مردم لک
| لکی | ||
|---|---|---|
| گویشگاهها: | ایران و بخشی از عراق | |
| شمار گویشوران: | — | |
| خانواده: | هندواروپایی زبان هند و ایرانی زبان ایرانی زبان ایرانی غربی جنوبی غربی یا شمال غربی زبان ایرانی ناوابسته[۱], کردیتبار[۲][۳] یا به روایتی لریتبار[۴][۵][۶][۷] لکی |
|
| کد زبان | ||
| ISO 639-1: | هیچ | |
| ISO 639-2: | – | |
| ISO 639-3: | lki | |
| یادداشت: این صفحه ممکن است دارای کدهای یونیکد باشد. | ||
لک های طوایفی هستند که در غرب ایران ساکن بوده و حدود یکونیم میلیون نفر شامل یک میلیون نفر با زبان مادری لکی (۲۰۰۲) سخن میگویند.و مذهب اکثر آنان شیعه است.[۸]
دانشمندان زبانشناسی لک ها را در شاخه اقوام جنوبی کردی طبقهبندی میکنند،[۹][۱۰][۱۱][۱۲] اتنولوگ آن را یک زیرشاخه چهارم کردی طبقهبندی میکند.[۱۳] همچنین برخی آن را مرتبط با لری[۱۳] و برخی آنها را قومی مابین کردها و لرها نامیدهاند و برخی لک ها را یک شاخه مستقل از اقوام ایرانی میدانند[۱۴]
محتویات |
تبارشناسی [ویرایش]
منابع گوناگون نظرهای گوناگونی را در مورد تبار لک ها ارائه میدهند. چنین به نظر میرسد که روند اخذ هویت کردی که از سدهها پیش مردم گوران مناطق اردلان (به مرکزیت سنندج) و سرزمین کرمانشاه در بر گرفت،[۱۵] در منطقه لکنشین تکمیل نشده و باعث مناقشهآمیز بودن موضوع تعلق قومیتی لکها شدهاست. نتیجتاً چنین به نظر میرسد که لکی از هر دو زبان کردیتبار و لریتبار عناصری داراست.اما با دقت در آن می توان دریافت که قرابت بسیار زیادی با کردی کلهری دارد[۱۵]
نظریه کردیتبار [ویرایش]
گویشهای جنوبی کردی یا (جنوب شرقی) شامل تعداد زیادی لهجههای منفرد و متفاوت[۱۶] نظیر (کرمانشاهی، کلهری، سنجابی، لکی[۱۷][۱۸] فیلی[۱۹][۲۰]) در استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان در غرب ایران و نیز در شرق عراق میباشند.[۲۱]
دانشنامه بریتانیکا لک ها را از اقوام کرد نام میبرد.[۲۲] و شماری دیگر از منابع نیز لک ها را در شاخه اقوام کردی از شاخه زبانهای ایرانیتبار غربی قرار دادهاند.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۸][۳۰][۳۱] در کتاب "دائرةالمعارف اسلام" آمدهاست که: در لرستان قدیم برخی اقوام کرد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلیها، ایل محکی) زندگی میکنند.[۳۲]
دهخدا در مورد لکها و لهجه لکی مینویسد: کردهای لکی در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. رنگ آنها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیرهاست. لهجه لکی؛ لهجهای از زبان کردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند. [۳۳] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجهای از زبان کردی دانستهاست؛[۳۴] زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشتهاست که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبانهای کردی طبقه بندی کردهاست.[۳۵]
ساختار اصلی دستوری و افعال ربان مردمان لک «همانند دیگر لهجههای کردی» در زمره زبانهای شمال غربی ایرانی قرار میگیرد. این ارتباط همچنین با مشاهده بقایای ساختار کنایی (ارگاتیو) در لکی تصدیق میشود. در گویش لکی مانند سورانی و کرمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده میشود، بنابراین زبان لکی شبیه به کردی و از لری متفاوت است.[۳۶][۳۷] ولی در لرستان ترکیب و واژههای لکی به شکل گستردهای به سوی لری تغییر کردهاند.
نظریه لریتبار [ویرایش]
۷۰ درصد واژگان لکی با زبان فارسی مشترک است. ۷۸ درصد با لری خرمآبادی و ۶۹ درصد با لری شمالی.[۳۸] لکهای پیشکوه قویاً خود را لر میدانند و لکهای پشتکوه پیوندهای قوی فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان میدهند.[۳۹]
اما با مقایسه ای کوتاه می توان دریافت که لکی قرابتی با زبان لری ندارد.به عنوان مثال: در زبان فارسی : بیا به خانه برویم- درزبان لری : بیا رویم هونه- در زبان کردی : بو بچیمه مال- در زبان لکی : بوری بچیمه مال. برخی منابع لکی را در پیوستار تدریجی فارسی-لری-کردی در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندیهای آن بیشتر به سمت لری میدانند.[۴۰][۴۱][۴۲] برخی زبانشناسان هم لکی را کاملاً در دستهٔ لری طبقهبندی کردهاند.[۴۳]
زینالعابدین شیروانی نویسنده کتاب تاریخی بستانالسیاحه در سدهٔ نوزدهم، لکها به عنوان یکی از ایلهای لر مینامد.[۴۴] در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه نویسنده فرهنگ لکی، کرد دانستن لکها را یک «سوءتفاهم» و ناشی از استفاده واژه کرد از قدیم در معنی مردمان کوچنشین ایرانیتبار در سراسر منطقه میداند.[۴۵]
در لرستان جایگزینی زبانی به سوی لری در میان گویشوران لکی در جریان است و گویشوران لری نیز به نوبه خود گرایش به استفاده بیشتر از فارسی معیار دارند.[۴۶]
محل زندگی گویشوران [ویرایش]
حوزه گسترش گویش لکی عبارت است از:[۴۷]
۱- بخش بیراوند یا هرو در شرق لرستان با ایل بزرگ بیرانوند.
۲- شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی.
۳- شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی.
۴- شهرستان کوهدشت در غرب لرستان با طایفههایی همچون آزادبخت، اتیوند، اولادقباد، گراوند و شاهیوند و بخش رومشگان در جنوب کوهدشت با طوایف امرایی، پادروند.
۵- شرق استانهای کرمانشاه و کردستان و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر و شیروان چرداول با طایفه هایی همچون دارابی -صحرابگی در بیجنوند و شهبازی در هلیلان
۶- جنوب استان همدان
۷- بخشهایی دیگر از طوایف لک در کردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.[۴۸]
۸- گروههای زیادی از لکها در طول تاریخ از مناطق خود کوچانده و تبعید شدهاند از جمله گروهی که ساکن شمال ایران هستند و به کردهای تبعیدی معروفند و گروهی دیگر که توسط عثمانیها به اطراف آنکارا(شهر هایمانا یا هیمنا) کوچانده شدند به لکهای "شیخ بزینی" یا کردهای هیمنهای معروفند که هنوز فرهنگ و هویت خود را کمابیش حفظ کردهاند.
معمولاً لکهای جنوب استان همدان لر دانسته میشوند.
در تاریخهای گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از شانزده ولایت به عنوان کردستان یاد شدهاست. حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری نخستین کسی بود که اسم کردستان و شانزده ولایت آن را آوردهاست:
کردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و اذربایجان و دیاربکر پیوستهاست. آلانی، الیشتر، بهار، خفتیان، دربند، تاج خاتون، دربند رنگی، دزبیل، دینور، سلطان اباد، چمچمال، شهر زور, کرمانشاه (قرمیسین) هرسین، وسطام. [۴۹]
در اسناد تاریخی قرن شانزده میلادی نیز طوایف لک را بخشی از طوایف کرد میدانند نظیر کتاب شرفنامه شرفخان بدلیسی که به فارسی نوشته شدهاست.
بخشهایی دیگر از مردم قوم لک در کرکوک و خانقین عراق سکونت دارند. در عراق تعداد گویشوران لک را بیشتر از ایران حدس زدهاند.[۵۰]
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
طوایف استان لرستان خود سه بخش اصلی هستند، لر بختیاری، لر بالا گریوهای یا خرم آبادی، و لک. لکها را پشتکوهی نیز میخوانند که ساکن بخشهای شمالی لرستان هستند.
با این حال دکتر پرویز ناتل خانلری زبان لری و بختیاری را همخانواده با کردی میداند.[۵۱]. در کوهستان بختیاری و قسمتی از مغرب استان فارس ایلهای بختیاری و ممسنی و بویراحمدی به گویشهایی سخن میگویند که با کردی خویشاوندی دارد، اما با هیچیک از شعبههای آن درست یکسان نیست، و میان خود آنها نیز ویژگیها و دگرگونیهایی وجود دارد که هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشدهاست. اما معمول چنین است که همه گویشهای بختیاری و لری را جزو یک گروه بشمارند.[۵۲].
مذهب [ویرایش]
بیشتر لکهای ایران مسلمان و شیعه هستند و تعدادی هم پیرو آیین یارسان هستند.
ادبیات [ویرایش]
از ویژگیهای لک ها، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیارخان غضنفری تحت عنوان «گلزار ادب لرستان» گردآوری شدهاست. شاعران برجستهای از حوزه کولیوند (الشتر) مانند ملا پریشان، ملا منوچهر و ملا حفعلی و اخیراً رضا حسنوند و عزیز بیرانوند(خم گرین) و کیومرث امیری کله جویی معروف به لک امیر شعرهایی به این زبان سرودهاند.[نیازمند منبع]
از دیگر آثار مکتوب میتوان به سرودههای اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه پهلویانه عسگری عالم و خم گرین عزیز بیرانوند اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیراً انتشارات اساطیر آن را منتشر کردهاست.[نیازمند منبع]
آواها [ویرایش]
| لکی | a | e | ê | i | î | o | ó | ô = ü | u | û | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | آ (مثل آرام) | ا (مثل اشک) | ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | ا (مثل امروز) | ای (مثل ایلام) | ا(مثل اردک) | (در فارسی معادل ندارد) | (در فارسی معادل ندارد) | او کوتاه(در فارسی معادل ندارد) | او (مثل دوست) | |
| مثال | Agir (آتش) | Esp (اسب) | Sê (سیاه) | Esir (اشک) | Fîl (فیل) | Non (نان) | Sór (قرمز) | Sôr (عروسی) | Kurd (کورد) | Dûs (دوست) |
- ا(مثل اردک) از لری وارد لکی شدهاست و برخی از لکها این آوا را ندارند (لرها معمولاً "آ" را به "و" تبدیل میکنند).
دستور [ویرایش]
ضمایر شخصی [ویرایش]
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| م(من) | ئیمه | |
| تۊ | هامه | |
| ئیو | ئیوان |
- ضمیر انعکاسی در لکی "وژ" است.
ضمایر اشاره [ویرایش]
| حالت | مفرد | جمع | |
|---|---|---|---|
| نزدیک | یە(-وه) | یەوه نه | |
| دور | ئەوه | ئەوانه |
حالت مجهولی [ویرایش]
- پسوند مجهول ساز در لکی "-ریا" است.
| فارسی | لکی | |
|---|---|---|
| کشته شده | کوشریا | |
| خورده شده | هوەریا | |
| خوانده شده | خوەنریا |
افعال [ویرایش]
- حال ساده فعل "خوردن":
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مەرم | مەریمن | |
| مەرین | مەرینان(-ون) | |
| مەرێ | مەرن |
مثال: ئاوه مەهوارد.(آب خوردم)
- ماضی ساده فعل "خوردن":
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| هواردم | هواردمان(-ون) | |
| هواردت | هواردتان(-ون) | |
| هواردێ | هواردان(-ون) |
مثال: ئاوت هوارد.(آب خوردی)
- ماضی استمراری فعل "خوردن":
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| مەهواردم | مەوواردمان(-ون) | |
| مەهواردت | مەهواردتان(-ون) | |
| مەهواردێ | مەهواردان(-ون) |
مثال: ئەوانه مەهووارد.(آب میخوردند)
- ماضی نقلی فعل "خوردن":
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| هواردمه | هواردمانه(-ونه) | |
| هواردته | هواردتانه(-ونه) | |
| هواردیه | هواردیانه(-ونه) |
مثال: ئاومان هواردیه.(آب خوردهایم)
- ماضی بعید فعل "خوردن":
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| هواردۊیم | هواردۊیمان(-ون) | |
| هواردویت | هواردۊیتان(-ون) | |
| هواردۊیتێ | هواردۊیان(-ون) |
مثال: ئاوتان هواردۊی.(آب خورده بودید)
ویژگیهای دستوری [ویرایش]
- در گویش لکی مانند سورانی و کورمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده میشود:
| فارسی | ملایری | خرم آبادی | کرمانشاهی | لکی | سورانی | |
|---|---|---|---|---|---|---|
| آب خوردم | اِو خوردِم | او هەردم | ئاو خواردم | ئاوم هوارد | ئاوم خوارد | |
| چی گفتی؟ | شی گفتی؟ | چی گوتی؟ | چە وتی؟ | چەت وت؟ | چیت گوت؟ |
- اضافه کردن فتحه, "ە"، قبل از فعل در زمانهای استمراری:
| فارسی | بروجردی | خرم آبادی | کلهری | لکی | سورانی | |
|---|---|---|---|---|---|---|
| آب میخورم | اِو مُخورِم | او مۆهۆرم | ئاو خوەم | ئاوە مەرم | ئاو دەخۆم | |
| کتاب میخواندم | کتاو مُخُنِّم | کتاو مێهەنم | کتاو خوەنیام | کتاومە مەخوەن | کتاوم دەخۆێند |
واژگان [ویرایش]
ساختار و واژگان در تقسیم بندی زبانها نقش مهمی ایفا میکنند. در زیر تعدادی از واژگان فارسی رایج به همراه معادلهای آنها در برخی گویشها و زبانهای رایج در غرب کشور آورده شدهاست.
| فارسی | بروجردی | خرم آبادی | کلهری | لکی | سورانی | کورمانجی | هورامی | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| آب | اِو | آو، اُوْ | ئاو | ئاو | ئاو | av | - | |
| باران | بارو | بارو،رفت،شوف | واران | واران، وه شت | باران، وه رشت | baran | واران | |
| چشم | چِش | چَش ، تیئه | چاو | چه م | چاو | chav | چه م | |
| اینجا | اینجِه، اینجُ | ایچه | ئێره | ئێره | ئێره | li vê derê | - | |
| زیاد | زیاد | زیاد | فره | فره | زۆر | zor,pir,gelek,zaf | فره | |
| داماد | داماد | دوما | زاوا | زوما | زاوا | zava, zaba | - | |
| رهگذر | رهگذر | رهگوذر | ڒێویار | ڒێویار | ڒێبوار | rêwî | - | |
| اتاق | اتاق | اتاق | دێ | دێ | دێ، ژوور | jûr, oda, olî | - | |
| خانه | خونه | هونه | ماڵ | ماڵ | ماڵ، خانوو | mal, xanî | - | |
| با | وا، واردِ | وا | گه رد | گه رد | گه ڵ | gel | - | |
| بچه | بَچَه | بچه | مناڵ | ئایل | منداڵ | zarok | - | |
| کلیه | کلیه، گُردالَه | گورداڵه | گورداڵه | گورداڵه | گورداڵه | gurchik | - | |
| سهم، بخش | سهم | بر | به ش | به ش | به ش | besh | - | |
| نمک | نمک | نمک | نمه ک | خووا | خووا | xo | - | |
| چیز | شی، چی | چی | چێشت | چێ | شتێ | tisht | - | |
| روز | روز، رو | رو | ڒووژ | ڒووژ | ڒۆژ | roj | ڒوژ | |
| شب | شِو | شِو،شوگار | شو | شو | شو | shev | - | |
| خوش | خوش | خُؤش | خوه ش | خوه ش | خۆش | xwosh | وه ش | |
| شما | شما | شوما | ئیوه | هومه | ئێوه | hûn | شمه | |
| زن | زن | زن، زێنه | ژن | ژه ن | ژن | jin | - | |
| مرد | مرد | پیا | پێا | پێا | پێا، مێرد | mêr | - | |
| پدر، بابا | بابا، بوئَه | بُووَه | باوگ | باوه | باب | bav | - | |
| مادر | نِنَه، مامان | دا، دایَه | داێک | دأ | داێک، داێه | dayîk | - | |
| پسر | پسر | کُر | کور | کور | کُر | kur | - | |
| دختر | دُختَر | دُختِر | دوت | دت، ئافره ت | کچ، کنیشک | kech, dot | - | |
| نفس | نفس | نفس، هناسه | هناسێگ | هناسێ | هناسێ | bêhn, henase | - | |
| غروب | ایواره | ایواره | ئیوواره | ئیوواره | ئێوواره | êvar | - |
افعال و ترکیبات [ویرایش]
| فارسی | بروجردی(لری ثلاثی) | لری فیلی | کلهری | لکی | سورانی | کورمانجی | هورامی | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| آب خوردم | اِو خوردِم | او هَه ردم | ئاو خوواردم | ئاوم هووارد | ئاوم خووارد | min avê veduxard | - | |
| خودم | خویِم | خوم | خوه م | وژم | خۆم | ez bi xwe | وێم | |
| من هم! | مَنَم! | مه هم! | منیش! | منیژ! | منیش! | ez jî / min jî | منیش! | |
| رفتم | رفتِم | ره تم | چم | چم | چووم، ڒۆیشتم | ez chûm | - | |
| آمدم | آمایِم | اۆمام | هاتم | هه تم | هاتم | ez hatim | - | |
| برو | بَرو | رو | بچو | بچو | ده چو | bichû? | - | |
| خواستن | خواسَن | هاستن | خوازین | گِستِن | ویستن | xwestin | - | |
| میکنم | مُکُنِم | مێ کم | که م(ئه که م) | مه که م | ده که م | ez dikirim | مه که رو | |
| انداختن | اِناختن | ونن | خستن | ئاشتن | هاۆێشتن | avêtin | - | |
| لازم بودن | لازم بین | لازم بین | لازم بین | ئه گره ک بین | له گره ک بوون | le lazmatî (îhtiyac) bûn | - | |
| آمده بودم | آمیه بی یِم | اۆمایه بیم | هاتویم | هه تویم | ها ته بووم | ez hatibûm | - | |
| آمدهام | آمی یَم | اۆمامه | هاتومه | هه تمه | ها توومه | ez hatim | - | |
| افتادن | اِفتی یَن | اۆفتاێن،گلیس | که فتن | که تن | که وتن | ketin | - |
رنگها در لکی [ویرایش]
| فارسی | لکی | الفبای لاتین | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| سفید | سِفید، چه رمێ | sefed, charmê | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سیاه | ڒه ش، سێ | resh, sê | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آبی | کاوو | kaû | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| قرمز، سرخ | سور | sor | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سبز | سه وز | siwz | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| قهوهای | بوور، | bûr, | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاکستری | خاکی | xakî | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| زرد | زه رد | zerd | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بلوند | هویل | hoîl | }
گاهشماری به لکی [ویرایش]
مقایسه لکی با برخی گویشهای کردی [ویرایش]
جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||