محمد بهمنبیگی
| محمد بهمن بیگی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۲۹۸ ایل قشقایی در استان فارس |
| درگذشت | اردیبهشت ۱۳۸۹ شیراز ، محله کُشَن |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | نویسنده، معلم |
| همسر | سکینه کیانی |
| والدین | پدر: محمودخان |
| وبگاه | |
| http://www.bahmanbeigi.ir/ | |
محمد بهمنبیگی (تولد ۱۲۹۸ - وفات اردیبهشت ۱۳۸۹ [۱]) نویسنده ایرانی و بنیانگذار آموزش عشایری در ایران بود.
وی در ایل قشقایی در فیروزآباد استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، در راستای سیاستهای دولتِ وقت و تحت حمایت اصل چهار ترومن، کوشش خود را جهت برپایی مدرسههای سیّار برای بچههای ایل آغاز کرد و با پیگیریهای خود توانست برنامهٔ سوادآموزی عشایر را به تصویب برساند. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسههای سیّار جلب کند و نخستین مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهد. بهمنبیگی به سبب کوشش پیگیر خود در راه سوادآموزی به هزاران نفر کودکِ تُرک، لُر، کُرد، بلوچ، عرب و ترکمن، برندهٔ جایزهٔ سوادآموزی سازمان یونسکو شد. او تجربههای آموزشیِ خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشتهاست.
محتویات |
کودکی و جوانی [ویرایش]
محمد بهمنبیگی در سال ۱۲۹۹ در ایل قشقایی در تیرهٔ بهمنبیگلو از طایفهٔ عملهٔ قشقایی به هنگام کوچ متولد گردید. هشت ساله که شد، پدرش یک منشی استخدام کرد و به خانه آورد که هم به محمد درس بدهد و هم برای او نامه بنویسد. محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند و الفبای سواد را آموخت.
ده ساله بود که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، پدرش را به تبعید به تهران محکوم کردند و شش روز پس از تبعید پدر، مادرش را نیز به گناه فراهم کردن آذوقه برای عشایر مخالف دولت، به تبعیدگاه همسرش فرستادند. بنابراین، محمد همراه مادر تبعیدی از کوهدشت به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیهٔ تهران مشغول تحصیل شد. پس از پایان دورهٔ دبیرستان به دانشکدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ کارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند. او قبل از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن، با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به وطن بازگشت. ازآنجاکه در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد، پس از چندی به ایل بازگشت.
آموزش در کوچ [ویرایش]
طبق اسناد معتبر، بنیان گذار و پدر آموزش عشایری حداقل از هفتصد سال پیش سلطان محمد خدابنده الجایتو بوده است. به دستور وی مدرسه سیار عشایری ایجاد شد که همراه با اردوی سلطان در ییلاق و قشلاق در حرکت بوده و هیات تعلیم و محصلان و اطرافیان آن میبایستی همراه سلطان محمد خدابنده الجایتو در حرکت باشند. بنابراین مدرسه متحرکی به وجود آمد که «وصاف الحضره» صاحب کتاب «تاریخ وصاف»، آن را «مدرسه سیار سلطانی» خوانده است.[۲] [۳].
وجود مدرسه عشایری (مکتب خانه) در ایلات و عشایر سابقه طولانی دارد. در کتاب «یادماندهها» نوشته محمدحسین قشقایی به سابقه طولانی وجود مدارس عشایری در دوران ایلخانی صولتالدوله قشقایی و برپایی چادر سفید به عنوان چادر مدرسه، در کنار سیاه چادرهای عشایر اشاره شده است. وی مینویسد: «در ایل قشقایی [در دوران صولتالدوله] هر بُنکو (شامل سی چهل خانوار که با هم نسبت خویشاوندی داشتند) یک معلم داشت که حقوق او به صورت مشترک پرداخت میشد. مطمئناً در آنزمان باسوادانِ ایلِ در حالِ کوچ، بسیار زیادتر از اهالی دهات بودند.»[۴]
ایجاد مدرسه دولتی عشایری (دارالتربیه عشایری) از اقداماتی است که در دوران رضاشاه انجام شده است.[۵] به عنوان مثال می توان به مدرسه عشایری در منطقه ترکمن صحرا[۶]، دارالتربیه عشایری مسقر در خرم آباد[۷]، دارالتربیه عشایری تهران[۸] و ... اشاره نمود. برخی منابع و اسناد موجود، تأسیس مدرسه عشایری در قالب دارالتربیه عشایری به شکل دولتی و منسجم را به علی اصغر حکمت (از وزرای معارف دوران رضاشاه) نسبت می دهند. [۹] [۱۰] پس از دارالتربیه های عشایری، با توجه به مشکلات موجود و کافی نبودن فعالیت ها برای پوشش دادن به تمامی نیازهای جامعه عشایری، ایده ایجاد مدارس به صورت سیار و کوچرو همراه با خانوارهای عشایری مد نظر قرار گرفت.
در سال ۱۳۳۰ مدارس نوین عشایری در استان کهگیلویه و بویراحمد به وسیله دکتر محمود حسابی وزیر فرهنگ، به شکل رسمی پایهگذاری شد. بنابراین برنامه ریز آموزش عشایر و مدارس سیار عشایری در سیستم اداری ایران، دکتر محمود حسابی است. وی که در سال ۱۳۳۰ به عنوان وزیر فرهنگ در کابینه دکتر مصدق فعالیت میکرد، اقدام به ایجاد مدارس نوین عشایری نمود.[۱۱] [۱۲][۱۳].
نشریه حافظ در شماره بهمن ماه سال ۱۳۹۰ مقاله ای را منتشر نموده که در آن آقای بهمن بیگی طی نامه ای، دکتر حسابی را موسس نخستین مدارس سیار عشایری معرفی نموده است. در این مقاله به اذعان اسناد موجود، چند سال پعد از برنامه ریزی و برپایی مدارس سیار عشایری توسط دکتر حسابی، تعدادی از معلمین شاغل در مدارس سیار عشایری، به دانشرای عشایری تابعه دایره تعلیمات عشایر از برنامه های آموزش عشایری اصل چهار ترومن در ایران ، می پیوندند.[۱۴]
در سال ۱۳۳۲ کمیسیون اصل چهار ترومن (رئیس جهور امریکا) در شیراز، مبادرت به تاسیس دایره تعلیمات عشایری نمود و آقای گیگن امریکایی به طور مستقیم مسئول امور برنامه ریزی آموزش عشایری گردید. او برای تحقق اهداف خود، از فرزندان ایل نیز استفاده نمود. اصل چهار ترومن توسط آمریکایی ها برای جلوگیری از سقوط کشور ایران به دامان کمونیسم اجرا شد. فعالیتهای اصل چهار همراه با سایر برنامههای تبلیغاتی آمریکا توانست مردم ایران را در برابر نفوذ کمونیسم مقاوم سازد. صدها پروژه آموزشی، بهداشتی در ایران اجرا شد. برنامه اصل چهار، منابع مالی این پروژه ها و ابزار کار، ماشین الات و متخصصین مربوطه را تأمین میکرد.[۱۵] بر حسب گزارشهایی که بعدا انتشار یافت اصل چهار سالانه بین ۱۸ تا ۲۵ میلیون دلار برای کمکهای فنی و حرفه ای در ایران هزینه می کرد. پس از خاتمه فعالیت اصل چهار در ایران، اسناد مربوطه تحویل نخست وزیر وقت ایران (منوچهر اقبال) شد.[۱۶] بنابراین، مدارس عشایری در آغاز کار به کمک و یاری اصل چهار آمریکا تحت نظر و ریاست آقای گیگن در ایران شکل گرفت. آقای بهمن بیگی به مدت چهار سال در استخدام این موسسه بوده است و تحت مدیریت مسئول آموزش اصل چهار در شیراز در زمینه تعلیمات عشایری در ایل قشقایی فعالیت داشته است.[۱۷] در ۲۷ فروردین ۱۳۳۲ زمانی که اعضای حزب برادران به دفتر اصل چهار در شیراز حمله کردند، کارمندان آمریکایی آن به یاری محمد بهمن بیگی به باغ ارم شیراز منتقل شدند،[۱۸] پس از تحویل اسناد و مدارک اصل چهار توسط مسئولان آمریکایی آن به دولت ایران، بهرهبرداری از این مدارس تا پایان حکومت پهلوی به وسیله دائره تعلیمات عشایر به ریاست محمد بهمنبیگی ادامه یافت.[۱۹]
پیگیری یک برنامه [ویرایش]
بهمنبیگی به برنامهٔ همکاری فنی و اقتصادی آمریکا با عنوان اصل چهار در ایران پیوست. بهمنبیگی توانست به کمک دوستانی که با او همراه شدند برنامهای را با پنج اصل در زمستان ۱۳۳۲ به تصویب برساند که طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس برای اجرا ابلاغ شد.
بر پایهٔ برنامهٔ آموزش عشایر باید برای پایههای اول تا چهارم مدرسههای سیار و برای پایههای پنجم تا نهم مدرسههای شبانهروزی بر پا میشد. همچنین، باید یک مدرسهٔ تربیت معلم ویژهٔ عشایر برای جذب دانشآموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته میشد و گروهی برای نظارت بر مدرسههای چادری نیز به وجود میآمد. با وجود این، تنها به بر پایی مدرسههای چادری و کار نظارت بسنده شد و ۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر بنیانگذاری شد. ادارهٔ این مدرسهها با آقای بهمنبیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ درهشویی، سپرده شد.
ازآنجاکه در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا کنند، آموزگاران دیپلمهٔ شهری را با وعدهٔ استخدام رسمی و فراهم کردن امکانات لازم برای آسایش آنها به سوی ایل کشاندند. اما پس از یک سال روشن شد که این آموزگاران نمیتوانند در میان عشایر زندگی کنند و به هنگام کوچ با آنها همرا شوند. از این رو، چاره در آن بود که از خود ایلیاتیها داوطلب بگیرند و آنها را آموزش بدهند.
یکی از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار بهمنبیگی شد، دعوت از دولتمردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود.
گسترش اندیشهای نو [ویرایش]
نهادی شدن آموزش در عشایر با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دکتر کریم فاطمی به ثمر رسید و طرح تعلیمات عشایر در هشتصد و نودمین نشست شورای عالی فرهنگ در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۳۴ به تصویب رسید. از آن تاریخ آموزش عشایر توسعه یافت و پایدار شد و بر پایی مدرسههای عشایری به عشایر استان فارس محدود نشد و فرزندان عشایر از ایلهای آذربایجان تا مرزهای شمال شرقی خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند.
بهمنبیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیانگذاری کرد. اما کارشناسان آموزش و پرورش معتقد بودند که او در کار آموزش و پرورش صاحبنظر نیست و تدریس در دانشسرای تربیت معلم کار افراد متخصص و تحصیلکردههای دانشسرای عالی است. به این ترتیب، بهمنبیگی طی ۲۶ سال سرپرستی آموزش عشایر را به عهده داشت.
نوآوریهای آموزشی بهمنبیگی [ویرایش]
حرکت آموزشی بهمن بیگی خود یک نوآوری محسوب میشود. یکی از کارهای نوآورانهٔ بهمنبیگی که در پیشبرد هدفهای آموزشی او بسیار سودمند بود، برگزاری اردوهای تربیتی برای دانشآموزان و آموزگاران عشایری در نقاط مختلف عشیرهنشین بود. در آن اردوها آموزگاران موفق کارهای خودشان را به آموزگاران دیگر و دانشآموزان دانشسراها، که در آینده آموزگاران عشایری میشدند، معرفی میکردند. برگزاری رقص و پایکوبی و اجرای موسیقی محلی از دیگر برنامههای این اردوها بود که در حفظ سنتهای ایلی بسیار سودمند بود و به مردم ایل نشان میداد که سوادآموزی و دانشاندوزی به فرهنگ ایل سازگار است و به توسعهٔ آن نیز کمک میکند.
کتابشناسی [ویرایش]
دوران بازنشستگی محمد بهمنبیگی بیشتر به ثبت تجربهها و خاطرهها و نظریههای او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشتهاست، که حاصل آن چند کتاب در قالب داستاناست.
- ۱. بهمنبیگی، محمد. عرف و عادت در عشایر فارس، انتشارات بنگاه آذر، ۱۳۲۴ چاپ دوم: انتشارات نوید شیراز ۱۳۸۱
- ۲. بهمنبیگی، محمد. بخارای من ایل من. انتشارات آگاه، ۱۳۶۸
- ۳. بهمنبیگی، محمد. اگر قرهقاچ نبود. انتشارات باغ آدینه، ۱۳۷۷
- ۴. بهمنبیگی، محمد. به اجاقت قسم.
- ۵. بهمن بیگی، محمد. طلای شهامت. انتشارات نوید شیراز ۱۳۸۷
کتابهای بهمن بیگی از نگاه دیگران [ویرایش]
بزرگ علوی [ویرایش]
بزرگ علوی، داستاننویس مشهور ایرانی در نامهای خطاب به بهمن بیگی، کتاب بخارای من ایل من او را اینچنین توصیف میکند:
دوست عزیز جناب آقای بهمن بیگی
- بخارای من ایل من را با کمال ذوق و شوق خواندم و از آن لذت بردم، از خواندن «آل» اشک از چشمم سرازیر شد. به طبع وقاد شما و دید تیز شما آفرین گفتم و از لطف شما صمیمانه تشکر میکنم. هم ادبی بود و هم فرهنگ عوام (فولکلور). خدا شما را از ما نگیرد. از این کارها باز هم بکنید تا ادبیات جدید ایران غنی ترشود.[۲۰]
قربان شما- بزرگ علوی
فرانکفورت ۷/۱۲/۱۳۷۱
سیمین دانشور [ویرایش]
سیمین دانشور ضمن نگارش نامهای به بهمن بیگی، بیان میدارد:
- دوست سالیان درازم، محمد بهمن بیگی عزیزم
شاهکارت، بخارای من ایل من، تحفه نوروزی من به دوستانم بود و اینک کتابهای اخیرت که به وسیله آقای نوید فرستاده بودی.
از همه چیزمتشکرم. از اینکه وجود داری، ازاینکه این همه کوشا بودهای. کلاسهای سیارعشایری ات یادم نمیرود. میدانی که پدر من دکتر ایل قشقایی بود و من با فرخ بی بی دوست بودم. با تحسین و ارادت/ سیمین دانشور[۲۱]
عبدالحسین زرین کوب [ویرایش]
دست عزیزت مریزاد. خاطرت شاد و خوش باد!
آقای بهمن بیگی بسیار گرامی
- اگر قره قاج نبود، من و بسیاری دیگر از لذت خواندن این خاطرات دلکش و شیرین محروم میماندیم. خوب شد که این قره قاج پربرکت فیضی هم به قلمرو نثر فارسی رساند. کیف کردم، نشئه شدم و راست راستی لذت بردم.
هرگز فکر نمیکردم در معیشت شاد و آزاد شبانکارگی این همه رنج و بلا با این همه لطف وصفا همراه است. بارها در کوچ ایل با شما همراه شدم و بارها در آن مدارس عشایری نکتهها آموختم. اگر قره قاج نبود یک همچو تصویر زیبا و ماندنی از زندگی عشایر فارس باقی نمیماند.
باید از قره قاج ممنون بود که یک چنین نویسنده هوشمند افسون کاری را به ایران برگردانده. اگر قره قاج نبود جای چه چیزهای خوبی که خالی بود.
سال نو بر بهمن بیگی عزیز و بر عزیزان مبارک باد. خوب شد که قره قاج بود، راستی خوب شد که قره قاج بود!
با سلام و درود / عبدالحسین زرین کوب[۲۲]
درگذشت [ویرایش]
محمد بهمنبیگی در یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست.
پیکر وی روز پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت سال ۱۳۸۹ تشییع و همانطور که وصیت کرده بود، در مسیر کوچ عشایر، در شیراز و در منطقهٔ کُشن به خاک سپرده شد.[۲۳]
مراسم تشییع جنازه [ویرایش]
پیکر محمد بهمن بیگی که در روز ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در بیمارستان کوثر شیراز درگذشته بوده، صبح روز پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت با حضور بیش از ۱۰۰ هزار نفر از دوستداران وی در شیراز برگزار و در بهشت زهرای عشایر به خاک سپرده شد.
شرکت کنندگان در این مراسم با شعارهای “گچ سفید فشنگم، تخته سیاه تفنگم – عزاعزاست امروز، جامعهٔ عشایر صاحب عزاست امروز- سلام بر عشایر، درود بر بهمن بیگی- عشایر با غیرت، تسلیت تسلیت – معلم فداکار، روحت شاد روحت شاد “؛ پیکر او را در مسیرهای میدان معلم شیراز، ایمان جنوبی، همت، کمربندی کشن (koshan) و بهشت زهرای عشایر شیراز بدرقه کردند.
خانوادهٔ آقای بهمن بیگی میگویند محل دفن بنیان گذار آموزش عشایر را به یک موسسه آموزشی تبدیل خواهند کرد.
در همین حال روز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت، مقامات امنیتی در شیراز مانع چاپ آگهی مراسم خاکسپاری محمد بهمن بیگی در روزنامههای شیراز شده بودند.
روزنامههای شیراز از خانواده آقای بهمن بیگی و ایلات ایران و عشایر ایران، آگهیهایی درباره مراسم خاکسپاری او دریافت کرده بودند اما با دستور تلفنی مقامات امنیتی، این روزنامهها از چاپ آگهیها منع شدند. [۲۴][۲۵]
یادمانها [ویرایش]
در تاریخ دهم خرداد ۸۹ مراسمی در تالار وحدت برگزار شد [۲۶])همچنین، یادمانهای دیگری برای بهمن بیگی در شهرهای نورآباد ممسنی، شیراز، یاسوج و چند شهر دیگر برگزار شد. در ضمن مجلهٔ فراسوی ممسنی یک ویژه نامه اختصاصی برای محمد بهمن بیگی چاپ کرد. این ویژه نامه حاوی مقالاتی از دوستان، شاگردان، همکاران و دوستداران محمد بهمن بیگی بود.
بهمنبیگی از نگاه دیگران [ویرایش]
گیگن، مدیر برنامهٔ اصل چهار در گزارش کار خود، که بهصورت کتابی در آمریکا منتشر شد، دربارهٔ او نوشتهاست: «او بیش از نیمی از عمر خود را با عشایر گذرانده و با رؤسای عشایر خوب آشنا بود. آنها نهتنها بهخاطر خانوادهاش، بلکه بهخاطر تواناییهای خودش، به او احترام میگذاردند.»
منابع [ویرایش]
- ↑ محمد بهمنبیگی، بنیانگذار آموزش عشایری، درگذشت
- ↑ وصاف الحضره، تحرير تاريخ وصاف، به قلم عبدالمحمد آيتي، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1372.
- ↑ جنبش مدرسه سازی در ایران عصر ایلخان(مراکز علمی و آموزشی ایران در عصر ایلخانان و تأثیر آن در فرهنگ و تمدن اسلامی ـ اسلامی http://www.sokhanetarikh.com/all-version/76-sokhanetarikh-no11/221-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C
- ↑ یادماندهها، خاطرات محمدحسین قشقایی، تهران، انتشارات فرزان، ۱۳۸۵
- ↑ http://www.seymare.com/?p=2185
- ↑ http://www.bayragh.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=375
- ↑ سید فرید قاسمی، نشریه ی لرستان شناسی شقایق، سال اول، شماره ۲، تابستان ۷۶
- ↑ http://www.bayragh.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=375
- ↑ منصور رستگار فسایی، علی اصغر حکمت شیرازی، تهران، طرح نو، ص ۱۳۰
- ↑ پژوهشکده باقرالعلوم http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38324
- ↑ کتاب: وزرای معارف ایران، احمد عبداللهپور، ناشر مولف، تهران،۱۳۶۹،ص ۱۸۶(چاپ دوم با نام وزرای آموزش و پرورش _ وزرای معارف ایران، ۱۳۷۳ ص ۱۷۹.
- ↑ کتاب ‹استاد عشق، نگاهی به زندگی پروفسور سید محمود حسابی، نوشته ایرج حسابی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ سی و دوم، ۱۳۸۷
- ↑ http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/861811%7Cمقاله به قلم محمد بهمن بیگی با نام پروفسور حسابی برپاکننده نخستین مدرسه سیار عشایر، صفحه 37، شماره 90 نشریه زبان و ادبیات حافظ، پایگاه مجلات تخصصی NoorMags
- ↑ http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/861811%7Cمقاله به قلم محمد بهمن بیگی با نام: پروفسور حسابی برپاکننده نخستین مدرسه سیار عشایر، صفحه 37، شماره 90 نشریه زبان و ادبیات حافظ، پایگاه مجلات تخصصی NoorMags
- ↑ اصل چهار ترومن در ایران به روایت اسناد – ۱۱، معایب اجرای طرح اقتصادی ترومن در ایران و جهان، روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۵۷ مورخ ۴/۲/۱۳۸۹
- ↑ تحلیلی بر نتایج اجرای اصل چهار ترومن در ایران- مجله گزارش -دی ۱۳۷۸ - شماره ۱۰۷ نویسنده:کرباسیان، اکبر -به نقل از پایگاه محلات تخصصی نور
- ↑ اصل چهار ترومن در ایران به روایت اسناد – ۱۱، معایب اجرای طرح اقتصادی ترومن در ایران و جهان، روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۵۷ مورخ ۴/۲/۱۳۸۹
- ↑ نصیری طیبی، «نقش قشقاییها در نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد»، فصلنامه تاریخ روابط خارجی (مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه)، ۸ تا ۱۱.
- ↑ کتاب «به اجاقت قسم» نوشته محمد بهمنبیگی انتشارات نوید شیراز
- ↑ کتاب «نوشتههایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
- ↑ کتاب «نوشتههایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
- ↑ کتاب «نوشتههایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
- ↑ محمد بهمن بیگی در سرای ابدی آرام گرفت
- ↑ تشییع جنازه استاد بهمن بیگی با حضور هزاران نفر در شیراز+گزارش تصویری
- ↑ بهمن بیگی در آرامگاه ابدی آرمید
- ↑ یادمان محمد بهمن بیگی در تالار وحدت برگزار میشود
۲- نوشتههایی دربارهٔ محمد بهمنبیگی و آثار او؛ بهکوشش اسماعیل احمدی، ابوالفتح امیری و کهزاد رنجبر؛ نشر ویژهنگار، تهران ۱۳۸۴.
