جنبش جنگل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از قیام جنگل)
پرش به: ناوبری، جستجو
جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
گروهی از مشروطه‌طلبان
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵-۱۱۶۱
۱۲۱۳-۱۱۷۶
۱۲۲۶-۱۲۱۳
۱۲۷۵-۱۲۲۶
۱۲۸۵-۱۲۷۵
۱۲۸۸-۱۲۸۵

۱۳۰۴-۱۲۸۸
نخست‌وزیران قاجار

قائم مقام فراهانی
حاجی میرزا آقاسی
امیر کبیر
میرزا آقا خان نوری
علی‌اصغرخان اتابک
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
مستوفی‌الممالک
صمصام‌السلطنه بختیاری
سپهدار تنکابنی
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

فتح‌الله اکبر
احزاب و گروه‌ها

انجمن‌های جنبش مشروطه
مراجع ثلاث
انجمن صفاخانه
سوسیال دموکرات‌ها، اجتماعیون عامیون
کمیته ستار
مرکز غیبی
اعتدالیون
انجمن اخوت
انجمن مخدرات وطن
جامع آدمیت
کمیته مجازات
حزب دموکرات، عامیون
حزب کمونیست ایران
انجمن مقدس ملی اصفهان
شرکت اسلامیه

انجمن اسلامیه
رویدادهای مهم
کتاب ها

مقیم و مسافر
تاریخ دخانیه

تنبیه‌الامة و تنزیه‌الملة

جنبش جنگل یا نهضت جنگل یا قیام جنگل، جنبشی سیاسی همراه با مبارزهٔ مسلحانه در ایران بود که از سال ۱۲۹۳ به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی به مبارزهٔ مسلحانه بر ضد ارتش خارجی داخل خاک ایران و بریگاد قزاق، که زیر دست افسران روسی تعلیم و تربیت شده بودند، پرداخت. آنچه روشن است تعداد زیادی از انقلابی‌های جنگل در درگیری های مسلحانه با لشگرهای انگلیس، روسیه و ارتش سلطنتی قاجار کشته شدند.

جنگ جهانی اول و پادرمیانی انگلیس و روسیه تزاری در آن و ناتوانی شدید حکومت مرکزی ایران در اثر فقدان حمایت های خارجی، فضای سیاسی و اجتماعی آماده‌ای را برای ایجاد و رشد حرکتهای مردمی به وجود آورد. در این فضای آماده، جنبش جنگل در شهریور ۱۲۹۳ شمسی (اوت ۱۹۱۴) شکل گرفت و در مدتی کوتاه نه تنها در گیلان، بلکه در اکثر نقاط ایران با استقبال مردم روبرو شد و روزبه روز بر توان نظامی آن افزود، به طوری که به خطری جدّی برای سیاست استعماری انگلیس در منطقه تبدیل شد. میرزا و یارانش نشریه‌ای نیز به نام جنگل منتشر می‌نمودند که در مجموع در سه دوره مجزای انتشارش مشتمل بر ۳۹ شماره شد.

محتویات

روزنامه جنگل [ویرایش]

صفحه اول روزنامه جنگل، به مدیرمسئولی میرزا حسین کسمایی

نخستین دورهٔ روزنامهٔ جنگل از یکشنبه ۱۹ شعبان‏ ۱۳۳۵(۲۰ مرداد ۱۲۹۶،۱۰ ژوئن ۱۹۱۷) منتشر شد و تا شمارهٔ ۳۱ (۱۷ شعبان ۱۳۳۹،۱۸ خرداد ۱۲۹۷،۸ ژوئن ۱۹۱۸) ادامه یافت. (چاپ سنگی- محل چاپ‏ کسما). در نخستین شماره غلامحسین کسمائی نویدی‏ به عنوان مدیر روزنامه معرفی شده و از شمارهٔ دوم تا شمارهٔ سیزدهم، نام حسین کسمائی مجاهد معروف مشروطیت‏ به عنوان مدیر مسئول روزنامه درج شده است؛ بار دیگر از شمارهٔ ۱۳ تا ۳۱ تنها نام غلامحسین کسمائی نویدی به عنوان‏ (سردبیر)آمده‌است. به نوشتهٔ ابراهیم فخرائی منشی‏ مخصوص میرزا کوچک، حسین کمسائی فقط تا شمارهٔ ۹ سردبیر روزنامهٔ جنگل بوده و از شمارهٔ ۹ کناره‏گیری کرده‏ است.[۱]

درگیری با قوای بریتانیا [ویرایش]

ژنرال دنسترویل فرماندهٔ نیروهای نظامی بریتانیا در شمال ایران در مورد خطوط اصلی سیاست آن دولت در ایران می‏نویسد:«به عقیدهٔ من نبایستی طوری رفتار کنیم که‏ ایرانیان هوشیار شده بفهمند با این که ما خودمان یک مملکت‏ دموکراسی هستیم در مملکت آن‌ها، ملاکین و سرمایه‏داران‏ عمده را بر علیه نهضت دموکراسی تقویت می‏کنیم». این سیاستی بود که روس‌ها نیز بی پرواتر از آن پیروی می‌کردند.

جنگلی‏ها از پشتیبانی آن قسمت از بازرگانان و مالکان‏ گیلان که تمایل ناسیونالیستی داشتند برخوردار بودند. دهقانان، پیشه‏ وران و تهیدستان شهری نیز از حملات ضدّ امپریالیستی آن‌ها حمایت می‏کردند. جنگ‏افزار مبارزان جنگل در آغاز از داس و نیزه و سلاح‏های کهنه‏ فراتر نمی‏رفت، امّا اندک‏اندک جنگ‏افزارهای بیش تری در اختیار مبارزان قرار گرفت. مبارزان و اسلام خواهان عثمانی با ارسال سلاح و تعدادی افسر آلمانی و اتریشی نیز در آموزش نیروها به میرزا کوچک کمک می‌کردند.[۲]

هنگامی که انگلیسی‌ها مجبور به عقب نشینی از قفقاز شدند و ارتش سرخ صحنه قفقاز را از قوای خارجی و نیروهای ارتجاعی داخلی پاک کرد، میرزا کوچک خان با کمک حزب عدالت و توده‌های مردم که از پیروزی‌های انقلاب اکتبر به جنبش آمده بودند[نیازمند منبع]، به رشت وارد شد. در این حکومت، کمونیست‌ها، جنگلی‌ها، احسان اللّه خان و خالو قربان که نماینده قشرهای گوناگون اجتماعی بودند، شرکت داشتند.

دیری نپایید که در رهبری جنبش جنگل اختلاف بروز کرد. میرزا کوچک خان، حکومت انقلابی را ترک کرد و به جنگل عقب نشست و حکومت جدید به ریاست احسان اللّه خان تشکیل گردید. این انشعاب و اختلاف ضربت سختی به جنبش انقلابی گیلان زد.

در این موقع قوای دولتی با کمک نیروهای نظامی انگلیس حمله بزرگی علیه نیروهای مسلح انقلابی که تا نزدیک قزوین پیش آمده بودند، آغاز کردند و آنها را تا بندر انزلی عقب نشاندند.

دلیری و شهامت مبارزان و کمک انقلابیون قفقاز توانست مهاجمان را به عقب راند. شهر رشت بار دیگر بدست انقلابیون افتاد. حیدرعمواوغلی بدان سامان شتافت تا بکار سامان دهد. اما اختلاف ریشه دار از یک طرف و تحریکات حکومت قوام و انگلیس‌ها از طرف دیگر کار را به انجا رساند که میرزاکوچک خان عده‌ای از سران نامدار کمونیست را برای مذاکره به جنگل دعوت و آنها را غافل گیر کرده، به قتل رساند[نیازمند منبع] و به این ترتیب زمینه پیروزی قوای دولتی فراهم گردید.

ژنرال دنسترویل فرمانده نیروهای انگلیسی در شمال‏ ایران در خصوص دیدار نمایندگان با سران نهضت جنگل می‏نویسد:«کنسول بریتانیا به میرزا گفت: اگر جنگلی‏ها علیه بلشویک‏ها قیام نمایند، بریتانیایی‏ها تمام تلاش خود را به کار خواهند برد که دولت را به دست جنگلی‏ها بدهند؛ چنان چه بخواهند رد کنند بریتانیایی‏ها مجبورند با خود بلشویک‏ها متحد شده آن‏وقت است که اساس جنگل و جنگلی‏ها برهم خواهد خورد». وی دربارهٔ گفت و گو با میرزا ادامه می‏دهد: «من، از جانب خود وعده دادم که اگر شرایط و تقاضای فوق (آزادی فوری اسرا که سروان نوئل انگلیسی‏ هم جزء آن‌ها بود-آزاد کردن عبور و مرور در راه بندر انزلی - تأمین و تضمین عبور بلامانع قوای بریتانیا) را قبول کند، سیاست داخلی او ار در ایران به رسمیت‏ بشناسم». به رغم درگیری با اجنبی‌ها میرزا کوچک تا حد امکان از برخورد با قزاقان‏ ایرانی برای پرهیز از برادرکشی خودداری می‏کرد از این‏رو در بسیاری موارد اسیران‏ ایرانی آزاد می‌شدند. .[۳]

آغاز اختلاف در جنبش [ویرایش]

تلاش «ویکهام» مأمور ادارهٔ سیاسی بریتانیا و عوامل‏ دولت مرکزی برای متلاشی کردن جنبش جنگل رهبری‏ آن و برقراری تماس‏های محرمانه با پاره‏ای از اعضای کمیتهٔ اتحاد اسلام به این انجامید که «هیأت اتحاد اسلام» در ۲۷ دسامبر ۱۹۱۸ بدون حضور میرزا کوچک که در یک‏ مأموریت جنگی بود تشکیل و زیر فشار حاجی احمد و حاجی‏ میرزا رضا قرار شد که پیشنهاد وثوق الدوله را بپذیرند و جنگل را ترک و قوای خود را در اختیار دولت‏ قرار دهند. در زمستان ۱۹۱۹ (۹ فوریه) نمایندگان بریتانیا، ‏ حاج احمدکسمائی را به گرفتن تأمین و تسلیم به‏ وثوق الدوله تشویق کردند. میرزا مخالف تسلیم بود و به‏ همین جهت اختلاف دامنه یافت. «ویکهم» پیشنهاد کرد که‏ حاجی احمد تسلیم نامهٔ جدایی نوشته و امضاء کند و نه فقط او بلکه یارانش هم امضاء کرده و جزئیات دربارهٔ سلاح‏هایی‏ را که تسلیم می‏کنند را ذکر کنند. در امان‏نامه‏ای که‏ وثوق الدوله برای حاجی احمد کسمائی امضاء کرد، حاج‏ احمد کسمائی خود را موظف می‏ساخت که در قلع و قمع‏ اشرار و مخالفان دولت یعنی همان مجاهدین جنبش جنگل با دولت مرکزی همکاری کند و به محض‏ ورود نیروهای دولت به فومن و کسما، نیروهایش تمام سلاح‌های خود را به فرمانده کل نیروهای دولتی تحویل‏ دهند و مطیع دستور دولت باشند. با خیانت حاجی‏ احمد عده‏ای از افسران نظامی جنگل هم خیانت کرده و به‏ بریتانیایی‌ها پیوستند. مذاکره و تماس نمایندگان‏ بریتانیا با حاجی احمد کسمائی چند هفته پیش از صدور امان‏نامه از سوی وثوق الدوله نشان می‏دهد که دولت‏ انگلستان در این ماجرا دخالت مستقیم داشته‌است.

جمهوری سوسیالیستی ایران [ویرایش]

با وقوع انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه سیاست‌های خارجی این کشور دستخوش تحول شد. لنین با شعار برابری و حمایت از ملت‌های ضعیف امتیازات نسبتاً مناسبی به دولت ایران در پیمان ۱۹۲۱ داد. از سویی کمونیست‌ها با میرزا کوچک و جنبش جنگل به منظور جلوگیری از نفوذ بریتانیا در شمال ایران، ارتباط برقرار کردند. میرزا نیز که مرام اشتراکی و شعار برابری ملت‌ها همسو با اهداف جنگل می‌دید از این اتحاد استقبال کرد. نخستین ملاقات میان میرزا کوچک خان و فرمانده ناوگان ارتش سرخ ژنرال راسکالینکف در عرشه کشتی کورسک صورت گرفت. از سوی شوروی‌ها علاوه بر فرمانده مزبور، سرگی ارژنیکیدیزه (کمیسر عالی کمونیست‌ها در قفقاز) و جمعی از سران حزب عدالت نیز شرکت داشتند. اعضای هیأت نمایندگی جنگل را علاوه بر خود میرزا حسن آلیانی، سعدا... درویش، میرصالح مظفرزاده، گئورک آلمانی که نام ایرانی هوشنگ را انتخاب کرده بود و اسماعیل جنگلی تشکیل می‌دادند.

خروج میرزا کوچک خان از حکومت بلشویکی [ویرایش]

تقریباً از همان آغاز کار اختلافات شدید مسلکی و مرامی میان میرزا کوچک خان و اعضای تندرو شورای انقلاب گیلان به ظهور پیوست. میرزا کوچک خان روابط خود را با کمونیست‌های رشت قطع کرد و عازم فومن شد تا دوباره به پیروان خود در جنگل بپیوندد. اما پیش از ترک رشت بیانیه‌ای صادر و به طور رسمی اعلام کرد مادام که اعضای حزب عدالت بساط حزبی و تبلیغاتی خود را از خطه گیلان برنچیده‌اند، مادام که تبلیغات مسلکی آن‌ها توأم با توهین به مقدسات ملی و مذهبی ایرانیان قطع نشده‌است، وی به رشت باز نخواهد گشت.

همزمان با صدور این اعلامیه، میرزا کوچک خان نامهٔ تاریخی زیر را نیز به لنین نوشت که بهترین معرف اوضاع آن روزی گیلان و حاکی از اختلاف نظر میرزا با حزب عدالت است.

نامه چنین شروع می‌شود: بعدالعنوان

در این موقع که قشون فاتح کارگران و دهقانان روسیه دشمنانشان را شکست داده و مظفرانه به قلب لهستان پیش می‌روند و نیروهای سرمایه داری انگلستان در برابر قوای متحد روس و ایران عقب می‌نشینند، بسیار متأسفم که باید از کار کناره گیری کنم...[۴]

تبانی با بریتانیا و سرکوب جنبش [ویرایش]

در آستانهٔ کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ که در پی شکست طرح بریتانیا برای تحت الحمایگی ایران در قرارداد ۱۹۱۹ صورت گرفت، توافق محرمانه‌ای بین بریتانیا، و دولت مرکزی برای نابودی جنبش جنگل صورت گرفت. در این توافق دست او را برای سرکوبی جنبش آزاد گذاشتند. حضور رضاخان در اتومبیل کنسول در رشت، زمانی که برای سرکوب جنگل به آن شهر رفته بود، دلیلی بر این مدعاست. بریگاد قزاق از ضعف جنبش استفاده کرده و طی شبیخون‌های فراوان، نیروهای جنگل را وادار به عقب نشینی کردند.

بعضی از فرمان دهان تسلیم یا کشته شدند. میرزا همراه با، گائوک افسر آلمانی معروف به هوشنگ، قصد رفتن به نزد عظمت خانم فولادلو، از متنفذین خلخال را که همیشه از میرزا حمایت می‌کرد، داشت؛ اما در کوه‌های خلخال دچار بوران و طوفان شدید گردیده و در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، هنگامی که میرزا هوشنگ را به کول گرفته بود، هر دو از پای در آمدند.[۵]

پانویس [ویرایش]

  1. حق شناس، سید علی، جنبش جنگل، برآیند مشروطه ناکام. خبرگزاری اوح نیوز، ۲۱/۹/۱۳۹۰
  2. حق شناس، همان
  3. حق شناس، همان
  4. حق شناس، همان
  5. حق شناس، همان

جستارهای وابسته [ویرایش]

منابع [ویرایش]

پیوند به بیرون [ویرایش]

جستجو در ویکی‌نبشته متن مربوطه در ویکی‌نبشته: مرامنامه جنگل