ماجرای مک‌فارلین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ماجرای ایران-کنترا)
پرش به: ناوبری، جستجو

ماجرای ایران–کنترا (به انگلیسی: Iran Contra affair) که به ماجرای مک‌فارلین و ماجرای ایران گیت نیز معروف است، به معامله تسلیحاتی ایران با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از ۲۰ اوت ۱۹۸۵ تا ۴ مارس ۱۹۸۷ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴۱۳ اسفند ۱۳۶۵) بازمی‌گردد. در این ماجرا آمریکا از طریق نفوذ ایران سعی در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در لبنان کرد و در ازای آن برخی قطعات ادوات جنگی و نظامی را که به واسطه تحریم امکان فروش آنها به ایران نبود، در اختیار ایران قرار داد. پول فروش این تسلیحات به طور پنهانی به ضد انقلابیون نیکاراگوئه موسوم به کنترا داده می‌شد. اسرائیل نیز بخشی از معامله فروش تسلیحات به ایران را در دست گرفت و از این طریق سعی در شکست‌نخوردن ایران در مقابل جبهه متحد عربی مخالف اسرائیل داشت.[۱] این ماجرا به وسیله نامه منوچهر قربانی فر به فتح الله امید نجف آبادی اطلاع رسانی شد وبرای اولین بار دربیت آیت الله منتظری مطرح شد.گفته می شود سید مهدی هاشمی به وسیله روزنامه الشراع لبنان این ماجرا را فاش کرد.[۲] کنگره امریکا در آن زمان کمک مالی به شورشیان نیکاراگوا را ممنوع کرده بود[۳] و ماجرای ایران–کنترا بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا لقب گرفت.[۴]

شرح واقعه[ویرایش]

ریگان در دیدار با (چپ به راست)، وزیر دفاع کاسپر واینبرگر، وزیر امور خارجه جرج شولتز، دادستان کل اد میس، و رئیس ستاد دونالد ریگان،در دفتر بیضی

ایران در اواسط دهه هشتاد میلادی، درگیر جنگ با عراق بود و به کمک از خارج برای جنگ و اقتصاد نیاز داشت. به علاوه ارتش ایران در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بطور گسترده‌ای مسلح به اسلحه امریکایی بود و این نیاز ایران به تجهیزات امریکایی را دو چندان می‌کرد. در این زمان بخشی از نخبگان حکومتی تمایل به بهبود روابط با امریکا داشتند. از سوی دیگر رونالد ریگان رئیس جمهور وقت امریکا، امید داشت تا با کمک ایران گروگان‌های امریکایی در لبنان را آزاد کند. امریکا پیش از این کمک‌های زیادی به عراق در جنگ با ایران کرده بود[نیازمند منبع]. اما در این زمان امریکا بیم داشت که یک ایران ضعیف به دامان شوروی کمونیستی بیفتد.[۳]. در ژانویه ۱۹۸۶ ریگان دستور داد تا چهار هزار موشک تاو توسط سازمان سیا از وزارت دفاع خریده شود و از طریق اسرائیل به ایران فروخته شود. در این زمان ریگان، رابرت مک فارلین مشاور پیشین امنیت ملی را برای نزدیک شدن بیشتر به ایران و مذاکره به جناح‌های میانه‌رو ایران از جمله هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش به ایران فرستاد. اما این ماموریت شکست خورد. این روابط تا ماه نوامبر ادامه داشت تا زمانی که این روابط توسط یک روزنامه لبنانی فاش شد.[۳]

در ۵ اکتبر ۱۹۸۶ (۱۳ مهر ۱۳۶۵) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس (به انگلیسی: Eugene Hasenfus) تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریعتر وارد عمل شده و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربین‌های تلویزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه(کنترا) پرده برداشت.[۵]

این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی در حال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادمه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشنگتن بازگشت.[۵]

این خبر در هر دو کشور خصوصاً در امریکا زمانی که مشخص شد که با وجود آنکه کنگره امریکا تامین مالی شورشیان کنترا در نیکاراگوا را ممنوع کرده بود، دولت ریگان از پول معاملات اسلحه در ایران برای کمک مالی به این شورشیان استفاده می‌کرده است، باعث خشم عمومی شد. [۶]

روایت جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

پس از اجرای چند عملیات نظامی موفق‌آمیز از سوی رزمندگان ایرانی در خلال سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ که از آزادسازی خرمشهر آغاز شد و تا تصرف فاو ادامه داشت، سیاست‌مداران نسبت به شکست عراق توسط ارتش ایران بیمناک شدند و ادامه روند جنگ را به نفع ایران دیدند. ایران نیز کویت را به دلیل در اختیار عراق قراردادن جزیره بوبیان به عنوان پایگاه موشکی تهدید کرد و موجب ترس سران کشورهای حاشیه خلیج فارس شد. از این روی بود که رونالد ریگان، جورج بوش را ۳ ماه پس از تصرف فاو به منطقه خاورمیانه فرستاد تا با سران کشورهای عرب منطقه ملاقات کند. پس از پایان مذاکرات بود که آمریکا و اعراب به این نتیجه رسیدند که ادامه حمایت از صدام حسین کمکی به پیروزی وی در جنگ نمی‌کند[نیازمند منبع] و بهتر آن است که ایشان اقدام به مصالحه با ایران نمایند و از نفوذ بیشتر ایران در منطقه جلوگیری نمایند.[۷]

همچنین در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵ در طی ماجرای پرواز تی‌دبلیوای ۸۴۷ که دو لبنانی عضو حزب‌الله لبنان اقدام به ربایش هواپیما نمودند و خلبان را مجبور کردند در فروگاه بیروت بر زمین نشیند، با میانجیگری اکبر هاشمی رفسنجانی در طی سفرش به سوریه و لبنان، گروگان‌گیرها گروگان‌ها را آزاد کردند. این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در اقدامات حزب‌الله لبنان شد و درصدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت توسط اعضای حزب‌الله، مجدداً از کمک ایران سود برد. در همین راستا آمریکا با واسطه ژاپن و پاکستان با سید احمد خمینی تماس برقرار کرد.[۸]

سفر هیأت مذاکره کننده[ویرایش]

اعضای هیئت مذاکره‌کننده آمریکا–اسرائیل. بالا، چپ: رابرت مک‌فارلین راست: اولیور نورث. پایین، چپ: هاوارد تیچر راست: امیرام نیر

هیئتی که در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۸۶ (۴ خرداد ۱۳۶۵) جهت مذاکرات وارد تهران شدند عبارت بودند از: الیور نورث، رابرت مک فارلین تحلیل گر سازمان سیا و مشاور امنیتی رونالد ریگان، جورج کیو از مقامات شورای امنیت ملی، هوارد تیچر(مسئول تحویل پول به شورشیان نیکاراگوئه[۹]) و امیرام نیر، یکی از ماموران سرویس امنیت اسرائیل.[۱۰][۱۱]

بر اساس گفته‌های هاشمی رفسنجانی مک‌فارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند. در بدو ورود به ایران، اعضای این هیأت به یک هتل برده شدند. در مدت ۵ روز مکرراً به درخواستهای رابرت مک‌فارلین مبنی بر ملاقات با یکی از مسئولان رده‌بالای ایران پاسخ منفی داده می‌شد. ماموران ایرانی اعضای هیأت را تهدید می‌کردند در صورتی که هدف و نقشه اصلی حضور غیرمنتظره در ایران را شرح ندهند، هویتشان در رسانه‌های جمعی معرفی خواهد شد.[۱۲]

بعد از آن اولین دور مذاکرات به مدت ۲ ساعت انجام شد. در این جلسه مقامات سیاسی ایران حاضر نبودند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیأت ایرانی را تشکیل می‌دادند. دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مک‌فارلین تنها نیم‌ساعت ادامه پیدا کرد. وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بی‌توجهی مقامات ایرانی نسبت به حضور وی در ایران انجام داد. دور سوم بدون حضور مک‌فارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت ۶ ساعت انجام شد. در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد. در پایان دور ششم مذاکرات، هیأت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را موردقبول نمی‌دیدند، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح نمودند. این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (17 خرداد ۱۳۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک کردند.[۱۳]

نقش حسن روحانی[ویرایش]

فارین پالیسی در گزارشی با عنوان «وقتی روحانی با اولیور نورث دیدار کرد» نوشت

حسن روحانی مشاور ارشد سیاست خارجی دولت وقت ایران، بیست و هفتم می 1986 با هیاتی از مقامات کاخ سفید در طبقه آخر هتل هیلتون در تهران همنشین شده و آمده بود تا پنهانی واسطه توافقی با آمریکایی‌ها شود.

این نشریه با تشریح جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا همزمان با جنگ تحمیلی ادعا کرده که حسن روحانی نقشی محوری در این ماجرا داشته است.[۱۴]

محموله‌های ارسال شده به ایران[ویرایش]

اولین محموله موشک‌های تاو در ۶ اوت ۱۹۸۵ (۱۵ مرداد ۱۳۶۴) به ایران ارسال شد.[۱۵] در ۱۵ سپتامبر همان سال (۲۴ شهریور ۱۳۶۴)، دومین محموله از جمله شامل تعداد ۲۵ قبضه توپ ۱۵۵ میلیمتری جدید دوربرد لوله بلند با شعله‌پوش ساخت آمریکا بود که در ارتش ایران برای رد گم کردن به توپهای اتریشی معروف شدند. این محموله در کانتینر در بندرعباس به حکومت ایران تحویل داده شد[۱۶]. بنیامین ویر (به انگلیسی: Benjamin Weir)، گروگان آمریکایی در لبنان، در ۲۴ مهر ۱۳۶۵ آزاد گردید. دومین گروگان نیز در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۶۵ آزاد شد.[۱۷] رونالد ریگان همان ساعت با تلفن به شیمون پرز، مراتب تشکر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگ‌سازی اسرائیل در انتقال تسلیحات به ایران ابراز داشت.[۱۸] سه نفر دیگر نیز در ماجراهای دیگری در ۱۸ و ۲۱ شهریور و نیز ۲۱ مهر آن سال در بیروت به گروگان گرفته شدند که در جریان مذاکرات پنهانی نبودند. در این موارد هم گروگان نخست سریعاً آزاد شد، اما دو تن دیگر برای مدت‌ها گروگان بودند.[۱۷]

ناهم مانبار (به عبری: נחום מנבר)، یکی از دلالان اسلحه اسرائیلی مدعی شده‌است که در طی معاملات اسلحه، ایران مقداری گاز اعصاب و گاز خردل نیز دریافت کرده‌است.[۱۹]

موشک ضد هوایی هاوک نیز یکی از اقلام فروخته شده به ایران بوده که آدولف شویفر آنها را از نیروی هوایی آمریکا تحویل گرفت.

ارزش کل کالاهای ارسال شده به ایران در خلال این معامله بالغ بر ۲ میلیارد دلار می‌باشد.[۵]

بر اساس گزارش نیویورک تایمز، این سلاح‌ها در جریان این معامله‌های پنهانی دراختیار ایران قرار گرفت:

  • ۲۰آگوست۱۹۸۵ :۹۶ موشک ضدتانک تاو (بی‌جی‌ام-۷۱ تاو)
  • سپتامبر۱۹۸۵: ۴۰۸ موشک ضدتانک تاو
  • ۲۴ نوامبر ۱۹۸۵:۱۸ موشک ضدهوایی هاوک (ام‌آی‌ام-۲۳ هاوک)
  • ۱۷ فوریه۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
  • ۲۷ فوریه۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
  • ۲۴ می ۱۹۸۶ :۵۰۸ موشک ضدتانک تاو و۲۴۰ قطعه یدکی موشک‌های ضدهوایی هاوک
  • ۴آگوست۱۹۸۶: قطعات یدکی موشک‌های ضدهوایی هاوک
  • ۲۸اکتبر ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو

رسوایی در سه کشور[ویرایش]

رسوایی در ایران[ویرایش]

فاش سازی[ویرایش]

در ۳ نوامبر ۱۹۸۶ (۱۲ آبان ۱۳۶۵) یک روزنامه لبنانی به نام الشراع نوشت که رابرت مک‌فارلین مشاور امنیت ملی ریگان در یک ماموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضا شده توسط ریگان به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان از کمک آنان برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان استفاده کند. کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود مهدی هاشمی بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود.

سيد مهدي هاشمي دردادگاه قبل از انقلاب

به دنبال انتشار گزارش الشراع، هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود با توصیه خمینی در مراسم سالگرد ۱۳ آبان در سفارت سابق آمریکا به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران پرداخت. اعتماد مردم به اقدامات آیت‌الله خمینی موجب جلوگیری از اعتراضات مردمی در ایران شد. ولی برخی رجال سیاسی مخالف، نارضایتی خود را با این مسئله اعلام کردند.[۲۰]

سید روح‌الله خمینی در این باره گفت:

رئیس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد. این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفداری آمریکا، حکایت از عظمت مسئله می‌کند. یک مقام عالی رتبه – به قول خودشان – از آمریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران می‌شود در صورتی که ایران نمی‌داند چیست. به مجردی که وارد می‌شود معلوم می‌شود که این از مقامات آمریکا است. ایران او را در یک جایی تحت نظر قرار می‌دهد و او با هر کسی خواسته‌است ملاقات کند، ملاقات نمی‌کند

اعتراض در داخل حکومت ایران[ویرایش]

آیت الله منتظری در خاطرات خود می نویسد
ساده انگارانه است اگر کسی باور کند که آمریکایی ها برای فروش مقداری سلاح و یا رهایی چند گروگان در لبنان دست از سیاست های اصولی خوددر جنگ ایران و عراق بردارند.تجربه گروگان گیری افراد سفارت آمریکا درس های آموزنده ای برای آمریکایی ها و ما داشت.اتفاقا آزادی آن ها هم در ابتدای ریاست جمهوری ریگان بود و سفر مک فارلین هم در همین دوران ریگان بود.از طرف دیگر این چه روشی است که که در ایران متداول شده که از مذاکرات رسمی و روشن و منطقی با آمریکا روی گردان بوده و آن را خیانت و بی غیرتی اعلام می کنند ولی به صورت مخفی و پشت پرده مذاکره می کنند واقعاً این ها دردهایی است که مادراین کشور می کشیم.

اما این سوال پیش می آید که چرا وقتی نمایندگان مردم از وزیرخارجه وقت سوال کردند تا درمجلس بیاید و توضیح دهد امام آن سخنرانی معروف به این تذهبون را کردند؟ و آن برخورد تند و دورازانتظار با نمایندگان سوال کننده داشتند و آن ها را پوچ و بی ارزش خواندند؟چه سری درکار بود که نمایندگانی که حق قانونی آنها بود نباید پیگیری می کردند؟

آیت الله منتظری در خاطرات خود ادامه می دهد:آقایان برای خریداسلحه روابط مخفیانه ای با آمریکایی ها برقرار کرده بودند و مک فارلین مشاور رئیس جمهورآمریکا وهمکاران او به طورمخفیانه و پاسپورت جعلی وارد کشور شدند.سپس با نامه های آقای منوچهر قربانی فر این مسئله برای ما برملاشد.آقای قربانی فر فتوکپی نامه های خود به آقای کنگرلو را به وسیله آقای فتح الله امید نجف آبادی برای من فرستاد و طبعاً جریان مک فارلین در بیت ما مطرح شد.البته من اصلاً قربانی فر را ندیده ام ونامه های قربانی فر را ظاهراً سیدمهدی توسط یکی از دوستانش به الشراع رسانده بود و آقایان با علم کردن این مسائل می خواستند به طرف های آمریکایی خود بفهمانند که ما باطرفداران صدور انقلاب ،به قول آمریکایی ها تروریسم،وبا مخالفان این مذاکرات وافشا کنندگان آن برخورد کرده ایم.درآن زمان بسیاری از تلکس هایی که بر روی منزل ما می آمد از همین موضوع حکایت داشت.[۲۱]

میرحسین موسوی نخست وزیر وقت نیز پس از فاش‌سازی با ارسال نامه‌ای به سید روح‌الله خمینی، از اینکه در جریان این معامله قرار داده نشده‌است، گله کرد.[۲۲]

۸ تن از نمایندگان مجلس نیز تصمیم گرفتند در این مورد علی‌اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه را مورد سوال قرار دهند. این هشت نفر عبارت بودند از: حسینی سیرجانی، جلال‌الدین فارسی، نیکروش، سید محمد خامنه‌ای - موسویانی، نجفی رهنانی، فهیم کرمانی (بند چهارم) و اسرافیلیان. متن سوال به قرار زیر بود:

  1. با توجه به این که وزارت امور خارجه عهده دار اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و تعیین خط مشی با مقام معظم رهبری و مجلس شورای اسلامی است، در رابطه با جنجال تبلیغاتی اخیر از داخل و خارج کشور در خصوص ارتباط با دولت آمریکا اعلام دارند که این ارتباط در چه سطحی صورت پذیرفته است.
  2. نظر به این که مجلس شورای اسلامی هیچ گونه اطلاعی از این فعل و انفعالات نداشته‌اند، اعلام دارند چه مقامی یا مقاماتی تصمیم به این تماس و ارتباط گرفته‌اند.
  3. شنیده می‌شود افرادی خارج از کادر وزارت امور خارجه با هیات آمریکایی تماس گرفته و مذاکره نموده‌اند، لطفاً اعلام دارید که این افراد ماموریتی از جانب وزارت امور خارجه داشته‌اند یا خیر و در صورتی که پاسخ منفی باشد، مجوز قانونی تماس و ارتباط افراد مذکور کدام است؟
  4. جریان سفر هیات آمریکایی به ایران به چه صورت و با چه کیفیتی صورت پذیرفته و چه کسانی در ایران با آنها مذاکره نموده، محور مذاکرات چه بوده و مذاکرات به چه تصمیماتی منجر گردیده است.
  5. ضمناً موضوع قبلاً با وزیر محترم امور خارجه در میان گذاشته شده و پاسخ مشارٌ‌الیه مقنع نبوده است.

واکنش روح‌الله خمینی به طرح این سوال اما بسیار تند و عتاب آمیز بود. او در این باره چنین سخنرانی کرد:

چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطان‌زده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضی‌شان در نظر من پوچ‌اند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد می‌زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه‌تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که هفته وحدت است چرا شماها می خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ لحن شما در آن چیزی که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخ نشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان... شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هی تندرو و کندرو درست نکنید، دودستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کارها را.[۲۳][۲۴]

با این حال و با گذشت چندین سال از این ماجرا هنوز جنجال سیاسی بر سر ابعاد آن ادامه دارد و برخی هاشمی رفسنجانی را متهم می‌کنند که فقط مذاکره برای خرید اسلحه و معامله برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان را به سید روح‌الله خمینی اطلاع داده‌است ولی حضور هیات بلند پایه در تهران و تلاش برای عادی سازی روابط با آمریکا را از وی پنهان نموده‌است.[۲۵]

رسوایی در آمریکا[ویرایش]

در ۵ اکتبر ۱۹۸۶ (۱۳ مهر ۱۳۶۵) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس (به انگلیسی: Eugene Hasenfus) تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری او، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریعتر وارد عمل شده و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربینهای تلویزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه(کنترا) پرده برداشت.[۵]

این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی درحال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادمه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشنگتن بازگشت. درست یک ماه بعد خبر معامله تسلیحاتی ایران با آمریکا از یک هفته‌نامه لبنانی منتشر شد. این دو رسوایی سیاسی، یک بحران سیاسی را در آمریکا پدید آورد.

در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۶ (۴ آذر ۱۳۶۵) فاش شد که سرهنگ الیور نورث از کارکنان شورای امنیت ملی ایالات متحده آمربکا ترتیبی داده بود که سود ۱۰ تا ۳۰ میلیون دلاری فروش اسلحه به ایران به شورشیان کنترا پرداخت شود. در حالیکه پیش از آن کنگره ایالات متحده آمریکا چنین اقدامی را از اساس غیرقانونی کرده بود. انتشار این اخبار ریگان را واداشت تا آدمیرال جان پویندکستر مشاور امنیت ملی را که در سال ۱۹۸۵ جانشین مک فارلین شده بود به همراه اولیور نورث از کار برکنار کند.

ریگان بدنبال این ماجرا، کمیته مشترک ریاست جمهوری و کنگره، به ریاست سناتور سابق جان تاور، را مامور رسیدگی به این ماجرا کرد. کمیسیون تاور بعدها اعلام کرد که ریگان از اقدامات زیردستانش در شورای امنیت ملی در ماجرای ایران–کنترا خبر نداشته‌است هرچند که افرادی نظیر دونالد ریگان رئیس ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، کاسپارواینبرگر وزیر دفاع و جرج شولتز وزیر خارجه به دلیل تعلل در جلوگیری از این قانون شکنی مورد انتقاد قرار گرفتند.

در طی جلسات سوال از متخلفین در کمیسیون تاور، سرهنگ اولیور نورث با استفاده از حق توسل به متمم پنجم، از دادن هرگونه شهادت در رابطه با نقشش در نابود کردن مدارک مربوط به ماجرای ایران–کنترا خودداری کرد.

این دو رسوایی سیاسی(حمایت از شورشیان نیکاراگوئه و فروش مخفیانه سلاح به ایران)، یک بحران سیاسی را در آمریکا پدید آورد. برای بیشتر آمریکاییها این دو رسوایی غیر قابل قبول بود.[۵]

واکنش رونالد ریگان[ویرایش]

رونالد ریگان و آنتونی میس که در تاریخ ۲۵ نوامبر همان سال از ارتباط این دو موضوع مطلع و شوکه شده بودند، کنفرانس خبری آن روز را لغو کردند. البته همواره از وجود شواهدی مبنی بر آگاهی شخص رونالد ریگان از این رابطه دوطرفه سخن گفته شده‌است. ولی هیچگاه مدارکی در جهت محکومیت رئیس‌جمهور ارائه نشد.[۵]

پس از این رسوایی، ریگان کمیته‌ای ۳ نفره به ریاست سناتور جان تاور تشکیل داد تا این موضوع را بررسی کنند. این کمیته به کمیسیون تاور معروف شد و مأموریت بررسی نقش شورای امنیت ملی آمریکا را در این بحران برعهده گرفت.[۲۶]

نشریه السفیر می نویسد ریگان در مورد اعتراضات کنگره درمورد ارسال سلاح به ایران گفت:سلاح های ارسالی فقط جنبه دفاعی دارد و هدف ما از ارسال آنها یکی این است که بفهمانیم ما آماده عادی سازی روابط هستیم و دیگر اینکه با جناح میانه رو در جنگ قدرت پس از آیت‌الله خمینی کانال ارتباطی برقرار نماییم.[۲۷] روزنامه النهار می نویسد :ریگان و جان پویند کستر در یک مصاحبه مطبوعاتی گفتند:هدف اصلی ما از مذاکرات و ارسال سلاح محرمانه به ایران ،ایجاد ارتباط مناسب با رهبران احتمالی آینده ایران بود و موضع گروگان ها فرعی و جانبی است.آنها اظهار امیدواری کردند که پس از فوت آیت‌الله خمینی جناح میانه رو روی کار آید.[۲۸]

نشریه کویتی المجتمع فاش کرد که هدف ماجرای مک فارلین ۴چیز است.[۲۹]

  • تغییراتی در داخل حاکمیت ایران در حال وقوع است وباید از آن بهره برداری کرد.
  • برخورد دو جناح منتظری و هاشمی
  • تقویت جناح میانه رو
  • ایجاد زمینه تفاهم باحاکمیت پس ازمرحله آیت‌الله خمینی

تشکیل کمیسیون تاور[ویرایش]

نوشتار اصلی: کمیسیون تاور


خودکشی رابرت مک‌فارلین[ویرایش]

در ۲۲ مارس ۱۹۸۷ (۲ فروردین ۱۳۶۶) و پس از گذشت دو سال از ماجرا، مک فارلین با خوردن تعداد زیادی قرص والیوم دست به خودکشی زد.[۳۰] این خودکشی ناموفق بود و وی جان سالم بدر برد.

رسوایی در اسرائیل[ویرایش]

این ماجرا در اسرائیل نیز موجب جنجال بسیار شد.[نیازمند منبع] در دهم دسامبر همان سال، شیمون پرز در دفاع از شرکت اسرائیل در ماجرای ایران–کنترا پاسخ داد:[۳۱]

اینکه ما به ایرانیان اسلحه بدهیم فکر خود آمریکاییان بود. ما فقط به درخواست واشنگتن وارد شدیم.

آبا ابان (به عبری: אבא אבן‎) که ریاست کمیسیون تحقیق روابط ایران و اسرائیل در ماجرای مک‌فارلین را برعهده داشت، نیز حتی اذعان داشت:[۳۲]

این حق ماست که بخواهیم به ایران اسلحه بفروشیم.

افراد مرتبط[ویرایش]

برخی از مهمترین اشخاصی که در این ماجرا نقش کلیدی را ایفا کرده بودند و از ملیت‌های مختلف میباشند عبارتند از:[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. رابرت شولزینگر، «دیپلماسی آمریکا در قرن بیستم»، حمید رفیعی مهرآبادی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۹، چاپ اول
  2. (خاطرات آیت‌الله منتظری پیوست های 132الی135). 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Nikki R. Keddie, Modern Iran, 258.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ The Iran-Contra Affair ۲۰ Years On دانشگاه جورج واشنگتن
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ Malcolm Byrne & Peter Kornbluh. «The Iran-Contra Scandal in Perspective»(انگلیسی)‎. WESTPORT PUBLIC SCHOOLS، ۲۶ ژانویه ۱۹۹۰. بازبینی‌شده در ۳۱ مارس ۲۰۱۰. 
  6. Nikki R. Keddie, Modern Iran, 258.
  7. عباس شادلو. جستاری تاریخی پیرامون تکثرگرایی در جریان اسلامی و پیدایش جناح راست و چپ مذهبی. نشر وزراء، ۱۳۸۱. ۷۱. 
  8. هاشمی رفسنجانی. امید و دلواپسی (خاطرات سال ۱۳۶۴). دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۸۷. ۴۳. 
  9. Twin Pillars to Desert Storm: America's Flawed Vision in the Middle East from Nixon to Bush
  10. Why Secret ۱۹۸۶ US-Iran Arms for Hostages Negotiations Failed. George Cave. Washington Report on Middle East Affairs. September ۱۹۹۴.
  11. Special Trust. Robert C. McFarlane.New York. Cadell and Davis. ۱۹۹۴. pp.۵۴-۵۶
  12. مک‌فارلین و ماجرای «کیک و کلت»
  13. فاطمه علیزاده. مک‌فارلین. موسسه انتشاراتی روزنامه ایران، ۱۳۸۸. ۱۵ و ۱۶. 
  14. «ادعای فارین پالیسی درباره حضور روحانی در ماجرای مک‌فارلین». جام جم، سه شنبه 09 مهر 1392 8:28. بازبینی‌شده در ۰۲ اکتبر ۲۰۱۳. 
  15. The Chronology. Malcom Byrne. New York. Warner Books. ۱۹۸۷. p.۶۰۱
    رابرت مک فارلین نیز همین موضوع را در برابر سنای کنگره آمریکا شهادت داد. و نیز مراجعه گردد به:
    Special Trust. Robert C. McFarlane.New York. Cadell and Davis. ۱۹۹۴. pp.۳۱-۳۵
  16. مک فارلن و ایران کنترا - YouTube در یوتیوب
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ مهدی قمصریان. «پرونده سفر رابرت مک‌فارلین به ایران». همشهری آنلاین. ۱۱ آبان ۱۳۸۶. تاریخ. بازبینی‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۰. 
  18. Treacherous Alliance. Trita Parsi. ۲۰۰۷. Yale University Press. ISBN ۹۷۸-۰-۳۰۰-۱۲۰۵۷-۸ pp.۱۱۹
  19. Anton La Guardia. Iran's 'nerve gas trader' disappears. . دیلی تلگراف ۱۴۲ (۱۵ آوریل ۱۹۹۷). 
  20. «سفر مک فارلین به ایران». بازبینی‌شده در ۰۲ اکتبر ۲۰۱۳. 
  21. (خاطرات آیت‌الله منتظری پیوست های 132الی135). 
  22. هاشمی در ماجرای مک فارلین استراتژی امام را دنبال نمی‌کرد خبرگزاری فارس
  23. خاطرات هاشمی رفسنجانی
  24. وبگاه جماران
  25. هاشمی در ماجرای مک فارلین استراتژی امام را دنبال نمی‌کرد خبرگزاری فارس
  26. کتاب‌شناسی ماجرای مک فارلین خبرگزاری ایبنا
  27. (14تشرین الثانی 1986). 
  28. ( 14تشرین الثانی 1986). 
  29. (شماره793 نوامبر1986). 
  30. مک‌فارلین و ماجرای «کیک و کلت»
  31. Peres says US initiated Iran deal, Israel just went along. Ruth Sinai. Acssociated Press. Dec. ۱۰, ۱۹۸۶.
  32. Israel Bears No Guilt in Iran Arms Sale, Eban Says. Associated Press. Feb ۲۸, ۱۹۸۷.
  33. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/05/130514_l39_proifile_aar_ir92_hassan-rowhani.shtml

پیوند به بیرون[ویرایش]