مجدالملک سینکی
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | میرزامحمدخان مجدالملک سینکی |
| معروف به | مجدالملک |
| زادروز | ۱۲۲۴ق |
| زادگاه | منطقه سینک لواسانات از توابع استان تهران، |
| اطلاعات سیاسی | |
میرزامحمدخان مجدالملک سینکی نیای بزرگ خاندان امینی از رجال عصر قاجار بود.
محتویات |
زندگینامه [ویرایش]
تولد و خانواده [ویرایش]
او در سال ۱۲۲۴ق در منطقه سینک لواسانات از توابع استان تهران به دنیا آمد. پدرش آقافتحعلی خان و پدربزرگش، باباخان، از اعیان مازندران بودند.[۱] باباخان، پدربزرگ مجدالملک، معاصر نادرشاه افشار و کریم خان زند بود. او در دوران فروپاشی و هرج و مرج ناشی از واژگونی پادشاهی نادرشاه، به لشکرکشی و قدرت نمایی دست زد. گفته شده او لشکرک واقع در لواسان را تجهیزگاه لشکر خود قرار داده بود و تا دامنه البرز را تحت حکومت خود آورده بود. با ظهور آقامحمدخان، باباخان به او گروید، اما پس از مرگ وی برسلطنت فتحعلی شاه قاجار سر فرود نیاورد و در مازندران سر به شورش برداشت. فتحعلی شاه در نهایت او را به اسارت آورد و چشمانش را نابینا ساخت و به نور تبعیدش کرد.[۲] آقافتحعلی، پسر باباخان، دختر میرزا اسدالله لشرنویس نوری و خواهر میرزا آقاخان نوری را به عقد خود درآورد و فرزندان بسیاری یافت. از آن میان دو تن، صفی و محمد (مجدالملک) را فتحعلی شاه به تهران آورد و نزد خود نگاهداری کرد و همچون پسران خود پرورد.[۳]
محمد در جوانی با خواهر پاشاخان امینالملک ازدواج کرد. حاصل این وصلت دو پسر و شش دختر بود: میرزا علی خان امینالدوله، میرزا تقیخان مجدالملک، طاووس خانم، همسر ابراهیم خان معتمدالسلطنه، هما خانم (عظمهالدوله) همسر محمدعلی خان علاءالسلطنه، قمرخانم، همسر محمدباقرخان شجاعالسلطنه و انبساطالدوله، همسر میرزا عبدالوهاب نظامالملک. طاووس خانم مادر حسن وثوق و احمد قوام و هما خانم مادر حسین علاء بود.[۴]
تحصیلات [ویرایش]
محمد در ایام کودکی توسط معلمین سرخانه با علوم قدیمه آشنا گشت. او معلوماتی در شعر کهن ایرانی، حسن خط و انشاء کسب کرد که راهگشای پیشرفتش در منشی گشت.[۳]
مشاغل دولتی [ویرایش]
محمد پس از کسب مدارج عالیه توسط دایی خود میرزا آقاخان نوری وارد دستگاه دولتی گردید.
اولین شغل او در دستگاه دولت کتابدارباشی قهرمان میرزا پسر عباس میرزا نایبالسلطنه بود،[۵] پس از فوت قهرمان میرزا در سال ۱۲۶۲ق به تهران آمد و با سمت منشی و پیشکار مهدعلیا مشغول به کار شد و به همراه او به زیارت عتبات عالیات رفت. آگاهی و شناخت محمد از رموز نامهنگاری و حسن خط و روانی نثر باعث شد که خیلی زود در زمره منشیان زبردست عصر قاجار درآید و در سال ۱۲۶۸ق پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه وارد خدمت وزارت امور خارجه گردد. وی در زمان صدارت میرزاتقی خان امیرکبیر به مأموریت حاجی ترخان (هشترخان) قفقاز رفت و به مدت سه سال در سمت کارپردازی خدمت نمود. میرزا محمد در طول مدت همکاری با میرزا تقی خان امیرکبیر از شیفتگان منش و شخصیت و طریقت امیر شد و در زمره رجال روشنفکر و اصلاحطلب قرار گرفت، به ویژه آنکه میرزا را به دور از هرگونه تمایلات مادی و دنیوی میدید.
میرزا محمد در طول مدت خدمت خود در حاجی ترخان بنابر رسوم زمانه هدیهای برای میرزا تقی خان امیرکبیر ارسال نمود اما امیرکبیر از این عمل خرسند نشد و بدو نوشت:
«... اینکه برای این جانب ظرف آب پاشی فرستاده بودید، این چیزها مایه خرسندی اینجانب نمیشود. زیادتی خدمتگذاری آن عالیجاه باعث مزید میل و محبت اینجانب است. نه اینجانب و نه خدام اعتاب علیه پادشاهی هیچ کدام بجز ظهور خدمتگذاری توقع دیگر نداریم.»[۶]
منش بزرگ و شخصیت عظیم میرزاتقی خان امیرکبیر چنان محمدخان را مجذوب خود نمود که پس از به صدارت رسیدن دایی خود میرزاآقاخان نوری به دلیل مخالفت با دولت مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفت و به تهران فراخوانده شد به طوری که میرزا سعیدخان وزیر امورخارجه پس از برافتادن امیرکبیر، در ذیحجه ۱۲۶۸ ق نامهای به میرزا محمد نوشت و او را مورد عتاب قرار داد:
«... این اوقات حرفهای بی معنی و اطوار خلاف از آن برادر مذکور میشود که به هیچ وجه منالوجوه با معقولیت و کاردانی شما مناسب نیست... زهی بی انصافی و بدبختی که پارهای حرفهای غیرمناسب و راست یا دروغ متذکر شود... گلی که برای شما آب گرفته شده بود که اگر به کار میرفت، ابدالدهر ضایع و رسوا بودید و بالمره سلب اعتبار از شما شده بود. عالیجاه میرزاعباس سبب رفع آن شد... این بار در خدمت اولیای دولت قاهره رفع اشتباه کردم و لیکن همیشه اینطورها ممکن نباشد و امروزه پیش نمیرود اگر ترک آن حرفها نشود به درک اسفل معلق و به نار جهنم مبتلا خواهید شد.»[۷]
میرزا محمدخان پس از مدتی بار دیگر مورد تفقد قرار گرفت. در سال ۱۲۷۵ق در سلک خدمتگذاران دولت درآمد و برای تصفیه امور و بهبود مناسبات دولتین ایران و عثمانی و تصفیه قراردادهای مابین دولتین به جای میرزا ابراهیم خان پدر علاءالسلطنه به بغداد اعزام شد او در این مأموریت پسر ارشدش میرزا علی خان امینالدوله را که در آن زمان حدود پانزده سال داشت به همراه خود برد و با کمک او کارهای اتباع ایرانی ساکن در عراق را نظم بخشید. میرزامحمدخان در طول مدت خدمتگذاری خود در وزارت امور خارجه اقداماتی فرهنگی نیز انجام داد.
از جمله فعالیتهای او ایجاد «کاغذ رسمی» در وزارت خارجه ایران بود. کاغذ رسمی کاغذی بود که به درخواست میرزا سعیدخان برای سفرای خارجی نگاشته میشد. این کاغذ که نوعی نامه اداری بود شامل پنجاه بیت شعر بود که تمامی ابیات آن سجع و قافیه داشت ابیات این کاغذ در حول و حوش مطلبی خاص دور میزد و چون میرزا محمدخان فردی مسلط بر نظم و نثر و علم عروض و ادبیات بود و مطالب را با نثری شیوا و دلکش و به نوعی درست و زیبا کتابت مینمود از مبتکرین این سبک بود.
این نامه در جواب درخواستهای سفرای خارجی مقیم ایران که خارج از وظیفه و اختیار وزارت امور خارجه یا دولت بود به شکلی زیبا تنظیم و مطالب به صورت مسجع گفته میشد، بدون آنکه خواهشهای بی معنی سفرا جواب گفته شود جواب داده میشد. بنابر این کاغذ رسمی جواب علیالسویه در حد موضوع به سفرای خارجی بود و ابداً صحبتی در رد یا قبول تقاضاها نمیشد.[۸]
از جمله اقدامات دیگر مجدالملک در دوره صدارت میرزا آقاخان نوری اصلاح خط بود. وی نامهها و رسایلی در این باب نگاشته و از طرفداران و مروجان این اصلاح به شمار میرفت. چنانچه از نامههای میرزا آقاخان نوری برمیآید:
«... جناب مجدالملک از تهران کاغذی نوشته و به طور اشاره رسانیدهاید که خدمت جناب اجل برسانم و مخصوصاً رساله که درباب تعدیل و اصلاح انشاء و طریق مکاتبات ایران سابقاً تألیف فرمودهاند با هر چه از رسایل دیگر دایر به اصلاح ادبیات ایران باشد مرحمت فرمایید برای ایشان بفرستم.» [۹]
پس از عزل میرزا آقاخان نوری و تاسیس مجلس مصلحت خانه توسط ناصرالدین شاه، میرزا محمدخان به عضویت در این نهاد خوانده شد. او در همین زمان به فراموشخانه پیوست. در سال ۱۲۷۹ ق وزیر وظایف و اوقاف شد و در رابطه با همین مسئولیت در ۱۲۸۴ ق در رکاب ناصرالدین شاه به خراسان رفت. او در جریان این سفر به تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد و لقب «مجدالملک» گرفت. از اقدامات او در طول دوران تولیتش، ساخت پیش طرههای دکاکین خیابانها و دکاکین مختصه آستان قدس و کاروانسرای ناصری و برقراری وظیفه در حق سادات بود. پس از یازده ماه حکومت در خراسان، مجدالملک به دلایل نامعلومی به تهران احضار و از منصبش عزل گشت و به مدت سه سال خانه نشین شد. این امر در دوران قدرت یابی میرزا یوسف آشتیانی صورت گرفت که با جناح اصلاح طلب دربار قاجار، رابطه خوبی نداشت.[۱۰]
با برافتادن میرزا یوسف و برآمدن میرزا حسین خان سپهسالار و فراهم شدن زمینه برای حضور رجال اصلاح طلب، مجدالملک به عضویت دارالشوری دولتی درآمد و همزمان به ریاست انبار غله دولتی گماشته شد. براثر حسن تدبیر او در گرماگرم قحطی و خشکسالی سالهای ۱۲۸۷-۱۲۸۸ ق بحران نان شد، گندم به نانواییها رسید و مرگ و میر پایان یافت.[۱۱]
پس از عزل سپهسالار از صدارت در سال ۱۲۹۰ ق، برای بار دوم وزارت وظایف و اوقاف به مجدالملک سپرده شد. او به مدت هشت سال، یعنی تاپایان عمر خود در این مقام باقی بود. مجدالملک، در ۱۱ ذی الحجه ۱۲۹۸ درگذشت و در صحن شرقی شاه عبدالعظیم دفن شد.[۱۲]
میراث [ویرایش]
شیوه خاصی که میرزامحمدخان مجدالملک سینکی در خط شکسته نستعلیق ایجاد کرده بود، بعدها توسط دو پسرش میرزا علی خان امینالدوله و میرزا تقیخان مجدالملک ادامه یافت و سبکی خاص در نویسندگی و انشاء عصر قاجار پدید آورد.
رساله او با نام کشفالغرایب که به خاطر لقب نویسندهاش به رساله مجدیه معروف گشتهاست مملو از مطالب گوناگون و انتقادات کوبنده به دستگاه دولتی است و یکی از مهمترین رسائل اخلاقی و انتقادی عصر قاجار به حساب میآید.
تبارنامه [ویرایش]
| تبارنامه خاندان امینی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پانویس [ویرایش]
- ↑ مرآتالبلدان. ج ۳، ص ۲۹۹. الماثر والآثار ج ۳، ص ۲۱۷.
- ↑ کشف الغرائب یا رساله مجدیه. ص۸-۱۰
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ کشف الغرائب یا رساله مجدیه. ص۱۰
- ↑ کشف الغرائب یا رساله مجدیه. ص۱۰-۱۱
- ↑ ممتحنالدوله شقاقی. رجال وزارت امور خارجه دوره ناصری و مظفری. ص ۷۱.
- ↑ خاطرات وحید. مقاله خاندان امینی، نگارش ابوالفضل قاسمی، ص ۷۹.
- ↑ اسناد وزارت امور خارجه. برگرفته از کتاب: آدمیت، فریدون. اندیشه ترقی و حکومت قانون. ص ۱۰۶.
- ↑ ممتحنالدوله. رجال وزارت امور خارجه دوره ناصری و مظفری. ص ۷۱ و ۲۵.
- ↑ مجله بررسیهای تاریخی. ش ۲، سال ۵ ص ۲۲۲.
- ↑ کشف الغرائب یا رساله مجدیه. ص۱۴-۱۵.
- ↑ کشف الغرائب یا رساله مجدیه. ص۱۵
- ↑ کشف الغرائب یا رساله مجدیه. ص۱۵-۱۶
منابع [ویرایش]
- نیلوفر کسری. «حاج میرزامحمدخان مجدالملک سینکی».
- امینی، ایرج. کشف الغرائب یا رساله مجدیه. تهران، نشر آبی: ۱۳۹۱.