محمد خانلو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چپرلی، ییلاق محمد خانلوها در نزدیکی روستای عباس‌آباد
سکونتگاه تابستانی محمد خانلوهای مرفه در روستای گرمناب

محمد خانلو (Mohammad Khanlu) یکی‌ از ایلات عمده مجموعه عشایر ارسباران است [۱]. ییلاق این ایل کوههای اطراف مرزرود ومحمودآباد قشلاق آن در حیدرکانلو و روستاهای مجاور آن قرار داشت. در مورد ایل محمد خانلو، مراتع ییلاق و زمینهای قابل کشت قشلاق ملک خان بود. [۲].

در حال حاضر محمد خانلوها کوچ نشینی را کنار گذاشته، و اکثراً به شهرک‌های حاشیه تهران مهاجرت کرده‌اند. تعداد اندکی از خانوارها هنوز، همراه با کشاورزی در جلگه‌های کناره ارس، به دامداری نیز مشغول اند و در ماههای گرم سال به چراگاه‌هایی مانند چپرلی، آقداشو نوشادره عباس‌آباد (محمد قلی یوردی یا قدی یوردی)ودر گذشته دور ییلاق جیلی و دیر روستای بهروزومازگر (تاتار یوردی دامداران اهل روستای تاتار ) کوچ می‌کردند .

تاریخچه[ویرایش]

محمد خانلوها ادعا می‌کنند که ریشه‌ای کردی دارند و ایل در زمان قاجاریه توسط فردی به نام محمد خان فرزند باقر خان سرهنگ رئیس ایل چلبیانلو ها تاسیس شده است. بعد از محمد خان، روسای ایل به ترتیب عبارت اند از:، احمد خان، قاسم خان، هاشم خان مرحوم، عبدالله خان، اسدالله خان وشجاع خان. البته در مورد سلسله روسای ایل اختلاف نظر وجود دارد. اهالی مسن منطقه بر این نظر هستند که رئیس واقعی ایل در اوایل قرن بیستم حاجی صفقلی خان بود. حاجی صفقلی خان در قلعهٔ ای، که بر بالای صخره‌ای بین روستای گاویران و ییلاق چپرلی بنا کرده بود، زندگی‌ میکرد. خرابه‌های قلعه هنوز موجود است.‌ بعلت نرمخویی افراطی حسین خان (پسر بزرگ و جانشین حاجی) ریاست ایل در حدود سال ۱۳۱۰ به عبدلله خان، شوهر خواهر حسین خان، انتقال یافت. حسین خان باقی عمر خود را، فارغ از مناقشات میان قبیله ای، در روستای عباس‌آباد کنار همسر خود، که از خانواده ای رعیت بود، سپری کرد. در حال حاضر سه‌ پسر حسین خان، با نام خانوادگی لیثی، در قید حیات هستند و هنوز مردم محل آنها را با لقب خان نام میبرند.

اسدالله خان آخرین نماینده کلیبر در مجلس شورای ملی بود[۳] و به علت وابستگی به رژیم شاه اموالش مصادره شد[۴] و خود نیز مدتی را در زندان گذراند. عامل اصلی‌ این اقدامات فردی به نام حسن بهروزیه بود، که به نمایندگی دوره نخست مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید ولی‌ اعتبار نامه آاش تصویب نشد و مدتی‌ بعد اعدام شد[۵] و به قولی دیگر در اثر شکنجه دچار نارسايي کليه شد و در در سال 61 جان باخت[۶]. در طی جنگهای داخلی بعد از جنبش مشروطیت محمد خانلوها، به تبعیت از ایل متحدشان چلبیانلو، طرف استبدادیون را گرفته و با سپاه رحیم خان چلبیانلو همراهی کردند، علی‌رغم آنکه پدر رهبر نیروهای مشروطه خواه، ستار خان قرداغی،فرزند حاج حسن بزاز قره داغی از طایفه محمد خانلو بودومادرش ار روستای موسی کندی ایل حسن بگلوبود [۷]. بعد از شکست رحیم خان در ۱۹۰۹، امیر ارشد از ایل حاج علیلو خلا قدرت در ارسباران را پر کرد. او با کمک نیروهای دولتی محمد خانلوها ومتحداشان را در زمستان۱۹۱۰ تاازشرق تا نزدیکی حسرتان واز غرب درحوالی آقداش (توپخانه) مغلوب کردندوایل حاج علیلوها اروستای وینق(وینه) گذشتندتا نوارمرزی رود ارس رسیدند بعد آن به غارت اموال و کشتارمردم دست زدند.گروهی از محمد خانلوها بسوی ان طرف مرز قره باغ وآق دام مهاجرت کردندگروهی دیگر قبل ازجنگ با اطلاع خوانین حسن بگلوازروستاهای کناره رود ارس به( حیدر کانلو) (روایتی 16قاطرباحمل بار) واطراف کلیبر(خان نوغدی وپیغام ) به طرف دهستان حسن اباد بالخصوص روستای دمیرچی حداددان مهاجرت و در اطراف روستا به کار آهنگری مشغول شدند. .بعداز تمام شدن جنگ واختلاف اهالی باخوانین حسن بگلو به روستاهای میشه پاره و میجوان از جمله بهروز -کلشلو -آینالی -گاویران -عباس آباد -گرمناو- -الهرد -وایان مقدس رفتند [۸]

در طی حکمرانی فرقه دموکرات آذربایجان، از آذر ۱۹۴۵تا آذر ۱۹۴۶، محمد خانلوها طرف دولت مرکزی را گرفته واتحاد با ایل حسن بگلو و با فرقه چی‌ها(فدای ها) وارد جنگ چریکی شدند.[۹] . نتیجه آنکه عبدالله خان در اهر و رضاقلی خان در قم تپه تبریز تیرباران شدند[۱۰].

آمار تیره های های ایل محمد خانلو در آستانه انقلاب سفید[ویرایش]

انقلاب سفید نقشی عمده در فروپاشی نهایی ساختار ایلی ایران داشته است. بدین جهت، آمار جمعیّت عشایری در آستانه این تحوّل اوج اقتصاد دامپروری را مشخص میکند. این آمار، بر اساس داده‌های پرونده‌های ارتش (تبریز)، به قرار زیر است. توجه شود که نام تیره ها ٔبر مبنای نام روستای قشلاقی تیره است و تعداد خانوارها در داخل پرانتز نوشته شده است[۱۱].

حیدرکانلو (تیره رئیس وقت، ۶۰)، صفرلو (۵۵)، طوعلی سفلی (۵۰)، طوعلی علیا (۳۵)، زرنق (۳۵)، خمارلو (۶۰)، زنبلان (۸۰)، جانانلو (۶۰)، دریلو (۴۰)، شجایلو‎ و مفروضلو (۸۰)، کورزق (۱۶)، ستن و مسجدلو (۱۲۰)، تالان دره (۷۰)، بايدوق‎ (۳۰)، لوتجان (۵۰)، سقه ساي (۵۰)، گاوآهن (۵۰)، قشلاق كرانلو (۴۰)، ابریق (۲۵)،ساریجالو همنشين (۲۵)، مشهدحسنلو‎ (۲۵)، شاه یوردی (۲۰). در منبع مذکور بدلایلی از تیر ه‌های زیر نام برده نشده است: تاتار علیاوسفلی ، قاقالو، همان، بابایلوجانانلو و بولدوز قره‌قوچ.شاه حیدر

تا اوایل دهه ۱۹۶۰ برخی خانواده‌ها در روستا‌ها مستقر شده و به کشاورزی مشغول بودند. تا اوایل دهه ۱۹۶۰ برخی خانواده‌ها در روستا‌ها مستقر شده و به کشاورزی مشغول بودند. مالکین پنج‌ روستای عباس‌آباد، الهرد و گرمناب و یوسفلو و روستای بهروز از نسل محمد خان بودند.ضمن یادآوری روستای یوسفلوو الهرد و گاویران و قره توپراق توسط حاج نعمت نجاتی (دامداران اهل کورزه )ومالک روستای مزکر (مازگر )خریداری شد.

پانویس[ویرایش]

  1. http://www.iranicaonline.org/articles/calabianlu-a-turkicized-tribe-dwelling-for-the-most-part-in-the-dehestan-of-garmaduz-in-arasbaran-q
  2. A. S. K. Lambton, "Landlord and Peasant in Persia: A Study of Land Tenure and Land Revenue..", 1991, p.285
  3. Iran Almanac and Book of Facts, 1976, Volume 15 - Page 93
  4. http://www.vista.ir/article/366492
  5. http://www.iranrights.org/farsi/memorial-case-33694.php
  6. http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=9
  7. Ayyūb Nīknām Lālah, Farīburz Z̲awqī, "تبريز در گذر تاريخ: شاهنامۀ تاريخى تبريز", 1995, ياران
  8. M. mojtahedi, "رجال آذربایجان در عصر مشروطیت", Tabriz, چاپخانه نقش جهان, 1948, p. 184
  9. P. Oberling, “The Tribes of Qarāca Dāġ,” Oriens 17, 1964, p. 93.
  10. http://www.eanocr.ir/?page_id=1908
  11. P. Oberling, “The Tribes of Qarāca Dāġ,” Oriens 17, 1964, p. 69.