نوگرایی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| برای اثباتپذیری کامل این مقاله، به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاست. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارائهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع ممکن است در آینده حذف شوند. |
| این مقاله به تمیزکاری نیاز دارد. لطفاً آن را تا جایی که ممکن است از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید. سپس این الگو را از بالای مقاله حذف کنید. محتویات این مقاله ممکن است غیرقابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
| پیشنهاد شده است که این مقاله یا بخش با نوگرایی (هنر) ادغام گردد. (بحث). |
- برای نوگرایی در هنر به مقاله نوگرایی (هنر) و برای دوره جامعهشناختی که با انقلاب صنعتی آغاز شد به مقاله مدرنیته مراجعه نمایید.
نوگرایی، که از آن به نام های تجدد یا مدرنیسم نیز یاد میشود، به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیدههای فرهنگی نو و پیشرفتهتر و کنار گذاردن برخی از سنتهای قدیمی است. نوگرایی فرایند گسترش خردگرایی در جامعه و تحقق آن در بستر مدرنیته است. نوگرایی یا مدرنیسم ، گستره ای از جنبش های فرهنگی که ریشه در تغییرات جامعه غربی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دارد ، را توصیف میکند. این واژه مجموعه ای از جنبش های هنری ، معماری ، موسیقی ، ادبیات و هنرهای کاربردی را که در این دوره زمانی رخ داده اند ، در بر دارد.[۱]
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تاریخچه
نوگرایی، جریانی فکری به معنای استفاده انسان از دانش، فناوری و توان تجربی خود برای تولید، بهبود و تغییر محیط خود است. پیدایش مدرنیسم در غرب را میتوان واکنشی بر ضد سنت و دین مسیحیت دانست.
[ویرایش] مولفههای نوگرایی
- انسانمحوری
انسان محوری به معنای باور به قدرت اندیشه انسان.
جهانبینی مدرن نیازهای روحانی انسان را به نیازهای عاطفی او تحویل میکند.
نگرش به جهان به صورت عقلی و بر اساس خرد و استدلال.
[ویرایش] نوگرایی در عرصههای مختلف
[ویرایش] نوگرایی در عرصه فلسفه
اساس فلسفه در دوران نوگرایی، انسان است. حقیقت دیگر الهامی نیست و از آسمان نمیآید بلکه اکتسابیست و بر روی زمین و با قوانین زمینی کشف و نه اختراع و از طریق مشاهده و آزمایش و تفکر علمی بدست میآید نه از راه ریاضت کشیدن و یا نزدیک شدن به خداوند. نوگراییمنادی خردگرایی است. خردگرایی را نیز در مقابل دینخویی تعریف میکنیم. ناسوت و ملکوت و جبروت و لاهوت در فلسفه مدرن جایی ندارند، قلمرو فلسفه متجدد انسانگرایی و عرفی گرایی (سکولاریسم) است. در فلسفه متجدد عقل محور است نه جهل، موازین یا باید عقلی باشند یا باید اصولا نابود و نیست یا بسیار خصوصی باشند.
در فلسفه نوگرا نوع تازه ای از اندیشه مبتنی بر خرد نقاد جانشین ایمان مطلق میشود و در نتیجه عرصه فلسفه به کلی دگرگون میشود و دیگر جایی برای اسطوره و خرافه و دین در این عرصه باقی نمیماند.
[ویرایش] نوگرایی در عرصه دانش
با تغییر فلسفه، علم نیز مسلما تغییر خواهد کرد، نوگرایی نخستین دلیل پیشرفت علمی بشریت در تمام دورانها بوده است، تبدیل کیمیاگری به شیمی دقیقا یک محصول از نوگرایی است، پیدایش کلینیک و بیمارستان به جای سقاخانه و استفاده از دکتر بجای دعانویس و ملا از نمادهای تجدد است. ایجاد شرایط سالمتر زندگی بجای دست به دعا بردن و درخواست بیمه سلامتی از خدا کردن نشان از تجدد دارد. علت ها و معلول ها همگی زمینی و منطقی و علمی خواهند بود. در دانش نوگرا هیچ اثری از انشاء الله و ماشاء الله دیده نمیشود، مشاهده علمی بر اساس روش علمی انجام میشوند و علم نیز همچون سیاست در جامعه مدرن به عرصه عرفی و عمومی وارد میشود. در ملکوت علم نیز همچون فلسفه جایگاهی برای اسطورهها و... دیده نمیشود.
[ویرایش] نوگرایی در عرصه اقتصاد
وجه مشترک جوامع فئودالی نوعی تفکر خدامدار، اقتصاد طبیعی و حاکمیت سنت ایستاست. نوگرایی پرچمدار خردمداری، اقتصاد کالایی و جهانگشای سرمایه داری، فروپاشی سنت و پیدایش جامعه مدنی است. اقتصاد هم به عرصه عمومی وارد میشود و زن بطور جدی و برابر به عرصه اقتصاد وارد میشود، میگویند میزان پیشرفت و آزادی را در یک جامعه باید با نگاه کردن به وضعیت زنان آن جامعه دریافت.
[ویرایش] نوگرایی در عرصه سیاست
در جامعه مدرن، مردم شهروند هستند، و به جای مکلف بودن محق هستند یعنی حقوقی دارند که این حقوق باید توسط حاکمان پرداخته شود. مثلا مردم حق دارند که آزادی اندیشه و بیان و پوشش داشته باشند و دولت وظیفه دارد این شرایط را ایجاد بکند. مردم دیگر مطیع امر رهبران نیستند بلکه این رهبرانند که مطیع امر مردم هستند و این بار این حاکمین هستند که باید بر اساس مغز مردم عمل کنند. حکومت در جامعه مدرن یک قرارداد اجتماعی است بین حاکمین و محکومین، مردم اشخاصی را انتخاب میکنند که آنها به ارباب خود که همان مردم باشند خدمت کنند نه اینکه حاکمین مردمی را انتخاب کنند که به اربابشان که حاکم و ولی فقیه و نظامش است خدمت کنند. مفهوم دین و خدا هم اصولا هیچ کاره هستند و تنها مربوط به حوزه شخصی مردم میشوند، نه حوزه سیاست و اجتماع.
[ویرایش] نوگرایی در عرصه هنر
| لحن این مقاله یا بخش برای ویکیپدیا، غیر رسمی یا نامناسب است. برای راهنمایی بیشتر به راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر رجوع کنید. احتمالاً در بحث همین صفحه توضیحی درباره این مطلب موجود باشد. |
هنر نیز در اثر تجدد عرفی و مردمی میشود. تصاویر و نقاشی ها دیگر تصاویر مذهبی و یا کاخها و غیره نیستند، تصاویر و نقاشی ها تصویر مردم روستایی و زندگی عادی مردم و انسانها میشود. در ادبیات نیز زبان عوام به عرصه داستانها قدم مینهد، علویه خانم صادق هدایت است که بر اثر مدرنیسم و تجدد جای خود را به کیکاووس و سلاطین شاهنامه و یا فرعون و نمرود قرآن میدهند. رمان یک پدیده ادبی محصول نوگرایی است که زندگی عادی انسانها را روایت میکند.
و در این میان(هنرهای تجسمی)گاها هنر دیرین فراموش میشود و برخی هنرمندان ایرانی هم ناجوانمردانه آنها را کنار می گذارند ،و به این نوع تفکر که استفاده از هنر و سنتهای گذشته مایه کم شدن ارزش هنری آثار آنها میشود.با شتاب به سوی هنر مدرنی میروند که نمیدانند چیست و از کجا آمده است .اثری تحویل میدهند که در دنیای هنر مدرن بین المللی هیچ ارزشی ندارد و فقط و فقط در بین کسانی همانند خودشان که هیچ نمیدانند به چه بیراهه ای زده اند گاها برای مدت مانی سری بلند میکنند. در صورتی که هنرمندانی چون مارسل دوشان ،تولوز لوترک و ...،هنرمندانی که دستی در هنر دارند و حتی با مرگشان هم حضورشان بی رنگ نشده است از سنت ها و نقشمایههای شرقی و ایرانی و چه و چه و چه استفاده میکنند ،رشد اثر خود را در این نقش مایهها می بینند و با استفاده از جادوی رنگ ها و نقشمایه هاشان زندگی را به اثر می بخشند که آن را مانند همان رنگ و نقش جاودانه و قابل استفاه برای تمام زمانها میکند.
[ویرایش] نوگرایی در ایران
با اینکه جامعه ایران حرکت هایی در راستای تبدیل شدن به یک جامعه مدرن برداشته است، همچنان بسیاری از ارکان جامعه سنتی است و به خاطر محافظه کاری فکری، به قولی در حرکت به سمت یک فرهنگ مدرن دچار استخاره ای طولانی مدت شده است. با توجه با اینکه بیش از اینکه فکر نوگرا وارد ایران بشود و نوگرایی فکری لحاظ گردد، محصولات و ساختارهای مدرن از جوامع مدرن وارد ایران شده است و میشود، همیشه این خطر وجود دارد که هویت ایرانی در این حرکت به سمت مدرنیته لحاظ نگردد و از نگاهی نقادانه نسبت به فرایند جهانی سازی، در روند تبلور نوگرایی این خطر بسیاری از کشورها را تهدید میکند که همه فرهنگ ها شبیه هم شوند. وجود تفاوتهای بنیادی بین نژادها و فرهنگ ها ایجاب میکند که نسخه مدرنیته به گونههای متفاوت و به صورت بومی و با لحاظ کردن روحیات فرهنگ بومی برای فرهنگ های مختلف پیچیده شود.[۲].
[ویرایش] همچنین ببینید
[ویرایش] منبع
- ↑ Gates, Henry Louis. The Norton Anthology of African American Literature. W.W. Norton & Company, Inc., 2004.
- ↑ و آنچه ما داریم- نگاهی تحلیلی به خصایص مثبت فرهنگ ایرانی و نقش آن در تبلور مدرنیته بومی.
- تجدد و تجدد ستیزی در ایران نوشته دکتر عباس میلانی
| جنبشهای هنری/قرن بیستم | |
|---|---|
|
آپ آرت | آرت دکو | آرت نوو | آیندهگری | استاکیسم | انتزاع پسانقاشانه | باهاوس | پاپ آرت | پوریسم | تولیدگری | د استیل | دادائیسم | دورانگری | حجمگری (کوبیسم) | ساختارگری ناب | پسانوگرایی (پست مدرنیسم) | فرا انگاشت (ترانسپرسیونیسم) | فراواقعگرایی (سوررئالیسم) | فوویسم | کمینهگرایی (مینیمالیسم) | نوگرایی (مدرنیسم) | نمادگرایی | واقعنمایی عکسوار | هنر انتزاعی (آبستره) | هنر مفهومی | هیجاننمایی انتزاعی | هیجاننمایی (اکسپرسیونیسم) |
|
| جستارهای وابسته: دریافتگری (امپرسیونیسم) | پسا دریافتگری (پست امپرسیونیسم) | نودریافتگری |

