همجنس‌گرایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از لز)
پرش به: ناوبری، جستجو
یک پرچم متشکل از شش نوار افقی که از بالا به رنگ‌های قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش هستند
پرچم رنگین کمان، از نشانه‌های همجنس‌گرایان است. هم‌چنین در کشورهای غربی، رستوران‌ها، بارها، کافه‌ها، و یا مغازه‌هایی که گروه زیادی از همجنس‌گرایان از مشتریان‌شان هستند، از این نماد برای جلب مشتریان همجنس‌گرا استفاده می‌کنند.
دو مرد جوان دراز کشیده روی یک کاناپه
یک زوج همجنس‌گرای مرد.
صورت دو زن جوان با پس‌زمینه سیاه در حال بوسیدن
یک زوج همجنس‌گرا، در حال بوسیدن یک‌دیگر در سائوپولو، برزیل.

همجنس‌گرایی یکی از گرایش‌های جنسی است که ویژگی آن تمایل زیبایی‌شناختی، عشق رومانتیک، و تمایل جنسی فردی است که تنها متوجه جنس همگون با خود او است. همجنس‌گرایی همراه با دو گرایش دگرجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی، سه گرایش اصلی جنسی را تشکیل می‌دهند. به فردی که به جنس دیگر گرایش داشته باشد «دگرجنس‌گرا» و به افرادی که هم به جنس دیگر و هم به افراد همجنس با خود تمایل دارند، «دوجنس‌گرا» می‌گویند.[۱]

رفتار همجنس‌گرایانه به برقراری رابطهٔ جنسی با فردی همجنس اطلاق می‌شود. همجنس‌گرا به افرادی گفته می‌شود که ترجیح می‌دهند مدّتی طولانی به فعالیت جنسی با افراد همجنس خود بپردازند. در سال‌های اخیر، برای توصیف سبک زندگی همجنس‌گرایانه از اصطلاح «همجنس‌خواه» استفاده شده‌است، زیرا باور بر این است که این اصطلاح نسبت به اصطلاح همجنس‌گرا بار منفی کمتری دارد. افراد زن و مردی که می‌خواهند جهت‌گیری جنسی همجنس‌گرایانه خود را به طور علنی ابراز کنند معمولا از اصطلاح همجنس‌خواه استفاده می‌کنند.[۲] امروزه برای اشاره به افراد همجنس‌گرای مرد از گی که از واژهٔ انگلیسی Gay آمده‌است و برای همجنس‌گرایان زن معمولاً واژه لزبین یا لِز که از واژهٔ انگلیسی Lesbian آمده استفاده می‌شود. در زبان فارسی در گذشته به همجنس‌گرایان زن، «طَبَق‌زن» گفته می‌شده که به عمل طَبَق‌زنی اشاره داشته‌است.[۳] این اصطلاح امروزه در زبان فارسی به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

انجمن روانشناسی آمریکا معتقد است که براساس اتفاق نظر علوم رفتارشناسی و جامعه‌شناسی و متخصصان سلامت و سلامت روانی همجنس‌گرایی فی‌نفسه نمونه‌ای معمولی و رد نکردنی از اختلاف در گرایش‌های جنسی انسان است.[۴][۵]

در ادبیات و هنر برخی نقاط جهان از زمان بسیار کهن، شاهد اشاراتی به این پدیده هستیم. ادیان توحیدی همچون یهودیت، اسلام و مسیحیت با همجنس‌گرایی مخالفت کرده‌اند هر چند که در این رابطه در میان متخصصان دینی اختلاف نظر وجود دارد و برای نمونه برخی از فرقه‌های مسیحیت همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند.

تخمین قابل اعتماد تعداد افرادی که همجنس‌گرا شناخته می‌شوند و درصدی از مردم که تجربه جنسی با هم‌جنس داشته‌اند به دلایل مختلفی برای پژوهشگران دشوار است.[۶] امروزه براساس بیشتر مطالعات در جوامع مختلف بین ۲٪ تا ۱۳٪ افراد جامعه در طول عمر شان شکلی از تماس جنسی با هم‌جنس شان را تجربه کرده‌اند.[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳] همچنین اغلب همجنسگرایان در روابط عاطفی پایدار هستند. بر اساس مطالعات روان‌شناختی حس عاطفی در همجنس‌گرایان با حس عاطفی موجود در دگرجنس‌گرایان برابر است و تفاوتی ندارد.[۱۴] روابط و رفتارهای همجنس‌گرایانه همان‌گونه که توسط برخی مورد ستایش واقع شده‌اند در طول تاریخ بسته به موقعیت، فرهنگ و زمان وقوع، محکوم نیز شده‌است. از اواخر سده ۱۸ میلادی جنبش‌هایی به منظور شناساندن و گرفتن حقوق قانونی برابر همچون حق ازدواج، اتحاد مدنی، سرپرستی فرزندخوانده، استخدام، خدمت در ارتش و دسترسی برابر به خدمات درمانی برای همجنس‌گرایان به وجود آمده‌است.

از دید زیست‌شناسی

تئوری هورمونی پیش از تولد

زیست‌شناسی عصبی مغز در ایجاد حالت مردانگی [E ۱] تاحد زیادی کشف شده‌است. استرادیول و تستوسترون که به وسیلهٔ آنزیم ۵-α ردوکتاز تبدیل به دی هیدروتستوسترون می‌شوند، عمل ایجاد حالت مردانگی را با اتصال به گیرنده‌های آندروژن (هورمونهای جنسی مردانه که باعث ایجاد صفات ثانویه مانند ریش و کلفتی صدا می‌شوند) بر عهده دارند. تغییرات جسمی و روانی زمانی ظاهر می‌شوند که تعداد این گیرنده‌های آندروژن بسیار کم مانند نشانگان بی حسی آندروژنی [E ۲] و یا بسیار زیاد باشد (مانند زنان مبتلا به پُریاختگی مادرزادی غدهٔ فوق کلیه)[E ۳] به نظر می‌رسد همجنس‌گرایی چه در مردان و چه زنان نتیجهٔ چنین دگرگونی‌هایی است.[۱۵]

آکادمی خانواده پزشکان آمریکا در مقاله‌ای تحت عنوان همجنسگرایی نوجوانی در سال ۲۰۰۳ نوشت ابتدا کارشناسان به این نتیجه رسیدند که گسترش همجنس گرایی به خاطر اختلالات رشدی است اما اخیرا برخی پژوهش‌ها توضیح می‌دهد که توسعه همجنسگرایی مربوط به ترشح غدد عصبی است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که گرایش جنسی چه دگرجنسگرا یا همجنسگرا، در نتیجه تداخل پیچیده بین تأثیرات آناتومیک و هورمونی در طول رشد جنین است.[۱۶] زنانی که دختر باردارند و دوره بارداری دی‌اتیل‌استیل بسترول مصرف کنند احتمال بیشتری وجود دارد که دخترانشان همجنس‌گرا شود.[۱۷] همچنین اگر زنانی که پسر باردارند در سه ماهه اول بارداری (و در بعضی از تحقیقات ماه پنجم بارداری) استرس را تحمل کنند احتمال همجنس‌گرا شدن فرزندانشان بیشتر می‌شود. [۱۷]

بعضی از تحقیقات اخیر حاکی از ارتباط تعداد برادرهای بزرگ‌تر با همجنس‌گرایی فرد می‌باشد. بلانکارد و کلاسن [E ۴] در سال ۱۹۹۷ اعلام کردند هر برادر بزرگ‌تر احتمال همجنس‌گرایی فرد را تا ۳۳٪ بالا می‌برد.[۱۸] این یافته طبق گفتهٔ بلانکارد «یکی از معتبرترین یافته‌های اپیدمیولوژیکی است که تا به حال در رابطه با گرایشهای جنسی کشف شده‌است.» بر طبق این یافته، گفته می‌شود که هر جنین مذکر در مادر واکنشی ایمنی ایجاد می‌کند و این واکنش با جنین بعدی تشدید می‌شود. این جنین‌ها آنتی ژن H-Y که نفش آنها در تغییرات جنسی مهره‌ها تقریباً ثابت شده را تولید می‌کنند.[۱۹] و این همان آنتی ژنی است که آنتی بادی مادری H-Y به آن واکنش داده و نیز یادآوری (از نظر ایمنی شناختی) می‌نماید. سپس آنتی بادی‌های H-Y تولید شده توسط مادر به جنین حمله می‌کنند و کارایی آنتی ژنهای نامبرده را در ایجاد حالات مردانه در مغز جنین پایین می‌آورند. از این موضوع با نام «اثر ترتیب تولد برادر» [E ۵] یاد می‌شود.

در مطالعاتی که پسرهای رشد یافته با برادر بزرگ‌تر را با آنها که جدا از برادران خود رشد کرده بودند مقایسه می‌کرد، کشف شد که تنها متولد شدن از مادری که برای چندمین بار پسری به دنیا می‌آورد احتمال همجنس‌گرا بودن را در افراد افزایش می‌دهد و بزرگ شدن در کنار برادران دخالت چندانی در این مسأله ندارد. درباره زنان نتایج مشابه یا قابل توجهی یافت نشده‌است.[۲۰]

تفاوت‌های فیزیولوژیکی همجنس‌گرایان

تحقیقات بسیاری که در این زمینه انجام شده‌اند، مانند تحقیقات پیشگامانهٔ عصب‌شناس سیمون لوی [E ۶]، نشان می‌دهند که تفاوت‌های قابل توجهی در فیزیولوژی مردان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا وجود دارد. این تفاوت‌ها ابتدا خود را در مغز، گوش میانی، و حس بویایی آشکار می‌سازند. لوی در آزمایشی [E ۷] دریافت که مغز از مردان همجنس‌گرای مورد آزمایش تفاوت فیزیولوژیکی آشکاری با همان بخش‌ها در مردان دگرجنس‌گرا دارد.[۲۱] گاهی نتایج این تحقیقات را به این معنا می‌گیرند که همجنس‌گرایی در افراد پدیده‌ای مادرزادی است. با این حال خود «لوی» می‌گوید: «تحقیقات من ثابت کنندهٔ یک دلیل ژنتیکی برای همجنس‌گرایی نیستند. من هیچ قسمتی از مغز را به عنوان یک مرکز همجنس‌گرا کننده معرفی نکرده‌ام. INAH-3 بیشتر مانند حلقه‌ای از زنجیرهٔ هسته‌های شکل دهندهٔ رفتارهای جنسی مردان و زنان عمل می‌کند تا یک هستهٔ همجنس‌گرا کننده... و از آنجا که من مغز افراد بالغ را مورد مطالعه قرار داده‌ام هیچ دلیلی وجود ندارد که نتیجه بگیریم این تفاوت‌ها مادرزادی بوده‌اند و بعد از تولد به وجود نیامده‌اند».[۲۲] تحقیقات لوی مورد انتقادهایی قرار گرفت که یکی از دلایلش انتخاب مردان همجنس‌گرایی بود که به علت بیماری ایدز جان خود را از دست داده بودند، در حالی که دگرجنس‌گراهای مورد مطالعه به این بیماری مبتلا نبودند.[۲۱] مقایسه‌ای که بین اندازهٔ INAH-3 در افراد مبتلا به ایدز دگرجنس‌گرا و همجنس‌گرا انجام شد (با وجود کوچک بودن جامعهٔ آماری) نشان داد که اندازهٔ این بخش از مغز در هر دو آنها مشابه‌است. البته باید توجه داشت که هیچ مدرکی مبنی بر تأثیر ابتلا به ایدز بر اندازهٔ INAH-3 یافته نشده‌است. تحقیقات در زنان هنوز به هیچ نتیجه مشابهی منتهی نشده‌است.

پزوهش‌های جدید اثبات کرده‌اند مغز مردان همجنس‌گرا به مغز زنان دگرجنس‌گرا و مغز زنان همجنس‌گرا به مغز مردان دگرجنس‌گرا شبیه‌است.[۲۳]

تفاوت‌های زیست‌شناختی همجنس‌گرایان با دگرجنس‌گرایان

  • گزارش‌ها بیان می‌کنند مردان همجنس‌گرا آلت تناسلی بزرگتر و قطورتری نسبت به مردان دگرجنس‌گرا دارند.[۲۴]
  • نیمکره‌های مغز در مردان همجنس‌گرا و زنان دگرجنس‌گرا نسبت به هم موزون است در حالی که نیمکره راست زنان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا نسبت به نیمکره چپ بزرگتر است.[۲۵]
  • بوی حاصل از زیر بغل در مردان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا متفاوت است.[۲۶]
  • مردان و زنان همجنس‌گرا نسبت به دگرجنس‌گرایان بیشتر چپ دست هستند.[۲۷][۲۸][۲۹]
  • مردان همجنس‌گرا توانایی بیشتری در به خاطر سپاری مکان اشیا نسبت به مردان دگرجنس‌گرا دارند. (چنین تفاوتی میان زنان همجنس‌گرا و زنان دگرجنس‌گرا مشاهده نشده‌است)[۳۰]
  • نسبت انگشت دوم به انگشت چهارم که متاثر از ترشح هورمون‌های جنسی است به طور قابل ملاحظه‌ای میان همجنس‌گرایان مرد و زن کمتر از دگرجنس‌گرایان است.[۱۷]

ژنتیک

از منظر ژنتیکی تئوری‌های کمی به منظور توضیح یک ژن مستقیم برای همجنس‌گرایی وجود دارد هرچند یک وجود «ژن گی» یک باور عمومی در جامعه‌است. دیدگاه فراگیر در میان پزشکی آن است که دگرباشان جنسی از همان ابتدای تولد دگرباش به وجود آمده‌اند.[۲۳][۳۱] براساس پاره از پژوهش‌ها ثابت شد که ترتیب چینش ژنوم مادر می‌تواند بر گرایش جنسی فرزند تاثیرگذار باشد. کشف این موضوع که در نشریه Human Genetics به چاپ رسید به اندیشه وجود ژنی مستقل برای همجنس‌گرایی یعنی «ژن گی» را دامن زد. پژوهشگران در این تحقیق کروموزم غیرفعال X را در ۹۷ مادر دارای فرزند همجنس‌گرا و ۱۰۳ مادر دارای فرزند دگرجنس‌گرا مورد آزمایش قرار دادند.[۳۲] با این وجود برخی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ژنی تحت عنوان «ژن گی» وجود ندارد بلکه رفتار همجنسگرایانه معلول عملکرد چندین ژن است.[۳۳] آزمایش همر نشان داد که در بازوی بلند کروموزم X همجنس‌گرایان مرد ژن‌هایی وجود دارند که باعث همجنس‌گرایی می‌شوند. از آنجایی که کروموزم X از مادر به فرزند می‌رسد این پژوهش نشان داد که مادران می‌توانند ناقل همجنس‌گرایی بوده و آن را به فرزندان ذکور خود منتقل کنند.[۳۴]

لووی و همر (۱۹۹۴) و لیم (۱۹۹۵) نخستین مرورها درباره بررسی‌های انجام شده درباره رابطه ژنتیک با همجنسگرایی را انجام دادند. از آن هنگام تاکنون آزمایش‌های بسیاری بر روی ژن‌های احتمالی مرتبط با گرایش به جنس موافق بر هر دو کروموزوم X و Y در موش‌ها و انسان‌ها انجام شده‌اند.[۳۵]

در سال ۲۰۱۰ گروهی از محققان کره‌ای موفق شدند که با حذف ژنی که با رفتارهای تولید مثلی مرتبط بود گرایش جنسی موش‌های ماده را تغییر دهند. موش‌های ماده مورد آزمایش از آن پس به موش‌های جنس موافق خود علاقه نشان می‌دادند و موش‌های نر را پس می‌زدند و از بوئیدن ادرار موش‌های نر خودداری می‌کردند؛ این در حالی بود که موش‌هایی که این ژن را حفظ کرده بودند به موش‌های نر واکنش نشان می‌دادند. مسئول این پروژه در این باره گفت: «نبود این ژن باعث می‌شود مغز موش‌ها همانند مغز موش‌های نر عمل کند.»[۳۶]

رفتار همجنس‌گرایانه در جانوران

نوشتارهای اصلی: رفتار همجنس‌گرایانه در جانوران‎ و فهرست جانورانی که رفتار همجنس‌گرایانه بروز می‌دهند
دو قوی سیاه در یک رودخانه
قوهای سیاه همجنس‌گرا
روی و سیلو ۲ پنگوئن همجنس‌گرای باغ وحش نیویورک: هنگامی که تخمی واقعی در زیر آنها گذاشته شده از جوجهٔ به دنیا آمده همانند فرزند خودشان نگهداری نمودند.

رفتارهای همجنس‌گرایانه و دوجنس‌گرایانه تاکنون در ۱۵۰۰ گونه جانوری - از پستانداران گرفته تا خرچنگ‌ها و کرم‌ها - مشاهده شده ولی تصور می‌شود که رقم واقعی بسیار بیشتر از این باشد. رفتارهای همجنس‌گرایانه بخصوص در جانوران گله‌زی با زندگی گروهی پیچیده شایع‌تر است و نقشی اساسی در زندگی آنان بازی می‌کند.[۳۷] یکی از گونه‌های جانوران همجنس‌گرا بونوبو از نزدیک‌ترین خویشاوندان انسان است. هفتاد و پنج درصد از آمیزش‌های جنسی در این گونه به خاطر تولید مثل نیست و تمام اعضای این گونه به کل دوجنس‌گرایند.[۳۸][۳۹] بونوبوهای مادهٔ مهاجر از رابطه جنسی به عنوان روشی برای تحکیم دوستی با ماده‌های قدرتمندتر در دستهٔ بونوبوهای مقیم بهره می‌گیرند.[۴۰] بونوبویی که در رتبه پایین‌تری قرار دارد با تولید سروصدا به دیگران می‌فهماند که در حال آمیزش جنسی با بونوبویی با رتبه بالاتر است.[۴۱] آمیزش جنسی در بونوبوها معمولا برای کاهش استرس و رقابت، توسعه وابستگی، بیان روابط اجتماعی و تسلی قربانیان در پریشانی استفاده می‌شود.[۴۱] باور بر این است که رفتارهای همجنسخواهانه در نخستیها ریشه اجتماعی دارند و انسان‌ها در این میان پتانسیل بالایی برای رفتارهای دوجنسخواهانه از گذشته خود حفظ کرده‌اند.[۴۲]

جانت مانن[E ۸]. استاد دانشگاه جورج تاون[E ۹]، این نظریه را مطرح کرده‌است که همجنس‌گرایی در دلفینها مزیتی است که در اثر فرگشت به وجود آمده و حملات و تجاوزهای درون‌گونه‌ای را به ویژه در نرها کاهش می‌دهد.[۴۳][۴۴] مشاهده رفتارهای همجنس‌گرایانه در جانوران دلیلی مستحکم بود برای رد ادعای گناه در برابر طبیعت همچنین در پرونده لاورنس در برابر تگزاس با استدلال به وجود همجنس‌گرایی در جانوران در دادگاه عالی آمریکا قوانین ضد همجنس‌گرایانه ۱۴ ایالت آمریکا ملغی اعلام گردید.[۴۵]

  • بعضی پنگوئنهای نر تمایل به تشکیل جفت با نرهای دیگر و لانه‌سازی مشترک با آنها دارند. در این مواقع از یک سنگ به عنوان جایگزین تخم استفاده می‌شود. در سال ۲۰۰۴ پارک مرکزی جانوران [E ۱۰] واقع در ایالات متحده آمریکا، سنگ یادشده را با یک تخم بارور جایگزین کرد که زوج نر آن را به عنوان فرزند خود بزرگ کردند.باغ وحشهای آلمانی و ژاپنی نیز گزارشهایی دربارهٔ همجنس‌گرایی بین پنگوئن‌هایشان منتشر کرده‌اند. این پدیده همچنین در زیستگاه آبی کلی تارلتون[E ۱۱] در آوکلند نیوزیلند مشاهده شده‌است.[۴۶]
  • معاشقه و دخول کامل در روابط گاوهای نر، به ویژه گاومیش کوهان‌دار آمریکایی معمول است.[۴۷] روابط جنسی میان زوج‌های همجنس در میان آهوها نیز بسیار رایج است.[۴۸]
  • همجنس‌گرایی در گوسفندان (که در ۶ تا ۱۰٪ قوچها دیده می‌شود) همراه با تفاوت در حجم بخش‌های معینی از مغز و فعالیتهای شیمیایی است. مطالعاتی که توسط مجلهٔ درون‌ریزشناسی انجام شد، نشان داد عوامل فیزیولوژیکی و زیست شناختی تأثیرگذارند.[۴۹] نتایج این بررسی‌ها با بررسی‌هایی که لوی روی نمونه‌های انسانی انجام داد مشابه‌است.
  • گوسفندان نر کوهی آمریکایی نیز از این نظر به دو دسته تقسیم می‌شوند: آنها که درگیر روابط همجنس‌گرایانه می‌شوند و گروه دیگر که اینگونه نیستند.[۵۰][۵۱]
  • در میان کبوتران نیز هم‌جنس‌گرایی نرها دیده می‌شود.[۵۲] کبوتربازان برای این جفت کبوتران از اصطلاح «جناق» استفاده می‌کنند.
  • یک چهارم جفت‌های قوی سیاه همجنس‌گرا هستند (اکثرا مذکر) این جفت‌ها با دزیدن لانه‌ها و تخم‌های دیگر از آن‌ها نگهداری کرده و از جوجه به دنیا آمده همانند جوجه خود مراقبت می‌کنند در برخی دیگر از موارد جفت‌های نر همجنس‌گرا با یک قوی ماده رابطه برقرار کرده و پس از اینکه قوی ماده تخم گذاشت او را فراری می‌دهند.[۵۳][۵۴]

علاوه بر موارد ذکر شده همجنس‌گرایی در جانورانی همچون مارمولک، سنجاقک، شیرها، و حتی حشراتی که در رختخواب زندگی می‌کنند دیده شده‌است.[۵۵]

در میان نوعی پرندگان دریایی نیز با نام علمی آلباتروس لایاسن[E ۱۲] همجنس‌گرایی دیده شده‌است و به گونه‌ای است که یک سوم جفت‌های این گونه جفت دو ماده هستند که نوعی انتخاب طبیعی لازم برای این گونه‌است چرا که تعداد ماده‌های این گونه بسیار بیشتر از نرهایش است.[۵۶]

بررسی بر روی گونه‌ای فنچ نشان داده‌است که زوج‌های همجنس با روش‌هایی چون آواز خواندن برای هم و آراستن دیگری با منقار خود، پیوند میان خود را محکم می‌کنند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که

روابط در میان جانوران، حتا پرندگان، می‌توانند بسیار پیچیده‌تر از یک نر و ماده صرف که با هم جفت می‌شوند و زایش می‌کنند، باشند.[۵۷]

روانشناسی

برای اولین بار هنگامی که واژه همجنس‌گرایی‌در ادبیات روانشناسی به وجود آمد روانشناسان به دنبال عاملی ذاتی به عنوان ریشهٔ این پدیده بودند. بیشتر نوشته‌ها در مورد سلامت روان و بیماران همجنس‌گرا بر روی افسردگی سوءمصرف مواد و خودکشی درمیان همجنس‌گرایان تمرکز کرده بود. هرچند که چنین مواردی درمیان دگرجنس‌گرایان نیز وجود دارد اما با این حال بحث پیرامون ارتباط بین همجنس‌گرایی و موارد فوق تا سال ۱۹۷۳ هنگامی که همجنس‌گرایی از لیست بیماری‌های روانی خارج شد ادامه داشت و پس از آن روانشناسان دلایل مواردی همچون خودکشی در میان همجنس‌گرایان را ناشی از تبعیض‌های اجتماعی، نگرش‌های منفی و موارد دیگر ذکر نمودند.[۵۸][۵۹] به طور مثال پژوهشی نشان داد که نوجوانان همجنس‌گرا به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر نسبت به افراد دیگر عامل‌های محافظت‌کننده در برابر خودکشی دریافت می‌کنند.[E ۱۳] و اگر این عامل‌ها افزایش باشد خودکشی میان نوجوانان همجنس‌گرا به طرز قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد یافت.[۵۹] به طور مثال در میان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرایانی که تلاش برای خودکشی داشته‌اند در نیمی از موارد پدران آنها با گرایش جنسی آنها مشکل داشته یا آنها را رد کرده‌است در صورتی که این میزان برای همجنس‌گرایان و دوجنس‌گرایانی که تلاش برای خودکشی نداشته‌اند یک چهارم است.[۵۹]

همجنس‌گرایی از فهرست بیماری‌های روانی توسط مجامع زیر خارج شد: سازمان روانشناسی آمریکا از سال ۱۹۷۳، سازمان بهداشت جهانی از سال ۱۹۹۲، سازمان‌های بهداشتی انگلستان از سال ۱۹۹۴، سازمان‌های بهداشتی روسیه از سال ۱۹۹۹ و انجمن روانشناسی چین از سال ۲۰۰۱[۶۰]

بر خلاف تصور عموم که همجنس‌گرایان در مصرف (پوشاک، خوراک و...) بدعت‌گرا هستند پژوهش‌ها نشان می‌دهند که چنین چیزی صحت ندارد.[۶۱]

در ابتدای سده بیستم، مباحثی نظری پیرامون تحلیل روانی درگرفت که ادعا می‌کرد در همهٔ افراد طی نمو روانی، دوجنس‌گرایی به وجود می‌آید. مطالعات عددی آلفرد کینزی[E ۱۴] در سال ۱۹۴۰ و همچنین دکتر فریتز کلین[E ۱۵] در سال ۱۹۸۰ تأیید کنندهٔ این نظریات بودند.

مطالعات تازه که با چاپ کتاب‌های آلفرد کینزی با نام‌های «رفتارهای جنسی انسان مذکر»[E ۱۶] و «رفتارهای جنسی انسان مؤنث»[E ۱۷] به نتایج مهمی منتهی شد، بیانگر این بود که اکثر مردم در مقاطعی دارای تجربیات و یا عواطف همجنس‌گرایانه بوده‌اند. پژوهش‌های علمی معاصر ادعا می‌کنند که اکثریت جامعه انسانی تمایلات دوجنس گرایانه دارند. گرایش جنسی برخلاف آنچه بیشتر مردم تصور می‌کنند یک متغیر گسسته نیست که به ۲ گروه «دگرجنس‌گرا» و «همجنس‌گرا» تفکیک شود، بلکه متغیری پیوسته‌است که ویژگی‌های این گروه‌ها را نیز داراست. گزارشات «کینزی» نشان می‌دهند که حدود ۴ درصد از افراد بالغ در آمریکا برای تمام عمر منحصراً همجنس‌گرا هستند و حدود ۱۰ درصد نیز در مقاطعی از زندگی رفتارهای همجنس‌گرایانه بروز داده‌اند. با این حال درصد افرادی که به طور برابر با هر دو جنس رابطه دارند کمتر از میزان مورد انتظار است. این می‌تواند به علت فشارهای اجتماع بر افراد باشد که آنها را مجبور می‌کند بر خلاف غرایز درونی خود و به طور ناخودآگاه برچسب‌های مطلق هویت جنسی را از قبیل «همجنس‌گرا» یا «دگرجنس‌گرا» بپذیرند.[۶۲]

کینزی، به همراه فعالان گروه‌های LGBT بر جنبه‌های تاریخی و سیالیت گرایش‌های جنسی تأکید می‌کرد. مطالعات کینزی همچنین نشان داد که گرایش جنسی در دوران حیات فرد در جهات مختلف رشد می‌کند و به ندرت (و نه لزوماً) امکانات جذب شدن به جنسیت متفاوتی را فراهم می‌کند. بسیار نادر است که شخصی گرایش‌های جنسی خود را تغییر دهد و همچنین بعید است که این اتفاق نادر در صورت رخ دادن «داوطلبانه» باشد. اما گاهی تمایلات جنسی گسترش می‌یابند و یا دستخوش تغییر شده و جوهرهٔ متفاوتی پیدا می‌کنند. نظریه فراهنجار[E ۱۸] ایده‌های «ساختار اجتماعی» را مرتبط با قضیه می‌داند و معتقد است باید به تمایلات جنسی تنها در چهارچوب تاریخی آن نگریست. در این نگاه، گرایش جنسی محصول تأثیرات جامعه‌است و یک ویژگی تحت کنترل انسان و ارادهٔ او محسوب نمی‌شود.

بیشتر روانشناسان با نتایج کلی آزمایشات کینزی موافقند و به رشتهٔ یوستهٔ تمایلات جنسی عقیده دارند، که در آن افراد کاملاً همجنس‌گرا و کاملاً دگرجنس‌گرا در دو انتهای بردار و اقلیت قرار دارند و اکثریت را دوجنس‌گرایان تشکیل می‌دهند. بعلاوه تقریباً همهٔ روانشناسان هم عقیده‌اند که گرایش جنسی در سنین پایین شکل می‌گیرد و به طور ارادی قابل تغییر نیست.[۳۱][۶۳]

البته بعضی دیگر از تحقیقات اسلوب کاری کینزی را زیر سؤال برده و نتایج این آزمایش را در برآورد تعداد همجنس‌گرایان و دگرجنس‌گرایان اغراق‌آمیز می‌دانند. آنها دلیل خود را انتخاب افراد نامناسب برای تحقیق (که شامل همجنس‌گریان و زندانی‌هایی که برخی از آنها متهم به تجاوزهای جنسی بوده‌اند می‌شود) بیان می‌کنند.[۶۴][۶۵] به هر حال نظریات کینزی در رابطه با «رشته پیوستهٔ تمایلات جنسی» هنوز مورد قبولند.[۶۶]

روابط پدر ـ پسر و شکل‌گیری رفتارهای جنسی

بخش بزرگی از تحقیقات معمولاً به بررسی روابط فرزند ـ والد و تأثیر آن بر مردان همجنس‌گرا و دگرجنس‌گرا می‌پردازد و احتمال رابطه‌ای بین «فقدان پیوند عاطفی بین والد همجنس» و «شکل گیری همجنس‌گرایی در پسر» را پیشنهاد می‌دهند. مطالعات زیادی ادعا می‌کنند که مردان همجنس‌گرا در دوران کودکی خود کمتر از همسالان دگرجنس‌گرای خود مورد علاقه یا توجه پدرانشان بوده‌اند.[۶۷] «بیبر»[E ۱۹] در سال ۱۹۷۶ اظهار داشت:

«از سال ۱۹۶۲ که کتابم منتشر شد تا به حال بر روی ۱۰۰۰ همجنس‌گرا و ۵۰ جفت از والدینشان مطالعه کرده‌ام والگوی مشابهی در ۹۰٪ آنان یافته‌ام. در تمام مدت آزمایش، حتی یک مرد همجنس‌گرایی که پدرش اخلاق سازنده و رفتار مهرورزانه داشته باشد ندیده‌ام. پسری که پدرش به او احترام می‌گذارد و عشق می‌ورزد هرگز همجنس‌گرا نمی‌شود. من به این نتیجه رسیده‌ام که رفتار والدین بر انتخاب تمایل جنسی کودکان بسیار تأثیر می‌گذارد.»

بیبر بعدها در سال ۱۹۷۶ گفته‌های خود را این گونه ادامه داد:
«ما همواره گفته‌ایم که یک پسر که پدری با اخلاق سازنده و مهرورزانه دارد هرگز همجنس‌گرا نمی‌شود. باید توجه داشت که عکس این گزاره صحیح نیست و هر پسری که پدرش اخلاق مخرب دارد لزوماً همجنس‌گرا از آب در نمی‌آید.»[۶۷]

این گزارشات، به ویژه به علت جابجا کردن علت با اثر زیر سؤال رفته‌اند. به عبارت دیگر علاقهٔ مردان همجنس‌گرا به داشتن رابطهٔ مستحکم‌تر با مادر، علت همجنس‌گرایی نیست، بلکه نتیجهٔ آن است. انجمن روانشناسی آمریکا نیز این نتایج را رد کرده‌است و اظهار داشته که در جوامع مختلف همجنس‌گرایان درصد مشابهی از جامعه را تشکیل می‌دهند. در حالی که اگر روابط خانوادگی دارای چنان تأثیری بود، در جوامعی با فرهنگ خانوادهٔ متفاوت این میزان می‌بایست متفاوت باشد. این تئوری هم چنین عاجز از توضیح وجود همجنس‌گرایی در یونان باستان، ژاپن قبل از مدرنیته و فرهنگهای دیگر است و دلیلی برای همجنس‌گرایی در حیوانات ارائه نمی‌کند و مثلاً قادر به پاسخ دادن به این سؤال نیست که چرا در گونهٔ قوی سیاه استرالیایی تنها والدین جوجه‌ها زوجهای نر محسوب می‌شوند؟[۶۷]

یافته‌های مطالعات بر حیوانات همجنس‌گرا به موازات یافته‌های موارد انسانی پیش می‌روند. مطالعاتی که بر روی مغز قوچ‌های همجنس‌گرا انجام شده نشان می‌دهد آن بخش از مغز که در شکل گیری رفتارهای همجنس‌گرایانه نقش دارد، نسبت به دگرجنس‌گرایان همان تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد که در موارد انسانی دیده می‌شود.[۶۷]

اصلاح رفتار

بعضی درمانگرها، گروه‌ها، یا مؤسسات باور دارند قادر به کمک به همجنس‌گرایان برای غلبه بر رفتارهای همجنس‌گرایانهٔ خود هستند. بسیاری آنها پیروان ادیان ابراهیمی هستند که در مسلک آنان همجنس‌گرایی غیرطبیعی و گناه است و یک گرایش جنسی نامطلوب به حساب می‌آید. این نوع روان‌درمانی در جهت حذف علایق همجنس‌گرایانه و توسط افرادی که همجنس‌گرایی را یک اختلال یا گناه تلقی می‌کنند استفاده می‌شود. این افراد معتقدند که همجنس‌گرایی اصولاً نوعی گناه است و از طریق توبه و ایمان می‌توان آن را از بین برد. در صورتی که تقریبا همه همجنس‌گرایان، متخصصان سلامت روانی، محققان سکسولوژی و مذهبی‌های لیبرال همجنس‌گرایی را به عنوان گرایش جنسی طبیعی می‌شناسند.[۶۸]

رابرت اسپیتزر که پیش از این برای خروج همجنسگرایی از فهرست بیماری‌های روانی تلاش کرده بود در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۱ با عنوان آیا برخی از مردان و زنان همجنسگرا می‌توانند گرایش جنسی خود را تغییر دهند؟ گفته‌است که این امکان وجود دارد که برخی از افراد بسیار باانگیزه گرایش جنسی خود را از همجنسگرایی به دگرجنس گرایی تغییر دهند. در سال ۲۰۰۱ در مقاله‌ای در واشنگتن پست وی ادعا کرد در مصاحبه تلفنی با ۲۰۰ نفر آنها مدعی شده‌اند که گرایش جنسی خود را از همجنسگرا به دگرجنسگرا تغییر داده‌اند و از رابطه جنسی خود با جنس مخالف راضی هستند."[۶۹] بعضی از مدافعان حقوق همجنس‌گرایان وی را متهم کردند که با روش علمی کار نکرده‌است و در نهایت وی در سال ۲۰۱۲ به خاطر بیان این سخنان، از جامعه همجنس‌گرایان عذرخواهی کرد[۷۰]

تاکنون هیچ روش علمی و معتبری بدست نیامده که حاکی از «درمان» موفق همجنس‌گرا و تبدیل او به یک دگرجنس‌گرا باشد[۷۱][۵][۷۲] و حتی برخی افراد در اثر چنین «درمان»هایی دچار صدمات خطرناک و جدی شده‌اند.[۷۳][۷۴] با این حال طرفداران درمان همجنس‌گرایی به افرادی اشاره می‌کنند که به زعم آنها «موفق» شده‌اند.[۷۵] به هر جهت تنهٔ اصلی جامعهٔ پزشکی و روانشناسی این ادعاها را مردود می‌داند و تلاش برای تغییر گرایش جنسی را بی‌اثر و بالقوه خطرناک تلقی می‌کند.[۷۶][۳۱][۵][۶۳] به طور مثال در یک نظرسنجی از ۱٬۳۰۰ روانشناس انگلیسی فقط ۵۵ تن از آنان درمان همجنس‌گرایی را پیشنهاد کرده‌اند.[۷۷]

طبیعت در برابر تربیت

این که بین عوامل روان‌شناختی و عوامل زیست شناختی کدام بر همجنس‌گرایی مؤثرتر است مسأله‌ای‌ست که همواره عامل بحث‌های بسیار شده‌است. از این عوامل می‌توان به عوامل ژنی و یا هورمونهای مؤثر بر جنین نام برد. از نظر تاریخی، فروید و روانشناسان دیگری در شاخهٔ روانکاوی معتقد بودند که تجربیات دوران کودکی در شکل‌گیری گرایش‌های جنسی مؤثرند. به عنوان مثال فروید معتقد بود که نوجوانان همگی همجنس گرا هستند و پس از گذراندن مراحلی دارای حالات دگرجنس‌گرایی می‌شوند و آنها که همجنس‌گرا می‌مانند به علت مواجهه با یک مانع یا حادثهٔ بازدارنده، تکامل جنسی خود را به اتمام نرسانده‌اند. او همچنین معتقد بود که بعضی افراد که این دورهٔ تکامل جنسی را بدون هیچ مشکلی طی کرده‌اند نیز همچنان در درون خود به صورت پنهان و به درجات متفاوت دارای تمایلات همجنس خواهانه هستند. کشفیات مدرن علمی و پزشکی تأکید بر زیست شناختی بودن عوامل همجنس‌گرایی و رفتارهای همجنس‌گرایانه در کودکی دارند و این عوامل شامل عوامل ژنتیکی و یا کسب شده در رحم مادر می‌باشند. ناگفته نماند که همین پیش زمینه‌های زیست شناختی همجنس گرایانه‌است که در کودکی شرایط ایجاد عوامل روان‌شناختی را مهیا می‌کند.[۷۸][۷۹][۸۰]

فرضیه اختلال رشد

برخی از افراد باور دارند که همجنسگرایی یک اختلال رشدی [E ۲۰] است. [۸۱]

انجمن روانشناسی آمریکا (APA) با رد تمامی آن مسائل به عنوان نوعی اختلال در همجنسگرایان، در "قطعنامه درباره پاسخ‌های شایسته به پریشانی در گرایش جنسی و تلاش‌ها برای تغییر آن" از پدران و مادران، سرپرستان، جوانان، و خانواده‌های آن‌ها می‌خواهد تا از روش‌های موسوم به «درمان گرایش جنسی» که همجنسگرایی را به عنوان یک بیماری روانی و یا اختلال رشد به تصویر می‌کشند، دوری گزینند و به جای آن به دنبال روان‌درمانی، حمایت اجتماعی، و خدمات آموزشی باشند که "اطلاعات دقیق درباره گرایش جنسی و جنسیت در اختیار می‌گذارند، پشتیبانی خانواده و آموزشگاه را افزایش می‌دهند، و (احتمال) طرد اقلیت‌های جنسی جوان را کم می‌کنند."[۸۲]

علاوه بر این هیچ نهاد معتبر و فعال در زمینه روانکاوی و روانپزشکی تغییر گرایش جنسی را ممکن نمیداند و طبق سیاست‌های خاصی به افراد فعال در این زمینه، عموم و افراد متخصص در رابطه با تلاش با تغییر گرایش جنسی هشدار می‌دهد. از نهادهای یاد شده می‌توان به انجمن روانشناسی امریکا، انجمن روان پزشکی امریکا، انجمن مددکاران اجتماعی آمریکا، کالج سلطتنتی روانپزشکی و انجمن روانشناسی استرالیا اشاره کرد.[۸۳][۸۴][۸۵]

همچنین انجمن روانشناسی آمریکا و کالج سلطنتی روانپزشکی نگرانی‌های خود را نسبت به افدامات انجمن ملی بررسی و درمان همجنس‌گرایی ابراز داشته‌اند و اعلام کرده‌اند که این اقدامات توسط علم حمایت نمی‌شود و سبب ایجاد بستری برای تبعیض خواهد شد.[۸۴][۸۶]

جنبش طرفداران

یک خیابان مملو است جمعیت که عده‌ای پرچم رنگین‌کمان در دست دارند
یکی از رژه‌های همجنس‌گرایان در مادرید از سری یوروپراید در سال ۲۰۰۷

در سال‌های اخیر جنبش طرفداران همجنس‌گرایی نیز تا حد قابل ملاحظه‌ای گسترش یافته‌است. ضرورت چنین مبارزاتی در کشورها و فرهنگ‌های مختلف متفاوت است. در حال حاضر هلند و بلژیک تمامی حقوق ازدواج را برای زوج‌های همجنس‌گرا قائلند. در سال ۲۰۰۳ دادگاه کانادا در سه استان ازدواج افراد همجنس‌گرا را قانونی اعلام کرد. علاوه بر این در فرانسه، آلمان، فنلاند، سوئد، نروژ، دانمارک، ایسلند، و بعضی از ایالات آمریکا از جمله ورمونت، ماساچوست و نیویورک ازدواج همجنس‌گرایان قانونی است که حاصل آن برخورداری این زوج‌ها از حمایت و مسئولیت‌های ازدواج‌های معمولی بوده‌است.[۸۷]

رژه

نوشتار اصلی: رژه همجنس‌گرایان

رژهٔ همجنسگرایان جشنی است که توسط همجنسگرایان و مدافعان حقوق همجنسگرایان ترتیب داده می‌شود و هدف از آن این است که همجنسگرایان و دوجنس‌گرایان نباید از گرایش جنسی و جنسیت خود سر افکنده باشند بلکه باید به آن افتخار نیز بکنند.[۸۸] تاقبل از سال ۱۹۶۹ به افراد LGBT به چشم منحرفین جامعه نگریسته می‌شد. همجنسگرایان مجبور بودند ماهیت خود را پنهان کنند. شهردار نیویورک در سال ۱۹۶۰ مشی سختگیرانه‌ای را نسب به بارها و پاتوق‌های همجنسگرایان در پیش گرفت و عملا آن‌ها را به سوی زیر زمینی شدن سوق داد. حملات پی در پی ای که نسبت به همجنسگرایان می‌شد به نقطه‌ای غیر قابل تحمل نزدیک می‌شد به طوری که در سال ۱۹۶۹ و در پی حمله پلیس به یکی از بارها در یکی از محله‌های نیویورک و دستگیری تمام افراد حاضر صدها نفر از همجنسگرایان ناحیه با پلیس درگیر شدند. از این واقعه به عنوان شورش استون‌وال[E ۲۱] یاد می‌گردد. پس از این واقعه همجنسگرایان احساس کردند که نیاز دارند خود را به جامعه نشان دهند بنابر این اولین رژه همجنسگرایان در سال ۱۹۷۰ در سالگرد شورش استون‌وال ترتیب داده شد.[۸۹][۹۰]

در طول تاریخ

یک نقاشی از دو مرد برهنه که در حال سکس مقعدی هستند
نگاره‌ای از آمیزش جنسی میان هادریان و سردارش آنتینوس

در اروپا

قدیمی‌ترین مستندات در رابطه با همجنس‌گرایی مربوط به یونان باستان است. سافو شاعری زن از جزایر لزبو متعلق به یونان باستان بوده که در اشعارش رابطه‌های عشقی را به دختران و زنان تعمیم داده و واژه لزبین نیز در اشاره به همجنس‌گرایان زن از همین مورد سرچشمه گرفته‌است.[۹۱] در یونان باستان روابط بین مردان و پسران جوان معمول بوده‌است که به آن عشق افلاطونی گفته می‌شود اما این روابط به بوسیدن، نوازش کردن، دخول مقعدی، و قرار دادن آلت در میان باسن محدود بود.[۹۲] هادریان امپراتور روم باستان نیز دارای تمایلات همجنس‌خواهانه بوده؛ وی بر اساس روایات با سردار سپاهش آنتونیوس دارای روابطی نزدیک و عاطفی بوده‌است.[۹۳] در دوران رنسانس نیز در ایتالیا می‌توان تا نام ۵۰۰ نفر از افراد معروف این دوره را که درگیر روابط همجنس گرایانه بودند را مشاهده کرد. از جمله کسانی که گمان بر همجنس‌گراییش می‌رود، لئوناردو داوینچی مهندس، ریاضی‌دان، و نقاش نامدار بوده‌است.[۹۴]

از اواسط قرن سیزدهم میلادی به این سو مجازات همجنس‌گرایی تقریبا در تمامی اروپا مرگ بوده‌است.[۹۵]

در آفریقا

روابط همجنس‌خواهانه در آفریقا با اینکه توسط کاشفان و مستعمران اروپایی نادیده گرفته می‌شد و صحبتی از آن به میان نمی‌آمد، وجود داشت و در اشکال مختلفی دیده می‌شد. اوان پریچارد[E ۲۲] مردم شناس انگلیسی گزارش کرده‌است که مردان جنگجو در قبیله «زَنده» در شمال کنگو دارای معشوق‌های مذکری که بین دوازده تا بیست سال سن داشته‌اند، بوده‌اند که در کارهای خانه به اعضای خانه کمک می‌کرده‌اند و یا برخی نیز در اعمالی جنسی همچون تفخیذ شرکت داشته‌اند. هرچند که چنین رسمی در قرن بیستم و پس از تسلط اروپاییان بر کشورهای آفریقایی از بین رفته بود اما توسط پیران و بزرگان این قبیله که پریچارد با آن‌ها گفتگو کرده بود نقل شد.[۹۶]

در آسیا

در ژاپن همجنس‌گرایی هرگز در این کشور به عنوان یک گناه توسط دین و جامعه نگریسته نشده‌است. در سال ۱۸۷۳ قانونی وضع گشت که برپایه آن روابط همجنس‌خوهانه محدود می‌گشت؛ هرچند که این قانون هفت سال پس از تصویب آن لغو گشت.[۹۷] در طول تاریخ ژاپن تمامی شوگونها دارای یک معشوق مذکر بوده‌اند و این رسم یکی از ارکان سنت سامورایی بود. به همین منظور نیز برخی نگاره‌های محرک تاریخی ژاپنی به روابط همجنس‌خواهانه پرداخته‌است. اگرچه برخی از این نگاره‌ها در دوره غربی سازی ژاپن از بین رفت و بسیاری دیگر نیز در طول جنگ جهانی دوم در آتش سوختند، اما مجموعه‌ای از این نگاره‌ها که سالم باقی مانده بودند به موزه‌ها منتقل شدند.[۹۴]

در چین نیز همجنس‌گرایی از ابتدای اغاز تاریخ آن کشور وجود داشته‌است.[۹۴] بر طبق اسناد تقریبا همه امپراطوران در سلسله هان دارای یک شریک جنسی مذکر بوده‌اند.[۹۸] همچنین در برخی کتب تاریخ توضیحاتی نیز در مورد زنان همجنسگرا وجود دارد. باور بر این است که همجنس‌گرایی در سلسله‌های سونگ، مینگ و کینگ امری متداول محسوب می‌گشته‌است. همجنسگرایان چینی نسبت به همجنسگرایان اروپایی خود در دوران وسطی کمتر مورد شکنجه و آزار و اذیت واقع می‌شدند.[۹۹]

در ایران

یک مینیاتور از یک فرد پیر و یک نوجوان ساقی
شاه عباس و غلام بچه اثر رضا عباسی (مینیاتور موجود در موزه لوور). اروپاییانی که از ایران دوران شاه عباس دیدن کرده‌اند از تمایل شدید او به غلام‌بچه‌های دلربا و ساقیان صحبت نموده‌اند.[۱۰۰]

در دوران هخامنشیان و ساسانیان مجازات رابطه با همجنس، اعدام بوده‌است.[۱۰۱] اما برخی پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که در ایران قبل از ظهور زرتشت اجتماعات همجنس‌گرایانه وجود داشته‌است. هرودت نیز شاهدبازی هخامنشیان را گزارش کرده‌است؛ وجود روابط همجنس‌گرایانه مردانه در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز دیده شده‌است. [۱۰۲]

لواط یکی از گناهانی است که در دوره ساسانی تلقی می شده است. اصطلاحاتی چون kun-marzih ، waran ī abārōn (شهوت غیر طبیعی)، marzišnīh ī abārōn (جماع گناه آلود) برای توصیف این عمل به کار رفته است. قوانین و مواردی که به آنها اشاره شده نشانگر این بوده که این عمل در جامعه رخ می داده است. کتاب مینوی خرد می گوید موجودات اهریمنی به شیوه زیر آفریده شده اند:«و اهریمن بدکار دیوان و دروغان دیگر فرزندان اهریمینی را از عمل لواط با خود به وجود آوردند.» بنابراین نخستین نکته این است که لواط وسیله ای بود تا اهریمن بتواند موجودات اهریمنی دیگر و بیشتری به جهان بیاورد، و دوم آنکه اهریمن موجودی لواط کار پنداشته می شد. در کتاب وی دیوداد گفته می شود اگر مردان ناخواسته در لواط فاعل یا مفعول واقع شوند، مجازات آنها شلاق و اگر خواسته این کار را بکنند، مجازاتشان اعدام است. در کتاب هشتم دینکرد، فصل 34 آن که درباره احکام علیه تجاوز به عنف و سایر موارد موجود در «هوسپارم نسک» اوستاست، می گوید چنین قوانینی درباره امیال غیراخلاقی و هرزه wiftag (لواط مفعول) و wiftīnag (لواط فاعل)، «شهوت ستمگرانه، کردار فاسد، و آوازه تبار و تنهای تباه و آلوده ایشان» وجود داشته است. در کتاب ارداویرافنامه، که یکی از تخیلی ترین کتاب باقی مانده پهلوی است، به مجازات های همجنس بازان و لواط کاران اشاره شده است. ویراز در سفر خود به دوزخ مردی را می بیند که کیفرش این بود که مارهایی به مخرج او وارد و از دهانش خارج می شوند. فرشتگان درباره علتش می گویند:«این روح مرد پستی است که در گیتی مرتکب لواط شده است.» در فصل دیگری درباره مجازات لواط با زنان سخن گفته شده که سبک تر بوده است. لازم به گفتن نیست که حکم «سزاوار مرگ» (مرگ ارزان) بی درنگ در مورد این گونه افراد اجرا می شد.[۱۰۳]

در کتب قبل از اسلام در ایران عشق مرد به مرد دیده‌نشده‌است، به همین دلیل در قرون نخستین تاریخ بعد از اسلام مثلاً در آثار دورهٔ سامانیان و پیش از آنان از قبیل رودکی و شهید بلخی و ابوشکور بلخی و شاهنامهٔ فردوسی مطلب صریحی در این خصوص نیست.[۱۰۴] اگرچه عده‌ای معتقدند که دقیقی به دست امردی کشته شده‌باشد. [۱۰۴]

در ایران پس از اسلام با همجنس‌گرایی و روابط همجنس‌گرایانه در مکان‌های زیادی همچون دیرها، کاروان‌سراها، حمام‌ها و پادگان‌های نظامی برخوردی صورت نمی‌گرفته و مجاز بوده‌است همچنین در دوران صفوی مکانی به نام امرد خانه برای روسپیان مرد وجود داشته‌است. این مکان از پیشتر نیز وجود داشته اما توسط حکومت صفوی قانونی شده و حتی مالیات نیز پرداخت می‌کرده‌است.[۱۰۵] برخی شاعران ایرانی همچون سعدی[۱۰۶] و جامی[۱۰۷] دارای اشعاری با «مضامین همجنس‌خواهانه» می‌باشند.[۱۰۸] علاوه بر این در ادبیات ایران داستان‌هایی حول محور عشق دو همجنس به یکدیگر نیز وجود دارد. ناظر و منظور منظومه‌ای عاشقانه‌است که توسط وحشی بافقی سروده شده که در آن پسر وزیر که ناظر نام دارد عاشق پسر پادشاه که منظور می‌باشد، می‌گردد.[۱۰۹] مهر و مشتری منظومه‌ای عاشقانه دیگری به زبان فارسی و در قالب مثنوی نوشته محمد عصار تبریزی است که در سال ۷۷۸ هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده‌است.

در ایران و بیشتر جهان اسلام بخصوص در مورد مردان، تا زمانی که مردان روابط جنسی با همسران و وظایف زناشویی خود را ایفا می‌نمودند جامعه اعتنایی در قبال سایر روابط جنسی آنها نداشت. این روابط به صورت‌های مختلف مانند روابط با «امرد» (پسر جوان که خط سبیلش پرپشت نشده باشد)، «آدم داری» (نگه داشتن مردان جوانتر در خانه بعنوان مونس) از فرم‌های اینگونه روابط با جنس موافق بود. در ادبیات دوران صفوی تا ایران قاجاری اواخر قرن نوزدهم میلادی هنگام صحبت از تمایلات افراد نسبت به جنس موافق است لحن نویسنده عاری از لحنی قضاوت آمیز بوده‌است. مثلا در رستم الحکما در مورد شاه تهماسب دوم می‌نویسد «یک صورت یوسف‌گونه را به هزاران زلیخا، لیلی و شیرین ترجیح می‌داد» یا فتحعلی خان صبا شاعر دربار قاجار، فتحعلی شاه را برای دوست داشتن زنان و مردان جوان ستوده‌است یا عضد الدوله نه تنها زنان بسیار فتحعلی شاه، بلکه نظربازی‌های گسترده او با مردان جوان زیبا را ثبت کرده‌است. هرچند از اواخر قرن نوزدهم در نوشته‌های نویسندگان چنین روابطی تقبیح می‌شد. افسانه نجم آبادی تاثیر فرهنگی اروپا بر جامعه ایران را در این چرخش رفتاری موثر می‌داند. بطور کلی در دوران قاجار با وجود منع شرعی روابط جنسی با همجنس و احکام مخالفی که توسط شاهان و روحانیت صادر می‌شد صور مختلف روابط جنسی با همجنس در زندگی روزمره اتفاق می‌افتاد.[۱۱۰]

در دوره رضا پهلوی، احمد کسروی و عده‌ای دیگر مانند ایرج میرزا با همجنس‌گرایی مخالفت کرده و نهضت مخالفت با همجنس‌گرایی را به راه انداختند[۱۱۱] در دوران محمد رضا پهلوی، واپسین شاه ایران، طبقات بالای اجتماعی جامعه نسبت به مساله همجنس‌گرایی از خود انعطاف نشان می‌دادند حتی بعضی از اخبار نیز ازدواج همجنس‌گرایان را پوشش خبری می‌دادند. در این دوران برخی از افراد پیشنهاد پیدایش جنبش‌های مدنی همجنس‌گرایان را همانند جنبش‌های غربی نیز دادند. علاوه بر این در برخی از کلوب‌های شبانه دوران پهلوی رفتارهای همجنس‌خواهانه تحمل می‌گشت. هر چند در دوران پهلوی همجنس‌گرایی همچنان یک نوع تابو به حساب می‌آمد و هیچ مرکزی برای مشاوره به جوانانی که در مورد گرایش جنسی خود دچار سردرگمی شده بودند وجود نداشت.[۱۱۲] ارنست پرون سوئیسی، یکی از نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین دوستان محمدرضا پهلوی که در در سوئیس با او آشنا شد و به مدت 20 سال نزدیکترین دوست او بود، همجنسگرا بود. رضا شاه که تمایل داشت ولیعهد تربیت مردانه پیدا کند و شدیداً مراقب هر گونه رفتار زن صفتانه بود از بازگشت او به ایران به همراه یک همجسنگرا خشمگین شد.[۱۱۳] در بین معماران و طراحانی که به شهبانو در تزیین کاخ کمک می کردند بیژن صفاری و کیوان خسروانی علناً همجسنگرا بودند و با این وجود پای ثابت همراهان محبوب خانواده سلطنتی بودند که نشان دهنده میزان حساسیت شاه و شهبانو است.[۱۱۴]

در سال ۲۰۱۰ برای نخستین بار در آلمان، گردهمایی زنان همجنسگرای ایرانی در شهر فرانکفورت با حضور ۱۷ تن از لزبین‌های ایرانی مقیم اروپا و ایران برگزار شد. هدف از این نشست مقابله با هوموفوبیا و افزایش تعامل و همکاری بین همجنسگرایان ایرانی اعلام گشت.[۱۱۵] [پیوند مرده]

تاریخ همجنس‌گرایی در قلمرو اسلامی

در اشعار دورهٔ جاهلیت و یکی دو قرن نخستین بعد از اسلام مدرکی درباره شاهدبازی نمی‌توان یافت.[۱۱۶] همجنس‌گرایی در دوران طلایی اسلام معمول بود و به شکلی که افراد بزرگسال با پسران جوان به اعمال جنسی می‌پرداختند اما افراد بزرگسال به طور معمول نقش فعال را برعهده می‌گرفتند. ابونواس شعرهای فراوانی در مدح پسران نوجوان دارد این دوره در قرن دوازدهم میلادی به اوج خود رسید.[۱۱۷]

در ایران پس از اسلام واژه «شاهدبازی» در ادبیات ایران بسیار خودنمایی می‌کند و آن را مترادف همجنس‌گرایی می‌دانند؛ این در حالی است که این واژه اشاره به رابطه با پسران نوجوان دارد.[۱۱۸]

وضعیت قانونی و حقوقی

ازدواج همجنس‌گرایان و حق سرپرستی فرزند

نوشتارهای اصلی: ازدواج همجنس‌گرایان و سرپرستی فرزند توسط همجنس‌گرایان
زنی همراه با پلاکاردی روی آن نوشته‌است:ما دخترم و زنش را دوست داریم.

ازدواج همجنس‌گرایان ازدواجی است که به صورت رسمی و یا اجتماعی بین دو فرد همجنس صورت می‌گیرد. ازدواج همجنس‌گرایان در جوامع مختلف از نظر حقوقی، حق مدنی و دینی مطرح می‌گردد.[۱۱۹] دانمارک اولین کشوری بود که ازدواج همجنس‌گرایان را تحت عنوان اتحاد مدنی [۱۲۰] و با حقوقی پایین‌تر نسبت به ازدواج قانونی نمود و هلند اولین کشوری بود که ازدواج همجنس‌گرایان را به صورت مذهبی و با حقوق برابر ازدواج دگرجنس‌گرایان قانونی کرد.[۱۲۱][۱۲۲] اما با این حال بیشتر سازمان‌های مذهبی (بسته به نظرات دینی خود) از دادن حق سرپرستی فرزند، استخدام و دیگر مزایا به زوج‌های همجنس‌گرا خودداری می‌کنند.[۱۲۳][۱۲۴] اکنون کشورهای آرژانتین، آفریقای جنوبی، آیسلند، اسپانیا، بلژیک، پرتغال، سوئد، کانادا و هلند ادواج همجنس‌گرایان در تمام کشور قانونی است و در کشورهای آمریکا، برزیل و مکزیک در بخش‌هایی قانونی است. تحقیقات نشان داده‌است که ممنوع کردن ازدواج همجنس‌گرایان در قانون اساسی (این موضوع در بیست و نه ایالت آمریکا وجود دارد[۱۲۵]) به افزایش نرخ ابتلا به ایدز به میزان ۴ مورد به ازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر می‌انجامد. [۱۲۶] همچنین به افزایش استرس میان همجنس‌گرایان (به طور کلی دگرباشان جنسی) منجر می‌شود.[۱۲۷] در صورتی که با قانونی شدن ازدواج در ماساچوست میزان مراجعه همجنس‌گرایان به مراکز درمانی ۱۳ درصد کاهش داشته‌است.[۱۲۸]

بسیاری از کشورهایی که ازدواج همجنس‌گرایان را به نحوی همانند اتحاد مدنی یا ازدواج رسمی قانونی کرده‌اند به همجنس‌گرایان اجازه به سرپرستی گرفتن فرزند را هم می‌دهند. برپایه گزارشات در بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۰ شش تا چهارده میلیون فرزند تحت سرپرستی پدر گی یا مادر لزبین بوده‌اند و هشت تا ده میلیون فرزند نیز توسط سرپرستان همجنس‌گرا بزرگ شده‌اند.[۱۲۹] سرپرستی فرزند توسط همجنسگرایان می‌تواند هزینه‌ای بین صفر تا سی هزار دلار درپی داشته باشد.[۱۲۹] شیوه‌های مختلفی برای اجازه به همجنس‌گرایان برای سرپرستی فرزند وجود دارد در برخی کشورها تنها فرد مجرد قادر به سرپرستی فرزند می‌باشد و در برخی دیگر تنها زوج‌هایی که ازدواج کرده‌اند چنین حقی دارند، در برخی دیگر در صورتی که یکی از زوج‌های همجنس‌گرا پدر یا مادر واقعی فرزند باشد، می‌تواند سرپرستی او را به همراه شریک زندگی اش برعهده بگیرد.[۱۳۰] در اقدامی در جهت برابری حق سرپرستی فرزند ایالات متحده در نظر دارد نام پدر و مادر در گذرنامههای این کشور را با واژه‌های «والد ۱» و «والد ۲» جایگزین نماید.[۱۳۱]

اما این امر مخالفانی سرسخت نیز دارد. برای مثال، آخرین جامعه فرزند خواندگی کاتولیک بریتانیا اعلام کرده‌است که اگر قانونی برای توانایی گرفتن فرزند توسط زوج‌های همجنس‌گرا تصویب شود، یافتن خانه برای کودکان بی سرپرست را متوقف خواهد کرد.[۱۳۲]موسسه خیریه کاتولیک بوستن نیز کار خود در ارتباط با یافتن خانه برای کودکان بی سرپرست را به این دلیل که تصویب این قانون برخلاف مناسک دینی آنها می‌باشد، پایان داده‌است.[۱۳۳]

در کشورهای مختلف

وضعیت حقوقی همجنس‌گرایی در جهان      همجنس‌گرایی مجاز اما قانون خاصی برای آن تدوین نشده قانونی      ازدواج همجنس‌گرایان مجاز است      گونه‌های دیگری از زندگی مشترک      به رسمیت شناختن ازدواج همجنس‌گرایان در خارج      محدودیت در آزادی بیان در زمینه همجنس‌گرایی غیرقانونی      کیفر سبک      کیفر سنگین      حبس ابد      مجازات مرگ
نوشتار اصلی: وضعیت قانونی و حقوقی همجنس‌گرایی در کشورهای گوناگون


آسیا

در اکثر کشورهای آسیایی همجنس‌گرایی غیر قانونی نیست هر چند که در بعضی کشورها همچون ایران و مالزی جرم به حساب می‌آید. با این حال این روند در حال تغییر است به عنوان مثال هندوستان در سال ۲۰۰۹ از روابط همجنس‌گرایانه رفع جرم کرد پیش از این سکس با همجنس در هند مخالف طبیعت شناخته می‌شد.[۱۳۴] علاوه بر هند، نپال نیز به عنوان کشوری پیشرو و نوظهور در عرصه حقوق همجنس‌گرایان در حال تهیه قانونی برای رسمیت بخشیدن به ازدواج همجنس‌گرایان و حقوق برابر برای آن‌ها است.[۱۳۵]

خاورمیانه
خیابانی که در آن تعداد زیادی شخص با نشان‌های همجنس‌گرایان حضور دارند
در اسرائیل، حقوق شهروندی همجنس‌گرایان به رسمیت شناخته شده‌است.[۱۳۶] در تصویر، کارنوال سالیانه همجنس‌گرایان در شهر تل‌آویو.

در اکثر کشورهای اسلامی در خاورمیانه، با هم‌جنس‌گرایان برخورد می‌شود. با این وجود، جامعه همجنس‌گرایان اسرائیل دارای آزادی‌های وسیع اجتماعی در این کشور هستند، هرچند برخی گروه‌های مذهبی محافظه‌کار در اسرائیل با این آزادی‌ها مخالفند.[۱۳۷]

در قوانین کنونی ایران، همجنس‌گرایی و لواط مترادف یکدیگر تعریف شده‌اند و در صورت انجام عمل جنسی بین دو مرد، در حضور چهار شاهد عادل و یا چهار مرتبه اقرار از سوی کسانی که لواط کرده‌اند به این عمل در دادگاه، بنا به احکام اسلامی که مبنای قانون مجازات در جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند حکم اعدام برای هر دو طرف اجرا می‌گردد.

در قوانین ایران، گرایش همجنس‌گرایانه زنان تحت عنوان «مساحقه»، عملی مجرمانه تعریف شده‌است. مادهٔ ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی، مساحقه را این طور تعریف کرده‌است: «مساحقه، هم‌جنس‌بازی زنان است با اندام تناسلی». در موضوع مساحقه جرم به فعل دو زن بستگی دارد. به موجب مادهٔ ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی: «هرگاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت، برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می‌شوند. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر در مرتبهٔ سوم به هر یک صد تازیانه زده می‌شود.»[۱۳۸] در صورت تکرار جرم، مرتکب را اعدام می‌کنند.[۱۳۹]

اروپا

اکثر کشورهای اروپایی در عین به رسمیت شناختن همجنس‌گرایی قوانین خاصی نیز برای آنها تدوین کرده و یا در حال انجام آن هستند. به عنوان مثال پارلمان پرتغال لایحه‌ای را در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۱۰ برای قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان تصویب کرده اما قبول کردن فرزند توسط این زوج‌ها را رد کرده‌است. این لایحه با حمایت حزب حاکم سوسیالیست و سایر احزاب چپ به تصویب رسید.[۱۴۰] علاوه بر این عضویت در اتحادیه اروپا نه تنها ملزم به نداشتن قوانین ضد همجنس‌گرایانه‌است بلکه با توجه به پیمان آمستردام کشورهای خواهان عضویت باید دارای قوانین ضد تبعیضی علیه همجنس‌گرایان نیز باشند.[۱۴۱]

قاره آمریکا

کانادا

کانادا از سال ۱۹۶۹ از همجنسگرایی رفع جرم نمود و دومین کشور پس از هلند بود که ازدواج همجنسگرایان را قانونی نمود. این کشور ابتدا ازدواج همجنسگرایان را در استان انتاریو قانونی کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ به صورت فدرال و رسمی در سراسر کشور ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت شناخت. علاوه بر این کانادا اجازه سرپرستی فرزند را به همجنس گرایان را می‌دهد و دارای قوانین ضد تبعیض علیه دگر باشان نیز است و هرگونه توهین به گرایش جنسی در این کشور جرم تلقی می‌گردد.[۱۴۲][۱۴۳]

ایالات متحده آمریکا

در تمام ایالت‌های آمریکا از روابط همجنس‌گرایانه رفع جرم شده‌است و در برخی از ایالت‌های آمریکا، زوج‌های همجنس‌گرا دارای مشروعیت قانونی به صورت ازدواج یا اتحاد مدنی هستند. جورج بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا که دارای تعصبات مذهبی بود، خواستار ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر آمریکا بود و به این منظور لایحه‌ای را برای ممنوع‌کردن ازدواج همجنس‌گرایان به مجلس سنا ارائه نمود، اما این لایحه توسط نمایندگان سنای آمریکا رد شد.[۱۴۴][۱۴۵]

همه ده ایالتهای جنوبی آمریکا (اعضای سابق ایالات مؤتلفه آمریکا) ازدواج دو فرد همجنس را با تصویب متمهایی برای قانونهای اساسی شان ممنوع اعلام کرده‌اند.[۱۴۶]

آمریکای لاتین
کریستینا فرناندز رئیس جمهور آرژانتین در حال امضای قانون ازدواج همجنس‌گرایان

بر طبق تصویب قانون توسط مجلس سنای آرژانتین در این کشور همجنس‌گرایان اجازه ازدواج با یکدیگر و قبول کردن فرزند را دارند. کلیسای کاتولیک و گروهای مذهبی به این قانون معترض هستند.[۱۴۷]

آفریقا

آفریقای جنوبی تنها کشور در قاره آفریقا است که علاوه بر این که ازدواج همجنس‌گرایان در آن کشور قانونی است، ایشان حق به سرپرستی گرفتن فرزند را نیز دارند و قوانین ضد تبعیض، حامی و ضامن حقوق شهروندی آن‌ها است.[۱۴۸][۱۴۹]

در دسامبر ۲۰۱۳ میلادی، پارلمان اوگاندا همجنس‌گرایی را مصداق جرم و برای همجنس‌گرایان، مجازات «حبس‌ابد» پیش‌بینی کرد. در این طرح، کسانی هم که اطلاعات خود از وجود چنین رابطه‌ای را به مقامات گزارش نکنند، نیز به اقدام مجرمانه محکوم می‌شوند.[۱۵۰]

خدمت در ارتش

     خدمت همجنسگرایان در ارتش آزاد است.      منع خدمت همجنسگرایان در ارتش/غیرقانونی بودن همجنسگرایی     اطلاعاتی در دست نیست

ارتشهای کشورهای گوناگون در سراسر جهان نگاه متفاوتی به موضوع خدمت همجنسگرایان در ارتش دارند. بیشتر کشورهای غربی امروزه قانونی راکه موجب آن تنها افراد دگر جنس گرا می‌توانند وارد ارتش شوند را برداشته‌اند و به همجنسگرایان اجازه خدمت در ارتش را می‌دهند. برای مثال، از ۲۶ کشور عضو پیمان ناتو ۲۲ کشور به همجنسگریان اجازه خدمت آزادانه را می‌دهند.[۱۵۱]

در آسیا کشورهایی همچون تایلند، اسراییل[۱۵۲]، ژاپن[۱۵۳]، و تایوان[۱۵۴] اجازه خدمت آزاد همجنسگرایانه را می‌دهند و کشورهایی همچون ترکیه و ایران همجنسگرایان را از خدمت ارتش منع می‌کنند. در ترکیه با آنکه همجنس گرایی از لحاظ قانونی جرم محسوب نمی‌گردد اما از لحاظ ارتش این کشور بیماری روانی محسوب می‌گردد.[۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷] در ایران نیز همجنس گرایی جزو اختلالات جنسی و بیماری‌های روانی به حساب می‌آید.[۱۵۷]

تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به همجنسگرایان اجازه خدمت در ارتش را می‌دهند اما در خود قاره اروپا معدود کشورهایی همانند صربستان نیز وجود دارد که از خدمت همجنسگرایان در ارتش جلوگیری می‌کنند.[۱۵۸]

آمریکا
نوشتار اصلی: نپرس، نگو

در ایالات متحده امریکا تا اواخر سال ۲۰۱۰ قانونی به نام نپرس، نگو وجود داشت که به موجب این قانون که در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون به تصویب رسید به همجنسگرایان به شرط آنکه که گرایش جنسی خود را آشکار نکنند اجازه ورود و خدمت در ارتش داده می‌شد. پس از سال‌ها کشمکش سرانجام در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی، با رای مجلس سنای ایالات متحده آمریکا، قانون نپرس، نگو با رای موافق ۶۵ عضو سنا و به رغم مخالفت ۳۱ سناتور عضو حزب جمهوری‌خواه باطل شد و خدمت همجنسگرایان در آمریکا آزاد اعلام گشت.[۱۵۹]

همجنس‌باز و همجنس‌گرا

نوشتارهای وابسته: همجنس باز

در گویش خیابانی، از افراد همجنس‌گرا - زن یا مرد - با عنوان تحقیرآمیز «همجنس‌باز» یاد می‌شود، همچنین واژه‌های دیگری نیز در گفتار عوام برای اشاره به افراد همجنس‌گرا وجود دارد که معمولاً تحقیرآمیز و محکوم‌کننده هستند؛ به عنوان مثال همجنس‌گرایان مرد در زبان فارسی با عناوین چون اِواخواهر، اُبنه‌ای (شخص مفعول در عمل جنسی همجنس‌گرایان) و عناوین زننده‌تر خوانده می‌شوند.[۱۶۰][۱۶۱][۱۶۲]البته چنین فحاشی‌هایی به تراجنسیتی‌ها نیز اطلاق می‌شود.[۱۶۳] این واژه‌ها برای نشان دادن فاعلیت یا مفعولیت در عمل جنسی با همجنس است و مترادف با همجنسگرا نیست. هر چند برخی افراد همجنسگرا از تصویری که برخی همجنسگرایان دیگر ارائه می‌دهند بدشان می‌آید. همچنین به افراد همجنس‌گرا لواط‌کار نیز گفته می‌شود.[۱۶۴]همجنس‌گرایی انتخاب و یا شیوه زندگی نیست و این تصور که همجنس‌گرایی قابل سرایت و رواج است اشتباه و سراسر نادرست است چرا که همجنس‌گرایی فرایندی است که نتیجه بر هم کنش عوامل زیستی و محیطی می‌باشد.[۱۶۵][۱۶۶]

همجنس‌گراهراسی

همجنس‌گراهراسی یا هوموفوبیا واژه‌ای است که در برگیرنده نگرش و احساسات منفی نسبت به همجنس‌گرایان یا دو جنس‌گرایان و یا در برخی موارد نسبت به دوجنسه‌ها است. همجنس‌گراهراسی می‌تواند در رفتارهایی همچون تبعیض و یا خشونت نسبت به افراد غیر دگرجنس‌گرا بروز کند.[۱۶۷][۱۶۸] به عنوان مثال همجنس‌گرایان یکی از هدف‌های هلوکاست در زمان آلمان نازی بودند.[۱۶۹] بین ۵٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ همجنس‌گرا به اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی فرستاده شدند تا درمان شوند.[۱۷۰] در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۳ مجلس قانون گذاری آلمان تصویب کرد در یکی از معروف‌ترین خیابان‌های برلین به یاد همجنس‌گرایانی که در اردوگاه‌های کار اجباری جان خود را از دست داده بودند در نزدیکی بنای یادبود قربانیان هلوکاست یادمانی برایشان نصب گردد.[۱۷۱] میزان پذیرش همجنس‌گرایان و برابری جنسیتی در جوامع اسلامی به طرز قابل ملاحظه‌ای کمتر از جوامع غربی است اگرچه جامعه مسلمانان آلبانی مقداری لیبرال‌تر هستند. همچنین میزان پذیرش همجنس‌گرایان و برابری جنسیتی در جوامع غربی با گذشت زمان افزایش یافته‌است اما در جوامع مسلمان از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ تغییر قابل ملاحظه‌ای نداشته‌است.[۱۷۲]

در سال ۱۹۹۸ قتل متیو شپارد دانشجوی آمریکایی به دلیل همجنس‌گرا بودنش توجهات زیادی را در سطح جهانی به خود جلب کرد.[۱۷۳] یکی دیگر از قتل‌هایی که بر پایه گرایشات جنسی صورت می‌گرفت و توجه زیادی را به خود جلب کرد قتل هاروی میلک بود. هاروی میلک یک سیاستمدار همجنسگرای امریکایی بود که در دهه هفتاد میلادی پس از چندین مرتبه شرکت در انتخابات انجمنی سر انجام به عضویت انجمن شهر سان فرانسیسکو انتخاب شد. او یک سال پیش از پایان کار خود توسط یکی از همکارانش به همراه شهردار سان فرانسیکو به قتل رسید. در شب این قتل‌ها بیش از ۳۰ هزار تن درحالیکه شمع‌هایی به دست داشتند در خیابان‌های سن فرانسیسکو به یاد هاروی میلک به راهپیمایی و تظاهرات آرام پرداختند.[۱۷۴]

در ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۰ سازمان ملل رای به قطعنامه‌ای ضداعدام داد که در آن اعدام افراد بر پایه گرایش جنسی محکوم می‌شود هرچند که اشاره به همجنس‌گرایان در این قطعنامه در ابتدا به دلیل مخالفت کشورهای اسلامی همچون ایران و سومالی با واژه اعدام بر پایه هرگونه تبعیض جایگزین شد، اما پس از درخواست ایالات متحده مبنی بر بازگشت اشاره صریح به نام همجنس‌گرایان این قطعنامه بار دیگر به رای گذاشته شد و تصویب گشت.[۱۷۵]

تعداد قابل ملاحظه‌ای پژوهش بیان داشته‌اند که همجنس‌گرایان نسبت دیگر افراد جامعه بیشتر خودکشی می‌کنند[۱۷۶] به طور مثال یک پژوهش دیگر که توسط حکومت آمریکا در سال ۱۹۸۹ صورت گرفت بیان داشت که میزان خودکشی میان همجنس‌گرایان نوجوان چهار برابر همسن‌های خودشان است.[۱۷۷] از مشهورترین خودکشی‌های میان نوجوانان به خودکشی جیمی رودمایر و تیلور کلمنتی می‌توان اشاره کرد.

در میان جامعه علمی نیز همجنسگراهراسی وجود داشته‌است. وولف (۱۹۹۱) گزارش می‌کند که در سال‌های دهه ۱۹۸۰ در میان پژوهشگرانی که بر روی رفتارهای نخستی‌ها بررسی می‌کردند تردید در چاپ مطالب مربوط به شواهد روابط همجنسخواهانه در جانوران وجود داشته چرا که از این ترس داشته‌اند که همکارانشان از خود واکنش‌های هوموفوبیک نشان دهند.[۱۷۸]

در فرهنگ عمومی

از راست به چپ:لیدی گاگا[۱۷۹]، کایلی مینوگ[۱۸۰] و مدونا[۱۸۱]؛ گی آیکون‌های مشهور

همجنس‌گرایی امروزه در عرصه‌های مختلفی همچون فیلم‌های سینمایی، مباحث سیاسی، حقوق اجتماعی و غیره به عنوان یک سوژه مطرح است. علاوه بر این هم اکنون همجنسگرایان زیادی در عرصه‌های مختلفی همچون سیاست، موسیقی، بازیگری و... مشغول به فعالیت هستند.[۱۸۲][۱۸۳]

شخصیت‌ها

همجنسگرایان زیادی در عرصه فرهنگ و سیاست هم اکنون حضور دارند به عنوان مثال الن دی‌جنرس مجری مطرح و مشهور شبکه ان بی سی امریکاست او در سال ۱۹۹۷ اعلام کرد که یک لزبین است.[۱۸۴] همچنین ریکی مارتین در سال ۲۰۱۰ در سایت خود نوشت:«من افتخار می‌کنم که بگویم، یک همجنسگرای خوشبخت هستم.»[۱۸۵] در عرصه سیاست نیز می‌توان به یوهانا سیگورداردوتیر نخست وزیر لزبین ایسلند اشاره کرد که اولین فرد LGBT در دنیا محسوب می‌شود که با گرایش جنسی اشکارا به چنین پستی رسیده‌است.[۱۸۶] گیدو وستروله وزیر امور خارجه آلمان نیز یک همجنسگرا می‌باشد.[۱۸۷]

امروزه به افراد مشهوری که در اذهان عمومی مورد حمایت و دارای محبوبیت در میان همجنسگرایان، دوجنسگرایان و تغییرجنسیت‌دهندگان می‌باشند گی آیکون (به انگلیسی: gay icon؛ به معنی «نماد همجنس‌گرایی») اطلاق می‌گردد. این افراد عموما از حقوق همجنسگرایان دفاع می‌کنند و یا خود یکی از آنان هستند. لیدی گاگا خواننده معروف امریکایی که خود یک دوجنسگرا است یکی از گی آیکون‌ها معروف در عرصه کنونی می‌باشد.[۱۸۸] بریتنی اسپیرز خواننده مشهور نیز یکی دیگر از گی ایکون‌هایی که خود یک دگر جنسگرا است.[۱۸۹]

سینما

فیلم‌های سینمایی زیادی با مضمون همجنس گرایی و همجنسگرایان تا کنون ساخته شده‌است. فیلم‌هایی همچون کوهستان بروکبک[۱۹۰]، میلک[۱۹۱]، بچه‌ها سر به راهند[۱۹۲] و بوسهٔ زن عنکبوتی ، آبی گرم‌ترین رنگ است که داستان هر پنج فیلم پیرامون همجنسگرایان و همجنس گرایی است به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۴،۲۰۰۸،۲۰۱۰ و ۱۹۸۶ نامزد دریافت جایزه اسکار شدند. کوهستان بروکبک داستان زندگی دو گاوچران همجنسگرا است که در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی است که رابطه آن‌ها به خاطر مشکلات و جامعه آن روز دجار فراز و نشیب‌های زیادی است. در فیلم میلک که در واقع داستان واقعی هاروی میلک یک سیاستمدار و قعال حقوق همجنسگرایان است شان پن به خاطر بازی در نقش هاروی میلک برنده جایزه اسکار شد.[۱۹۳][۱۹۴] فیلم بوسهٔ زن عنکبوتی داستان دو زندانی است که یکی از آنان هم‌جنس‌گراست و دیگری مبارزی چپ است. مقدار زیادی از فیلم تقابل نگاه این دو را با هم نشان می‌دهد که هردو در نهایت از یک نظام دست‌راستی و دیکتاتوری درد می‌کشند. این فیلم برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین نقش اصلی شده‌است.[۱۹۵]

در میان برنامه‌های تلویزیونی سریال‌هایی مانند خانواده مدرن و گلی به این موضوعات می‌پردازند و شبکه تلویزیونی لوگو نیز برنامه‌هایش در مورد اقلیت‌های جنسی است.

همجنس‌گرایی و مذهب

نوشتار اصلی: همجنس‌گرایی و مذهب

سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام با همجنس‌گرایی مخالفت کرده‌اند. بعضی عقیده دارند که همجنس‌گرائی خود یک گناه است در حالی که عده‌ای دیگر تنها اعمال همجنس‌گرایانه را گناه می‌دانند. البته تعدادی از دین‌داران در این زمینه موافقت دارند، چنان که برخی کلیساها عقد شرعی همجنس‌گرایان را جاری می‌کنند و برخی نیز، این عمل را مطرود می‌دانند. در حالت کلی اما بررسی‌ها نشان می‌دهند که اکثر گروه‌های باورمندان به دین، دیدگاه منفی نسبت به همجنسگرایی دارند.[۱۹۶]

یهودیت

در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است.[۱۹۷] اما در سه مذهب دیگر یعنی اصلاح‌گرا، نوسازمان‌گرا و محافظه‌کار همجنس‌گرایی بعنوان یک شیوهٔ زندگی مورد قبول و اجازه ورود به مرحله خاخامی وجود دارد.[۱۹۸]

مسیحیت

بیشتر مکاتب مسیحی همجنس‌گرایان را طرد نمی‌کنند (همانطور که هیچ گناه‌کاری را طرد نمی‌کنند) اما اکثر آن‌ها بر این نکته پافشاری می‌کنند که روابط همجنس‌خواهانه گناه است.[۱۹۹][۲۰۰][۲۰۱] هرچند که برخی دیگر همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند.[۲۰۲] کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌گرایی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است.

هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند.[۲۰۳] همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند.[۲۰۴] با این وجود برخی کلیساها همچون کلیسای انگلیکان کانادا، کلیسای منونایت هلند و کلیسای سوئد و بسیاری دیگر از کلیساها در کشورهایی همچون نروژ و آلمان ازدواج همجنس‌گرایان را رسمی می‌دانند و آن را تقدیس می‌کنند.[۲۰۵][۲۰۶] برخی از اساتید الهیات پیشنهاد کرده‌اند کلیساهای کاتولیک نباید درهای خود را بر روی زوج‌های همجنسگرا ببندد.[۲۰۷] در سال ۲۰۱۱ و پس از قتل یکی از فعالان حقوق همجنسگرایان در اوگاندا اسقف اعظم کانتربری بیانیه‌ای صادر کرد که در آن هشدار داده بود نباید از همجنسگرایان چهره‌ای اهریمنی نشان داد. او افزوده بود سخنانی که چهره‌ای شیطانی از همجنسگرایان نشان می‌دهد عواقب خطرناکی دارد. بیانیه او مورد حمایت اکثر رهبران مذهبی انگلیکان قرار گرفت. آن‌ها در حمایت از چنین بیانیه گفته بودند: ما از این سخنان حمایت می‌کنیم چرا که هیچ کس نباید به خاطر تعصب‌های دیگران در ترس و وحشت زندگی کند.[۲۰۸]

اسلام

اصطلاح همجنس‌گرایی در واژه‌شناسی اسلامی وجود ندارد ولی نزدیک‌ترین واژه به آن عبارت «لواط» است که اعمال جنسی میان دو مرد است که برگرفته از نام قومی است که در قرآن به عنوان قوم لوط آمده‌است[۲۰۹] قرآن در آیات مختلفی داستان لوط و قوم او را بیان می‌کند و برای عمل این قوم تعابیر مانند فحشا، اسراف، جرم، ظلم، خباثت، جهالت و فسق آورده‌است[۲۱۰]

لواط از جانب محمد، پیامبر اسلام و تمامی امامان شیعه نهی شده و از عواقب اخروی آن به شدت یاد شده است[۲۱۱]. مجازات‌های دنیوی سنگینی نیز برای لواط و دیگر کنش‌های همجنس‌خواهانه در نظر گرفته شده‌است.[۲۱۲] در فقه شیعه و قوانین ایران؛ لواط، که معمولاً دخول کامل مقعدی بین دو مرد تعریف می‌شود، کیفر اعدام دارد، تفخیذ و قراردادن آلت تناسلی بین دو کپل مجازات حدی ۱۰۰ ضربه تازیانه و در بار سوم یا چهارم اعدام، بوسیدن پسران از روی شهوت و خوابیدن عریان دو مرد یا دو زن در زیر پوشش مشترک، بدون وجود ضرورت، مجازات تعزیری دارد. مساحقه به معنی آلت‌مالی دو زن نیز مستحق مجازات حدی یکصد ضربه شلاق و در نوبت چهارم مستوجب اعدام است.[۲۱۳]

در مذهب شافعی فتاوایی از برخی فقها آمده که بر اساس آن لواط با غلام مملوک (عبد) حد ندارد و مخالفینشان نیز آن را به حلال بودن لواط تعبیر کرده‌اند.[۲۱۴][۲۱۵] همچنین مشهور است مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی لواط را جایز دانسته، هرچند در المؤطای مالک چنین چیزی وجود ندارد و مالکیان نیز آن را قبول ندارند. مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در این مورد نوشته‌است: «شاهدبازی حرام است و همهٔ پیران و زاهدان کنند. وقتی فقهای اربعه با این اوضاع روبرو می‌شدند ناچار بودند فتوایی بدهند که نه سیخ بسوزد نه کباب. لذا برخی غلام غیرمملوک را منع و غلام مملوک را تجویز کرده‌اند.»[۲۱۶]

محسن کدیور، نواندیش دینی، همجنس‌گرایی را در اسلام رد می‌کند. اکبر گنجی همجنس‌گرایی را طبیعی دانسته و دیدگاه محسن کدیور را نقد کرده‌است. [۲۱۷] عبدالکریم سروش، دیگر نواندیش دینی، می‌گوید «حق‌خواهی همجنسگرایان مسئلهٔ جدیدی است که او هنوز قادر نشده سخن قاطعی در باب آن بگوید.»[۲۱۸][۲۱۹]

بهاییت

آیین بهایی رابطه جنسی میان مردان را رد می‌کند و هرگونه رابطه جنسی میان همجنس را تحریم کرده‌است. مجازات لواط و زنا در بهاییت از پیش تعیین شده نیست و تعیین آن به بیت العدل سپرده شده‌است. بهاءالله در توضیح ممنوعیت روابط همجنس‌گرایانه گفته‌است: «هر قدر عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطاست.»[۲۲۰] اخیرا بیت العدل در اعلامیه ای جدید اعلام نموده: «هرگونه تعصب یا انزجار از همجنس گرایان مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است. آفزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع وحامی مظلومین باشند و از کسانی که حقوق اساسی‌ شان نقض شده با تمام توان دفاع کنند...» همچنین در ادامه آورده شده: «بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه‌هایی که با تعالیم بهایی سازگاری ندارد تمایز گذارند. در حالت نخست، بهاییان می‌توانند فعالانه از آن امور اجتماعی حمایت کنند ولی در حالت دوم، نه حمایت می‌کنند و نه مخالفت.» [۲۲۱]

هندوئیسم

در حال حاضر همجنسگرایی در میان پیروان مذهب هندو به طور کلی پذیرفته شده‌است با این حال از آن جا که متون این مذهب به طور صریح و روشن در مورد همجنس گرایی جهت‌گیری نمی‌کند همجنسگرایی در میان هندوها دارای مخالفان و موافقانی هست. برای مثال مخالفان طبیعی خواندن همجنسگرایی بیان می‌کنند که عشق واقعی بین یک زن و یک مرد می‌تواند رخ دهد و از همین جهت رابطه جنسی تنها در میان یک زن و یک مرد قابل پذیرش است در حالی که موافقان ابراز می‌دارند در هیچ یک از متون مذهب هندو ذکر نشده که عشق تنها میان دو جنس مخالف است و از آن جا که عشق و رابطه رمانتیک میان دو همجنس نیز می‌تواند رخ دهد، پس رابطه جنسی با همجنس نیز طبیعی است.[۲۲۲]

دین زرتشتی

اگرچه در گات‌ها که به زرتشت نسبت داده می‌شود اثری از منع همجنس‌گرایی نیست در بخش وندیداد به صراحت همجنس‌گرایی منع شده است. وندیداد به زرتشت منسوب نیست و نگارش آن به مغ‌های زمان اشکانیان نسبت داده می‌شود. [۱۰۲] در دید زرتشتی، جهان صحنه نبرد خیر و شر است و از آنجا که یکی از وظایف پیروان خیر تولید حیات جدید به شیوه اهورامزدا و امرتات، زمین، است، نازایی همجسنگرایی، به تصریح متون زرتشتی به روشنی آن را در سوی شر قرار می‌دهد. بنا بر افسانه تاسیس سرزمینهای ایران در وندیداد، آمیزش جنسی بین مردان از سوی روح شر برای آزار رساندن به نهمین خلقت اهورامزدا، سرزمین هیرکانی، ایجاد شده‌است. عمل آموزش جنسی مردان در اوستا به عنوان عملی گناهکارانه و مستوجب مجازات شناخته شده‌است. تمایزی بین انجام این عمل با رضایت طرفین و بی رضایت وجود دارد. اگر خلاف میلش مجبور به این کار شده باشد مجازات اش «هشتصد ضربه با شلاق اسب، و هشت فلک» است، که برابر مجازات مثلاً کشتن یک سگ است. ولی اگر این کار را رضایتمدانه انجام داده باشد گناه او جبران ناشدنی ست. علاوه بر این، هر دو شریک فعال و مغعول دیو شمرده شده متعلق به خلقت شر هستند و پس از مرگ دیو می‌مانند. مشابهتاً دینکرد، به ما می‌گوید که ارواح مشارکت کنندگان فعال و مفعول این آمیزش به دلیل نزدیکی به دیوان خود ظاهری چون دیو دارند.[۲۲۳]

پذیرش همجنس‌گرایی از سوی برخی دینداران
اتوبوسی از مسلمانان همجنس‌گرا در رژه همجنس‌گرایان لندن. روی آن نوشته شده‌است: «بعضی از مسلمانان همجنس‌گرا هستند. با آن کنار بیایید.»

در مسیحیت، برخی کلیساها همچون کلیسای انگلیکان کانادا، کلیسای منونایت هلند و کلیسای سوئد و بسیاری دیگر از کلیساها در کشورهایی همچون نروژ و آلمان ازدواج همجنس‌گرایان را رسمی می‌دانند و آن را تقدیس می‌کنند.[۲۰۵][۲۰۶] برخی از اساتید الهیات پیشنهاد کرده‌اند کلیساهای کاتولیک نباید درهای خود را بر روی زوج‌های همجنسگرا ببندد.[۲۰۷] و برخی همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند.[۲۰۲] در گرایش‌هایی از یهودیت، یعنی نوسازمان‌گرا و محافظه‌کار همجنس‌گرایی به عنوان یک شیوهٔ زندگی مورد قبول است و اجازه ورود به مرحله خاخامی وجود دارد.[۱۹۸]

به طور کلی دیدگاه مسلمانان در مورد همجنسگرایی به دو دسته تقسیم می‌شود؛ گروهی که همجنسگرایی را عملی گناه و انحرافی جنسی و قابل تغییر می‌دانند و گروهی که همجنسگرایی را به عنوان یک گرایش طبیعی جنسی به رسمیت می‌شناسند.[۲۲۴][۱۰۸][۲۰۹] با تمام سرسختی‌هایی که در مقابل همجنسگرایی در میان علمای اسلام وجود دارد، تعداد بسیار کمی از امامان مساجد نه تنها اسلام را مخالف همجنسگرایی نمی‌دانند بلکه ازدواج دو زوج همجنس را به صورت دینی یعنی نکاح به اجرا در می‌آورند.[۲۲۵][۲۲۶][۲۲۷]

به گفتهٔ آرش نراقی استاد فلسفه دین، برای بررسی دیدگاه اسلام درباره همجنس‌گرایی بایستی به تمایز همجنس‌گرایی و لواط توجه کرد. همجنس‌گرایی نوعی روش زندگی جدید است که در آن شخص از انکار و سرکوب گرایش جنسی خود دست برداشته و آن را در شیوهٔ زندگی خود رعایت می‌کند، چنین مفهومی مطلقاً برای پیشینیان شناخته شده نبوده‌است. در حالی که لواط در فرهنگ دینی، ادبی و حقوقی به یک عمل جنسی اشاره دارد که عمدتاً بین یک مرد بالغ و یک نوجوان واقع می‌شود. و در قرآن آن‌چه به صراحت نهی شده «عمل زشت» قوم لوط است که نوعی تجاوز به عنف بوده که بیشتر قربانیان آن کودکان و نوجوانان بوده‌اند.[۱۱۸][۲۲۸]

بیماری‌ها




Circle frame.svg

تخمین موارد عفونت جدید HIV در سال ۲۰۰۹، بر حسب دسته بندی انتقال در آمریکا[۲۲۹][۲۳۰]      مردان آمیزش کننده با مردان (۶۱٪)     هتروسکسوال (۲۷٪)     معتاد تزریقی (۹٪)     هم معتاد تزریقی و هم مرد آمیزش کننده با مردان (۳٪)

نسبت به آمیزش جنسی بین زن و مرد، بیماریهای ایدز[۲۳۱]، سوزاک، سفلیس و زگیل مقعدی در آمیزش کنندگان مرد با مرد فراوانی بیشتری دارند، اورتریت غیر گنوگوکی، هرپس تناسلی، شپشک عانه و جرب فراوانی کمتری دارند [۲۳۲]. فراوانی سوزاک حلقی هم در بین همجنس‌گرایان مرد دو الی دو و نیم برابر زنان دگرجنس‌گرا و چهار الی هفت برابر مردان دگرجنس‌گرا است[۲۳۳]. مردان همجنس‌گرا در معرض ابتلای بیشتری از سیتومگالوویروس می‌باشند [۲۳۴].در صورتی که سکس گروهی صورت گیرد خطر هپاتیت ای و شیگلوز در آمیزش جنسی آلت به دهانی مرد با مرد دیده می‌شود [۲۳۵]شیگلوز در همجنسگرایان مرد بصورت نامتناسبی فراوان دیده میشود که به آمیزش زبان مقعدی منسوب شده است [۲۳۶] . مردانی که با مردان آمیزش جنسی انجام میدهند ، ۱۷ برابر بیش از مردان دگرجنسگرا در معرض سرطان مقعد هستند [۲۳۷].البته شایان ذکر است دلیل این امر ویروس HPV و یا همان ویروس پاپیلومای انسانی می باشد و ارتباطی با دخول و امیزش مقعدی ندارد و در صورت ابتلای یکی از طرفین به این ویروس ,میتواند از طریق ارتباط پوستی منتقل شده و سبب ایجاد انواع سرطان شود.[۲۳۸]

به گزارش آژانس حفاظت از بهداشت بریتانیا (HPA) بیماری ایدز از سال ۲۰۰۷ در مردان همجنسگرا نسبت به مردان دگرجنسگرا به شدت رو به افزاریش است و نزدیک به نیمی از ۶ هزار ۲۸۰ نفری که در سال ۲۰۱۲ در آنان ابتلا به اچ‌آی‌وی تشخیص داده شد، مردان همجنس‌گرا بودند[۲۳۱] و طبق آمارها از هر ۲۰ مرد همجنس‌گرا، یک نفر اچ‌آی‌وی مثبت است.[۲۳۱]

هپاتیت سی در مردان آمیزش کننده مقعدی با مردی که مبتلا به ویروس ایدز هستند ، سریعتر از گروههای دیگر منتقل میشود [۲۳۹]..در مناطق پیشرفته ، که همه گیری هپاتیت ای در سطح پایین است ، قرار گرفتن در گروه مردان همجنسگرا ریسک فاکتور بالای بیماری در نظر گرفته میشود [۲۴۰] و این افراد باید برعلیه هپاتیت ای واکسینه شوند [۲۴۱].مردان همجنسگرا جزو گروههای با خطر بالا در زمینه انتقال ویروس هپاتیت بی هستند[۲۴۲] [۲۴۳] .

علاوه بر بیماری‌های آمیزشی دیگر، ایدز یکی از بیماری‌هایی است که همجنس‌گرایان مرد با آن رو به رو هستند و پلی‌گامی در روابط همجنس‌گرایانه مرد به مراتب خطرناک‌تر از پلی‌گامی در روابط دگرجنس‌گرایانه‌است. بررسی‌های دفتر ایدز سازمان ملل متحد نشان می‌دهند که شیوع ایدز در میان مردانی که با همجنسان خود رابطه جنسی دارند، ۲۰ برابر شیوع آن در جامعه‌است.[۲۴۴] خطر انتقال ویروس اچ‌آی‌وی در مردان همجنس‌گرا دو برابر مردان دگرجنس‌گراست به طوری‌که در اولین رابطه با فرد آلوده، احتمال ابتلا در حدود ۰٫۲ درصد می‌باشد. هرچند که استفاده از کاندوم سالم و عدم ورود ترشحات مایع منی به داخل بدن می‌تواند مانع از ابتلا به ایدز شود و این خطر را تقریباً به صفر می‌رساند. البته باید به خاطر داشت خطر ابتلا به ایدز به هنگام آمیزش با فرد آلوده همواره وجود دارد.[۲۴۵] البته باید خاطر نشان کرد انتقال بیماری ایدر ارتباطی به نفس همجنس گرایی ندارد و این ویروس فارغ از گرایش جنسی به علت ارتباط جنسی منتقل میگردد.[۲۴۶]

کاندوم مطمئن‌ترین راه برای پیشگری از ایدز و بیماری‌های مقاربتی

به طور کلی به همجنس‌گرایان توصیه می‌شود همواره سکس امن (همراه با کاندوم) داشته باشند. هرچند در صورتی که طرفین هیچ یک به بیماری‌های مقاربتی و اچ‌آی‌وی مبتلا نباشند و رابطه مونوگومی (تک همسری) با یکدیگر داشته باشند و از رابطه جنسی با افراد گوناگون خودداری نمایند می‌توانند به استفاده از کاندوم خاتمه دهند.[۲۴۷]

در بعضی کشورها همچون ایالات متحده، به دلیل آنکه مردانی که با همجنسان خود رابطه جنسی برقرار می‌کنند جزو گروه‌های پرخطر از دیدگاه امکان آلوده بودن به بیماری ایدز قرار دارند، از اهدای خون توسط آنان جلوگیری می‌شود[۲۴۸].

نسبت به افراد دگرجنسگرا، امکان اقدام به خودکشی ، هم در همجنس‌گرایان مرد و هم در همجنس‌گرایان زن بالاتر است و هم در افراد دوجنسگرای زن و مرد [۲۴۹][۲۵۰][۲۵۱]. عامل‌های خطرزای سرطان پستان در همجنس‌گرایان زن، شامل چاقی، مصرف الکل، سیگار، و نداشتن فرزند متولد شده،[۲۵۲] بالاترین فراوانی در بین تمام گروه های زنان است [۲۵۳] .بنا به تصریح مرکز پیشگیری و کنترل بیماریهای دولت ایالات متحده آمریکا (CDC)، نسبت به جمعیت عادی، همجنس‌گرایان و تراجنسی‌ها ، همگی درصد بالاتری از مصرف الکل و مواد مخدر دارند و سخت تر هم ترک میکنند [۲۵۴][۲۵۵].

نشان‌ها

جستارهای وابسته

یادداشت

  1. Masculinization
  2. Androgen Insensitivity Syndrome
  3. Congenital Adrenal Hyperplasia
  4. Blanchard and Klassen
  5. fraternal birth order effect
  6. Simon LeVay
  7. Double-blind experiment
  8. Janet Mann
  9. Georgetown University
  10. Central Park Zoo
  11. Kelly Tarlton's aquarium
  12. Laysan Albatross
  13. این عامل‌ها به عقیده پژوهش‌گران ارتباط خانواده، اهمیت معلمان، اهمیت دیگر بزرگسالان و امنیت مدرسه (به انگلیسی: family connectedness, teacher caring, other adult caring, and school safety) هستند
  14. Alfred Kinsey
  15. Fritz Klein
  16. Alfred C. Kinsey, Sexual Behavior in the Human Male, 1948, ISBN ۰-۷۲۱۶-۵۴۴۵-۲ (o.p.), ISBN ۰-۲۵۳-۳۳۴۱۲-۸
  17. Alfred C. Kinsey, Sexual Behavior in the Human Female, 1953, ISBN ۰-۷۲۱۶-۵۴۵۰-۹ (o.p.), ISBN ۰-۶۷۱-۷۸۶۱۵-۶ (o.p. pbk.), ISBN ۰-۲۵۳-۳۳۴۱۱-X
  18. Queer Theory
  19. Bieber
  20. Developmental Disorder
  21. Stonewall riot
  22. E. E. Evans-Pritchard

منابع

  1. «گرایش جنسی». apa.org. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  2. اروین جی. ساراسون؛ باربارا آر. ساراسون (۲۰۰۵). روان شناسی مرضی مشکل رفتار غیر انطباقی. ترجمه بهمن نجاریان و همکاران (۱۳۹۰). انتشارات رشد، تهران، صفحه ۳۵۳
  3. «همجنس گرایی زنانه و معنای درون فرهنگی آن در زبان فارسی». مجله چراغ. بازبینی‌شده در ۱۱ مه ۲۰۱۲. 
  4. «Resolution on Appropriate Affirmative Responses to Sexual Orientation Distress and Change Efforts». American Psychological Association. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ “Sexual orientation and homosexuality”. APA. Retrieved 27 مارس 2012. 
  6. LeVay,Simon. Queer Science: The Use and Abuse of Research into Homosexuality. Cambridge: The MIT Press. شابک ‎۰-۲۶۲-۱۲۱۹۹-۹. 
  7. ACSF Investigators (۱۹۹۲). AIDS and sexual behaviour in France. Nature. ۳۶۰, ۴۰۷–۴۰۹.. 
  8. Billy JO, Tanfer K, Grady WR, Klepinger DH (۱۹۹۳). «The sexual behavior of men in the United States). Family Planning Perspectives ۲۵ (۲). ۵۲–۶۰. 
  9. Binson, Diane; Michaels, Stuart; Stall, Ron; Coates, Thomas J. ; Gagnon, John H. ; Catania, Joseph A. (۱۹۹۵). «Prevalence and Social Distribution of Men Who Have Sex with Men: United States and Its Urban Centers». The Journal of Sex Research. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  10. Bogaert AF (September 2004). The prevalence of male homosexuality: the effect of fraternal birth order and variations in family size". Journal of Theoretical Biology. ۲۳۰. 
  11. Fay RE, Turner CF, Klassen AD, Gagnon JH (January 1989). Prevalence and patterns of same-gender sexual contact among men». Science. ۲۴۳. 
  12. Johnson AM, Wadsworth J, Wellings K, Bradshaw S, Field J (December 1992). «Sexual lifestyles and HIV risk». Nature. ۳۶۰. 
  13. Sell RL, Wells JA, Wypij D. «The prevalence of homosexual behavior and attraction in the United States, the United Kingdom and France: results of national population-based samples». Archives of Sexual Behavior. ۲۳۵–۴۸. 
  14. «Case No. S147999 in the Supreme Court of the State of California, In re Marriage Cases Judicial Council Coordination Proceeding No. ۴۳۶۵(…)». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  15. Vilain, E. (۲۰۰۰). Genetics of Sexual Development. Annual Review of Sex Research, ۱۱
  16. Is homosexuality a developmental disorder? - Born Gay - ProCon.org
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ Swaab، D. F.. «Sexual differentiation of the human brain: relevance for gender identity, transsexualism and sexual orientation». Gynecol Endocrinol (دانشگاه هاوایی)، ۲۰۰۴، ۳۰۱–۳۱۲. doi:10.1080/09513590400018231. بازبینی‌شده در ۱۳ آوریل ۲۰۱۲. 
  18. H-Y Antigen and Homosexuality in Men. Journal of Theoretical Biology, ۱۸۵, ۳۷۳-۳۷۸
  19. Birth order and sibling sex ratio in homosexual versus heterosexual males and females. Review of Sex Research, Vol. 8
  20. «Study Links Male Gays, Birth of Older Brothers». لوس انجلس تایمز، ۲۲ فوریه ۲۰۱۱. 
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Turkington, Carol. The Encyclopedia of the Brain and Brain Disorders, Second Edition [دانشنامه مغز و اختلالات مغزی]. 2002. 283. ISBN ‎0-8160-4774-X. 
  22. D. Nimmons, «Sex and the brain,» Discover [March 1994), ۶۴-۷۱
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ «Scans see 'gay brain differences'». بی بی سی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  24. Bogaert AF, Hershberger S (1999). "The relation between sexual orientation and penile size". Arch Sex Behav 28 (3): 213–21. DOI:10.1023/A:1018780108597. PMID 10410197. 
  25. «Scans see 'gay brain differences'». بی بی سی. بازبینی‌شده در ۲۲ می۲۰۱۱. 
  26. Martins Y, Preti G, Crabtree CR, Runyan T, Vainius AA, Wysocki CJ (2005). "Preference for human body odors is influenced by gender and sexual orientation". Psychol Sci 16 (9): 694–701. DOI:10.1111/j.1467-9280.2005.01598.x. PMID 16137255. 
  27. Lalumière ML, Blanchard R, Zucker KJ (2000). "Sexual orientation and handedness in men and women: a meta-analysis". Psychol Bull 126 (4): 575–92. DOI:10.1037/0033-2909.126.4.575. PMID 10900997. 
  28. Mustanski BS, Bailey JM, Kaspar S (2002). "Dermatoglyphics, handedness, sex, and sexual orientation". Arch Sex Behav 31 (1): 113–22. DOI:10.1023/A:1014039403752. PMID 11910784. 
  29. Lippa RA (2003). "Handedness, sexual orientation, and gender-related personality traits in men and women". Arch Sex Behav 32 (2): 103–14. DOI:10.1023/A:1022444223812. PMID 12710825. 
  30. Rahman Q, Wilson GD, Abrahams S (2003). "Sexual orientation related differences in spatial memory". J Int Neuropsychol Soc 9 (3): 376–83. DOI:10.1017/S1355617703930037. PMID 12666762. 
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ “Myths & Assumptions about LGB People”. دانشگاه زنان تگزاس. Retrieved 05 آوریل 2012. 
  32. «Mom's Genetics Could Produce Gay Sons». live science. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  33. «Is there a Gay Gene?». genetic futures. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  34. Encyclopedia of Science and Religion [دانشنامه دین و علم]. Macmillan Reference, 2003. 423. ISBN ‎ISBN 0-02-865706-3. 
  35. Sommer, Vasey، ۷۱-۷۶.
  36. «Have Scientists Found the 'Gay Gene'?». فاکس نیوز. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  37. Vasey, Paul L.. “Same-Sex sexual Partner Preference in Hormonally and Neurologically Unmanipulated Animals”. Annual Review of Sex Research 13 (2002): 141-179. 
  38. de Waal, Frans B. M.. “Bonobo Sex and Society” (pdf). Scientific American 272, no. 3 (2002): 58–64. 
  39. Owen, James. “Homosexual Activity Among Animals Stirs Debate”. نشنال جئوگرافی, July 23, 2004. Retrieved 10 آوریل 2012. 
  40. Idani, G.. “Social relationships between immigrant and resident bonobo (Pan paniscus) females at Wamba”. Folia Primatologica 57 (1991): 83-95. 
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ Davies, Ella. “Female bonobos 'advertise' homosexual bonds”. بی‌بی‌سی, 1 March 2012. Retrieved 10 آوریل 2012. 
  42. Poiani، ۴۰۰.
  43. Sommer, Vasey، ۱۲۲.
  44. «Central Park Zoo's gay penguins ignite debate». SF gate. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  45. DINITIA SMITH. «Love That Dare Not Squeak Its Name». نیویورک تایمز. بازبینی‌شده در ۲۱ می۲۰۱۱. 
  46. Dinitia Smith. «Central Park Zoo's gay penguins ignite debate». نیویورک تایمز. بازبینی‌شده در ۲۲ می۲۰۱۱. 
  47. Poiani، ۱۳۱.
  48. Poiani، ۱۵۴.
  49. Charles E. Roselli, Kay Larkin, John A. Resko, John N. Stellflug and Fred Stormshak. «The Volume of a Sexually Dimorphic Nucleus in the Ovine Medial Preoptic Area/Anterior Hypothalamus Varies with Sexual Partner Preference». endojournals. بازبینی‌شده در ۲۱ می۲۰۱۱. 
  50. Rams Will Be Rams. «In BriefRams Will Be Rams». واشنگتن پست. بازبینی‌شده در ۲۱ می۲۰۱۱. 
  51. Bob Moser. «On the Originality of Species». Stanford Magazine. بازبینی‌شده در ۲۱ می۲۰۱۱. 
  52. Bruce Bagemihl. Biological Exuberance: Animal Homosexuality and Natural Diversity. ۴۸۶-۶۶۳. 
  53. Braithwaite, L. W.. Ecological studies of the Black Swan III – Behaviour and social organization. Australian Wildlife Research. ۸: ۱۳۴–۱۴۶.. 
  54. Braithwaite, L. W.. Ecological studies of the Black Swan III – Behaviour and social organization. Australian Wildlife Research. : ۳۷۵–۹. 
  55. Ryne C. (۲۰۰۹). Homosexual interactions in bed bugs: alarm pheromones as male recognition signals. Animal Behaviour ۷۸: ۱۴۷۱–۱۴۷۵Error: Bad DOI specified!
  56. Harmon, Katherine. “Do Gay Animals Change Evolution?”. ساینتیفیک آمریکن, June 16, 2009. Retrieved 05 آوریل 2012. 
  57. “فنچ‌های همجنسگرا روابط بلند مدت برقرار می‌کنند”. بی‌بی‌سی طبیعت, 15 اوت 2011. Retrieved 7 آوریل 2012. 
  58. Schlager, Neil, ed. Gay & Lesbian Almanac. St. James Press. ۱۵۲. 
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ ۵۹٫۲ E. Eisenberg، Marla و et al.. «Suicidality among Gay, Lesbian and Bisexual Youth: The Role of Protective Factors». Journal of Adolescent Health (الزویر)، ۲۰۰۶، ۶۶۲–۶۶۸. 
  60. Mottier, Véronique. Sexuality: A Very Short Introduction. انتشارات دانشگاه آکسفورد, 2008. 53. ISBN ‎ISBN 978-0-19-929802-0. 
  61. Vandecasteele، Bert و Maggie Geuens. «Revising the myth of gay consumer innovativeness». Journal of Business Research (الزویر)، ۲۰۰۹، ۱۳۴–۱۴۴. 
  62. Alfred C. Kinsey. Sexual Behavior in the Human Male. ۶۵۱. 
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ “Questions and Answers”. Mental Health America. Retrieved 05 آوریل 2012. 
  64. Julia A. Ericksen (May 1998). «With enough cases, why do you need statistics? Revisiting Kinsey's methodology». The Journal of Sex Research ۳۵ (۲): ۱۳۲-۴۰, ISSN: ۰۰۲۲-۴۴۹۹
  65. Tom Bethell (April 2005). «Kinsey as Pervert». American Spectator, ۳۸, ۴۲-۴۴. ISSN: ۰۱۴۸-۸۴۱۴
  66. Stephen G. Post. «HOMOSEXUALITY». در Encyclopedia of Bioethics, 3rd edition. ج. دوم. Macmillan Reference USA., 2004. 1157. ISBN ‎ISBN 0-02-865774-8. 
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ ۶۷٫۳ ماهنامه سپیده دانایی شماره ۱۹ چاپ آذر ۱۳۸۷
  68. “Reparative & other therapy to alter sexual orientation”. Retrieved 10 آوریل 2012. 
  69. "Study: Some Gays Can Go Straight". The Washington Post. May 9, 2001. 
  70. “Psychiatry Giant Sorry for Backing Gay ‘Cure’”. NY Times. Retrieved 25 ژوئیه 2012. 
  71. “Attempts To Change Sexual Orientation”. Retrieved 28 مارس 2012. 
  72. Czyzselska, Jane. “Stop trying to cure homosexuality”. گاردین, 27 March 2009. Retrieved 13 آوریل 2012. 
  73. «دگرباشان». irqi.net. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  74. “Part 1 Of ‘The Sissy Boy Experiment’: The Consequences Of Ex-Gay Therapy”. Jun 7, 2011. Retrieved 28 مارس 2012. 
  75. (ر. ک به انجمن ملی مطالعه و درمان همجنس‌گرایی)
  76. «American Psychiatric Association Warns Therapists Not to Treat Homosexual». hubpages.com. 
  77. “British therapists still offer treatments to 'cure' homosexuality”. گاردین. Retrieved 10 آوریل 2012. 
  78. «Nature Vs. Nurture Theories». Mega Essays. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  79. «Homosexuality: Nature or Nurture». AllPsych Journal. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  80. «Nature v nurture? Please don't ask». سان دی تایمز. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  81. «Is homosexuality a developmental disorder?». ProCon Orgnization. بازبینی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۲. 
  82. «Resolution on Appropriate Affirmative Responses to Sexual Orientation Distress and Change Efforts». American Psychological Association. بازبینی‌شده در ۱۱ آوریل ۲۰۱۲. 
  83. Expert affidavit of Gregory M. Herek, Ph.D.
  84. ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ Royal College of Psychiatrists: Statement from the Royal College of Psychiatrists’ Gay and Lesbian Mental Health Special Interest Group
  85. Australian Psychological Society: Sexual orientation and homosexuality
  86. Statement of the American Psychological Association
  87. اروین جی. ساراسون؛ باربارا آر. ساراسون(۲۰۰۵). روان شناسی مرضی مشکل رفتار غیر انطباقی. ترجمه بهمن نجاریان و همکاران(۱۳۹۰). انتشارات رشد، تهران، صفحه ۳۵۳
  88. Friedrichs, Ellen. “What is Gay Pride?”. about.com. Retrieved 13 آوریل 2012. 
  89. «The History of the Gay Pride Parade». July ۰۲, ۲۰۱۰. بازبینی‌شده در ۲۰ می۲۰۱۰. 
  90. Ramon Johnson. «A Brief History of the Stonewall Riots and the Gay Rights Movement». about.com. بازبینی‌شده در ۲۰ می۲۰۱۰. 
  91. «sapphic». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  92. Fedwa Malti-Douglas. Encyclopedia of Sex and Gender [دانشنامه سکس و جنسیت]. ج. دوم. The Gale Group.. 717. ISBN ‎0-02-865962-7. 
  93. Dyson, Stephen L. Rome: A Living Portrait of an Ancient City. ۱۹۵. 
  94. ۹۴٫۰ ۹۴٫۱ ۹۴٫۲ The world of history of male love،.
  95. Kurtz, Lester R. (1999). Encyclopedia of violence, peace, & conflict. Academic Press. p. 140. ISBN 012227010X. 
  96. Evans Pritchard, E. E. (December, 1970). Sexual Inversion among the Azande. American Anthropologist, New Series, ۷۲(۶), ۱۴۲۸–۱۴۳۴.
  97. Anne Walthall. Review of Pflugfelder, Gregory M. , Cartographies of Desire: Male-Male Sexuality in Japanese Discourse ۱۶۰۰–۱۹۵۰. H-Japan, H-Net Reviews. May, 2000.
  98. Ed. Wayne Dynes, Encyclopaedia of Homosexuality, New York, 1990, pp۲۱۶
  99. Ed. Wayne Dynes, Encyclopaedia of Homosexuality, New York, 1990, p۲۱۸
  100. Francis, Richard. “Shah Abbas I”. موزه لوور. Retrieved 24 مه 2012. 
  101. دورانت, ویل (1387) (in فارسی). تاریخ تمدن. اول. pp. 419. 
  102. ۱۰۲٫۰ ۱۰۲٫۱ Greenberg, David F. (1988) (in English). The construction of homosexuality.. The Univeisity of Chicago. pp. 186-189. ISBN 0-226-30628-3. 
  103. دریایی، شاهنشاهی ساسانی، 175-177.
  104. ۱۰۴٫۰ ۱۰۴٫۱ سیروس شمیسا. «فصل کتاب». در شاهد بازی در ادبیات فارسی. چاپ اول. تهران: فردوس. ۱۴-۱۵. 
  105. سیروس شمیسا. «فصل کتاب». در شاهد بازی در ادبیات فارسی. چاپ اول. تهران: فردوس. ۹۳-۹۴-۹۵. 
  106. سیروس شمیسا. «فصل کتاب». در شاهد بازی در ادبیات فارسی. چاپ نوبت چاپ. تهران: فردوس. ۱۴۳. 
  107. سیروس شمیسا. «فصل کتاب». در شاهد بازی در ادبیات فارسی. چاپ اول. تهران: فردوس. ۱۹۶-۱۹۷. 
  108. ۱۰۸٫۰ ۱۰۸٫۱ “Islam and homosexuality Straight but narrow”. اکونومیست, Feb 4th 2012. Retrieved 04 آوریل 2012. 
  109. شمیسا، سیروس. شاهدبازی در ادبیات فارسی. تهران: فردوس، ۱۳۸۱، ISBN 964-5509-166-X، ص ۲۲۲
  110. Najmabadi, Afsaneh. Women with mustaches and men without beards: gender and sexual anxieties of Iranian modernity. University of California Press. 20-25. ISBN ‎9780520242630. 
  111. آفاری، ژانت. «روشنفکران و هنجارهای جدید جنسی». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۴ مارس ۲۰۱۲ - ۲۴ اسفند ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۱۲ آوریل ۲۰۱۲. 
  112. «۱». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  113. Milani, The Shah, 49-48.
  114. Milani, The Shah, 344.
  115. ««نقش پررنگ» زنان تونسی در انقلاب یاس». رادیو فردا. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  116. سیروس شمیسا. شاهد بازی در ادبیات فارسی. چاپ اول. تهران: فردوس. ۱۵. 
  117. Fedwa Malti-Douglas. Encyclopedia of Sex and Gender [دانشنامه سکس و جنسیت]. ج. دوم. The Gale Group.. 717. ISBN ‎0-02-865962-7. 
  118. ۱۱۸٫۰ ۱۱۸٫۱ پاسخ آرش نراقی به پرسش‌ها درباره «اسلام و حقوق اقلیت‌های جنسی، رادیو فردا.
  119. «Marriage: Both Civil and Religious». واشنگتن پست. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  120. «Rainbow Europe Country Index». ILGA. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  121. «gay marriage». cbsnews. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  122. «Amsterdam and gay marriage». CNN. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  123. ««Gay Rights, Religious Liberties: A Three-Act Story»». Npr.org. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  124. ««Religious Freedom Concerns are Real with Same-Sex Marriage»». meridianmagazine.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  125. “A Contentious Debate: Same-Sex Marriage in the U.S.”. Pew Research Cente, July 9, 2009. Retrieved 07 مارس 2012. 
  126. “Study Links Gay Marriage Bans to Rise in HIV Rate”. Emory university. Retrieved 07 مارس 2012. 
  127. “Research uncovers the stress created by same-sex marriage bans”. American Psychological Association, ژانویه 2009. Retrieved 07 مارس 2012. 
  128. “Gay marriage 'improves health'”. BBC, 16 December 2011. Retrieved 07 مارس 2012. 
  129. ۱۲۹٫۰ ۱۲۹٫۱ gay parents about.com بازدید در ۲۲ می۲۰۱۱
  130. «same sex adoption». about.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  131. «On Passports, Mother and Father Will Soon Be 'Parent 1' and 'Parent 2'». America Online. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  132. Times Online March 3, 2010 Catholic adoption agency seeks exemption on gay adoption regulations
  133. Catholic Charities stuns state, ends adoptions Gay issue stirred move by agency By Patricia Wen Boston Globe March 11, 2006
  134. «Gay sex decriminalised in India». بی بی سی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  135. «Nepal, Asia's LGBT Mecca». change.org. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  136. تجمع اعتراض‌آمیز در حمایت از همجنس‌گرایان اسرائیل، بی‌بی‌سی فارسی
  137. حمله مرگبار به یک مرکز همجنس‌گرایان دراسرائیل, بی‌بی‌سی فارسی
  138. «قانون مجازات اسلامی». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  139. مادهٔ ۱۳۱ قانون مجازات اسلامی
  140. پرتغال از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت می‌کند بی بی سی فارسی
  141. «CONSOLIDATED VERSION OF THE TREATY ON EUROPEAN UNION». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  142. CanWest News Service. «Same-sex marriage». Canada.com. بازبینی‌شده در ۲۴ می۲۰۱۱. 
  143. «Marriage Act». canlii.org. بازبینی‌شده در ۲۴ می۲۰۱۱. 
  144. «بوش خواستار ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان شد». بی بی سی فارسی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  145. «سنای آمریکا منع ازدواج همجنس‌گرایان را رد کرد». بی بی سی فارسی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  146. North Carolina's Ban on Gay Marriage Appears Likely to Pass - NYTimes.com
  147. ازدواج با همجنس در آرژانتین قانونی شد بی بی سی فارسی بازدید در ۲۴ می۲۰۱۱
  148. «Gay rights win in South Afriqq». بی بی سی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  149. «LGBT rights in South Africa - World Cup heroes or villians?». lgf.org.uk. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  150. پارلمان اوگاندا برای همجنس‌گرایی مجازات حبس ابد تعیین کرد، بی‌بی‌سی فارسی
  151. Singer, Peter.«What Our Military Allies Can Tell Us About The End of Don't Ask, Don't Tell», The Brookings Institution, بازدید در ۷ ژوئن ۲۰۱۰.
  152. Second Thoughts on Gays in the Military, By JOHN M. SHALIKASHVILI, بازدید د ۳۳ ژانویه ۲۰۱۰.
  153. Palm Center, Asia's Silence on gays in Military Broken by Taiwan, May 15, 2002 press release, http://www.palmcenter.org/press/dadt/releases/asias_silence_on_gays_in_military_broken_by_taiwan
  154. بازدید در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۰ "Asia's Silence on Gays in Military Broken by Taiwan". PalmCenter. May 15, 2002. 
  155. Piotr Zalewski. [[۱] "How To Prove A Turk Is Gay"]. The Atlantic. Retrieved 19 December 2010. 
  156. Facing hate crime in Turkey – BBC
  157. ۱۵۷٫۰ ۱۵۷٫۱ Wechsler Segal, Mady (2003). Armed forces and international security: global trends and issues. Transaction. p. 218. ISBN 3-8258-7227-0. 
  158. Vesti.rs, Vesti.rs Serbian news and information website بازدید در ۲۲ مارس ۲۰۱۱
  159. خدمت همجنس‌گریان در ارتش آمریکا آزاد شد، بی‌بی‌سی فارسی
  160. مرتضی نگاهی. «یولداش». نگاهی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  161. همدانی، علی. «مردانه، زن باش». ۱۱ شهریور ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۰۶ آوریل ۲۰۱۲. 
  162. «از مجله زیگ زاگ: مردانه، آنسوی خط قرمز». بی‌بی‌سی فارسی. بازبینی‌شده در ۰۸ آوریل ۲۰۱۲. 
  163. «ما نسلی زنده به گور شد». سازمان دیده‌بان حقوق بشر، December ۲۲, ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۰۶ آوریل ۲۰۱۲. 
  164. «ما نسلی زنده به گور شد». سازمان دیده‌بان حقوق بشر، December ۲۲, ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۰۶ آوریل ۲۰۱۲. 
  165. «دگرباش». رادیو زمانه. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  166. اکرم پدرام نیا. «هویت جنسی». اخبار روز. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  167. «هوموفوبیا». دیکشنری. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  168. «هوموفوبیا». وب استر. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  169. دانپورت، ‎جان. «فصل ۱-جنایت و جنایتکاران». در محاکمات نونبرگ. ویرایش تاریخ جهان. ققنوس، ۱۳۸۶. صص ۱۱-۱۲-۵۴. ISBN ۹۵۴-۳۱۱-۷۳۱-۶. 
  170. Fedwa Malti-Douglas. Encyclopedia of Sex and Gender [دانشنامه سکس و جنسیت]. ج. دوم. The Gale Group.. 723. ISBN ‎0-02-865962-7. 
  171. «یادمان همجنس‌گرایان در برلین». رادیو زمانه. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  172. Norris, Pippa (دانشگاه هاروارد) و Ronald (دانشگاه میشیگان) Inglehart. Sacred and Secular RELIGION AND POLITICS WORLDWIDE. CUP, 2004. 149-151. ISBN ‎978-0-511-23027-1. 
  173. ««Matthew Shepard Foundation webpage»». بنیاد متیو شپارد. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  174. هاروی میلک صدای امریکا بازدید در ۶ فوریه ۲۰۱۰
  175. «UN votes to reinstate resolution condemning execution of gays». Pink news. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  176. King، Michael. «A systematic review of mental disorder, suicide, and deliberate self harm in lesbian, gay and bisexual people». BMC Psychiatry (BMC journals)، ش. ۸:۷۰ (۲۰۰۸). doi:10.1186/1471-244X-8-70. بازبینی‌شده در ۲۴ آوریل ۲۰۱۲. 
  177. "Report of the Secretary's Task Force on Youth Suicide". Eric.ed.gov. Retrieved 2011-08-21. 
  178. Wolfe, L. D. “Human evolution and the sexual behavior of female primates”. J. D. Loy and C. B. Peters. In Understanding Behavior: What Primate Studies Tell Us About Human Behavior. Oxford University Press, 1991. 
  179. Zak, Dan (October 2009). "For Gay Activists, The Lady Is a Champ". The Washington Post. 
  180. Kylie, «la più grande icona gay della storia»Corriere.it
  181. Gdula, Steve (2005-11-11). "Happy Madonna day!". 
  182. «Gay Celebrity Profiles». about.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  183. «Interviews with Famous Gays». about.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  184. «Ellen DeGeneres: Lesbian Icon». about.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  185. En los últimos meses me di a la tarea de escribir mis memorias, offical Web site
  186. Iceland Picks the World's First Openly Gay PM تایم بازدید در ۲۷ مارس ۲۰۱۱
  187. "Out is In Among German Politicians". دویچه وله بازدید در ۲۷ مه ۲۰۱۰. 2004-07-23. 
  188. «For Gay Activists, The Lady Is a Champ». واشنگتن پست. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  189. Britney Spears named ultimate gay icon fotobreak.com بازدید در ۲۷ مارس ۲۰۱۱
  190. «کوهستان بروکبک». brokebackmountain.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  191. «Milk (۲۰۰۸)». یاهو. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  192. «The Kids Are All Right». oscar.go.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  193. «Sean Penn». IMDB.com. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  194. «Sean Penn wins best actor Oscar for "Milk"». رویترز. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  195. «جوایز فیلم بوسهٔ زن عنکبوتی». بازبینی‌شده در ۲۹ آوریل ۲۰۱۱. 
  196. Whitley, Bernard E. “Religiosity and Attitudes Toward Lesbians and Gay Men: A Meta-Analysis”. The International Journal for the Psychology of Religion 19 (2009): 21-38. 
  197. درخواست دهها خاخام برای رعایت حقوق همجنس‌گرایان
  198. ۱۹۸٫۰ ۱۹۸٫۱ about.com،Homosexuality and Judaism بازدید در ۱۸ می۲۰۱۱
  199. bible.org، Homosexuality: The Christian Perspective بازدید در ۱۸ می۲۰۱۱.
  200. «Human Sexuality». The United Methodist Church. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  201. Solimeo, L. S. A Higher Law: Why We Must Resist Same-Sex Marriage And The Homosexual Movement. The American Society for the Defense of Tradition, Family and Property, 2004. ISBN ‎978-1877905339. 
  202. ۲۰۲٫۰ ۲۰۲٫۱ about.com Can a Homosexual Be a Christian? بازدید در ۱۸ می۲۰۱۱
  203. «اعتراض نمادین همجنس‌گرایان در مقابل پاپ». یورو نیوز. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  204. Catechism of the Catholic Church vatican.va بازدید در ۲۴ می۲۰۱۱
  205. ۲۰۵٫۰ ۲۰۵٫۱ «Sweden church allows gay weddings». بی بی سی. بازبینی‌شده در ۲۲ می۲۰۱۱. 
  206. ۲۰۶٫۰ ۲۰۶٫۱ «Homosexuality and the Mennonite Church». Encyclopedia of Homosexuality and Religion. بازبینی‌شده در ۲۲ می۲۰۱۱. 
  207. ۲۰۷٫۰ ۲۰۷٫۱ «درخواست از پاپ برای اصلاحات در کلیسای کاتولیک». بی بی سی فارسی. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  208. «Don’t demonise gays and lesbians, Archbishop of Canterbury warns». Pink news. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  209. ۲۰۹٫۰ ۲۰۹٫۱ Greenberg, Yudit Kornberg. Encyclopedia of love in world religions [دانشنامه عشق در ادیان جهان]. ج. اول. ABC - CLIO, 2008. 308. ISBN ‎ISBN 978-1-85109-981-8. 
  210. «تفسیر نور، وبگاه تبیان». بازبینی‌شده در ۱۰ آوریل ۲۰۱۲. 
  211. گناهان کبیره، سید عبدالحسین دستغیب شیرازی، جلد ۱، صفحه ۲۲۲.
  212. حوزه حرمت همجنس بازی در اسلام بازدید در ۱۸ می۲۰۱۱.
  213. شهید ثانی، تحریر الروضة فی شرح اللمعة. تهران: سمت، هفتم، ۱۳۸۳، صص ۴۳۸-۴۴۱ ISBN 964-459-695-1
    قانون مجازات اسلامی (مصوب ۱۳۷۰)، ماده ۱۰۹ تا ۱۳۴
  214. طبقات الشافعیة الکبری ج۴ ص۴۵
  215. سیروس شمیسا، شاهدبازی در ادبیات فارسی، تهران: فردوس، ۱۳۸۱، ISBN ۹۶۴-۵۵۰۹-۱۶۶-X، صص ۱۱۵
  216. مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، انتشارات نگاه، ۱۳۶۸، جلد ۷، ص ۳۷۷. به نقل از سیروس شمیسا، شاهدبازی در ادبیات فارسی، تهران: فردوس، ۱۳۸۱، ISBN ۹۶۴-۵۵۰۹-۱۶۶-X، صص ۱۱۶
  217. گنجی، اکبر. «روشنفکری دینی و مسأله هم‌جنس‌گرایی». رادیو زمانه، ۵ تیر ۱۳۸۷. بازبینی‌شده در ۱۳ آوریل ۲۰۱۲. 
  218. بهنام دارایی‌زاده. «سکوت سروش و حق‌خواهی همجنسگرایان ایرانی». رادیوزمانه، ۱۱/۰۱/۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱. 
  219. دانیال جعفری. «مردی که زیاد نمی‌دانست؛ خلاف‌گویی سروش در باب همجنس‌گرایی و رابطه با محارم». ۱۹ فروردین ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱. 
  220. «بهاییت و همجنس‌گرایی». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  221. بهایی پژوهی بیت العدل و همجنس گرائی بازدید در 10 اردیبهشت 1392
  222. «Homosexuality and Hinduism». بازبینی‌شده در ۱۴ آپریل ۲۰۱۲. 
  223. پرودس اوکتار اسکجائروو. «HOMOSEXUALITY i. IN ZOROASTRIANISM». 
  224. «Islam and homosexuality: All viewpoints». .religioustolerance.org، ۲۲ فوریه ۲۰۱۱. 
  225. «Preview: BBC investigates religious gay Muslim marriages being held in the UK and USA». pinknews.com، ۲۰ فوریه ۲۰۱۱. 
  226. «British gay Muslims seek Islamic weddings». BBC.com، ۲ آپریل ۲۰۱۲. 
  227. «One Muslim's fight to marry Islam with homosexuality». france24.com، ۲ آپریل ۲۰۱۲. 
  228. آرش نراقی، قرآن و مسأله حقوق اقلیت‌های جنسی (۱) وب‌گاه شخصی آرش نراقی
    آرش نراقی، مصاحبه درباره اسلام و حقوق اقلیتهای جنسی وب‌گاه شخصی آرش نراقی
  229. Centers for Disease Control and Prevention. [http://www.cdc.gov/hiv/topics/surveillance/resources/factsheets/pdf/us_overview.pdf «HIV in the United States: An Overview»]. مرکز پیشگیری و کنترل بیماریهای دولت ایالات متحده آمریکا، مارس ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۲۱ آگوست ۲۰۱۲. 
  230. Prejean, Joseph; Song, Ruiguang; Hernandez, Angela; Ziebell, Rebecca; Green, Timothy; Walker, Frances; Lin, Lillian S. ; An, Qian; Mermin, Jonathan; Lansky, Amy; Hall, H. Irene; Lee, Vernon (NaN undefined NaN). "Estimated HIV Incidence in the United States, 2006–2009". PLoS ONE 6 (8): e17502. 
  231. ۲۳۱٫۰ ۲۳۱٫۱ ۲۳۱٫۲ «بالاترین نرخ تشخیص اچ‌آی‌وی در مردان همجنس‌گرا». بازبینی‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۲. 
  232. Judson, FN; Penley, KA; Robinson, ME; Smith, JK (1980 Dec). "Comparative prevalence rates of sexually transmitted diseases in heterosexual and homosexual men.". American journal of epidemiology 112 (6): 836-43. PMID 6893897. Retrieved 17 August 2012. 
  233. Sarah Edwards, Chris Carn (1998). "Oral sex and the transmission of non-viral STIs". Sex Transm In 74 (1): 95-100. "Among patients with gonorrhoea , rates of pharyngeal infection are higher in homosexual men (20.9 - 25 %) and heterosexual women (10%) than heterosexual men (3.2 - 7 %)" 
  234. Drew, WL; Mintz, L; Miner, RC; Sands, M; Ketterer, B (1981 Feb). "Prevalence of cytomegalovirus infection in homosexual men.". The Journal of infectious diseases 143 (2): 188-92. PMID 6260871. Retrieved 17 August 2012. 
  235. Department of Public Health, City & County of San Francisco (2011). STD Risks Chart
  236. Edwards, S; Carne, C (1998 Apr). "Oral sex and transmission of non-viral STIs.". Sexually transmitted infections 74 (2): 95-100. PMID 9634339. Retrieved 31 August 2012. "Sexual transmission of enteric infections between homosexual men was first reported in the 1970s, when it was noted that a disproportionately large number of cases of shigellosis were found in homosexual men" 
  237. مرکز پیشگیری و کنترل بیماریهای دولت ایالات متحده آمریکا. «Gay and Bisexual Men's Health». Centers for Disease Control and Prevention، September 23, 2010. بازبینی‌شده در ۳۱ مرداد ۱۳۹۱. 
  238. http://gaylife.about.com/od/stdinformation/a/hpvanalcancer.htm Gay Men, HPV and Anal Cancer
  239. Urbanus, AT; van de Laar, TJ; Stolte, IG; Schinkel, J; Heijman, T; Coutinho, RA; Prins, M (2009 Jul 31). "Hepatitis C virus infections among HIV-infected men who have sex with men: an expanding epidemic.". AIDS (London, England) 23 (12): F1-7. PMID 19542864. Retrieved 17 August 2012. 
  240. سازمان بهداشت جهانی. «Hepatitis A ،Fact sheet N°328». World Health Organization (WHO)، July 2012. بازبینی‌شده در ۱۰ شهریور ۱۳۹۱. 
  241. سازمان بهداشت جهانی. «Weekly epidemiological record». World Health Organization (WHO)، 4 FEBRUARY 2000. بازبینی‌شده در ۱۰ شهریور ۱۳۹۱. صفحه ۷
  242. Loscalzo, editor-in-chief, Thomas E. Andreoli ; editors, Charles C.J. Carpenter, Robert C. Griggs, Joseph (2004). Cecil essentials of medicine (6th ed. ed.). Philadelphia, Penns.: W.B. Saunders. p. 401. ISBN 0721601472. Retrieved 31 August 2012. "High-risk transmission groups include the following:sexual partners of acutely and chronically infected persons , with male homosexuals being at particularly high risk , intravenous drug abusers ......" 
  243. Loscalzo, editor-in-chief, Thomas E. Andreoli ; editors, Charles C.J. Carpenter, Robert C. Griggs, Joseph (2004). Cecil essentials of medicine (6th ed. ed.). Philadelphia, Penns.: W.B. Saunders. p. 403. ISBN 0721601472. Retrieved 31 August 2012. "Preventive vaccination is currently recommended for high-risk groups and individuls ( health care professionals , .... , sexually active homosexual men ) and ...." 
  244. «AIDS responses failing men who have sex with men and transgender populations». UNAIDS. بازبینی‌شده در ۲۴ آوریل ۲۰۱۲. 
  245. «ایران اچ ای وی». بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  246. http://gaylife.about.com/od/comingout/f/Do-Not-All-Gay-Men-Get-Hiv.htm Don't All Gay Men Have HIV?
  247. «Ask the Expert: ‘Can two HIV-negative men stop using condoms?’». ۳۶۵ gay news. بازبینی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰. 
  248. «رویکرد اف‌دی‌ای در برابر مردان همجنسگرای اهداکننده خون». اداره مواد غذائی و داروئی ایالات متحده آمریکا. بازبینی‌شده در ۳۰ آوریل ۲۰۱۲. 
  249. Westefeld, John; Maples, Michael; Buford, Brian; Taylor, Steve (2001). "Gay, Lesbian, and Bisexual College Students". Journal of College Student Psychotherapy 15 (3): 71–82. DOI:10.1300/J035v15n03_06. 
  250. Fergusson DM, Horwood LJ, Ridder EM, Beautrais AL (July 2005). "Sexual orientation and mental health in a birth cohort of young adults". Psychological Medicine 35 (7): 971–81. DOI:10.1017/S0033291704004222. PMID 16045064. 
  251. Silenzio VM, Pena JB, Duberstein PR, Cerel J, Knox KL (November 2007). "Sexual Orientation and Risk Factors for Suicidal Ideation and Suicide Attempts Among Adolescents and Young Adults". American Journal of Public Health 97 (11): 2017–9. DOI:10.2105/AJPH.2006.095943. PMC 2040383. PMID 17901445. 
  252. Kathy Belge. «Lesbians and Breast Cancer». about.com. بازبینی‌شده در 29-08-2012. 
  253. "TEN THINGS LESBIANS SHOULD DISCUSS WITH THEIR HEALTH CARE PROVIDERS". Gay and Lesbian Medical Association. Retrieved 2008-12-28. 
  254. Ostrow, D.G. & Stall, R. (2008) Alcohol, tobacco, and drug use among gay and bisexual men.. In Wolitski, R.J., Stall, R., & Valdiserri, R.O., Unequal opportunity: Health disparities affecting gay and bisexual men in the United States. New York: Oxford University Press.
  255. مرکز پیشگیری و کنترل بیماریهای دولت ایالات متحده آمریکا (CDC). http://www.cdc.gov/msmhealth/substance-abuse.htm. بازبینی‌شده در ۶ شهریور ۱۳۹۱. 

کتاب‌شناسی

  • Milani, Abbas. Eminent Persians: the men and women who made modern Iran, 1941-1979. vol. 2. New York: Cyracuse University Press, 2008. 1221. ISBN ‎978-0-8156-0907-0. 
  • Sommer, Volker and Paul L Vasey. Homosexual Behaviour in Animals: An Evolutionary Perspective. Cambridge University Press, 2006. ISBN ‎9780521864466. 
  • Poiani, Aldo. Animal homosexuality: a biosocial perspective. New York: Cambridge University Press, 2010. ISBN ‎978-0-521-14514-5. 

برای مطالعه بیشتر

  • Bagemihl, Bruce. Biological Exuberance: Animal Homosexuality and Natural Diversity. New York: ST Martin's Press, 1999. ISBN ‎0-312-19239-8. 

پیوند به بیرون

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ همجنس‌گرایی موجود است.