محمد جابریان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

محمد جابریان صنعتگر و سرمایه‌دار ایرانی است.

وی از فعالان صنعت فولاد ایران[۱]، مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند [۲] و صاحب ۱۰۰ درصد سهام شرکت ذوب آهن خرمشهر است.[۱] جابریان در ۷ تیر۱۳۸۷، معامله عرضه ۳۰٫۵ درصد از سهام فولاد خوزستان در بورس به ارزش ۱۳۶۴ میلیارد تومان را برنده شد.[۳] ولی دو سال بعد با شکایت جابریان مبنی بر عدم پذیرش نقش او در تصمیم‌گیری‌های این شرکت توسط دولت، دادگاه معامله را فسخ کرد.


دوران زندگي:

از فعالان صنعت فولاد ایران،مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند و صاحب ۱۰۰ درصد سهام شرکت ذوب آهن خرمشهر است. پرورش یافته مكتب بازار سنتی ایران و همچون اسلاف خویش، مذهبی و به اصطلاح هیاتی است. هر سال به مكه می‌رود و به تكلیف دینی‌اش عمل می‌كند. خمس می‌دهد، زكات می‌پردازد و دستی در كار خیر دارد. نزدیكانش به او می‌گویند «حاجی» همان‌گونه كه به اسدالله عسگراولادی می‌گویند و همان‌گونه كه به یوسف هندی و سعید امانی می‌گفتند. برخاسته از كف بازار است و هنوز گرد آهن بر صورت دارد و تراشه فولاد در دست. روزگاری او و شش ‌برادرش، در حجره پدری، همه كار می‌كردند تا چرخ خانواده پرجمعیت «حاج آقا جابریان» بچرخد. انبارگردانی می‌كردند، حجره را جارو می‌زدند، نبشی و میلگرد بار كامیون و كشنده می‌كردند و به دنبال طلب پدر، دسته‌جمعی در پی ‌بدهكار ناپیدا، به كمین می‌نشستند. در این میان، برادر بزرگ‌تر وظیفه‌ای متفاوت برعهده داشت. او بازوی تجارتی و بازرگانی پدر بود و به مدد استعداد شگرفی كه داشت، بار به دوردست‌ها می‌فرستاد. فولاد در دستان محمد حكم طلا داشت و در هر زمان كه اراده می‌كرد، بار فولاد را از كارخانه به شهرستان‌ها می‌فرستاد. او استاد معاملات سلف شده بود و با آینده‌نگری و تحلیلگری‌اش، واردكنندگان فولاد را هم به زانو در می‌آورد. كار حجره پدری كم‌كم گسترش پیدا كرد و روزبه‌روز بر بنیه مالی خانواده جابریان افزوده شد تا اینكه برادران، نقشه راه‌اندازی كارخانه‌ای را تنظیم كردند. كارخانه ی فولادی در دشت قزوین تا حضور خانواده جابریان علاوه بر توزیع، به تولید هم كشیده شود.


. زمان زیادی لازم نبود تا كار تولید آنها نیز رونق بگیرد به این دلیل كه برادر بزرگ‌تر، علاوه بر تجارت، در كار تولید هم موفق نشان داد و موفق شد در اندك زمانی، كار در كارخانه را سه شیفته و تولید را به حداكثر توان برساند. شعار محمد «نان داغ، فولاد داغ» بود و ورق‌های فولادی و محصولات آهنی را بلافاصله از خط تولید به خط فروش می‌كشاند به گونه‌ای كه این شتاب عمل، اعتراض كامیون‌داران و كشنده‌سواران را به دنبال داشت كه « فولاد داغ، كف كامیون آنها را می‌سوزاند» با تحلیل‌های دقیقی كه از وضعیت بازار داشت، شرایط را حتی برای واردكنندگان فولاد دشوار كرد و به‌گونه‌ای پیش رفت كه بزرگان این عرصه را هم به زانو درآورد. جریان از این قرار بود كه محمد جابریان، در مبادی ورودی و بنادر كشور افرادی را مامور می‌كرد تا اطلاعات دقیقی از میزان فولاد وارد شده به كشور، قیمت خریداری شده و واردكنندگان آن در اختیارش بگذارند. پس از آگاهی از قیمت فولاد وارد شده به كشور، توان خود و كارخانه‌اش را بسیج می‌كرد تا با افزایش توان تولید، محموله جدیدی وارد بازار كند. قیمت فولاد وارداتی هرچه بود، درصدی كم‌تر از آن، محصولات تولیدی‌اش را روانه بازار می‌كرد و به این ترتیب، واردكنندگان فولاد را در شرایط سختی قرار می‌داد به گونه‌ای كه آنها مجبور می‌شدند با او مذاكره كنند. در نهایت كار به جایی می‌رسید كه واردكنندگان فولاد به این نتیجه می‌رسیدند كه محصولات وارداتی را با قیمتی توافقی در اختیار سلطان بازار قرار دهند و به این ترتیب، محمد جابریان علاوه بر تولید كارخانجات خود، محموله‌های بزرگی از فولاد وارداتی را هم در اختیار می‌گرفت و بدین شكل در بازار قدرت‌نمایی می‌كرد. با گسترش دامنه كار، آرزوی دوران جوانی‌اش را دور از دسترس نمی‌دید؛ حضور در راس شركتی به بزرگی فولاد خوزستان، آرزوی دیرینه او بود و او حتی زمانی كه در حجره پدری پادویی می‌كرد، در اندیشه چنین موفقیتی بود. تابستان سال ۸۷ خبر خرید بلوک ۳٫۵۰ درصدی فولاد خوزستان به وسیله یک شخص حقیقی موجب هیجان بازار شده بود.


. شاید این هیجان بیشتر به خاطر آن بود که کسی در ایران جرات کرده سرمایه خود را رو کند! این خبر وقتی منتشر شد که بیشتر فعالان بازار شاهد رقابت تنگاتنگ متقاضیان خرید طی ۹ روز بودند. یک شخص حقیقی که تاکنون فعالیتی در بازار سهام نداشته توانست گوی سبقت را از حقوقیهای بازار برباید و ۵٫۳۰ درصد بلوک فولاد خوزستان را از آن خود کند. مدیر عامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش ۸۷ درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد.او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت میکنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید ۱۳۶۰ میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است.بچه کف بازار در حال حاضر در بازار آهن تهران یکی از سرشناس ترینهاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را ۱۰۰میلیون تومان بخرد. فکرش را بکنید او با این خط موبایل چه میکند. مدتی پیش اگر ماشین بورس را زیرورو می‌كردید، هرگز كدی معاملاتی به نام «محمد جابریان» پیدا نمی‌كردید. هیچ‌كس در بازار سرمایه چنین نامی نشنیده بود اما او با ثبت ركورد 1364 میلیارد تومانی در یك دادوستد، به جرگه سهامداران بورس تهران پیوست و كد معاملاتی دریافت كرد.با این حال اگر مدتی دیگر در ماشین بورس اثری از كد معاملاتی او ندیدید، تعجب نكنید. او قصد خروج از بازار را دارد.



. بزرگ‌ترین سهامدار بورس تهران ، اكنون بی‌سروصدا در پی آن است كه سرمایه‌اش را هم از فولاد خوزستان و هم از بازار سرمایه خارج كند. او كه روزگاری آرزوی مدیریت شركتی به بزرگی فولاد خوزستان را در سر داشت، اكنون خسته‌تر از آن به نظر می‌رسد كه خودش را درگیر حواشی فراوان شركتی همچون فولاد خوزستان كند. مگر بر سر محمد جابریان چه آمده است كه شوق ‌و ذوق ابتدایی‌اش، این روزها تبدیل به انگیزه‌ای برای خروج از شركت رویایی‌اش شده است؟ هیچ‌كس به درستی از قضایای پشت پرده فولاد خوزستان اطلاعی ندارد و محمد هرگز حاضر به گفت‌وگو و افشاگری در این زمینه نشده است. تنها پس از چند وقت که قیمت فولاد در سطح جهان کاهش یافت خواستار ابطال معامله انجام شده، شد تا به دلیل بحران جهانی که گریبان فولاد جهان و به خصوص ایران را گرفته است ضرری متوجه وی نشود. وی که در ان زمان معتقد به سالم بودن فضای سرمایه‌گذاری در ایران بود و حاضر شد چند برابر قیمت سهام این شرکت را بخرد دیری نپایید که با همراه شدن کاهش قیمت فولاد و عدم اجازه ورود خود به عنوان یکی از سهامداران عمده به جلسات هیات مدیره تصمیم گرفت تا اظهار نارضایتی خود را به گونه ای دیگر نشان دهد پس اقدام به طرح شکایت برای ابطال بلوک کرد اما هیات ‌داوری رای را به ‌نفع سازمان خصوصی ‌سازی صادر کرد. زندگی "محمد جابریان" شباهت زیادی به "لاكشمی میتال"دارد.



. او و سرمایه‌گذار معروف هندی، هردو كودكی فقیرانه‌ای داشته‌اند. هردو در پایین‌ترین رده‌های بازار فولاد كار كرده‌اند و هردو موفق شده‌اند به بالاترین رده‌های بازار دست یابند. اگر لاكشمی میتال 10 درصد فولاد دنیا را تولید می‌كند، محمد جابریان هم موفق شده است با خرید 30درصد سهام فولاد خوزستان، 25 درصد بازار فولاد ایران را در دست گیرد. لاكشمی میتال توانست بزرگ‌ترین واقعه تاریخ صنعت فولاد جهان را به نام خود ثبت كند. میتال با خرید جنجالی شركت لوكزامبورگی آرسلور به قیمت 2/31میلیارد دلار و تاسیس شركت جدید "آرسلور- میتال"به قطب صنعت فولاد جهان تبدیل شد.محمد جابریان نیز موفق شد پس از 9 روز رقابت نفس‌گیر در بورس، با تحمل هزینه‌ای معادل 1364میلیارد تومان ـ بیش از 4/1 میلیارد دلار- بلوك مدیریتی "فخوز" یا شركت بزرگ فولاد خوزستان را دردست گیرد.


[۴]

منابع[ویرایش]