مارمولک (فیلم)
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
![]() مارمولک
|
|
|---|---|
| کارگردان | کمال تبریزی |
| تهیهکننده | منوچهر محمدی |
| نویسنده | پیمان قاسمخانی |
| بازیگران | پرویز پرستویی بهرام ابراهیمی شاهرخ فروتنیان فریده سپه منصور امید طهماسبی حسین عابدینی |
| موسیقی | محمدرضا علیقلی |
| فیلمبرداری | ۱۳۸۳ |
| مدت زمان | ۱۱۵ دقیقه |
| کشور | ایران |
| زبان | فارسی |
| صفحه در وبگاه IMDb صفحه در وبگاه سوره |
|
مارمولک عنوان فیلمیست به کارگردانی کمال تبریزی، تهیهکنندگی منوچهر محمدی و با بازی پرویز پرستویی.
این فیلم همچون فیلم دیگر کارگردان (به نام لیلی با من است که نگاه متفاوتی به مسئله جنگ داشت) نگاهی متفاوت به مسئله روحانیت دارد.
شخصیت اصلی این فیلم سارقی حرفهای به نام رضا مثقالیست که به دلیل مهارتش در بالا رفتن از دیوار به رضا مارمولک معروف است.
این فیلم بر خلاف تصور عمومی توهینی به روحانیت اصیل نمیکند بلکه تنها روحانی واقعی این فیلم را فردی آگاه، سختکوش و نقدپذیر نمایش میدهند. شخصیت رضا مثقالی که برای رهایی خود با دزیدن لباس آن روحانی به یک روحانی دروغین بدل شده است در واقع نمایانگر روحانیت دروغینی است که امروز برای منافع خود لباس روحانی به تن کردهاند درحالی که بویی از روحانیت نبرده و اصلا ربطی به دین ندارند. در نگاهی عمیقتر، این فیلم نقدی دقیق به حاکمیت امروز ایران است. حاکمیتی برخی از صاحب منسبانش خود را نماینده خدا میدانند و ظاهری دینی دارند اما در باطن به دنبال دزدی و چپاول مردماند تا جایی که در دولتی که خود را سردمدار پاکی میداند بزرگترین فساد مالی اتفاق میافتد و خیلی ساده از کنار آن عبور میشود.
رضا مثقالی نیز در یک جای فیلم خود را نماینده خدا نتها در آن روستا بلکه در همه زمین معرفی میکند در حالی که قصد فرار کردن و کار خلاف کردن دارد از دید مردم فردی خیر شناخته میشود. و از طرفی رئیس زندان که نماینده تمام قد منش نظامی و انتظامی در فیلم است . به خود این اجازه را میدهد که مردم را به زور به بهشت بزند و رضا مثقالی نیز جواب جالبی به او میدهد که انقدر فشار میآورید که از آنطرفش جهنم بیرون میزنه.
به طور خلاصه این فیلم به تمسخر روحانیت نمیپردازد بلکه آنان را نیز مانند تمامی اقشار مردمی و همان طور دارای خوب و بد معرفی میکند. مسئولین سانسور وقت به دلیل آنکه این فیلم را مصداق توهین به خویش تلقی کردند تنها چند هفته پس از اکران عمومی نمایشش در سینماها، نمایش آن را متوقف کردند.
محتویات |
[ویرایش] خلاصه داستان
| خطر لوثشدن: آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد! |
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانهاست. رضا را به زندانی تحویل میدهند که رئیس آن (آقای مجاور) مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. او عقیده دارد باید آنقدر نسبت به مجرمان - با روشهایی خاص - سخت گیری کند که حتی فکر اعمال خلاف به مغزشان نرسد. و معتقد است زندانیان را به زور هم که شده باید وادار به درستکاری کرد تا به بهشت بروند. رضا در حادثهای مجروح میشود و به بیمارستان خارج از زندان منتقل میشود. در آنجا لباس یک روحانی بیمار را میرباید و در لباس روحانیت موفق به فرار از زندان میشود. او با مصونیتی که در لباس تازه پیدا کرده به یک شهرک مرزی میرود تا از طریق و با گذرنامه جعلی از کشور خارج شود اما به دلایلی با یک روحانی دیگر اشتباه گرفته میشود و امامت جماعت محلی را برعهده اش میگذارند. او با شیوههای خودش مردم را موعظه و راهنمایی میکند و چندین بار اعمال خلافکارانه اش به سوءتغییر نیکوکاری قلمداد میشود. به هر حال در روستا مریدهای زیادی پیدا میکند و خود او نیز کم کم تحت تأثیر لباس و موقعیت جدید به اعمال مثبتی روی میآورد تا اینکه آقای مجاور رئیس زندان که همه جا به دنبال او میگردد، به سراغش میآیند اما او هم دیگر مایل نیست رضا را با دستبند دستگیر کند.
| پایان خطر لوثشدن |
[ویرایش] پانویس
- ↑ «رویدادهای سینمای ایران در سالی که گذشت». روزنامه ایران، ۲۸ اسفند ۱۳۸۳.
[ویرایش] منبع
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پیوند به بیرون
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به مارمولک (فیلم) در ویکیگفتاورد موجود است. |
| این یک نوشتار خُرد پیرامون فیلم و سینما است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
