محمد بهمن‌بیگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد بهمن بیگی
زادروز ۱۲۹۸
ایل قشقایی در استان فارس
درگذشت اردیبهشت ۱۳۸۹
شیراز
ملیت ایرانی
پیشه نویسنده، معلم
همسر

گوهر گرگین پور (سه دختر)

سکینه کیانی (دو پسر و دو دختر)
والدین پدر: محمودخان
وبگاه
http://www.bahmanbeigi.ir/

محمد بهمن‌بیگی (تولد ۱۲۹۸ - وفات ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹) نویسنده ایرانی و بنیان‌گذار آموزش عشایری در ایران بود.[۱]

وی در ایل قشقایی در فیروزآباد استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، در راستای سیاست‌های دولتِ وقت و با پیوستن به اصل چهار ترومن، در زمینه برپایی مدرسه‌های سیّار برای بچه‌های ایل شروع به فعالیت کرد. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیّار جلب کند و نخستین مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهد. او تجربه‌های آموزشیِ خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشته‌است.

در دهه های شصت و هفتاد میلادی، یک جایزه به نام جایزه «کروپس کایا» به افتخار نام سیاستمدار روس از سوی دولت اتحاد جماهیر شوروی (تا سال ۱۹۹۲) و یک جایزه نیز به نام جایزه «محمد رضا پهلوی» از سوی دولت ایران (تا سال ۱۹۷۷) به فعالین عرصه سوادآموزی داده می شد. از افراد فعال در بخش آموزش که از سوی دولت ایران برای دریافت جایزه «کروپس کایا» معرفی شدند می توان به امیر بیرجندی (در سال ۱۹۷۰) و محمد بهمن بیگی (۱۹۷۴ معادل ۱۳۵۳ شمسی) اشاره نمود. متاسفانه هیچیک از این دو نفر، برنده جایزه فوق نشدند[۲]. در سال ۱۹۷۰ این جایزه به نماینده آکادمی علوم جمهوری خلق مغولستان رسید و در سال ۱۹۷۴ نیز برنده این جایزه، نماینده کشور رواندا (از مرکز توسعه اجتماعی شایارونگی) بوده است[۳]. اعطای این دو جایزه با همکاری یونسکو صورت می گرفته و بنابراین اسامی برندگان در وبسایت یونسکو نیز قابل مشاهده است.

زندگی شخصی[ویرایش]

محمد بهمن‌بیگی در ایل قشقایی در تیرهٔ بهمن‌بیگلو از طایفهٔ عملهٔ قشقایی به هنگام کوچ متولد گردید. هشت ساله که شد، پدرش یک منشی استخدام کرد و به خانه آورد که هم به محمد درس بدهد و هم برای او نامه بنویسد. محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند. ده ساله بود که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، والدینش به تهران تبعید شدند. بنابراین، محمد به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیهٔ تهران مشغول تحصیل شد. پس از پایان دورهٔ دبیرستان به دانشکدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ کارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند.

سپس وی با گوهر گرگین پور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، سه دختر می باشد. او قبل از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن در سالها پایانی دهه بیست شمسی، با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به وطن بازگشت. ازآن‌جاکه در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد، پس از چندی به ایل بازگشت و به عنوان منشی و مترجم برای خوانین قشقایی فعالیت داشت.[۴]

او به عنوان یک فرد محلی، برای همکاری و تسهیل کمک رسانی آمریکایی ها در نظر گرفته شد و در فهرست حقوق بگیران اصل چهار قرار گرفت[۵]. وی در سال ۱۳۴۳ با سکینه کیانی که در آن زمان ۱۷ ساله بود و اختلاف سنی زیادی داشتند ازدواج کرد. حاصل ازدواج مجدد او، دو پسر و دو دختر است.[۶] [۷]

آموزش در کوچ[ویرایش]

طبق اسناد معتبر، بنیان گذار و پدر آموزش عشایری حداقل از هفتصد سال پیش سلطان محمد خدابنده الجایتو بوده است. به دستور وی مدرسه سیار عشایری ایجاد شد که همراه با اردوی سلطان در ییلاق و قشلاق در حرکت بوده و هیات تعلیم و محصلان و اطرافیان آن می‌بایستی همراه سلطان محمد خدابنده الجایتو در حرکت باشند. بنابراین مدرسه متحرکی به وجود آمد که «وصاف الحضره» صاحب کتاب «تاریخ وصاف»، آن را «مدرسه سیار سلطانی» خوانده است.[۸][۹].

وجود مدرسه عشایری (مکتب خانه) در ایلات و عشایر سابقه طولانی دارد. در کتاب «یادمانده‌ها» نوشته محمدحسین قشقایی به سابقه طولانی وجود مدارس عشایری در دوران ایلخانی صولت‌الدوله قشقایی و برپایی چادر سفید به عنوان چادر مدرسه، در کنار سیاه چادرهای عشایر اشاره شده است. وی می‌نویسد: «در ایل قشقایی [در دوران صولت‌الدوله] هر بُنکو (شامل سی چهل خانوار که با هم نسبت خویشاوندی داشتند) یک معلم داشت که حقوق او به صورت مشترک پرداخت می‌شد. مطمئناً در آن‌زمان باسوادانِ ایلِ در حالِ کوچ، بسیار زیادتر از اهالی دهات بودند.»[۱۰]

ایجاد مدرسه دولتی عشایری (دارالتربیه عشایری) از اقداماتی است که در دوران رضاشاه انجام شده است.[۱۱] به عنوان مثال می‌توان به مدرسه عشایری در منطقه ترکمن صحرا[۱۲]، دارالتربیه عشایری مسقر در خرم آباد[۱۳]، دارالتربیه عشایری تهران[۱۴] و... اشاره نمود. برخی منابع و اسناد موجود، تأسیس مدرسه عشایری در قالب دارالتربیه عشایری به شکل دولتی و منسجم را به علی اصغر حکمت (از وزرای معارف دوران رضاشاه) نسبت می‌دهند.[۱۵][۱۶] پس از دارالتربیه‌های عشایری، با توجه به مشکلات موجود و کافی نبودن فعالیت‌ها برای پوشش دادن به تمامی نیازهای جامعه عشایری، ایده ایجاد مدارس به صورت سیار و کوچرو همراه با خانوارهای عشایری مد نظر قرار گرفت.

در سال ۱۳۳۰ مدارس نوین عشایری در استان کهگیلویه و بویراحمد به وسیله دکتر محمود حسابی وزیر فرهنگ، به شکل رسمی پایه‌گذاری شد. بنابراین برنامه ریز آموزش عشایر و مدارس سیار عشایری در سیستم اداری ایران، دکتر محمود حسابی است. وی که در سال ۱۳۳۰ به عنوان وزیر فرهنگ در کابینه دکتر مصدق فعالیت می‌کرد، اقدام به ایجاد مدارس نوین عشایری نمود.[۱۷][۱۸][۱۹].

نشریه حافظ در شماره بهمن ماه سال ۱۳۹۰ مقاله‌ای را منتشر نموده که در آن آقای بهمن بیگی طی نامه‌ای، دکتر حسابی را موسس نخستین مدارس سیار عشایری معرفی نموده است. در این مقاله به اذعان اسناد موجود، چند سال پعد از برنامه ریزی و برپایی مدارس سیار عشایری توسط دکتر حسابی، تعدادی از معلمین شاغل در مدارس سیار عشایری، به دانشرای عشایری تابعه دایره تعلیمات عشایر از برنامه‌های آموزش عشایری اصل چهار ترومن در ایران، می‌پیوندند.[۲۰]

در سال ۱۳۳۲ کمیسیون اصل چهار ترومن (رئیس جهور امریکا) در شیراز، مبادرت به تاسیس دایره تعلیمات عشایری نمود و آقای گیگن امریکایی به طور مستقیم مسئول امور برنامه ریزی آموزش عشایری گردید. او برای تحقق اهداف خود، از فرزندان ایل نیز استفاده نمود. اصل چهار ترومن توسط آمریکایی‌ها برای جلوگیری از سقوط کشور ایران به دامان کمونیسم اجرا شد. فعالیت‌های اصل چهار همراه با سایر برنامه‌های تبلیغاتی آمریکا توانست مردم ایران را در برابر نفوذ کمونیسم مقاوم سازد. صدها پروژه آموزشی، بهداشتی در ایران اجرا شد. برنامه اصل چهار، منابع مالی این پروژه ها و ابزار کار، ماشین الات و متخصصین مربوطه را تأمین می‌کرد.[۲۱] بر حسب گزارش‌هایی که بعداً انتشار یافت اصل چهار سالانه بین ۱۸ تا ۲۵ میلیون دلار برای کمک‌های فنی و حرفه ای در ایران هزینه می کرد. پس از خاتمه فعالیت اصل چهار در ایران، اسناد مربوطه تحویل نخست وزیر وقت ایران (منوچهر اقبال) شد.[۲۲] بنابراین، مدارس عشایری در آغاز کار به کمک و یاری اصل چهار آمریکا تحت نظر و ریاست آقای گیگن در ایران شکل گرفت. آقای بهمن بیگی به مدت چهار سال در استخدام این موسسه بوده است و تحت مدیریت مسئول آموزش اصل چهار در شیراز در زمینه تعلیمات عشایری در ایل قشقایی فعالیت داشته است.[۲۳] در ۲۷ فروردین ۱۳۳۲ زمانی که اعضای حزب برادران به دفتر اصل چهار در شیراز حمله کردند، کارمندان آمریکایی آن به یاری محمد بهمن بیگی به باغ ارم شیراز منتقل شدند،[۲۴] پس از تحویل اسناد و مدارک اصل چهار توسط مسئولان آمریکایی آن به دولت ایران، بهره‌برداری از این مدارس تا پایان حکومت پهلوی به وسیله دائره تعلیمات عشایر به ریاست محمد بهمن‌بیگی ادامه یافت.[۲۵]

پی‌گیری یک برنامه[ویرایش]

دو ماه پس از اینکه در ماه ژوئن ۱۹۵۰ (سال ۱۳۲۹شمسی) هری ترومن رئیس جمهور آمریکا قانون «اقدامات برای توسعه جهانی» را امضا کرد، دکتر فرانکلین هریس عازم مذاکره برای یک توافقنامه جهت ارائه کمک های فنی به دولت ایران شد. در ماه اکتبر همان سال، سفیر آمریکا آقای هنری گریدن و علی رزم آرا نخست وزیر ایران «برنامه همکاری های فنی برای توسعه روستایی» را امضا کردند. این برنامه اولین توافقنامه بین المللی اصل چهار بود[۲۶]. برنامه آموزش عشایری توسط اصل چهار ترومن در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲شمسی) شروع شد. همچنین در ادامه همین اقدامات، نهادی شدن آموزش در عشایر با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دکتر کریم فاطمی به ثمر رسید و در زمستان ۱۳۳۲ برنامه‌ای با پنج اصل به تصویب رسید و در نهایت، طرح تعلیمات عشایر در هشت‌صد و نودمین نشست شورای عالی فرهنگ در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۳۴ به تصویب رسید. از آن تاریخ آموزش عشایر توسعه یافت و پایدار شد. بر پایی مدرسه‌های عشایری به عشایر استان فارس محدود نشد و فرزندان عشایر از ایل‌های آذربایجان تا مرزهای شمال شرقی خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند.

بهمن‌بیگی نیز به برنامهٔ همکاری فنی و اقتصادی آمریکا با عنوان اصل چهار در ایران پیوست. بر پایهٔ برنامهٔ آموزش عشایر باید برای پایه‌های اول تا چهارم مدرسه‌های سیار و برای پایه‌های پنجم تا نهم مدرسه‌های شبانه‌روزی بر پا می‌شد. همچنین، باید یک مدرسهٔ تربیت معلم ویژهٔ عشایر برای جذب دانش‌آموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته می‌شد و گروهی برای نظارت بر مدرسه‌های چادری نیز به وجود می‌آمد. با وجود این، تنها به بر پایی مدرسه‌های چادری و کار نظارت بسنده شد و ۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر بنیان‌گذاری شد. ادارهٔ این مدرسه‌ها با آقای بهمن‌بیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ دره‌شویی، سپرده شد.

ازآن‌جاکه در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا کنند، آموزگاران دیپلمهٔ شهری را با وعدهٔ استخدام رسمی و فراهم کردن امکانات لازم برای آسایش آن‌ها به سوی ایل کشاندند. اما پس از یک سال روشن شد که این آموزگاران نمی‌توانند در میان عشایر زندگی کنند و به هنگام کوچ با آن‌ها همراه شوند. از این رو، چاره در آن بود که از خود ایلیاتی‌ها داوطلب بگیرند و آن‌ها را آموزش بدهند. یکی از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار بهمن‌بیگی شد، دعوت از دولت‌مردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود.

بهمن‌بیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیان‌گذاری کرد. اما کارشناسان آموزش و پرورش معتقد بودند که او در کار آموزش و پرورش صاحب‌نظر نیست و تدریس در دانشسرای تربیت معلم کار افراد متخصص و تحصیل‌کرده‌های دانشسرای عالی است.

نوآوری‌های آموزشی بهمن‌بیگی[ویرایش]

یکی از کارهای نوآورانهٔ بهمن‌بیگی، برگزاری اردوهای تربیتی برای دانش‌آموزان و آموزگاران عشایری در نقاط مختلف عشیره‌نشین بود. در آن اردوها آموزگاران موفق کارهای خودشان را به آموزگاران دیگر و دانش‌آموزان دانشسراها، که در آینده آموزگاران عشایری می‌شدند، معرفی می‌کردند. برگزاری رقص و پایکوبی و اجرای موسیقی محلی از دیگر برنامه‌های این اردوها بود.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

جلد کتاب بخارای من ایل من

دوران بازنشستگی محمد بهمن‌بیگی بیشتر به ثبت تجربه‌ها و خاطره‌ها و نظریه‌های او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته‌است، که حاصل آن چند کتاب در قالب داستان‌است.

کتاب‌های بهمن بیگی از نگاه دیگران[ویرایش]

بزرگ علوی[ویرایش]

بزرگ علوی، داستان‌نویس مشهور ایرانی در نامه‌ای خطاب به بهمن بیگی، کتاب بخارای من ایل من او را اینچنین توصیف می‌کند:

دوست عزیز جناب آقای بهمن بیگی

  • بخارای من ایل من را با کمال ذوق و شوق خواندم و از آن لذت بردم، از خواندن «آل» اشک از چشمم سرازیر شد. به طبع وقاد شما و دید تیز شما آفرین گفتم و از لطف شما صمیمانه تشکر می‌کنم. هم ادبی بود و هم فرهنگ عوام (فولکلور). خدا شما را از ما نگیرد. از این کارها باز هم بکنید تا ادبیات جدید ایران غنی ترشود.[۲۷]

قربان شما- بزرگ علوی

فرانکفورت ۷/۱۲/۱۳۷۱

سیمین دانشور[ویرایش]

سیمین دانشور ضمن نگارش نامه‌ای به بهمن بیگی، بیان می‌دارد:

  • دوست سالیان درازم، محمد بهمن بیگی عزیزم

شاهکارت، بخارای من ایل من، تحفه نوروزی من به دوستانم بود و اینک کتاب‌های اخیرت که به وسیله آقای نوید فرستاده بودی.

از همه چیزمتشکرم. از اینکه وجود داری، ازاینکه این همه کوشا بوده‌ای. کلاس‌های سیارعشایری ات یادم نمی‌رود. می‌دانی که پدر من دکتر ایل قشقایی بود و من با فرخ بی بی دوست بودم. با تحسین و ارادت/ سیمین دانشور[۲۸]

عبدالحسین زرین کوب[ویرایش]

تهران ۱۰ فروردین ۱۳۷۵

دست عزیزت مریزاد. خاطرت شاد و خوش باد! آقای بهمن بیگی بسیار گرامی

  • اگر قره قاج نبود، من و بسیاری دیگر از لذت خواندن این خاطرات دلکش و شیرین محروم می‌ماندیم. خوب شد که این قره قاج پربرکت فیضی هم به قلمرو نثر فارسی رساند. کیف کردم، نشئه شدم و راست راستی لذت بردم.

هرگز فکر نمی‌کردم در معیشت شاد و آزاد شبانکارگی این همه رنج و بلا با این همه لطف وصفا همراه است. بارها در کوچ ایل با شما همراه شدم و بارها در آن مدارس عشایری نکته‌ها آموختم. اگر قره قاج نبود یک همچو تصویر زیبا و ماندنی از زندگی عشایر فارس باقی نمی‌ماند.

باید از قره قاج ممنون بود که یک چنین نویسنده هوشمند افسون کاری را به ایران برگردانده. اگر قره قاج نبود جای چه چیزهای خوبی که خالی بود.

سال نو بر بهمن بیگی عزیز و بر عزیزان مبارک باد. خوب شد که قره قاج بود، راستی خوب شد که قره قاج بود!

با سلام و درود / عبدالحسین زرین کوب[۲۹]

درگذشت و مراسم تشییع جنازه[ویرایش]

سنگ قبر محمد بهمن بیگی

محمد بهمن‌بیگی در روز ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست. پیکر وی صبح روز ۱۶ اردیبهشت با حضور بیش از ۱۰۰ هزار نفر از دوستداران وی در شیراز در بهشت زهرای عشایر در محله کُشن شهر شیراز به خاک سپرده شد.[۳۰]

شرکت کنندگان در این مراسم با شعارهای “گچ سفید فشنگم، تخته سیاه تفنگم – عزاعزاست امروز، جامعهٔ عشایر صاحب عزاست امروز- سلام بر عشایر، درود بر بهمن بیگی- عشایر با غیرت، تسلیت تسلیت – معلم فداکار، روحت شاد روحت شاد “؛ پیکر او را بدرقه کردند. روزنامه‌های شیراز از خانواده آقای بهمن بیگی و ایلات ایران و عشایر ایران، آگهی‌هایی درباره مراسم خاکسپاری او دریافت کرده بودند اما با دستور تلفنی مقامات امنیتی، این روزنامه‌ها از چاپ آگهی‌ها منع شدند.[۳۱][۳۲]

یادمانها[ویرایش]

در تاریخ دهم خرداد ۸۹ مراسمی در تالار وحدت برگزار شد[۳۳])همچنین، یادمان‌های دیگری برای بهمن بیگی در شهرهای نورآباد ممسنی، شیراز، یاسوج و چند شهر دیگر برگزار شد. همچنین در تیر 92 بزرگداشتی بزرگ با حضور 6 هزار نفر از دوستداران ایشان در سمیرم برگزار شد. در ضمن مجلهٔ فراسوی ممسنی یک ویژه نامه اختصاصی برای محمد بهمن بیگی چاپ کرد. این ویژه نامه حاوی مقالاتی از دوستان، شاگردان، همکاران و دوستداران محمد بهمن بیگی بود.

منابع[ویرایش]

  1. «محمد بهمن‌بیگی، بنیان‌گذار آموزش عشایری، درگذشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱ مه ۲۰۱۰. بازبینی‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۱۳. 
  2. ویکی پدیای انگلیسی. «UNESCO Nadezhda K. Krupskaya literacy prize». بازبینی‌شده در 19/7/2014. 
  3. «Winners of the Mohammad Reza Pahlavi Prize and the Nadezhda K.Krupskaya Prize». 1974. بازبینی‌شده در 19/7/2014. 
  4. سپيده‌دم در ايران: خاطرات شولتسه هولتوس جاسوس آلمان در ايران در جنگ دوم جهاني، مترجم: مهرداد اهري، نقش چليپا، چاپ دوم، ۱۳۷۹ شابک: 5 -1-92833-964
  5. Hendershot, Clarence, 1965, White Tents in the Mountains: A Report on the Tribal Schools of Fars Provine, Communication Resources Branch, U.S AID/Iran: P11
  6. از زبان سکینه کیانی" مصاحبه با خانم کیانی http://www.qashqaie.ir/showthread.php?tid=1554
  7. ماجرای ازدواج بهمن بیگی و خانم سکینه کیانی http://boyernews.com/16949/ماجرای-ازدواج-بهمن-بیگی-و-خانم-سکینه-کی/
  8. وصاف الحضره، تحریر تاریخ وصاف، به قلم عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372.
  9. جنبش مدرسه سازی در ایران عصر ایلخان (مراکز علمی و آموزشی ایران در عصر ایلخانان و تأثیر آن در فرهنگ و تمدن اسلامی ـ اسلامی http://www.sokhanetarikh.com/all-version/76-sokhanetarikh-no11/221-جنبش-مدرسه-سازی-در-ایران-عصر-ایلخان-مراکز-علمی-و-آموزشی-ایران-در-عصر-ایلخانان-و-تأثیر-آن-در-فرهنگ-و-تمدن-اسلامی-ـ-ایرانی-ی
  10. یادمانده‌ها، خاطرات محمدحسین قشقایی، تهران، انتشارات فرزان، ۱۳۸۵
  11. http://www.seymare.com/?p=2185
  12. http://www.bayragh.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=375
  13. سید فرید قاسمی، نشریهٔ لرستان شناسی شقایق، سال اول، شماره ۲، تابستان ۷۶
  14. http://www.bayragh.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=375
  15. منصور رستگار فسایی، علی اصغر حکمت شیرازی، تهران، طرح نو، ص ۱۳۰
  16. پژوهشکده باقرالعلوم http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38324
  17. کتاب: وزرای معارف ایران، احمد عبدالله‌پور، ناشر مولف، تهران،۱۳۶۹، ص ۱۸۶(چاپ دوم با نام وزرای آموزش و پرورش _ وزرای معارف ایران، ۱۳۷۳ ص ۱۷۹.
  18. کتاب ‹استاد عشق، نگاهی به زندگی پروفسور سید محمود حسابی، نوشته ایرج حسابی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ سی و دوم، ۱۳۸۷
  19. http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/861811%7Cمقاله به قلم محمد بهمن بیگی با نام پروفسور حسابی برپاکننده نخستین مدرسه سیار عشایر، صفحه 37، شماره 90 نشریه زبان و ادبیات حافظ، پایگاه مجلات تخصصی NoorMags
  20. http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/861811%7Cمقاله به قلم محمد بهمن بیگی با نام: پروفسور حسابی برپاکننده نخستین مدرسه سیار عشایر، صفحه 37، شماره 90 نشریه زبان و ادبیات حافظ، پایگاه مجلات تخصصی NoorMags
  21. اصل چهار ترومن در ایران به روایت اسناد – ۱۱، معایب اجرای طرح اقتصادی ترومن در ایران و جهان، روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۵۷ مورخ ۴/۲/۱۳۸۹
  22. تحلیلی بر نتایج اجرای اصل چهار ترومن در ایران- مجله گزارش -دی ۱۳۷۸ - شماره ۱۰۷ نویسنده:کرباسیان، اکبر -به نقل از پایگاه محلات تخصصی نور
  23. اصل چهار ترومن در ایران به روایت اسناد – ۱۱، معایب اجرای طرح اقتصادی ترومن در ایران و جهان، روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۵۷ مورخ ۴/۲/۱۳۸۹
  24. نصیری طیبی، «نقش قشقایی‌ها در نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد»، فصلنامه تاریخ روابط خارجی (مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه)، ۸ تا ۱۱.
  25. کتاب «به اجاقت قسم» نوشته محمد بهمن‌بیگی انتشارات نوید شیراز
  26. Hendershot, Clarence, 1965, White Tents in the Mountains: A Report on the Tribal Schools of Fars Provine, Communication Resources Branch, U.S AID/Iran: P1
  27. کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
  28. کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
  29. کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و اثار او به کوشش اسماعیل احمدی
  30. محمد بهمن بیگی در سرای ابدی آرام گرفت
  31. تشییع جنازه استاد بهمن بیگی با حضور هزاران نفر در شیراز+گزارش تصویری
  32. بهمن بیگی در آرامگاه ابدی آرمید
  33. یادمان محمد بهمن بیگی در تالار وحدت برگزار می‌شود

نوشته‌هایی دربارهٔ محمد بهمن‌بیگی و آثار او؛ به‌کوشش اسماعیل احمدی، ابوالفتح امیری و کهزاد رنجبر؛ نشر ویژه‌نگار، تهران ۱۳۸۴.