محمد بهمن‌بیگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد بهمن بیگی
زادروز ۱۲۹۸
ایل قشقایی در استان فارس
درگذشت اردیبهشت ۱۳۸۹
شیراز
ملیت ایرانی
پیشه نویسنده، معلم
همسر

همسر اول: گوهر گرگین پور (سه دختر)

همسر دوم: سکینه کیانی (دو پسر و دو دختر)
والدین پدر: محمودخان
وبگاه
http://www.bahmanbeigi.ir/

محمد بهمن‌بیگی (تولد ۱۲۹۸ - وفات ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹) نویسنده ایرانی و از فعالان آموزش عشایری در ایران بود.[۱]

وی در ایل قشقایی در منطقه ای بین شهرک های خنج و فیروزآباد[۲] در استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، در راستای سیاست‌های دولتِ وقت و با پیوستن به اصل چهار ترومن، در زمینه برپایی مدرسه‌های سیّار برای بچه‌های ایل شروع به فعالیت کرد. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیّار جلب کند و نخستین مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهد. او تجربه‌های آموزشیِ خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشته‌است.

در دهه های شصت و هفتاد میلادی، یک جایزه به نام جایزه «کروپس کایا» به افتخار نام سیاستمدار روس از سوی دولت اتحاد جماهیر شوروی (تا سال ۱۹۹۲) و یک جایزه نیز به نام جایزه «محمد رضا پهلوی» از سوی دولت ایران (تا سال ۱۹۷۷) با همکاری یونسکو به فعالین عرصه سوادآموزی داده می شد. از افراد فعال در بخش آموزش که از سوی دولت ایران برای دریافت جایزه «کروپس کایا» معرفی شدند می توان به امیر بیرجندی (در سال ۱۹۷۰) و محمد بهمن بیگی (۱۹۷۴ معادل ۱۳۵۳ شمسی) اشاره نمود. متاسفانه هیچیک از این دو نفر، برنده جایزه فوق نشدند[۳]. در سال ۱۹۷۰ این جایزه به نماینده آکادمی علوم جمهوری خلق مغولستان رسید و در سال ۱۹۷۴ نیز برنده این جایزه، نماینده کشور رواندا (از مرکز توسعه اجتماعی شایارونگی) بوده است[۴].

زندگی شخصی[ویرایش]

محمد بهمن‌بیگی در ایل قشقایی در تیرهٔ بهمن‌بیگلو از طایفهٔ عملهٔ قشقایی به هنگام کوچ متولد گردید. هشت ساله که شد، پدرش که از کدخدایان محلی[۵] بود، یک منشی استخدام کرد و به خانه آورد که هم به محمد درس بدهد و هم برای او نامه بنویسد. محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند. ده ساله بود که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، والدینش به تهران تبعید شدند. بنابراین، محمد به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیهٔ ولی آباد[۶] مشغول تحصیل شد. پس از پایان دورهٔ دبیرستان به دانشکدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ کارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند. آقای بهمن بیگی در زمستان سال ۱۳۲۰ با گوهر گرگین پور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، سه دختر می باشد.

انتقال جاسوس آلمانی از تهران به فارس: در بهار ۱۹۴۲ (۱۳۲۱شمسی) آقای بهمن بیگی، جاسوس آلمانی به نام شولتس را از تهران به منطقه فارس منتقل کرد. در آن روزها تهران تحت سلطه انگلیسی ها قرار داشت و منطقه فارس تحت حمایت قشقایی ها و دور از دسترس انگلیسی ها بود.[۷] ملک منصورخان قشقایی این اقدام را بدون هماهنگی با ناصر خان قشقایی (ایلخانی وقت) می داند و می نویسد: «او (محمد بهمن بیگی) در زمان جنگ، هوادار آلمان شد. همو بود که همراه با شخصی به نام حبیب اله نوبخت، بدون هماهنگی و اطلاعِ ناصر خان، ماژور شولتز (شولتس) آلمانی را از تهران برداشته و به فارس نزد ناصرخان برد که ناصر خان از کار او خیلی ناراحت شده بود»[۸]. بهمن بیگی به مدت دو سال در ایل ماند و به عنوان منشی و مترجم جاسوسان آلمانی برای خوانین قشقایی فعالیت داشت. پس از این مدت، نهایتا انگلیسی ها دو تن از برادران ناصرخان قشقایی (ملک منصورخان و محمدحسین خان قشقایی) را به گروگان گرفتند و ایلخان قشقایی را مجبور کردند در مقابل آزادی برادرانش، جاسوسان آلمانی را در اختیار انگلیسی ها قرار دهد[۹].

اشتغال در بانک ملی و بازگشت به ایل: «پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ (۱۳۲۴ شمسی)، با توصیه ای که محمد حسین خان قشقایی و خسرو خان قشقایی به دکتر دفتری و عباسقلی خان نیساری (از مقامات بانکی) نمودند، او در بانک ملی استخدام شد»[۱۰]. او پس از شش ماه به ایل بازگشت. او در این زمان به مدت ۵ سال در ایل ماند[۱۱].

سفر به آمریکا و اصل چهار ترومن: چندماه بعد از امضای قرارداد «برنامه همکاری های فنی برای توسعه روستایی» که اولین توافقنامه بین المللی اصل چهار ترومن بود، آقای بهمن بیگی با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به وطن بازگشت. به گفته «هندرشات»: «در سال ۱۹۵۱ (۱۳۳۰ شمسی) آقای بهمن بیگی از آمریکا دیدار کرد و در آنجا علاقه جدی به فرآیندهای اجتماعی (Social Processes) پیدا کرد. او به خصوص تحت تاثیر مدارس عمومی قرار گرفت. سال بعد او با یک ماموریت (Mission) بازگشت»[۱۲]. سهیلا شهشهانی در بررسی گزارش های هندرشات و سایرین، معتقد است مفهوم عبارت (فرآیند اجتماعی» و «ماموریت»، کاملا شفاف نیست اما آنچه مشخص است آقای بهمن بیگی به عنوان مصرف کننده (User)کمک های اقتصادی آمریکا در این بخش در برنامه اصل چهار بود[۱۳]. از این زمان، او به عنوان یک فرد محلی، برای همکاری و تسهیل کمک رسانی آمریکایی ها در نظر گرفته شد و در فهرست حقوق بگیران اصل چهار قرار گرفت[۱۴].

طبق اسناد محرمانه سفارت آمریکا در تهران، آقای بهمن بیگی که از اعضای طایفه عمله است برای انجام یک سفر خصوصی/ محرمانه (Private) در سال ۱۹۵۲ به مدت شش ماه در آمریکا اقامت نمود که بودجه این سفر عمدتا توسط خسرو خان قشقایی تامین شد[۱۵].

انتقال کارمندان آمریکایی اصل چهار به باغ ارم شیراز: در ۲۷ فروردین ۱۳۳۲ زمانی که اعضای حزب برادران که مخالف مصدق بودند به دفتر اصل چهار در شیراز حمله کردند، کارمندان آمریکایی آن به یاری محمد بهمن بیگی به باغ ارم شیراز منتقل شدند و مورد حمایت قشقایی‌ها قرار گرفتند.[۱۶] خوانین قشقایی (برادران قشقایی) همواره با دکتر مصدق همفکر بودند. پس از ملی شدن صنعت نفت در اسفندماه ۱۳۲۹ آمریکا ابتدا از دولت دکتر مصدق حمایت کرد. بنابراین تا سال ۱۳۳۲ خوانین قشقایی با آمریکایی ها رابطه مناسبی داشتند و از حضور آنها در ایران حمایت می کردند. اما در اثر رویدادهای سیاسی نظیر تمایل دکتر مصدق به فروش مستقل نفت در بازارهای اروپا و حتی بازار آمریکا، دولت آمریکا سیاست خود را سریعا تغییر داد. بنابراین از سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) رویدادهایی نظیر دخالت سازمان سیا در وقایع ۲۸ مرداد پیش آمد، دولت مصدق سقوط داده شد و مشاورین نظامی نیز به ایران آمدند[۱۷]. بنابراین از کودتای ۲۸ مرداد به بعد، رابطه خوانین قشقایی با آمریکایی ها تیره شد.

جدایی کلانتران طوایف از خوانین قشقایی در کودتای ۲۸ مرداد: در جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ناصر خان قشقایی که در آنزمان سناتور بود، به فارس برگشت و همراه با برادرانش (خسروخان، محمد حسین خان و ملک منصورخان) در حمایت از مصدق تمامی پیشنهادهایی را که کودتاگران برای جلب نظر ایشان داده بودند را رد کردند. ناصرخان به ایل قشقایی آماده باش داد. در این زمان، تلاش‌های آمریکایی‌ها و سرلشکر زاهدی میان قشقایی‌ها را به هم زد. در همین راستا، جدایی عده‌ای از کلانتران ایل از برادران قشقایی ضربه سختی به قدرت و روحیه ایل زد و منجر به پراکندگی نیروهایشان شد. اسناد سفارت آمریکا در تهران محمد بهمن بیگی را به خاطر اختلافی که با خسرو قشقایی داشت در ماجرای جدایی برخی کلانتران طوایف از خوانین قشقایی موثر می‌داند. ناصرخان که دیگر مقاومت را بی فایده می‌دید راهی تهران شد و در ادامه، شاه برادران قشقایی را به خارج تبعید کرد[۱۸].

ملک منصورخان قشقایی در این خصوص می نویسد: «بهمن بیگی خیلی مورد اعتماد شاه و آمریکایی ها بود. او پس از کودتای ۲۸ مرداد، تعدادی از کلانتران طوایف قشقایی مانند زیادخان دره شوری و چند نفر دیگر را به قطع حمایت از ملی شدن نفت و پشت کردن به مصدق تشویق می کرد و آنها را از اردوی قشقایی جدا کرد و نزد شاه برد تا دولت کودتا را به رسمیت بشناسند[۱۹].

در سند مورخه ۲۸ اکتبر ۱۹۵۴ برابر ۶ آبان ۱۳۳۳ (از اسناد محرمانه سفارت آمریکا در تهران)، آمده است که آقای بهمن بیگی که در برنامه آموزشی اصل چهار فعالیت دارد می گوید خسروخان دیگر از حمایت قابل توجهی در میان ایلات وطوایف برخوردار نیست. از نظر بهمن بیگی حمایتی که از خسروخان می شود تنها به خاطر پول و دارایی اوست[۲۰]. وی (آقای بهمن بیگی) که بودجه انجام سفرش در سال ۱۹۵۲ به مدت شش ماه در آمریکا عمدتا توسط خسرو خان تامین شد اظهار می دارد که در حال ایجاد یک جبهه مخالف علیه خسرو خان است[۲۱].


وی در سال ۱۳۴۳ با سکینه کیانی که در آن زمان ۱۷ ساله بود و اختلاف سنی زیادی داشتند ازدواج کرد. حاصل ازدواج مجدد او، دو پسر و دو دختر است.[۲۲] [۲۳]

آموزش در کوچ[ویرایش]

سابقه تاریخی آموزش عشایر: طبق اسناد معتبر، بنیان گذار و پدر آموزش عشایری حداقل از هفتصد سال پیش سلطان محمد خدابنده الجایتو بوده است. به دستور وی مدرسه سیار عشایری ایجاد شد که همراه با اردوی سلطان در ییلاق و قشلاق در حرکت بوده و هیات تعلیم و محصلان و اطرافیان آن می‌بایستی همراه سلطان محمد خدابنده الجایتو در حرکت باشند. بنابراین مدرسه متحرکی به وجود آمد که «وصاف الحضره» صاحب کتاب «تاریخ وصاف»، آن را «مدرسه سیار سلطانی» خوانده است.[۲۴][۲۵].

وجود مدرسه عشایری (مکتب خانه) در ایلات و عشایر سابقه طولانی دارد. در کتاب «یادمانده‌ها» نوشته محمدحسین قشقایی به سابقه طولانی وجود مدارس عشایری در دوران ایلخانی صولت‌الدوله قشقایی و برپایی چادر سفید به عنوان چادر مدرسه، در کنار سیاه چادرهای عشایر اشاره شده است. وی می‌نویسد: «در ایل قشقایی [در دوران صولت‌الدوله] هر بُنکو (شامل سی چهل خانوار که با هم نسبت خویشاوندی داشتند) یک معلم داشت که حقوق او به صورت مشترک پرداخت می‌شد. مطمئناً در آن‌زمان باسوادانِ ایلِِ در حالِ کوچ، بسیار زیادتر از اهالی دهات بودند.»[۲۶]

ایجاد آموزش عشایری و تاسیس اولین مدارس عشایری (غیر سیار) به وسیله دولت ایران- سال ۱۳۰۷: ایجاد مدرسه دولتی عشایری (دارالتربیه عشایری) از اقداماتی است که در دوران رضاشاه انجام شده است.[۲۷] به عنوان مثال می‌توان به مدرسه عشایری در منطقه ترکمن صحرا[۲۸]، دارالتربیه عشایری مسقر در خرم آباد[۲۹]، دارالتربیه عشایری تهران[۳۰] و... اشاره نمود. برخی منابع و اسناد موجود، تأسیس مدرسه عشایری در قالب دارالتربیه عشایری به شکل دولتی و منسجم را به علی اصغر حکمت (از وزرای معارف دوران رضاشاه) نسبت می‌دهند[۳۱][۳۲]. البته از آنجا که علی اصغر حکمت از سال ۱۳۱۲ به وزارت فرهنگ رسید، به نظر می رسد قبل از ایشان هم آموزش عشایری و مدارس عشایری در سیستم دولتی ایران وجود داشته است.

پس از دارالتربیه‌های عشایری، با توجه به مشکلات موجود و کافی نبودن فعالیت‌ها برای پوشش دادن به تمامی نیازهای جامعه عشایری، دولت ایران ایده ایجاد مدارس به صورت سیار و کوچرو همراه با خانوارهای عشایری را مد نظر قرار داد. البته سازمان های مسئول ایرانی از مدت های طولانی به ضرورت آموزش مدرن و مجانی برای عشایر پی برده بودند اما کمبود بودجه مانع این کار شده بود[۳۳].

طرح احداث مدارس عشایری (دارالتربیه های عشایری) در فارس توسط برادران قشقایی- ۱۳۲۹: بنابر اسناد موجود، با آرام گرفتن اوضاع سیاسی قشقایی ها، در زمان حضور خسرو خان قشقایی به عنوان نماینده فیروزآباد در دوره شانزدهم مجلس و ناصرخان قشقایی در مجلس سنا، برادران قشقایی توانستند ضمن افزایش نفوذ و اقتدار سیاسی خود، با نزدیکی به مراکز قدرت در راستای بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایل قشقایی و مناطق همجوار اقداماتی انجام دهند. خوانین قشقایی در سال ۱۳۲۹ پیشنهادهایی مانند طرح جاده شیراز- فیروزآباد- بوشهر، طرح کارخانه قند آباده، طرح سد رودخانه قره قاج و همچنین طرح احداث سه باب دارالتربیه عشایری در شهرستان های شیراز، فسا و فیروزآباد را به دولت ارائه دادند. بنابراین با موافقت رزم آرا در آبان ماه ۱۳۲۹، دستور پرداخت اعتبار آن صادر شد و وزارت فرهنگ، طرح احداث دارالتربیه های عشایری فوق را به تصویب رساند. از این رو ناصرخان با احداث یک قطعه زمین از املاک خود واقع در ناصرآباد فیروزآباد به مساحت یازده هزار مترمربع تلاش کرد این طرح را عملی سازد. اما به رغم احداث قسمتی از ساختمان مدتی بعد به علت کسری بودجه دولت متوقف شد و پس از حوادث سیاسی سال ۱۳۳۲ کلا به فراموشی سپرده شد. برادران قشقایی علاوه بر جلب نظر دولت به منظور اختصاص بودجه برای طرح های عمرانی، خود نیز با سرمایه شخصی تاسیساتی نظیر ساخت یک بیمارستان و یک باب مدرسه در شهر فیروزآباد که مقر اصلی قشقایی ها بود، به راه انداختند. چنین به نظر می رسد که سران قشقایی به دلیل ارتباطی که با جوامع مدرن داشتند دریافته بودند که شیوه زندگی کهن ایلی دیگر پاسخگوی نیازهای جهان آینده نیست[۳۴].

تاسیس اولین مدارس عشایری (سیار) توسط دولت ایران به وسیله دکتر حسابی- سال ۱۳۳۰: در سال ۱۳۳۰ مدارس سیار عشایری در استان کهگیلویه و بویراحمد به وسیله دکتر محمود حسابی، به شکل رسمی پایه‌گذاری شد. بنابراین بنیان گذار مدارس سیار عشایری در سیستم اداری ایران، دکتر محمود حسابی است. وی که در سال ۱۳۳۱ به عنوان وزیر فرهنگ در کابینه دکتر مصدق فعالیت می‌کرد، اقدام به ایجاد مدارس نوین عشایری نمود.[۳۵][۳۶][۳۷].

نشریه حافظ در شماره بهمن ماه سال ۱۳۹۰ مقاله‌ای را منتشر نموده که در آن آقای بهمن بیگی طی نامه‌ای، دکتر حسابی را موسس نخستین مدارس سیار عشایری معرفی نموده است. در این مقاله به اذعان اسناد موجود، چند سال پعد از برنامه ریزی و برپایی مدارس سیار عشایری توسط دکتر حسابی، تعدادی از معلمین شاغل در مدارس سیار عشایری، به دایره تعلیمات عشایر از برنامه‌های آموزش عشایری اصل چهار ترومن در ایران، می‌پیوندند.[۳۸]

«در سال ۱۳۳۱ آقای پروفسور حسابی، وزیر فرهنگ دکتر مصدق در‌حالی‌که هیچگونه راه ارتباطی شوسه و خاکی قابل استفاده در استان کهکیلویه و بویراحمد وجود نداشت (البته راه قدیمی کلنگ‌ ساز زمان رضاشاه تخریب شده و نیاز به بازسازی داشت) با هواپیمای دو نفره آمد و ۶ نفر را با صلاحیت لازم به عنوان معلم عشایر انتخاب کرد که در واقع آنها هسته آموزش عشایر را شکل دادند. هواپیمای دکتر حسابی در فرودگاه دست سازی که با بیل و کنلگ در یاسوج درست کرده بودند به زمین نشست. سپس با مشورت با بزرگان بویراحمد ۶ نفر از افراد باسوادی که از مدرسه نوین دوره رضاشاه ۲۰-۱۳۱۲ فارغ‌التحصیل شده بودند و مدرک ششم ابتدایی داشتند، فی‌المجلس از آنها از حساب، هندسه، املا، معلومات عمومی، تفسیر متن و غیره شخصا امتحان گرفت و ۶ نفر را بدون گذراندن دوره دانشسرا مستقیما به آموزگاری برگزید. این شش نفر نه آموزش دیدند و نه به دانش‌سرا رفتند اما پروفسور حسابی از آنها امتحان گرفت در امتحان قبول شدند و به عنوان معلم شروع به کار کردند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد که اصل ۴ آمریکا در آن نقش کلیدی داشت، دکتر مصدق سرنگون و آموزش عشایر به مرحوم بهمن‌بیگی واگذار شد»[۳۹].

توسعه مدارس عشایری (سیار) به وسیله اصل چهار ترومن- سال ۱۳۳۲: در سال ۱۳۳۲ کمیسیون اصل چهار ترومن (رئیس جهور امریکا) در شیراز، مبادرت به تاسیس دایره تعلیمات عشایری نمود و آقای گیگن امریکایی به طور مستقیم مسئول امور برنامه ریزی آموزش عشایری گردید. او برای تحقق اهداف خود، از فرزندان ایل نیز استفاده نمود. اصل چهار ترومن توسط آمریکایی‌ها برای جلوگیری از سقوط کشور ایران به دامان کمونیسم اجرا شد. فعالیت‌های اصل چهار همراه با سایر برنامه‌های تبلیغاتی آمریکا توانست مردم ایران را در برابر نفوذ کمونیسم مقاوم سازد. صدها پروژه آموزشی، بهداشتی در ایران اجرا شد. برنامه اصل چهار، منابع مالی این پروژه ها و ابزار کار، ماشین الات و متخصصین مربوطه را تأمین می‌کرد.[۴۰] بر حسب گزارش‌هایی که بعداً انتشار یافت اصل چهار سالانه بین ۱۸ تا ۲۵ میلیون دلار برای کمک‌های فنی و حرفه ای در ایران هزینه می کرد. پس از خاتمه فعالیت اصل چهار در ایران، اسناد مربوطه تحویل نخست وزیر وقت ایران (منوچهر اقبال) شد.[۴۱] بنابراین، مدارس عشایری به کمک و یاری اصل چهار آمریکا تحت نظر و ریاست آقای گیگن در ایران توسعه یافت. آقای بهمن بیگی که در استخدام این موسسه بوده، تحت مدیریت مسئول آموزش اصل چهار در شیراز در زمینه تعلیمات عشایری در ایل قشقایی فعالیت داشته است.[۴۲]

پی‌گیری برنامه اصل چهارترومن[ویرایش]

امضای اصل چهار ترومن و کمک های فنی به ایران- سال۱۳۲۹ شمسی: دو ماه پس از اینکه در ماه ژوئن ۱۹۵۰ (سال ۱۳۲۹شمسی) هری ترومن رئیس جمهور آمریکا قانون «اقدامات برای توسعه جهانی» را امضا کرد، دکتر فرانکلین هریس عازم مذاکره برای یک توافقنامه جهت ارائه کمک های فنی به دولت ایران شد. در ماه اکتبر همان سال، سفیر آمریکا آقای هنری گریدن و علی رزم آرا نخست وزیر ایران «برنامه همکاری های فنی برای توسعه روستایی» را امضا کردند. این برنامه اولین توافقنامه بین المللی اصل چهار بود[۴۳].

نقش دانشگاه BYU یوتا و اعزام کارشناسان آموزشی به ایران-سال ۱۳۳۰:پس از امضای این توافقنامه، دولت آمریکا از دانشگاه BYU-Brigham Young University در شهر «پراوو» ایالت یوتا برای مشارکت در برنامه اصل چهار در ایران دعوت کرد. برنامه اصل چهار ابتدا تحت مدیریت آقای فرانکلین هریس بود که قبلا به مدت ۲۴ سال به عنوان رئیس دانشگاه BYU خدمت کرده بود. دولت آمریکا نقش این دانشگاه و کالج کشاورزی دانشگاه ایالتی یوتا را به عنوان برنامه ریزی، به کار گیری نیروی انسانی و اجرای برنامه اصل چهار تعیین نمود[۴۴]. دانشگاه BYU چهار گروه کارشناس آموزشی (آموزشگر) را برای کمک به اصلاح ضعف های سیستم آموزشی ایران اعزام نمود. گروه اول متشکل از شش آموزشگر در سال ۱۹۵۱ (۱۳۳۰ شمسی) جهت ارتقای آموزش ابتدایی، راه اندازی و تاسیس مدارس عشایری، و نظارت بر برنامه اجرایی اصل چهار اعزام شدند. یکی از اعضای اولین گروه کارشناسان آموزشی آقای «گلن گیگن» بود که به منظور تاسیس مدارس عشایری اعزام شد. در سال ۱۹۵۳ نیز دوازده نفر دیگر برای کمک به توسعه آموزش در مقاطع ثانویه (بالاتر از ابتدایی) در نقاط مختلف ایران اعزام شدند. در پاییز ۱۹۵۷ سومین گروه پرسنل این دانشگاه برای سایر اقدامات فرهنگی و مبحث انرژی وارد ایران شدند. همچنین نهایتا در سال ۱۹۵۹ گروه چهارم جهت مشاوره در زمینه آموزش عالی اعزام شدند. این گروه ها در ایجاد و به روز رسانی برنامه های آموزشی بسیار موفق بودند[۴۵].

برنامه ریزی آموزش عشایری در ایران به وسیله اصل چهار- از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲:اولین حرکت برای برنامه ریزی و تاسیس آموزش عشایری در ایران به وسیله گلن گیگن در ۱۹۵۳ پس از انجام یک مطالعه صحرایی(نظرسنجی) در خصوص نیازهای عشایر طی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ شمسی، انجام شد. آقای گیگن می نویسد: «باید حس تعلق عشایر به ایران و به منطقه ای که در آن زندگی می کنند تقویت شود. هیچیک از این اهداف بدون داشتن مردم تحصیل کرده عشایر ممکن نمی شود.» سازمان های مسئول ایرانی از مدت های طولانی به ضرورت آموزش مدرن و مجانی برای عشایر پی برده بودند اما کمبود بودجه مانع این کار شده بود. سازمان اصل چهار برای کمک های فنی به ایران، با کمک دلارهای آمریکا و نظرات کارشناسان آمریکایی این طرح را به واقعیت تبدیل کرد و زمستان امسال (سال ۱۹۵۴) تعداد ۹۵ مدرسه سیار عشایری در استان فارس فعالیت می کنند. سازمان های مسئول ایران امیدوارند که آموزش عشایر بتواند آغازی برای اسکان عشایر، رو آوردن به کاشت اراضی و پرداخت مالیات همانند سایر شهروندان باشد[۴۶]. در اثر فعالیت بسیار موثر اصل چهار در ایران، برنامه های آموزشی در عشایر، روستاها و شهرها به طور چشمگیری توسعه یافت و این برای کارشناسان آموزشی دانشگاه BYU افتخار بزرگی بود[۴۷].

مطالعات صحرایی کارشناسان آمریکایی:بر اساس نتایج مطالعه صحرایی (نظرسنجی) که از ورود کارشناسان آموزشی در سال ۱۹۵۱ تا سال ۱۹۵۳ صورت گرفت، آقای گیگن دریافت که مردان باسواد شهری ، معلمین مناسبی برای عشایر نیستند. آقای گیگن در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ شمسی) می نویسد: «معلم عشایری باید با خانواده هایی که برای تدریس به آنها می رود آشنا و شناخته شده باشد، توسط خان پذیرفته شده باشند و تمایل داشته باشند که در ایل بمانند و در فعالیت های روزمره عشایری مشارکت نمایند. بنابراین یک پسر شهری هر چند هم که معلم خوبی باشد برای اینکار مناسب نیست. همچنین مسیر کوچ برخی طوایف عشایر قشقایی بسیار طولانی است. مثلا طایفه شش بلوکی در هر مسیر کوچ (ییلاق تا قشلاق) حدود ۴۰۰ مایل طی می کند. بنابراین مدرسه عشایری باید سبک و قابل حمل باشد. یک چادر کوچک برای نشستن ۲۰ کودک، یک فرش، یک تخته سیاه، یک میز برای معلم و کتاب برای این مدرسه سیار کافی است. چنین مدرسه ای در مدت ده دقیقه قادر به بارگیری و حمل بر پشت اسب خواهد بود[۴۸].

تاسیس مدارس عشایری اصل چهار با کمک روسای طوایف- سال ۱۳۳۲: پس از انجام مطالعات و بررسی های لازم، راه اندازی مدارس عشایری توسط اصل چهار آغاز شد. آقای گیگن کارهای اولیه خود را با خودروی جیپ یا بر پشت اسب به انجام رساند و گاهی برای یک ملاقات تا ده روز بر زین اسب، در مراتع طبیعی کوه های زاگرس در بین ایلات بود. آقای گیگن دریافت که هیچ مدرسه ای برای اقشار کم درآمد ایل وجود ندارد. او برای تاسیس اولین مدارس عشایری، مستقیما به روسای ایلات مراجعه کرد. گیگن می نویسد: «روسای ایلات به انتخاب مردانی با قابلیت بالا جهت خدمت به عنوان معلم کمک کردند و آن افراد به دوره های آموزشی مخصوص معلمین فرستاده شدند. با وجودی که پول و تجهیزات برای این مدارس از طرف بودجه اصل چهار آمریکا تامین شده است، اما روسای طوایف قشقایی تقبل کردند که خود پرداخت حقوق معلمان را به عهده بگیرند»[۴۹]. در این زمان آقای بهمن بیگی به عنوان یک فرد محلی، برای همکاری و تسهیل کمک رسانی آمریکایی ها و همچنین مترجم کارشناسان آمریکایی اصل چهار بود. آقای بهمن بیگی می نویسد: «خوشبختانه در راستای پیشرفت های فرهنگی مملکتی عده ای از ثروتمندان عشایر فارس به ندای من پاسخ مثبت دادند و تقبل کردند حقوق بیش از یکصد نفر معلم را شخصا بپردازند. سپس با تلاش فراوان از میان روستاهایی که در مسیر ایلات بودند معلم کافی برای ایجاد ۷۹ مدرسه سیار پیدا کردم. »[۵۰].

خاتمه فعالیت اصل چهار و تحویل مدارس عشایری به آموزش و پرورش فارس-سال ۱۳۳۶: آقای «دین اندرو پیترسون» یکی از اعضای اولین گروه اعزامی از سوی دانشگاه BYU می نویسد: در سال ۱۳۳۰ (۱۹۵۱ میلادی) مدتی بعد از ورود گروه کارشناسان آموزشی به ایران، ماموریت آقای هریس در ایران خاتمه یافت و به جای او، آقای «ویلیام وارن» به عنوان مدیر کشوری اصل چهار تعیین و به ایران آمد. آقای وارن سابقه فعالیت در وزارت امور خارجه آمریکا را به مدت شانزده سال داشت[۵۱]. آقای وارن حدود ۴ سال در ایران فعالیت کرد. سپس این پست به آقای «کلارک گریگوری» رسید که تا پایان فعالیت اصل چهار در سال ۱۳۳۶ ادامه یافت. در سال ۱۳۳۶ اموال اصل چهار به دولت ایران انتقال یافت. البته در واقع نام اصل چهار به «هیات عمران بین المللی آمریکا» تغییر یافت و آقای «هری بارن» جایگزین آقای «کلارک گریگوری» شد. بنابراین فعالیت اصل چهار در زمینه آموزش عشایری به شکل محدودتر و در قالب نظارت فنی به جای همکاری اجرایی، پیگیری شد. آقای کلارک گریگوری در زمان خاتمه کار اصل چهار و ترک ایران (سال ۱۳۳۶) نشان درجه سه همایون را به خاطر آموزش مردم ایران و بالا بردن سطح زندگی آنها از دولت ایران دریافت کرد[۵۲].

مدارس عشایری اصل چهار به مدت سه سال تا زمان خاتمه فعالیت اصل چهار در ایران با موفقیت فعالیت کردند. پس از خاتمه اصل چهار و تحویل تمام اسناد و مدارک و تجهیزات به دولت ایران، ادامه کار مدارس عشایری به دولت ایران (آموزش و پرورش فارس) سپرده شد. آقای بهمن بیگی می نویسد: «سه سال از عمر این مدارس گذشت و پیشرفت دانش آموزان امیدبخش بود. در شرایط جدید، با توجه به وضع نامعلوم معلمان و مشکلاتی که در خصوص پرداخت حقوق معلمان به وجود آمد، اولیای آموزش و پرورش فارس برای بقای دبستان های عشایری دست به کار شدند و معلمان دانشسرا دیده را جایگزین معلمان سابق کردند. ولی پس از یک سال (در سال ۱۳۳۷) مسلم شد که جوانان شهری به هیچ وجه قدرت کار و زندگی در مناطق عشایری را ندارند. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که برای تعلیم و تربیت فرزندان عشایر راهی جز توسل به دامن همان معلمان محلی و ایلی نیست.»[۵۳] پس از تحویل اسناد و مدارک اصل چهار توسط مسئولان آمریکایی آن به دولت ایران، بهره‌برداری از این مدارس تا پایان حکومت پهلوی به وسیله دائره تعلیمات عشایر به ریاست محمد بهمن‌بیگی ادامه یافت.[۵۴]

تاسیس دانشسرای عشایری توسط آموزش و پرورش فارس-سال ۱۳۳۶: در زمان فعالیت اصل چهار، برای آماده سازی افراد منتخب به عنوان معلم دوره های آموزشی کوتاه مدت در نظر گرفته شده بود. با توجه به خاتمه فعالیت اصل چهار و تحویل مدارس عشایری به دولت ایران، به گفته آقای بهمن بیگی: «آموزش و پرورش فارس برای جلوگیری از تعطیل شدن مدارس عشایری، طرح تاسیس دانشسرای عشایری را از شورای عالی فرهنگ گذراند. به این ترتیب در سال ۱۳۳۶ دانشسرای عشایری در شیراز تاسیس شد و تا کنون (مهرماه ۱۳۵۱ شمسی) ۲۰۴۰ نفر فارغ التحصیل از این دانشسرا به طوایف مختلف عشایر کشور اعزام شده است»[۵۵].

تصویب برنامه آموزش عشایر: همزمان با فعالیت اصل چهار در ایران، به تدریج در سیستم دولتی ایران نیز آموزش عشایری نهادینه شد. بنابراین با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی کریم فاطمی (مدیر کل فرهنگ استان فارس) در زمستان ۱۳۳۲ برنامه‌ای برای آموزش عشایر با پنج اصل تهیه شد و در نهایت، طرح تعلیمات عشایر در هشت‌صد و نودمین نشست شورای عالی فرهنگ در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۳۴ به تصویب رسید. پس از خاتمه کار اصل چهار و تحویل مدارس عشایری به دولت ایران، «دایره تعلیمات عشایر» به عنوان یکی از ادارات داخلی آموزش و پرورش فارس به کار خود ادامه داد و آموزش عشایر توسعه یافت و پایدار شد. بر پایی مدرسه‌های عشایری به عشایر استان فارس محدود نشد و فرزندان عشایر از ایل‌های آذربایجان تا مرزهای شمال شرقی خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند. بر پایهٔ برنامهٔ آموزش عشایر (۱۳۳۴)و برنامه های بعدی نظیر طرح تاسیس دانشرای عشایری (۱۳۳۶) و همچنین طرح تاسیس مدرسه شبانه روزی در شیراز(۱۳۴۶)، باید برای پایه‌های اول تا چهارم مدرسه‌های سیار و برای پایه‌های پنجم تا نهم مدرسه‌های شبانه‌روزی بر پا می‌شد. همچنین، باید یک مدرسهٔ تربیت معلم ویژهٔ عشایر برای جذب دانش‌آموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته می‌شد و گروهی برای نظارت بر مدرسه‌های چادری نیز به وجود می‌آمد. با وجود این، ابتدا تنها به بر پایی مدرسه‌های چادری و کار نظارت بسنده شد و ۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر بنیان‌گذاری شد. ادارهٔ این مدرسه‌ها به آقای بهمن‌بیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ دره‌شویی، سپرده شد. یکی از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار بهمن‌بیگی شد، دعوت از دولت‌مردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود.

خاتمه فعالیت «هیات عمران بین المللی آمریکا» و تاسیس مدرسه شبانه روزی عشایری در شیراز-سال ۱۳۴۶: سازمان «هیات عمران بین المللی آمریکا» تا سال ۱۳۴۶ شمسی در ایران فعال بود. تا جایی که مدیر آن اعلام کرد در دهه ۱۹۶۰ میلادی ایران به طور چشمگیری پیشرفت نموده است و در سال ۱۹۶۸ در میهمانی سفیر ایران در آمریکا (آقای هوشنگ انصاری) به طور رسمی خاتمه فعالیت اصل چهار و سازمان عمران بین المللی آمریکا اعلام شد[۵۶]. بعد از خاتمه کامل حضور آمریکایی ها در برنامه های آموزشی، به گفته آقای بهمن بیگی: «شاهنشاه آریامهر و شهبانوی گرامی پس از بازدید از مدارس عشایری و کار معلمان و مشاهده پیشرفت های آنان، امر مقرر فرمودند که در شیراز دبیرستانی تاسیس شود که سالانه عده ای از فرزندان مستعد و بی بضاعت که از مدارس ابتدایی فارغ التحصیل می شوند در آنجا به تحصیلات دبیرستانی ادامه دهند. این دبیرستان در سال ۱۳۴۶ در شیراز تاسیس شد و تا کنون (مهرماه ۱۳۵۱ شمسی) تعداد ۵۷۵ نفر از دختران و پسران مستعد و کم بضاعت عشایری را که در کلاس اول تا پنجم متوسطه و دوره راهنمایی تحصیل می کنند به طور شبانه روزی نگهداری می نماید[۵۷].

ایجاد اداره کل آموزش عشایر-سال ۱۳۴۸: تا سال ۱۳۴۷ آموزش عشایر یکی از ادارات داخلی آموزش و پرورش فارس بود. از سال ۱۳۴۸ این اداره از آموزش و پرورش فارس منتزع و به اداره کل آموزش عشایر کشور که مرکز آن بر حسب اقتضا شیراز تعیین شده است تبدیل گردید[۵۸]. به این ترتیب آقای بهمن بیگی به عنوان مدیر کل آموزش عشایر انتخاب شد و تا زمان انقلاب در همین سمت باقی ماند.

نوآوری‌های آموزشی بهمن‌بیگی[ویرایش]

یکی از کارهای نوآورانهٔ بهمن‌بیگی، برگزاری اردوهای تربیتی برای دانش‌آموزان و آموزگاران عشایری در نقاط مختلف عشیره‌نشین بود. در آن اردوها آموزگاران موفق کارهای خودشان را به آموزگاران دیگر و دانش‌آموزان دانشسراها، که در آینده آموزگاران عشایری می‌شدند، معرفی می‌کردند. برگزاری رقص و پایکوبی و اجرای موسیقی محلی از دیگر برنامه‌های این اردوها بود.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

جلد کتاب بخارای من ایل من

دوران بازنشستگی محمد بهمن‌بیگی بیشتر به ثبت تجربه‌ها و خاطره‌ها و نظریه‌های او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته‌است، که حاصل آن چند کتاب در قالب داستان‌است.

کتاب‌های بهمن بیگی از نگاه دیگران[ویرایش]

بزرگ علوی[ویرایش]

بزرگ علوی، داستان‌نویس مشهور ایرانی در نامه‌ای خطاب به بهمن بیگی، کتاب بخارای من ایل من او را اینچنین توصیف می‌کند:

دوست عزیز جناب آقای بهمن بیگی

  • بخارای من ایل من را با کمال ذوق و شوق خواندم و از آن لذت بردم، از خواندن «آل» اشک از چشمم سرازیر شد. به طبع وقاد شما و دید تیز شما آفرین گفتم و از لطف شما صمیمانه تشکر می‌کنم. هم ادبی بود و هم فرهنگ عوام (فولکلور). خدا شما را از ما نگیرد. از این کارها باز هم بکنید تا ادبیات جدید ایران غنی ترشود.[۵۹]

قربان شما- بزرگ علوی

فرانکفورت ۷/۱۲/۱۳۷۱

سیمین دانشور[ویرایش]

سیمین دانشور ضمن نگارش نامه‌ای به بهمن بیگی، بیان می‌دارد:

  • دوست سالیان درازم، محمد بهمن بیگی عزیزم

شاهکارت، بخارای من ایل من، تحفه نوروزی من به دوستانم بود و اینک کتاب‌های اخیرت که به وسیله آقای نوید فرستاده بودی.

از همه چیزمتشکرم. از اینکه وجود داری، ازاینکه این همه کوشا بوده‌ای. کلاس‌های سیارعشایری ات یادم نمی‌رود. می‌دانی که پدر من دکتر ایل قشقایی بود و من با فرخ بی بی دوست بودم. با تحسین و ارادت/ سیمین دانشور[۶۰]

عبدالحسین زرین کوب[ویرایش]

تهران ۱۰ فروردین ۱۳۷۵

دست عزیزت مریزاد. خاطرت شاد و خوش باد! آقای بهمن بیگی بسیار گرامی

  • اگر قره قاج نبود، من و بسیاری دیگر از لذت خواندن این خاطرات دلکش و شیرین محروم می‌ماندیم. خوب شد که این قره قاج پربرکت فیضی هم به قلمرو نثر فارسی رساند. کیف کردم، نشئه شدم و راست راستی لذت بردم.

هرگز فکر نمی‌کردم در معیشت شاد و آزاد شبانکارگی این همه رنج و بلا با این همه لطف وصفا همراه است. بارها در کوچ ایل با شما همراه شدم و بارها در آن مدارس عشایری نکته‌ها آموختم. اگر قره قاج نبود یک همچو تصویر زیبا و ماندنی از زندگی عشایر فارس باقی نمی‌ماند.

باید از قره قاج ممنون بود که یک چنین نویسنده هوشمند افسون کاری را به ایران برگردانده. اگر قره قاج نبود جای چه چیزهای خوبی که خالی بود.

سال نو بر بهمن بیگی عزیز و بر عزیزان مبارک باد. خوب شد که قره قاج بود، راستی خوب شد که قره قاج بود!

با سلام و درود / عبدالحسین زرین کوب[۶۱]

درگذشت و مراسم تشییع جنازه[ویرایش]

سنگ قبر محمد بهمن بیگی

محمد بهمن‌بیگی در روز ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست. پیکر وی صبح روز ۱۶ اردیبهشت با حضور بیش از ۱۰۰ هزار نفر از دوستداران وی در شیراز در بهشت زهرای عشایر در محله کُشن شهر شیراز به خاک سپرده شد.[۶۲]

شرکت کنندگان در این مراسم با شعارهای “گچ سفید فشنگم، تخته سیاه تفنگم – عزاعزاست امروز، جامعهٔ عشایر صاحب عزاست امروز- سلام بر عشایر، درود بر بهمن بیگی- عشایر با غیرت، تسلیت تسلیت – معلم فداکار، روحت شاد روحت شاد “؛ پیکر او را بدرقه کردند. روزنامه‌های شیراز از خانواده آقای بهمن بیگی و ایلات ایران و عشایر ایران، آگهی‌هایی درباره مراسم خاکسپاری او دریافت کرده بودند اما با دستور تلفنی مقامات امنیتی، این روزنامه‌ها از چاپ آگهی‌ها منع شدند.[۶۳][۶۴]

یادمانها[ویرایش]

در تاریخ دهم خرداد ۸۹ مراسمی در تالار وحدت برگزار شد[۶۵])همچنین، یادمان‌های دیگری برای بهمن بیگی در شهرهای نورآباد ممسنی، شیراز، یاسوج و چند شهر دیگر برگزار شد. همچنین در تیر 92 بزرگداشتی بزرگ با حضور 6 هزار نفر از دوستداران ایشان در سمیرم برگزار شد. در ضمن مجلهٔ فراسوی ممسنی یک ویژه نامه اختصاصی برای محمد بهمن بیگی چاپ کرد. این ویژه نامه حاوی مقالاتی از دوستان، شاگردان، همکاران و دوستداران محمد بهمن بیگی بود.

منابع[ویرایش]

  1. «محمد بهمن‌بیگی، بنیان‌گذار آموزش عشایری، درگذشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱ مه ۲۰۱۰. بازبینی‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۱۳. 
  2. آموزش کوچندگان (مصاحبه با آقای بهمن بیگی)، نشریه کیهان فرهنگی، شماره 230، آذر 1384، صفحه6
  3. ویکی پدیای انگلیسی. «UNESCO Nadezhda K. Krupskaya literacy prize». بازبینی‌شده در 19/7/2014. 
  4. «Winners of the Mohammad Reza Pahlavi Prize and the Nadezhda K.Krupskaya Prize». 1974. بازبینی‌شده در 19/7/2014. 
  5. آموزش کوچندگان (مصاحبه با آقای بهمن بیگی)، نشریه کیهان فرهنگی، شماره 230، آذر 1384، صفحه7
  6. آموزش کوچندگان (مصاحبه با آقای بهمن بیگی)، نشریه کیهان فرهنگی، شماره 230، آذر 1384، صفحه8
  7. سپیده دم در ایران: خاطرات شولتسه هولتوس جاسوس آلمان در ایران در جنگ دوم جهانی، مترجم: مهرداد اهری، ناشر: نقش چلیپا، تهران 1379
  8. خاطرات ملک منصورخان قشقایی، نشر نامک، تهران، 1391صفحه 497
  9. سپيده‌دم در ايران: خاطرات شولتسه هولتوس جاسوس آلمان در ايران در جنگ دوم جهاني، مترجم: مهرداد اهري، نقش چليپا، چاپ دوم، ۱۳۷۹ شابک: 5 -1-92833-964
  10. خاطرات ملک منصورخان قشقایی، نشر نامک، تهران، 1391
  11. Soheila Shahshahani, Tribal Schools of Iran: sedentarization trough education, Commission on Nomadic Peoples, Nomadic Peoples Number 36/37, 1995
  12. Hendershot, Clarence, 1965, White Tents in the Mountains: A Report on the Tribal Schools of Fars Province, Communication Resources Branch, U.S AID/Iran: P7
  13. Soheila Shahshahani, Tribal Schools of Iran: sedentarization trough education, Commission on Nomadic Peoples, Nomadic Peoples Number 36/37, 1995
  14. Hendershot, Clarence, 1965, White Tents in the Mountains: A Report on the Tribal Schools of Fars Province, Communication Resources Branch, U.S AID/Iran: P11
  15. اسناد لانه جاسوسی جلد 56، سند شماره 5، صفحه 78
  16. نصیری طیبی، منصور. «نقش قشقایی‌ها در نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد». فصلنامه تاریخ روابط خارجی (مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه)، ش. ۱۵ (تابستان ۱۳۸۲): ۵ تا ۳۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۲ آوریل ۲۰۱۳.
  17. دکتر اکبر کرباسیان، تحلیلی بر نتایج اجرای اصل چهار ترومن در ایران، نشریه گزارش شماره 107، دی ماه 1378
  18. نصیری طیبی، منصور. «نقش قشقایی‌ها در نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد». فصلنامه تاریخ روابط خارجی (مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه)، ش. ۱۵ (تابستان ۱۳۸۲): ۵ تا ۳۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۲ آوریل ۲۰۱۳
  19. خاطرات ملک منصورخان قشقایی، نشر نامک، تهران، 1391 صفحه 497 و 498
  20. اسناد لانه جاسوسی جلد 56، سند شماره 5، صفحه 77
  21. اسناد لانه جاسوسی جلد 56، سند شماره 5، صفحه 78
  22. از زبان سکینه کیانی" مصاحبه با خانم کیانی http://www.qashqaie.ir/showthread.php?tid=1554
  23. ماجرای ازدواج بهمن بیگی و خانم سکینه کیانی http://boyernews.com/16949/ماجرای-ازدواج-بهمن-بیگی-و-خانم-سکینه-کی/
  24. وصاف الحضره، تحریر تاریخ وصاف، به قلم عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372.
  25. جنبش مدرسه سازی در ایران عصر ایلخان (مراکز علمی و آموزشی ایران در عصر ایلخانان و تأثیر آن در فرهنگ و تمدن اسلامی ـ اسلامی http://www.sokhanetarikh.com/all-version/76-sokhanetarikh-no11/221-جنبش-مدرسه-سازی-در-ایران-عصر-ایلخان-مراکز-علمی-و-آموزشی-ایران-در-عصر-ایلخانان-و-تأثیر-آن-در-فرهنگ-و-تمدن-اسلامی-ـ-ایرانی-ی
  26. یادمانده‌ها، خاطرات محمدحسین قشقایی، تهران، انتشارات فرزان، ۱۳۸۵
  27. http://www.seymare.com/?p=2185
  28. http://www.bayragh.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=375
  29. سید فرید قاسمی، نشریهٔ لرستان شناسی شقایق، سال اول، شماره ۲، تابستان ۷۶
  30. http://www.bayragh.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=375
  31. منصور رستگار فسایی، علی اصغر حکمت شیرازی، تهران، طرح نو، ص ۱۳۰
  32. پژوهشکده باقرالعلوم http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38324
  33. Vincent Buist, Point Four Aid Helps Educate Nomads as It Stabilizes Iran, Toledo Blade Newspaper, Toledo Ohio, December 30, 1954
  34. منصور نصیری طیبی، نقش قشقایی ها در تاریخ و فرهنگ ایران، ناشر: دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1388
  35. کتاب: وزرای معارف ایران، احمد عبدالله‌پور، ناشر مولف، تهران،۱۳۶۹، ص ۱۸۶(چاپ دوم با نام وزرای آموزش و پرورش _ وزرای معارف ایران، ۱۳۷۳ ص ۱۷۹.
  36. کتاب ‹استاد عشق، نگاهی به زندگی پروفسور سید محمود حسابی، نوشته ایرج حسابی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ سی و دوم، ۱۳۸۷
  37. http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/861811%7Cمقاله به قلم محمد بهمن بیگی با نام پروفسور حسابی برپاکننده نخستین مدرسه سیار عشایر، صفحه 37، شماره 90 نشریه زبان و ادبیات حافظ، پایگاه مجلات تخصصی NoorMags
  38. http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/861811%7Cمقاله به قلم محمد بهمن بیگی با نام: پروفسور حسابی برپاکننده نخستین مدرسه سیار عشایر، صفحه 37، شماره 90 نشریه زبان و ادبیات حافظ، پایگاه مجلات تخصصی NoorMags
  39. سایت استان کهکیلویه و بویر احمد، دکتر ساعد حسینی اولین پزشک استان، تاریخ درج مقاله 18/5/1393، تاریخ بازدید 16/6/1393 ، http://k-b.ir/290860
  40. اصل چهار ترومن در ایران به روایت اسناد – ۱۱، معایب اجرای طرح اقتصادی ترومن در ایران و جهان، روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۵۷ مورخ ۴/۲/۱۳۸۹
  41. تحلیلی بر نتایج اجرای اصل چهار ترومن در ایران- مجله گزارش -دی ۱۳۷۸ - شماره ۱۰۷ نویسنده:کرباسیان، اکبر -به نقل از پایگاه محلات تخصصی نور
  42. اصل چهار ترومن در ایران به روایت اسناد – ۱۱، معایب اجرای طرح اقتصادی ترومن در ایران و جهان، روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۵۷ مورخ ۴/۲/۱۳۸۹
  43. Hendershot, Clarence, 1965, White Tents in the Mountains: A Report on the Tribal Schools of Fars Provine, Communication Resources Branch, U.S AID/Iran: P1
  44. Ernest L. Wilkinson, Brigham Young University, the First One Hundred Years, Volume 4, 1976, Page 357
  45. Ernest L. Wilkinson, Brigham Young University, the First One Hundred Years, Volume 4, 1976, Page 358
  46. Vincent Buist, Point Four Aid Helps Educate Nomads as It Stabilizes Iran, Toledo Blade Newspaper, Toledo Ohio, December 30, 1954
  47. Autobiography of Dean Andrew Peterson, webpage: https://familysearch.org/photos/stories/1249645 Review Aug.20 2014
  48. Vincent Buist, Point Four Aid Helps Educate Nomads as It Stabilizes Iran, Toledo Blade Newspaper, Toledo Ohio, December 30, 1954
  49. Vincent Buist, Point Four Aid Helps Educate Nomads as It Stabilizes Iran, Toledo Blade Newspaper, Toledo Ohio, December 30, 1954
  50. محمد بهمن بیگی، مقاله «پیشرفت های آموزش و پرورش ایران در سال های پس از انقلاب سفید: آموزش عشایر در ایران» ماهنامه آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت)، شماره ۶۱، مهر ۱۳۵۱
  51. Autobiography of Dean Andrew Peterson, webpage: https://familysearch.org/photos/stories/1249645 Review Aug.20 2014
  52. دکتر اکبر کرباسیان، تحلیلی بر نتایج اجرای اصل چهار ترومن در ایران، نشریه گزارش شماره 107، دی ماه 1378
  53. محمد بهمن بیگی، مقاله «پیشرفت های آموزش و پرورش ایران در سال های پس از انقلاب سفید: آموزش عشایر در ایران» ماهنامه آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) شماره 61- مهر 1351
  54. کتاب «به اجاقت قسم» نوشته محمد بهمن‌بیگی انتشارات نوید شیراز
  55. محمد بهمن بیگی، مقاله «پیشرفت های آموزش و پرورش ایران در سال های پس از انقلاب سفید: آموزش عشایر در ایران» ماهنامه آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) شماره 61- مهر 1351
  56. دکتر اکبر کرباسیان، تحلیلی بر نتایج اجرای اصل چهار ترومن در ایران، نشریه گزارش شماره 107، دی ماه 1378
  57. محمد بهمن بیگی، مقاله «پیشرفت های آموزش و پرورش ایران در سال های پس از انقلاب سفید: آموزش عشایر در ایران» ماهنامه آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) شماره 61- مهر 1351
  58. محمد بهمن بیگی، مقاله «پیشرفت های آموزش و پرورش ایران در سال های پس از انقلاب سفید: آموزش عشایر در ایران» ماهنامه آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) شماره 61- مهر 1351
  59. کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
  60. کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
  61. کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
  62. محمد بهمن بیگی در سرای ابدی آرام گرفت
  63. تشییع جنازه استاد بهمن بیگی با حضور هزاران نفر در شیراز+گزارش تصویری
  64. بهمن بیگی در آرامگاه ابدی آرمید
  65. یادمان محمد بهمن بیگی در تالار وحدت برگزار می‌شود

نوشته‌هایی دربارهٔ محمد بهمن‌بیگی و آثار او؛ به‌کوشش اسماعیل احمدی، ابوالفتح امیری و کهزاد رنجبر؛ نشر ویژه‌نگار، تهران ۱۳۸۴.