لیلا زمردیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

لیلا (صدیقه) زمردیان (اسفند ۱۳۲۸ - ۱۴ دی ۱۳۵۵) از اعضای زن سازمان مجاهدین خلق بود که به ادعای هواداران تقی شهرام در سال ۱۳۵۴ مارکسیست شده است.

نامه دستنویسی که از او در دست است اوج فشارهای تشکیلاتی و سردرگمی وی را نشان می دهد و اینکه او به ترور مجید شریف واقفی توسط جریان تقی شهرام تمایلی نداشته است. در صفحه ۳۶ یاداشت فوق الذکر لیلا زمردیان نوشته ‌است:

«دلم می‌خواست گفتن من (خیردادن در مورد فعالیت مجید شریف واقفی و دوستانش] برای حیات بچه‌ها [برای آنها] خطری نداشته باشد. یعنی من به A [شریف واقفی و دوستانش] خیانتی نکرده باشم...» لیلا زمردیان: به داستان زندگی من گوش کنید.

طبق رهنمود سازمان، با قراری که از طریق لیلا زمردیان به شریف واقفی (همسرش) ابلاغ شد، وحید افراخته و او در ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴ در سـه راه بـوذرجـمهری نـو (۱۵ خـرداد شـرقی)٬ بـاید یکـدیگر را می‌دیدند.

همان‌روز حسین سیاه کلاه و وحید افراخته، مجید شریف واقفی را به قتل می‌رسانند.

لیلا زمردیان از برنامه قتل محید شریف واقفی برکنار بود و تصور اینکه آنروز چه اتفاقی قرار است روی بدهد را هم نداشت. وی بعد از واقعه بارها از چرایی واقعه می‌پرسید و به آن معترض بود. بنا بر اظهارات وحید افراخته [۱] سازمان در سال ۱۳۵۴ به فکر ترور لیلا زمردیان هم بوده که عملی نمی شود و در صدد فرستادن وی به خارج از کشور (افغانستان) بوده اند. .[۲]

لیلا زمردیان ۱۴ دی ۵۵ در تعقیب گشتهای ساواک مورد اصابت گلوله قرار گرفت و با جویدن سیانور کشته شد. مأموران ساواک در خیابان ری در حوالی میدان شاه سابق به وی که چادر به سر داشت ظنین شده و چون قصد تعیین هویت او را داشتند ، لیلا با استفاده از ازدحام جمعیت و ترافیک سنگین گریخته و به اخطارهای مأموران توجهی نمی‌کند. عاقبت در کوچه شترداران از ناحیه لگن خاصره و پا مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و از فرار باز می‌ماند و با جویدن قرص سمی سیانور جان می‌بازد.

بر سنگ قبر او نوشته شده

در خاک به جستجوی من آمده ای

من محو خدا شدم که پیدا نشوم [۳]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]