مایکل اسکافیلد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مایکل اسکافیلد نقشی است که ونتورث میلر در سریال فرار از زندان نقش او را بازی کرده است.

زندگی مایکل اسکافیلد در سریال فرار از زندان[ویرایش]

قبل از سریال[ویرایش]

مایکل در کودکی پدر و مادرش را از دست می دهد و برادر بزرگ، با سختی و مشقت فراوان او را سرپرستی می‌کند و او را به دانشگاه می فرستد. هنگامی که برادرش در زندان است، مایکل پی می برد برادرش به خاطر تامین هزینه زندگی او به خلاف افتاده است.

فصل اول[ویرایش]

در فصل اول سریال وقتی مایکل به بی گناهی برادرش لینکلن باروز پی می برد تلاش می‌کند او را از زندان فاکس ریور فراری دهد.

او ابتدا نقشه کل زندان و نقشه فرار را بر روی بدنش خالکوبی می‌کند و به صور ت ساختگی دست به سرقت از بانک میزند و سریعاً خود را تسلیم می‌کند . به خاطر رفتار خوب او در دادگاه با درخواست خودش مبنی بررفتن او به فاکس ریور موافقت می شود.

او پس از ورود به زندان نقشه خود را پیاده می‌کند در این راه مجبور می‌شود چند خلافکار را نیز همراه خود فراری دهد.

او در طی مدتی که در زندان است عاشق دکتر زندان که دختر فرماندار ایالت می شود. در عین حال مایکل پی به زنده بودن پدر خود می برد.

فصل دوم[ویرایش]

او در فصل دوم به همراه برادرش در حال فرار از زندان فاکس ریور هستند اما بعد متوجه می شوند فرار بی نتیجه است و تلاش می کنند تا بی گناهی خود را ثابت کنند و در آخر هم موفق می شوند.

ولی باز هم شرکت‌های مافیایی تلاش می کنند او را بکشند. هنگامی که یکی از اعضای این سازمان خواست لینکلن را بکشد سارا او را کشت ولی مایکل مسئولیت این شلیک را به عهده گرفت و بی گناه به زندان رفت.

فصل سوم[ویرایش]

در فصل سوم مایکل اسکافیلد در سونا زندانی که در پاناماست در حالیکه برادرش دارد برای آزادی مایکل از راه قانونی تلاش می‌کند متوجه می‌شود که سازمان سارا معشوقه مایکل و ال جی پسر لینکن( برادر مایکل ) را نیز گروگان گرفته‌اند و قصد دارند آن دو را با یکی از افرادشان که در زندان سونا است به نام جیمز ویسلر مبادله کنند و مایکل در این فصل با ویسلر فرار می‌کند اما متوجه می‌شود سازمان سارا را کشته است.

فصل چهارم[ویرایش]

در فصل چهارم مایکل که به آمریکا برگشته متوجه مشود که سارا زنده است او با یک مامور سازمان امنیت ملی(دانالد سلف) معامله می‌کند که در ازای آزادی مایکل و برادرش باید سازمان را نابود کنند آن هه در تلاشند تا لیست سیاه سازمان را به نام سیلا به دست آورند اما پس از به دست آوردن سیلا سلف به آنان کلک میزند و سیلا را می فروشد در این حال مایکل متوجه می‌شود سیلا اطلاعاتی در مورد انرژی است و افراد زیادی از جمله مادرش، که زنده است و عضوی از مافیاست، به دنبال آن هستند. در آخر مایکل سیلا را به دست می آورد ولی مجدداً سارا به گروگان میگیرند . و سپس سارا را آزاد میکند و سیلا را به افراد سازمان ملل میدهد و متوجه کارهای غیر قانونی کمپانی میشوند و تمام کمپانی را نابود میکنند و به مایکل و برادش و دوستانش که از زندان فرار کرده بودند آزادی بی قید شرط دادند مایکل که بیماری تومور مغزی داشت در پایان میمیرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

فرار از زندان

ونتورث میلر

سارا تانکردی

منبع:ویکی‌پدیای انگلیسی