مائدههای زمینی
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
مائدههای زمینی شاهکار آندره ژید نویسندهٔ بزرگ فرانسه است که نخستین بار در ۱۸۹۷ در پاریس منتشر شد.
این کتاب به مانند بسیاری از آثار ادبی بزرگ جهان در آغاز مورد استقبال واقع نشد ، بطوریکه در طول 10 سال تنها 500 نسخه از آن فروش رفت ، با اینکه از آثار دوره جوانی نویسندست ، وی تقریبا تمام آنچه را که می توان فلسفه وی نامید در آن گنجاندست، و هرچه بعدا نوشته در تعقیب اندیشه هاییست که در این کتاب بیان گردیده، یعنی امتناع از هر گونه علاقه و وابستگی و ستایش شور و عشق و نگاهی هر " لحظه نو" به تمام جلوه های هستی .
"سرمایه من ، از بهم پیوستن چیزهای بخصوصی بوجود نیامده بود ، بلکه تنها از ستایش و تحسین من تشکیل یافته بود، من همواره تمام سرمایه ام را در اختیار داشته ام " و " خردمند آن است که از هرچیز به شگفت درآید. "
خط سیر اندیشه های او در این کتاب به مانند بسیاری ادبا و حکمای بزرگ جهان شامل درونی ساختن شکوه و زیبایی های هستی و سپس رهایی از خویشتن و سیر در جهان نامتناهی معانی ژرف و جاودانست .
"ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که بدان می نگری . "
ریشه اندیشه های این کتاب را در کتاب مقدس و نوشته های نیچه فیلسوف و شاعر شهیر آلمانی باید جست. نشانه هایی از تاثیر ادبیات مشرق زمین نیز در آن دیده می شود. او در این کتاب چنین استدلال می کند که تمام امیال طبیعی، سودمند بوده و مایه تندرستی است، و بدون این امیال، زندگی لطف خود را از دست می دهد . « وقتی از عملی لذت می برم ، برای من دلیل خوبی است که آن عمل را انجام بدهم... مادامی که لبانت برای بوسیدن هنوز شیرین است، سیراب کن » چنان زندگی کن که « زندگیت بدون ترس از نتایج محرماتی که اخلاقیات رسمی بر تو تحمیل می کند ، پذیرای هر رویدادی باشد ». اما ژید خطر افراط کاری را به خواننده کتاب خود هشدار می دهد و در آخر، از او می خواهد که : « کتاب مرا به دور بینداز، مگذار متقاعدت کند ! گمان مبر که حقیقت تو را کس دیگری می تواند برایت پیدا کند ...به خود بگو که این کتاب هم چیزی نیست، مگر یکی از هزاران شیوه رویارویی با زندگی. تو راه خویش را بجوی! »
«مائدههای زمینی» کتابی است در ستایش شادی، شوق به زندگی و غنیمت شمردن لحظات. آندره ژید در این کتاب خداوند را در همه موجودات هستی متجلی میبیند و آزدانه و برخلاف قید و بندهای مذهب، عشق به هستی را مترادف عشق به خداوند میداند. او کتابش را «ستایشی از وارستگی» مینامد.
از این کتاب چهار ترجمه به فارسی منتشر شده است. یک بار جلال آل احمد و پرویز داریوش آن را ترجمه کردند و در سال ۱۳۴۳ توسط انتشارات اساطیر به چاپ رسید. ترجمه دیگر از حسن هنرمندی و مهستی بحرینی و سیروس ذکا است.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ادبیات است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |