مدیریت استراتژیک
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
|
|
این مقاله به تمیزکاری نیاز دارد. لطفاً آن را تا جایی که ممکن است از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید. سپس این الگو را از بالای مقاله حذف کنید. محتویات این مقاله ممکن است غیرقابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
برنامه ریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید یك خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه ریزی فكر كردن راجع به آینده یا كنترل آن نیست بلكه فرایندی است كه میتواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیمگیری در شكل معمول آن نیست بلكه از طریق فرایند برنامه ریزی،مجموعهای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود. برنامه ریزی میتواند برای زمان حال یا آینده انجام شود. بر طبق این تعریف، تصمیمگیریهای مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامه ریزی نیستند. برنامه ریزی متكی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق است. حقایق مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازهگیری هستند. دیدگاهها، عقاید، احساسات و ارزشها به عنوان حقایقی تلقی میشوند كه فرایند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده میشود. همانطور كه اشاره شد برنامه ریزی صرفاً یك فرایند تصمیمگیری نیست بلكه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آنهاست یا به عبارتی گونهای فرایند ارزیابی است كه در پایان آن، در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیمگیری میشود. برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامه ریزی است اما برنامه ریزی یك فرایند پیوسته است كه بیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. برنامهها تهیه شده و اجرا میگردند.
[ویرایش] مزایای برنامه ریزی استراتژیك
برنامه ریزی استراتژیك دارای مزایای زیادی است كه از جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
- قبل از پیش آمدن مشكلات احتمالی از وقوع آنها خبر میدهد.
- به علاقمند شدن مدیران به سازمان كمك میكند.
- تغییرات را مشخص كرده و شرایط عكسالعمل در برابر تغییرات را فراهم میكند.
- هر نیازی را كه برای تعریف مجدد سازمان ضروری است تعیین میكند.
- برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده بستر مناسب ایجاد میكند.
- به مدیران كمك میكند كه درك روشنتری از سازمان داشته باشند.
- شناخت فرصتهای بازارهای آینده را آسانتر میسازد.
- دیدی هدفمند از مسائل مدیریت ارائه میدهد.
- قالبی برای بازنگری اجرای برنامه و كنترل فعالیتها ارائه میدهد.
- به مدیران كمك میكند كه تا در راستای اهداف تعیین شده تصمیمات اساسی را اتخاذ كنند.
- به نحو مؤثرتری زمان و منابع را به فرصتهای تعیین شده تخصیص میدهد.
- هماهنگی در اجرای تاكتیكهایی كه برنامه را به سرانجام میرسانند بوجود میآورد.
- زمان و منابعی را كه باید فدای تصحیح تصمیمات نادرست و بدون دید بلندمدت گردند، به حداقل میرساند.
- قالبی برای ارتباط داخلی بین كاركنان به وجود میآورد.
- ترتیبدهی اولویتها را در قالب زمانی برنامه فراهم میآورد.
- مزیتی برای سازمان در مقابل رقیبان به دست میدهد.
- مبنایی برای تعیین مسئولیت افراد ارائه داده و به موجب آن افزایش انگیزش را باعث میشود.
- تفكر آیندهنگر را تشویق میكند.
- برای داشتن یك روش هماهنگ، یكپارچه همراه با اشتیاق لازم از سوی افراد سازمان در برخورد با مسائل و فرصتها، انگیزش ایجاد میكند.
[ویرایش] ویژگیهای برنامه ریزی
برنامه ریزی یك فرایند ذهنی آگاهانه با خصوصیات زیر است:
- تشخیص یك نیاز یا انعكاس یك انگیزه
- جمعآوری اطلاعات
- مرتبط ساختن اطلاعات و عقاید
- تعریف اهداف
- تأمین مقدمات
- پیشبینی شرایط آینده
- ساخت زنجیرههای متفاوتی از اقدامات مبتنی بر تصمیمات متوالی
- رتبهبندی و انتخاب گزینهها
- تعریف سیاستها
- تعریف معیارهای ابزار ارزیابی برنامه
[ویرایش] انواع برنامه ریزی
برنامه ریزی از جنبه ماهیت به برنامه ریزی فیزیكی، برنامه ریزی سازمانی، برنامه ریزی فرایند، برنامه ریزی مالی، برنامه ریزی وظیفهای و برنامه ریزی عمومی دستهبندی میشوند كه در اینجا منظور از برنامه ریزی، برنامه ریزی از نوع عمومی است. برنامه ریزی عمومی معمولاً تمام دیگر انواع برنامه ریزی را در خود دارد. برنامه ریزی را از جنبه افق زمانی میتوان در قالب برنامه ریزی كوتاهمدت (برنامه ریزی عملیاتی و تاكتیكی)، برنامه ریزی میانمدت و برنامه ریزی بلندمدت دستهبندی نمود. برای اطلاعات بیشتر به http://www.baniasad.ir مراجعه نمایید.
[ویرایش] مدیریت استراتژیک
امروزه با توجه به دستیابی به اهداف و چشم اندازی که سازمان ها و کشورها برای خود ترسیم میکنند و همچنین تغییرات و تحولاتی که در محیط پدید آمده است تحلیل استراتژی سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است . پدیده جهانی شدن و ظهور اینترنت باعث شده است که مقوله استراتژی در سطح جهانی و سازمان های مجازی از موضوعات به روز مدیریت باشد. مطالب ] در این حوزه به دو صورت طبقه بندی و ارئه می گردند:
الف:براساس بازار ها وحیطه فعالیت سازمانها با این توصیف مطالبی در مورد موضوعات تخصصی استراتژیک در حوزه های ذیل بیان می گردد:
[ویرایش] مدیریت استراتژیک در سازمان های تولیدی و خدماتی
[ویرایش] مدیریت راهبردی در سازمان های دولتی
برنامه ریزی استراتژیك در بخش خصوصی توسعه یافته است. تجارب اخیر مبین آن است كه رویكردهای برنامه ریزی استراتژیك كه در بخش خصوصی تدوین شدهاند میتوانند به سازمانهای عمومی و غیرانتفاعی و هم چنین جوامع و دیگر نهادها كمك نمایند تا با محیطهای دستخوش تغییر، برخوردی مناسب داشته و به شیوهای كارسازتر عمل كنند. البته این به آن معنا نیست كه همه رویكردهای برنامه ریزی استراتژیک بخش خصوصی در بخشهای عمومی و غیرانتفاعی به یك اندازه كاربرد داشته باشند.
برایسون مدلهای برنامه ریزی استراتژیك را بررسی كرده و شرایط بكارگیری آنها را در بخشهای عمومی و غیرانتفاعی مورد تحلیل قرار میدهد و در نهایت خود رویكردی ارائه میدهد كه در بخشهای عمومی و غیرانتفاعی قابل كاربرد باشد. برای اطلاعات بیشتر در مورد مدیریت راهبردی در سازمان های دولتی به درس مدیریت استراتژیک در سازمان های دولتی مراجعه گردد: http://www.baniasad.ir/Courses/Management/CorporateStrategy/Home/Home.html
[ویرایش] مدل برایسون
نمودار آمده در آخر این بخش مراحل فرایند برنامه ریزی استراتژیك در قالب مدل برایسون را نمایش میدهد. همانطور كه اشاره شد این مدل نتیجه بررسی خصوصیات مدلهای قبلی و رفع نقاط ضعف آنها برای كاربرد در سازمانهای عمومی و غیرانتفاعی میباشد. همانطور كه ملاحظه میشود این مدل شامل یك فرایند پیوسته (مطابق با تعریف برنامه ریزی) و تكرارپذیر میباشد كه پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. در این جا این فرایند در قالب ده مرحله شرح داده میشود. از خصوصیات این فرایند این است كه نتایج حاصل از هر مرحله میتواند در بازنگری یا تكمیل مراحل پیش از آن مورد استفاده قرار گیرند.
مراحل فرایند برنامه ریزی استراتژیک در مدل برایسون به شرح زیر میباشد:
(1) توافق اولیه: در این مرحله ضرورت برنامه ریزی استراتژیك برای سازمان مورد برنامه ریزی بررسی شده و آشنایی با این نوع برنامه ریزی حاصل میشود. سازمانها، واحدها، گروهها یا افرادی كه باید در برنامه ریزی درگیر شوند مشخص گردیده و توجیه میشوند. مراحلی كه در برنامه ریزی باید انجام شوند شرح داده میشوند. روش انجام برنامه ریزی، زمانبندی انجام، آییننامههای مورد نیاز برای جلسات و نحوة گزارشدهی مشخص میگردند. منابع و امكانات لازم تعیین میگردند.
(2) تعیین وظایف: وظایف رسمی و غیررسمی سازمان «باید هایی» است كه سازمان با آنها روبروست. در این مرحله هدف اینست كه سازمان و افراد آن وظایفی را كه از طرف مراجع ذیصلاح (دولت، مجلس و...) به آنها محول شده است شناسایی نمایند. شاید این هدف به ظاهر خیلی روشن باشد ولی این واقعیت در بیشتر سازمانها وجود دارد كه بیشتر افراد اختیارات و وظایف سازمانی را كه در آن مشغول بكارند نمیدانند و اساسنامه آن را حتی برای یكبار مطالعه نكردهاند. از طرف دیگر وظایف محول شده به سازمان عموماً كلی بوده و تمام فضایی را كه سازمان میتواند در آن فعالیت كند تعریف نمیكند. بنابراین ضروری است كه با مطالعه وظایف مكتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظایف آشنا شد (كه از این طریق بعضی از اختیارات و ذینفعان سازمان نیز شناسایی میگردند)، ثانیاً مواردی را كه در حیطه اختیارات سازمان قرار میگیرند اما تا بحال كشف نشدهاند، شناخت.
(3) تحلیل ذینفعان: ذینفع فرد، گروه یا سازمانی است كه میتواند بر نگرش، منابع یا خروجیهای سازمان تأثیر گذارد و یا از خروجیهای سازمان تأثیر پذیرد. تحلیل ذینفعان پیشدرآمد ارزشمندی برای تنظیم بیانیه مأموریت سازمان است. تحلیل ذینفعان بسیار ضروری است، چرا كه رمز موفقیت در بخش دولتی و غیرانتفاعی ارضای ذینفعان كلیدی سازمان است. اگر سازمان نداند كه ذینفعانش چه كسانی هستند، چه معیارهایی برای قضاوت درباره سازمان به كار میبرند، و وضعیت عملكردی سازمان در قبال این معیارها چیست، به احتمال زیاد نخواهد توانست فعالیتهایی را كه باید برای ارضای ذینفعان كلیدی خود انجام دهد، شناسایی كند.
(4) تنظیم بیانیه مأموریت سازمان: مأموریت سازمان جملات و عباراتی است كه اهداف نهایی سازمان، فلسفه وجودی، ارزشهای حاكم بر سازمان و نحوة پاسخگویی به نیاز ذینفعان را مشخص میكند. علاوه بر این موارد، اختلافات درون سازمانی را مرتفع ساخته و بستر بحثها و فعالیتهای سازنده و مؤثر را هموار میكند. توافق بر مأموریت سازمان، تمام فعالیتهای آن را همسو میسازد و انگیزش و توجه ذینفعان سازمان خصوصاً كاركنان آن را افزایش میدهد.
(5) شناخت محیط سازمان: اساس استراتژیك عمل كردن شناخت شرایط است. یك بازیكن موفق فوتبال علاوه بر اینكه از تواناییها و وظایف هر یك از اعضای تیم خود آگاهی دارد، سعی میكند شرایط تیم مقابل و نقاط قوت و ضعف هر یك از افراد آن را دریابد و با داشتن این مأموریت در ذهن یعنی پیروز شدن در بازی، در هر لحظه بهترین حركت را انجام دهد. برای اینكه یك سازمان نیز در رسیدن به مأموریت خود موفق گردد باید شرایط حاكم بر خود را به خوبی شناسایی نماید. در این مرحله، محیط خارجی سازمان در قالب شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تكنولوژیكی مورد بررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها برای سازمان تعیین میگردند. در راستای شناخت محیط سازمان، در این مرحله محیط داخلی نیز در قالب ورودیها، خروجیها، فرایند و عملكرد سازمان مورد مطالعه قرار میگیرند.
(6) تعیین موضوعات استراتژیك پیش روی سازمان: این مرحله قلب فرایند برنامه ریزی استراتژیک است. موضوعات استراتژیك تصمیمات سیاسی و اساسی هستند كه بر اختیارات، مأموریت، ارزشها، محصول یا خدمات ارائه شده، مراجعان یا استفادهكنندگان، هزینهها، تأمین منابع مالی، سازمان یا مدیریت تأثیر میگذارد. هدف این مرحله تعیین انتخابهایی است كه سازمان با آنها مواجه است.
(7) تعیین استراتژیها: به منظور پرداختن به هر یك از موضوعات استراتژیك پیش روی سازمان باید اقداماتی صورت گیرد كه در قالب برنامهها، اهداف، طرحها و . . . بیان میشوند. این اقدامات استراتژی نامیده میشوند. در واقع استراتژی عبارتست از قالبی از اهداف، سیاستها، برنامهها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیصهای منابع كه مشخص میكنند سازمان چیست، چه كاری انجام میدهد و چرا آن را انجام میدهد. استراتژیها میتوانند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدودة زمانی متفاوتی تعریف شوند.
(8) شرح طرحها و اقدامات: این مرحله میتواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعیین استراتژیها، انجام شود اما از آنجایی كه كار برنامه ریزی استراتژیك با تعیین استراتژیها به پایان میرسد و اجرای آن در قالب تعریف طرحها و اقدامات و مدیریت استراتژیک برنامه تهیه شده انجام میشود این تفكیك صورت گرفته است. به عبارت دیگر از این مرحله به بعد از مدل برایسون مربوط به اجرای برنامه و مدیریت استراتژیك میگردد. در این مرحله به منظور اجرای هر یك از استراتژیهای انتخاب شده تعدادی طرح و اقدام تعریف میگردد.
(9) تنظیم دورنمای سازمانی برای آینده: در این مرحله، توصیفی از شرایط آینده سازمان در صورت بكارگیری استراتژیهای تدوین شده و استفاده از تمام نیرو و منابع سازمان، ارائه میشود. این توصیف دورنمای موفقیت سازمان نامیده میشود كه در آن شرحی از مأموریت، استراتژیهای اساسی، معیارهای عملكرد، بعضی از قواعد تصمیمگیری مهم و استانداردهای اخلاقی مد نظر همة كارمندان ارائه میشود. در صورت تنظیم چنین دورنمایی، افراد سازمان خواهند دانست كه چه انتظاری از آنها میرود، پویایی و همسویی انگیزه و نیروی افراد در رسیدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نیاز به نظارت مستقیم كاهش مییابد.
(10) برنامه عملیاتی یكساله: در این مرحله با استفاده از اطلاعات تدوین شده در مرحله هشتم و بر اساس اولویتهای تعیین شده توسط تصمیمگیران، یك برنامه عملیاتی تهیه شده و بر اساس آن مدیریت و كنترل طرحها و اقدامات انجام میشود.
[ویرایش] جان ام. برایسون كیست؟
جان ام. برایسون استاد برنامهریزی و امور عمومی در دانشگاه مینهسوتا و مدیر «مركز تكنولوژی اطلاعات و پشتیبانی تصمیم گروهی» در این دانشگاه است. برایسون از سال 1983 تا 1989، معاون مركز پژوهشهای مدیریت استراتژیك این دانشگاه نیز بوده است. او در سالهای1986 و87، استاد مهمان مدرسه بازرگانی لندن، در سال تحصیلی 94-1993، استاد مهمان بخش علوم مدیریت دانشگاه استراسلید، مدرسه برنامهریزی دانشگاه آكسفورد بروكس، و كالج نوفیلد دانشگاه آكسفورد بوده است. او درجه كارشناسی خود را در رشته اقتصاد در سال 1969 از دانشگاه كورنل و سه درجه دانشگاهی دیگر خود را شامل كارشناسی ارشد در رشته خطمشی و اداره امور عمومی در سال 1974، كارشناسی ارشد در رشته برنامهریزی شهری و منطقهای در سال 1974، و دكترا در رشته برنامهریزی شهری و منطقهای در سال 1978 از دانشگاه ویسكونسین، مادیسون دریافت كرد. جان ام. برایسون تاكنون جوایز زیادی را به خاطر آثارش دریافت كرده است كه از جمله آنها میتوان به دریافت جایزه جنرال الكتریك در سال 1978 به خاطر پژوهش برجسته در برنامهریزی استراتژیك از آكادمی مدیریت، و جوایزی برای بهترین مقالهها در ژورنال انجمن برنامهریزی امریكا و ژورنال پژوهش و آموزش برنامهریزی اشاره كرد. او علاوه بر تالیف كتاب مشهور برنامهریزی استراتژیك برای سازمانهای عمومی و غیرانتفاعی یكی از مؤلفین كتاب رهبری برای مصالح عمومی بوده كه جایزه تری مك آدام را به عنوان كار برجسته در پیشرفت بخش غیرانتفاعی دریافت كرده و به عنوان بهترین كتاب سال 93-1992 توسط آكادمی مدیریت برگزیده شده است.
[ویرایش] مدیریت راهبردی در سازمان های غیر انتفاعی
[ویرایش] مدیریت استراتژیک در سازمان های مردم نهاد
[ویرایش] مدیریت استراتژیک در سازمان های فرهنگی
[ویرایش] مدیریت استراتژیک در سطح ملی و صنایع
[ویرایش] مدیریت استراتژیک بین الملل
[ویرایش] مدیریت استراتژیک در سازمان های چند ملیتی
[ویرایش] مدیریت استراتژیک جهانی
[ویرایش] مدیریت استراتژیک در سازمان های مجازی و الکترونیکی
[ویرایش] فرایند استراتژی
[ویرایش] مبانی فلسفی استراتژی
[ویرایش] مبانی کمی استراتژی
[ویرایش] مبانی رفتاری استراتژی
[ویرایش] مبانی اقتصادی استراتژی
[ویرایش] فرایند استراتژی سازمان
فرایند استراتژی سازمان در مکاتب تجویزی و نوظهور شامل تدوین، اجرا و کنترل استراتژی می شود. امروزه بیشتر مباحثی که در مدیریت استراتژیک ملاحظه می کنید بررسی فرایند در مکتب تجویزی است که عمدتاً برگرفته از مکاتب طراحی، برنامه ریزی و جایگاه یابی می باشد. فرایند استراتژی بیشتر در سازمان های خدماتی و تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد. بررسی استراتژی در سازمانهای غیر انتفاعی و دولتی و فرهنگی را می توان با استفاده از انتخاب یکی از مکاتب بر اساس مسأله استراتژیک سازمان انجام داد. که در بخش مکاتب استراتژی به تفصیل بحث می گردد.فرایند استراتژی سازمان در 24 فصل بررسی می گردد که سرفصل های مورد بحث در استراتژی سازمان عبارتند از
بخش اول: کليات
[ویرایش] فصل اول: سير مطالعاتي استراتژي سازمان
[ویرایش] فصل دوم: استراتژي سازمان
[ویرایش] فصل سوم: تفکر استراتژيک و شناخت مساله استراتژيک در سازمان
بخش دوم: فرايند استراتژي سازمان
[ویرایش] فصل چهارم: تدوين بيانيه ماموريت سازمان
[ویرایش] فصل پنجم: تحليل محيط خارجي
[ویرایش] فصل ششم: تحليل سازمان
[ویرایش] فصل هفتم: ارزيابي و انتخاب استراتژي در سازمان
[ویرایش] فصل هشتم: استراتژي ها در سطح سازمان
[ویرایش] فصل نهم: استراتژي ها در سطح کسب و کار
[ویرایش] فصل دهم: استراتژي هاي بين المللي و جهاني
[ویرایش] فصل يازدهم: استراتژي در سازمان هاي مجازي و الکترونيکي
[ویرایش] فصل دوازدهم: الگوي اجرايي استراتژي سازمان
[ویرایش] فصل سيزدهم: رهبري استراتژيک
[ویرایش] فصل چهاردهم: فرهنگ و اجراي استراتژي در سازمان
[ویرایش] فصل پانزدهم: ساختار و اجراي استراتژي در سازمان
[ویرایش] فصل شانزدهم: نوآوري و خلاقيت در سازمان
[ویرایش] فصل هفدهم: استراتژي هاي بازاريابي در سازمان
[ویرایش] فصل هيجدهم: استراتژي هاي منابع انساني در سازمان
[ویرایش] فصل نوزدهم: استراتژي هاي فناوري اطلاعات و سيستم ها در سازمان
[ویرایش] فصل بيستم: سيستم هاي اطلاعات راهبردي در سازمان
[ویرایش] فصل بيست و يکم: استراتژي هاي مالي در سازمان
[ویرایش] فصل بيست و دوم: استراتژي هاي توليد و خدمات در سازمان
[ویرایش] فصل بيست و سوم: مديريت تغيير در سازمان
[ویرایش] فصل بيست و چهارم: کنترل استراتژيک در سازمان
برای مطالعه بیشتر به وب سایت http://www.baniasad.ir مراجعه نمایید.
[ویرایش] تئوری های استراتژی سازمان
هر یک از موضوعاتی که در مورد استراتژی سازمان مطرح می شود بر گرفته از یکی از تئوری های ذیل یا مبانی فلسفی می باشد که ذیلاً هر یک از تئوری ها توضیح داده می شود.
[ویرایش] فصل اول: تئوريهاي مديريت و کاربرد آن در استراتژي سازمان
[ویرایش] فصل دوم: تئوري مبتني بر منابع
[ویرایش] فصل سوم: تئوري مبتني بر دانش
[ویرایش] فصل چهارم: مبتني بر محيط (بازار)
[ویرایش] فصل پنجم:مدل دلتا: ساختاري جديد در مديريت استراتژيک
[ویرایش] فصل ششم: يادگيري سازماني و سازمان يادگيرنده
[ویرایش] فصل هفتم: تئوري مبتني بر ذينفعان
[ویرایش] فصل هشتم: تئوري اقتضايي
[ویرایش] فصل نهم: تئوري مبتني بر شايستگي
[ویرایش] فصل دهم: تئوري وضع
[ویرایش] فصل يازدهم: تئوري نهادگرايي
[ویرایش] فصل دوازدهم: تئوري تفسيري
[ویرایش] فصل سيزدهم: اکولوژي جمعيت و سازمان
[ویرایش] مکاتب استراتژی سازمان
بر اساس طبقه بندی آقای مینتزبرگ از مکاتب استراتژی، عمدتاً مکاتب ذیل مکاتب تجویزی و مکاتب نوظهور شامل ده مکتب اصلی می شوند. کهمتخصصان دیگری نیز این مکاتب را طبقه بندی نموده اند این بخش در 13 فصل به بیان مکاتب می پردازد.
[ویرایش] فصل اول: کليات
[ویرایش] فصل دوم: طبقه بندي مکاتب از ديدگاه متخصصان
[ویرایش] فصل سوم: مکتب طراحي
[ویرایش] فصل چهارم: مکتب برنامه ريزي
[ویرایش] فصل پنجم: مکتب جايگاه يابي
[ویرایش] فصل ششم: مکتب کارآفريني
[ویرایش] فصل هفتم: مکتب شناختي
[ویرایش] فصل هشتم: مکتب يادگيري
[ویرایش] فصل نهم: مکتب قدرت
[ویرایش] فصل دهم: مکتب فرهنگي
[ویرایش] فصل يازدهم: مکتب محيطي
[ویرایش] فصل دوازدهم: مکتب شکل دهي
[ویرایش] فصل سیزدهم: شناسایی موضوعات جدید در مدیریت استراتژی
بیشتر برنامه ریزیها براساس دیدگاه عقلایی، دارای شكل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نیاز» میباشند. در این مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبیین شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد میگردند. تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملی هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ریزی تأثیر گذاشته و در نهایت باعث تغییر برنامه میگردند. برنامه ریزی در شكل عقلایی فوق، ظرفیت و توانایی مقابله با چنین تغییراتی را نداشته و منجر به شكست میگردد. این شرایط موجب رشد این تفكر شد كه در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حركت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینهساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ریزی سنتی كه در آن آرمانها و اهداف تعیین میشوند هدف برنامه ریزی استراتژیك، تبیین و تدوین استراتژی است. بسته به نوع، تنوع و ماهیت تغییرات موجود در محیط میتوان تركیبی از برنامه ریزی سنتی و برنامه ریزی استراتژیک را بكار برد.
تعاریف مختلف و متفاوتی از استراتژی ارائه شده است. در اینجا تعریفی ارائه میشود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه ریزی استراتژیك مشخص نماید. استراتژی برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپكتیو، سیاست یا تصمیمی است كه سمت و سوی دیدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان میدهد. استراتژی میتواند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود.
برنامه ریزی استراتژیك گونهای از برنامه ریزی است كه در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژیهاست. از آنجایی كه استراتژی میتواند دارای عمر كوتاه یا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک میتواند برنامه ریزی بلندمدت یا كوتاهمدت باشد اما متفاوت از آنهاست.
واژه «استراتژیك» معنی هر آنچه را به استراتژی مربوط باشد در بردارد. واژه «استراتژی» از كلمه یونانی «استراتگوس» گرفته شده است كه به معنای رهبری است. برنامه ریزی استراتژیك كوششی است ساختیافته برای اتخاذ تصمیمهای اساسی و انجام اعمالی كه ماهیت سازمان، نوع فعالیتها و دلیل انجام آن فعالیتها توسط سازمان را شكل داده و مسیر میبخشد. همانطور كه استراتژی نظامی پیروزی در جنگ است، برنامه ریزی استراتژیک نیز طرق انجام مأموریتهای سازمان را دنبال میكند.
[ویرایش] ویژگیهای برنامه ریزی استراتژیک
فرایند برنامه ریزی استراتژیك اساساً فرایندی هماهنگ كننده بین منابع داخلی سازمان و فرصتهای خارجی آن نمیباشد. بنابراین فرایند برنامه ریزی استراتژیک، یك فرایند مدیریتی شامل هماهنگی قابلیتهای سازمان با فرصتهای موجوداست. این فرصتها در طول زمان تعیین شده و برای سرمایهگذاری یا عدم سرمایهگذاری منابع سازمان روی آنها، مورد بررسی قرار میگیرند. حوزهای كه در آن تصمیمات استراتژیك اتخاذ میگردند شامل (1) محیط عملیاتی سازمان، (2) مأموریت سازمان و (3) اهداف جامع سازمان میباشد. برنامه ریزی استراتژیك فرایندی است كه این عناصر را با یكدیگر در نظر گرفته و گزینش گزینههای استراتژیک سازگار با این سه عنصر را آسان میسازد و سپس این گزینهها را بكار گرفته و ارزیابی میكند.
باید توجه داشت كه هر فرایند برنامه ریزی استراتژیك زمانی باارزش است كه به تصمیمگیرندگان اصلی كمك كند كه به صورت استراتژیك فكر كرده و عمل كنند. برنامه ریزی استراتژیک به خودی خود هدف نیست بلكه تنها مجموعهای از مفاهیم است كه برای كمك به مدیران در تصمیمگیری استفاده میشود. میتوان گفت كه اگر استراتژیك فكر كردن و عمل كردن در فرایند برنامه ریزی استراتژیك به صورت عادت درآید، آنگاه فرایند میتواند كنار گذاشته شود.
[ویرایش] پیوند به بیرون
وبگاه علمی و پژوهشی مدیریت استراتژیک