مسخ (رمان)
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| مسخ | |
|---|---|
| نویسنده | فرانتس کافکا |
| برگرداننده | منوچهر بیگدلی خمسه |
| ناشر | نگارستان کتاب |
| محل نشر | تهران |
| چاپ | ، آخرین چاپ: ۱۳۸۷/۱۲/۲۱ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۸۱۵۵-۴۴-۰ |
| زبان | آلمانی |
| تعداد جلد | یک جلد |
| کتابشناسی فرانتس کافکا | |
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز ۱۹۱۲ نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ (میلادی) در لایپزیگ به چاپ رسید.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیال پردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»
لحن روشن و دقیق و رسمی کافکا تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوس وار داستان دارد.
ترجمه فارسی این اثر به قلم صادق هدایت موجود است. ترجمه دیگری از فرزانه طاهری در سال 68 از انتشارات نیلوفر منتشر شد. این ترجمه از کتاب ترجمه شده به زبان انگلیسی بود. ترجمه دیگر از علی اصغر حداد و نشر ماهی است [۱]
گزیده و تحلیل رمان [ویرایش]
|
|
این مقاله احتمالا محتوی تحقیق دستاول و یا ادعاهای اثبات نشده است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
مسخ سر گذشت انسانیست که تا وقتی میتوانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان بکوشد، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است. اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست میدهد بلکه به مرور به موجودی بیمصرف، مورد تنفر خانواده و حتی مضر تنزل پیدا می کند. این خانواده سمبل جامعهایست که نسبت به افراد ضعیف و ناتوان بیرحم است و آنها را مضر و مخل برای خود میبینند و از انسانهایی فرصت انجام کوچکترین کارها را دریغ میکند که شاید بتوانند منشا کارهای بزرگ در آینده شوند. انسان رمان مسخ انسانیست که جامعه او را طرد کرده و او ناخواسته به گوشه تنهایی پناه برده و بدون اینکه آزاری برای دیگران و جامعه داشته باشد، جامعه قادر به تحمل موجود بیآزاری چون او نیست. هر لحظه زندگی برای او و اطرافیانش غیر قابل تحملتر میشود تا جایی که دیگران و حتی خود او نیز، از سر شوق، لحظهها را برای رسیدن به مرگ می شمارند.
پیون به بیرون [ویرایش]
منبع [ویرایش]
La métamorphose- Franz Kafka- Brodard & Taupin- La Flèche (Sarthe)- Maxi- Livres- ۲۰۰۲- Paris
- ↑ «نگاهي به ترجمه هاي «مسخ»». روزنامه اعتماد، 15 شهریور ۱۳90.