین و... در کتابخانه آیت‌الله ملکوتی وجود دارد از این تعداد یک هزار جلد آن نسخه‌های خطی است که در میان آنها نسخه‌های نفیس و گرانبها نیز دیده می‌شود.

مرجعیت[ویرایش]

ملکوتی در پی درخواست حضرات آیات محمد فاضل لنکرانی و علی مشکینی از سید علی خامنه‌ای پس از کسب نظر موافق وی در خرداد ماه سال۱۳۷۴ به شهر قم برگشت.

ملکوتی پس از ورود به قم، تدریس خارج فقه و اصول را آغاز کرده و یکی از مراجع تقلید و شخصیت‌های برجسته شیعه محسوب می‌گشت.

درگذشت[ویرایش]

مسلم ملکوتی که به علت عارضه ریوی در بیمارستان مسیح دانشوری تهران بستری بود، صبح پنج‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در سن ۹۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.[۳] و در روز شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ مراسم تشییع پیکر وی در قم برگزار شد و جعفر سبحانی بر پیکر وی نماز خواند.[۴]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • کتاب «خاطرات آیت‌الله مسلم ملکوتی» تدوین: اباذری، عبدالرحیم، ۱۳۸۵، چاپ نخست، رقعی، ۳۵۲ص. انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پیوند به بیرون[ویرایش]