ماجرای ایران–کنترا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ماجرای ایران-کنترا)
پرش به: ناوبری، جستجو

ماجرای ایران–کنترا (به انگلیسی: Iran Contra affair)‏ که به ماجرای مک‌فارلین و ماجرای ایران گیت نیز معروف است، به معامله تسلیحاتی ایران با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از ۲۰ اوت ۱۹۸۵ تا ۴ مارس ۱۹۸۷ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴۱۳ اسفند ۱۳۶۵) بازمی‌گردد. در این ماجرا آمریکا از طریق نفوذ ایران سعی در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در لبنان کرد و در ازای آن برخی قطعات ادوات جنگی و نظامی را که به واسطه تحریم امکان فروش آنها به ایران نبود، در اختیار ایران قرار داد. پول فروش این تسلیحات به طور پنهانی به ضد انقلابیون نیکاراگوئه موسوم به کنترا داده می‌شد. اسرائیل نیز بخشی از معامله فروش تسلیحات به ایران را در دست گرفت و از این طریق سعی در شکست‌نخوردن ایران در مقابل جبهه متحد عربی مخالف اسرائیل داشت.[۱]

کنگره امریکا در آن زمان کمک مالی به شورشیان نیکاراگوا را ممنوع کرده بود[۲] و ماجرای ایران–کنترا بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا لقب گرفت.[۳]

محتویات

شرح واقعه [ویرایش]

ایران در اواسط دهه هشتاد درگیر در جنگ ایران و عراق بود و نیاز به کمک از خارج برای جنگ و اقتصاد داشت. به علاوه ارتش ایران در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بطور گسترده‌ای مسلح به اسلحه امریکایی بود و این نیاز ایران به تجهیزات امریکایی را دو چندان می‌کرد. در این زمان بخشی از نخبگان حکومتی تمایل به بهبود روابط با امریکا داشتند. از سوی دیگر رونالد ریگان رئیس جمهور وقت امریکا٬ امید داشت تا با کمک ایران گروگان‌های امریکایی در لبنان را آزاد کند. امریکا پیش از این کمک‌های زیادی به عراق در جنگ با ایران کرده بود[نیازمند منبع]. اما در این زمان امریکا بیم داشت که یک ایران ضعیف به دامان شوروی کمونیستی بیافتد.[۲]. در ژانویه ۱۹۸۶ زمان ریگان دستور داد تا چهار هزار موشک تاو توسط سازمان سیا از وزارت دفاع خریده شود و از طریق اسرائیل به ایران فروخته شود. در این زمان ریگان٬ رابرت مک فارلین مشاور پیشین امنیت ملی را برای نزدیک شدن بیشتر به ایران و مذاکره به جناحهای میانه‌رو ایران از جمله هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش به ایران فرستاد. اما این ماموریت شکست خورد. این روابط تا ماه نوامبر ادامه داشت تا زمانی که این روبط توسط یک روزنامه لبنانی فاش شد.[۲]

در ۵ اکتبر ۱۹۸۶ (۱۳ مهر ۱۳۶۵) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس (به انگلیسی: Eugene Hasenfus)‏ تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریعتر وارد عمل شده و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربینهای تلوزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه(کنترا) پرده برداشت.[۴]

این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی درحال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادمه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشنگتن بازگشت.[۴]

این خبر در هر دو کشور باعث خشم عمومی شد. خصوصا در امریکا٬ و زمانی که مشخص شد که با وجود آنکه کنگره امریکا تامین مالی شورشیان کنترا در نیکاراگوا را ممنوع کرده بود٬ دولت ریگان از پول معاملات اسلحه در ایران برای کمک مالی به این شورشیان استفاده می‌کرده است.[۵]

روایت جمهوری اسلامی ایران [ویرایش]

پس از اجرای چند عملیات نظامی موفق‌آمیز از سوی رزمندگان ایرانی در خلال سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ که از آزادسازی خرمشهر آغاز شد و تا تصرف فاو ادامه داشت، سیاست‌مداران نسبت به شکست عراق توسط ارتش ایران بیمناک شدند و ادامه روند جنگ را به نفع ایران دیدند. ایران نیز کویت را به دلیل در اختیار عراق قراردادن جزیره بوبیان به عنوان پایگاه موشکی تهدید کرد و موجب ترس سران کشورهای حاشیه خلیج فارس شد. از این روی بود که رونالد ریگان، جورج بوش را ۳ ماه پس از تصرف فاو به منطقه خاورمیانه فرستاد تا با سران کشورهای عرب منطقه ملاقات کند. پس از پایان مذاکرات بود که آمریکا و اعراب به این نتیجه رسیدند که ادامه حمایت از صدام حسین کمکی به پیروزی وی در جنگ نمی‌کند[نیازمند منبع] و بهتر آن است که ایشان اقدام به مصالحه با ایران نمایند و از نفوذ بیشتر ایران در منطقه جلوگیری نمایند.[۶]

همچنین در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵ در طی ماجرای پرواز تی‌دبلیوای ۸۴۷ که دو لبنانی عضو حزب‌الله لبنان اقدام به ربایش هواپیما نمودند و خلبان را مجبور کردند در فروگاه بیروت بر زمین نشیند، با میانجیگری اکبر هاشمی رفسنجانی در طی سفرش به سوریه و لبنان، گروگان‌گیرها گروگان‌ها را آزاد کردند. این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در اقدامات حزب‌الله لبنان شد و درصدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت توسط اعضای حزب‌الله، مجدداً از کمک ایران سود برد. در همین راستا آمریکا با واسطه ژاپن و پاکستان با سید احمد خمینی تماس برقرار کرد.[۷]

سفر هیأت مذاکره کننده [ویرایش]

اعضای هیئت مذاکره‌کننده آمریکا–اسرائیل. بالا، چپ: رابرت مک‌فارلین راست: اولیور نورث. پایین، چپ: هاوارد تیچر راست: امیرام نیر

هیئتی که در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۸۶ (۴ خرداد ۱۳۶۵) جهت مذاکرات وارد تهران شدند عبارت بودند از: الیور نورث، رابرت مک فارلین تحلیل گر سازمان سیا و مشاور امنیتی رونالد ریگان، جورج کیو از مقامات شورای امنیت ملی، هوارد تیچر(مسئول تحویل پول به شورشیان نیکاراگوئه[۸]) و امیرام نیر، یکی از ماموران سرویس امنیت اسرائیل.[۹][۱۰]

بر اساس گفته‌های هاشمی رفسنجانی مک‌فارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند. در بدو ورود به ایران، اعضای این هیأت به یک هتل برده شدند. در مدت ۵ روز مکرراً به درخواستهای رابرت مک‌فارلین مبنی بر ملاقات با یکی از مسئولان رده‌بالای ایران پاسخ منفی داده می‌شد. ماموران ایرانی اعضای هیأت را تهدید می‌کردند در صورتی که هدف و نقشه اصلی حضور غیرمنتظره در ایران را شرح ندهند، هویتشان در رسانه‌های جمعی معرفی خواهد شد.[۱۱]

بعد از آن اولین دور مذاکرات به مدت ۲ ساعت انجام شد. در این جلسه مقامات سیاسی ایران حاضر نبودند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیأت ایرانی را تشکیل می‌دادند. دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مک‌فارلین تنها نیم‌ساعت ادامه پیدا کرد. وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بی‌توجهی مقامات ایرانی نسبت به حضور وی در ایران انجام داد. دور سوم بدون حضور مک‌فارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت ۶ ساعت انجام شد. در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد. در پایان دور ششم مذاکرات، هیأت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را موردقبول نمی‌دیدند، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح نمودند. این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (17 خرداد ۱۳۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک کردند.[۱۲]

محموله‌های ارسال شده به ایران [ویرایش]

اولین محموله موشک‌های تاو در ۶ اوت ۱۹۸۵ (۱۵ مرداد ۱۳۶۴) به ایران ارسال شد.[۱۳] در ۱۵ سپتامبر همان سال (۲۴ شهریور ۱۳۶۴)، دومین محموله از جمله شامل تعداد ۲۵ قبضه توپ ۱۵۵ میلیمتری جدید دوربرد لوله بلند با شعله‌پوش ساخت آمریکا بود که در ارتش ایران برای رد گم کردن به توپهای اتریشی معروف شدند. این محموله در کانتینر در بندرعباس به حکومت ایران تحویل داده شد[۱۴]. بنیامین ویر (به انگلیسی: Benjamin Weir)‏، گروگان آمریکایی در لبنان، در ۲۴ مهر ۱۳۶۵ آزاد گردید. دومین گروگان نیز در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۶۵ آزاد شد.[۱۵] رونالد ریگان همان ساعت با تلفن به شیمون پرز، مراتب تشکر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگ‌سازی اسرائیل در انتقال تسلیحات به ایران ابراز داشت.[۱۶] سه نفر دیگر نیز در ماجراهای دیگری در ۱۸ و ۲۱ شهریور و نیز ۲۱ مهر آن سال در بیروت به گروگان گرفته شدند که در جریان مذاکرات پنهانی نبودند. در این موارد هم گروگان نخست سریعاً آزاد شد، اما دو تن دیگر برای مدت‌ها گروگان بودند.[۱۵]

ناهم مانبار (به عبری: נחום מנבר)‏، یکی از دلالان اسلحه اسرائیلی مدعی شده‌است که در طی معاملات اسلحه، ایران مقداری گاز اعصاب و گاز خردل نیز دریافت کرده‌است.[۱۷]

موشک ضد هوایی هاوک نیز یکی از اقلام فروخته شده به ایران بوده که آدولف شویفر آنها را از نیروی هوایی آمریکا تحویل گرفت.

ارزش کل کالاهای ارسال شده به ایران در خلال این معامله بالغ بر ۲ میلیارد دلار می‌باشد.[۴]

رسوایی در ایران [ویرایش]

کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود مهدی هاشمی بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود.[۱۸][۱۹]

به دنبال انتشار گزارش الشراع، هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود با توصیه خمینی در مراسم سالگرد ۱۳ آبان در سفارت سابق آمریکا به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران پرداخت. اعتماد مردم به اقدامات آیت‌الله خمینی موجب جلوگیری از اعتراضات مردمی در ایران شد. ولی برخی رجال سیاسی مخالف، نارضایتی خود را با این مسئله اعلام کردند.[۲۰] میرحسین موسوی نخست وزیر وقت نیز پس از فاش‌سازی با ارسال نامه‌ای به سید روح‌الله خمینی، از اینکه در جریان این معامله قرار داده نشده‌است، گله کرد.[۲۱]

سید روح‌الله خمینی در این باره گفت:[۲۲]

رئیس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد. این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفداری آمریکا، حکایت از عظمت مسئله می‌کند. یک مقام عالی رتبه – به قول خودشان – از آمریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران می‌شود در صورتی که ایران نمی‌داند چیست. به مجردی که وارد می‌شود معلوم می‌شود که این از مقامات آمریکا است. ایران او را در یک جایی تحت نظر قرار می‌دهد و او با هر کسی خواسته‌است ملاقات کند، ملاقات نمی‌کند

با این حال و با گذشت چندین سال از این ماجرا هنوز جنجال سیاسی بر سر ابعاد آن ادامه دارد و برخی هاشمی رفسنجانی را متهم می‌کنند که فقط مذاکره برای خرید اسلحه و معامله برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان را به سید روح‌الله خمینی اطلاع داده‌است ولی حضور هیات بلند پایه در تهران و تلاش برای عادی سازی روابط با آمریکا را از وی پنهان نموده‌است.[۲۳]

رسوایی در آمریکا [ویرایش]

در ۵ اکتبر ۱۹۸۶ (۱۳ مهر ۱۳۶۵) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس (به انگلیسی: Eugene Hasenfus)‏ تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری او، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریعتر وارد عمل شده و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربینهای تلوزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه(کنترا) پرده برداشت.[۴]

این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی درحال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادمه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشنگتن بازگشت. درست یک ماه بعد خبر معامله تسلیحاتی ایران با آمریکا از یک هفته‌نامه لبنانی منتشر شد. این دو رسوایی سیاسی، یک بحران سیاسی را در آمریکا پدید آورد.

در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۶ (۴ آذر ۱۳۶۵) فاش شد که سرهنگ الیور نورث از کارکنان شورای امنیت ملی ایالات متحده آمربکا ترتیبی داده بود که سود ۱۰ تا ۳۰ میلیون دلاری فروش اسلحه به ایران به شورشیان کنترا پرداخت شود. در حالیکه پیش از آن کنگره ایالات متحده آمریکا چنین اقدامی را از اساس غیرقانونی کرده بود. انتشار این اخبار ریگان را واداشت تا آدمیرال جان پویندکستر مشاور امنیت ملی را که در سال ۱۹۸۵ جانشین مک فارلین شده بود به همراه اولیور نورث از کار برکنار کند.

ریگان بدنبال این ماجرا، کمیته مشترک ریاست جمهوری و کنگره، به ریاست سناتور سابق جان تاور، را مامور رسیدگی به این ماجرا کرد. کمیسیون تاور بعدها اعلام کرد که ریگان از اقدامات زیردستانش در شورای امنیت ملی در ماجرای ایران–کنترا خبر نداشته‌است هرچند که افرادی نظیر دونالد ریگان رئیس ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، کاسپارواینبرگر وزیر دفاع و جرج شولتز وزیر خارجه به دلیل تعلل در جلوگیری از این قانون شکنی مورد انتقاد قرار گرفتند.

در طی جلسات سوال از متخلفین در کمیسیون تاور، سرهنگ اولیور نورث با استفاده از حق توسل به متمم پنجم، از دادن هرگونه شهادت در رابطه با نقشش در نابود کردن مدارک مربوط به ماجرای ایران–کنترا خودداری کرد.

آیت‌الله خمینی در ۲۹ آبان همان سال در این‌باره گفت:[۲۰]

رئیس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد. این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفداری آمریکا، حکایت از عظمت مسئله می‌کند. یک مقام عالی رتبه به قول خودشان از آمریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران می‌شود در صورتی که ایران نمی‌داند چیست. به مجردی که وارد می‌شود معلوم می‌شود که این از مقامات آمریکا است.

این دو رسوایی سیاسی(حمایت از شورشیان نیکاراگوئه و فروش مخفیانه سلاح به ایران)، یک بحران سیاسی را در آمریکا پدید آورد. برای بیشتر آمریکاییها این دو رسوایی غیر قابل قبول بود.[۴]

واکنش رونالد ریگان [ویرایش]

رونالد ریگان و آنتونی میس که در تاریخ ۲۵ نوامبر همان سال از ارتباط این دو موضوع مطلع و شوکه شده بودند، کنفرانس خبری آن روز را لغو کردند. البته همواره از وجود شواهدی مبنی بر آگاهی شخص رونالد ریگان از این رابطه دوطرفه سخن گفته شده‌است. ولی هیچگاه مدارکی در جهت محکومیت رئیس‌جمهور ارائه نشد.[۴]

پس از این رسوایی، ریگان کمیته‌ای ۳ نفره به ریاست سناتور جان تاور تشکیل داد تا این موضوع را بررسی کنند. این کمیته به کمیسیون تاور معروف شد و مأموریت بررسی نقش شورای امنیت ملی آمریکا را در این بحران برعهده گرفت.[۲۴]

تشکیل کمیسیون تاور [ویرایش]

نوشتار اصلی: کمیسیون تاور


خودکشی رابرت مک‌فارلین [ویرایش]

در ۲۲ مارس ۱۹۸۷ (۲ فروردین ۱۳۶۶) و پس از گذشت دو سال از ماجرا، مک فارلین با خوردن تعداد زیادی قرص والیوم دست به خودکشی زد.[۲۵] این خودکشی ناموفق بود و وی جان سالم بدر برد.

رسوایی در اسرائیل [ویرایش]

این ماجرا در اسرائیل نیز موجب جنجال بسیار شد.[نیازمند منبع] در دهم دسامبر همان سال، شیمون پرز در دفاع از شرکت اسرائیل در ماجرای ایران–کنترا پاسخ داد:[۲۶]

اینکه ما به ایرانیان اسلحه بدهیم فکر خود آمریکاییان بود. ما فقط به درخواست واشنگتن وارد شدیم.

آبا ابان (به عبری: אבא אבן‎)‏ که ریاست کمیسیون تحقیق روابط ایران و اسرائیل در ماجرای مک‌فارلین را برعهده داشت، نیز حتی اذعان داشت:[۲۷]

این حق ماست که بخواهیم به ایران اسلحه بفروشیم.

افراد مرتبط [ویرایش]

برخی از مهمترین اشخاصی که در این ماجرا نقش کلیدی را ایفا کرده بودند و از ملیت‌های مختلف میباشند عبارتند از:[۳]

Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا

Flag of Iran.svg ایران[نیازمند منبع]

Flag of Israel.svg اسرائیل

  • شیمون پرز
  • امیرام نیر
  • یاکو نیمرودی
  • آدولف شویمر: دوست شیمون پرز و عدنان خاشقچی. وی شخصی بود که با خاشقچی در نوادا ملاقات کرد و به او پیشنهاد همکاری در معامله با ایران را داد. وی مسئول ارسال خمپاره به ایران بوده‌است. وی همچنین یکی از عوامل دخیل در فاش سازی این ماجرا در سال ۱۹۸۶ بوده‌است.[۴]

Flag of Saudi Arabia.svg عربستان سعودی

Flag of Nicaragua.svg نیکاراگوئه

  • دنیل اورتگا: رییس جمهور وقت نیکاراگوئه که در آن زمان رهبر ساندینیستا در نیکارگوئه بوده‌است [۲۸].

Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا

Flag of Lebanon.svg لبنان

جستارهای وابسته [ویرایش]

پانویس [ویرایش]

  1. رابرت شولزینگر، «دیپلماسی آمریکا در قرن بیستم»، حمید رفیعی مهرآبادی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۹، چاپ اول
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ Nikki R. Keddie, Modern Iran, 258.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ The Iran-Contra Affair ۲۰ Years On دانشگاه جورج واشنگتن
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ ۴٫۶ Malcolm Byrne & Peter Kornbluh. «The Iran-Contra Scandal in Perspective»(انگلیسی)‎. WESTPORT PUBLIC SCHOOLS، ۲۶ ژانویه ۱۹۹۰. بازبینی‌شده در ۳۱ مارس ۲۰۱۰. 
  5. Nikki R. Keddie, Modern Iran, 258.
  6. عباس شادلو. جستاری تاریخی پیرامون تکثرگرایی در جریان اسلامی و پیدایش جناح راست و چپ مذهبی. نشر وزراء، ۱۳۸۱. ۷۱. 
  7. هاشمی رفسنجانی. امید و دلواپسی (خاطرات سال ۱۳۶۴). دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۸۷. ۴۳. 
  8. Twin Pillars to Desert Storm: America's Flawed Vision in the Middle East from Nixon to Bush
  9. Why Secret ۱۹۸۶ US-Iran Arms for Hostages Negotiations Failed. George Cave. Washington Report on Middle East Affairs. September ۱۹۹۴.
  10. Special Trust. Robert C. McFarlane.New York. Cadell and Davis. ۱۹۹۴. pp.۵۴-۵۶
  11. مک‌فارلین و ماجرای «کیک و کلت»
  12. فاطمه علیزاده. مک‌فارلین. موسسه انتشاراتی روزنامه ایران، ۱۳۸۸. ۱۵ و ۱۶. 
  13. The Chronology. Malcom Byrne. New York. Warner Books. ۱۹۸۷. p.۶۰۱
    رابرت مک فارلین نیز همین موضوع را در برابر سنای کنگره آمریکا شهادت داد. و نیز مراجعه گردد به:
    Special Trust. Robert C. McFarlane.New York. Cadell and Davis. ۱۹۹۴. pp.۳۱-۳۵
  14. ‫مک فارلن و ایران کنترا‬‎ - YouTube در یوتیوب
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ مهدی قمصریان. «پرونده سفر رابرت مک‌فارلین به ایران». همشهری آنلاین. ۱۱ آبان ۱۳۸۶. تاریخ. بازبینی‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۰. 
  16. Treacherous Alliance. Trita Parsi. ۲۰۰۷. Yale University Press. ISBN ۹۷۸-۰-۳۰۰-۱۲۰۵۷-۸ pp.۱۱۹
  17. Anton La Guardia. Iran's 'nerve gas trader' disappears. . دیلی تلگراف ۱۴۲ (۱۵ آوریل ۱۹۹۷). 
  18. روزنامه همشهری
  19. کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ پرونده سفر رابرت مک‌فارلین به ایران همشهری آنلاین
  21. هاشمی در ماجرای مک فارلین استراتژی امام را دنبال نمی‌کرد خبرگزاری فارس
  22. پرونده سفر رابرت مک‌فارلین به ایران همشهری آنلاین
  23. هاشمی در ماجرای مک فارلین استراتژی امام را دنبال نمی‌کرد خبرگزاری فارس
  24. کتاب‌شناسی ماجرای مک فارلین خبرگزاری ایبنا
  25. مک‌فارلین و ماجرای «کیک و کلت»
  26. Peres says US initiated Iran deal, Israel just went along. Ruth Sinai. Acssociated Press. Dec. ۱۰, ۱۹۸۶.
  27. Israel Bears No Guilt in Iran Arms Sale, Eban Says. Associated Press. Feb ۲۸, ۱۹۸۷.
  28. The Iran-Contra Affair ۲۰ Years On

پیوند به بیرون [ویرایش]