فی (حرف)
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| الفبای یونانی | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| Αα آلفا | Νν نو | ||||
| Ββ بتا | Ξξ کسی | ||||
| Γγ گاما | Οο امیکرون | ||||
| Δδ دلتا | Ππ پی | ||||
| Εε اپسیلون | Ρρ رو | ||||
| Ζζ زتا | Σσς سیگما | ||||
| Ηη اتا | Ττ تاو | ||||
| Θθ تتا | Υυ آپسیلون | ||||
| Ιι یوتا | Φφ فی | ||||
| Κκ کاپا | Χχ خی | ||||
| Λλ لامبدا | Ψψ پسی | ||||
| Μμ مو | Ωω امگا | ||||
| حروف مطلق | |||||
| حروف دیگر | |||||
|
|
|||||
| الفبای یونانی | |||||
فی (بزرگ Φ، کوچک φ یا ϕ), [fī] بیست و یکمین حرف الفبای یونانی است. در یونانی مدرن تلفظ ف دارد، اما در یونانی قدیم تلفظ [pʰ]، داشت. حرف همردیف آن در سیرلیک اف است.
حالت کوچک آن
(یا,
) به عنوان نماد در موارد زیر به کار میرود:
- نسبت طلایی 1.618... در ریاضیات، هنر و معماری.
- تابع totient اویلر φ(n) که تابع فی اویلر هم گفته میشود.
- The تابع چگالی احتمال of the توزیع نرمال in ریاضیات and آمار.
- به عنوان نماد زاویه بعد از حرف تتا به کار میرود,
به ویژه:
-
- آرگومان اعداد مختلط.
- فاز در یک موج.[۱]
- عرض جغرافیایی در دستگاه مختصات جغرافیایی شمالی-جنوبی.
- در مختصات کروی، به عنوان زاویه قطبی استفاده میشود (از z-axis). The convention in physics is to use phi as the azimuthal angle (from the x-axis).
- One of the dihedral angles in the backbones of پروتئینs.
- Internal or effective angle of friction
- پتانسیل الکتریکی در فیزیک.
- تابع کار در الکترونیک.
- A shorthand representation for an پیوند آروماتیک گروه عاملی in شیمی آلی
- ضریب بیدوامی در ترمودینامیک
- The ratio of free energy destabilizations of protein جهشیافتهs in phi value analysis
- In نقشهنگاری and ناوبری, عرض جغرافیایی.
- A sentence in first-order logic.
- پوکی in geology and هیدرولوژی.
حالت بزرگ آن در موارد زیر به کار میرود:
- The golden ratio conjugate 0.618... in mathematics.
- The شار مغناطیسی and شار الکتریکی in physics, with subscripts distinguishing the two.
- The تابع توزیع تجمعی of the توزیع نرمال in ریاضیات and آمار.
- فلسفه.
- Strength (or resistance) reduction factor in مهندسی سازه, used to account for statistical variabilities in materials and construction methods.
- The number of phases in a power system in مهندسی برق, for example 1Φ for برق تکفاز, 3Φ for ۳ فاز.
- The symbol of the voiceless bilabial fricative in the الفبای آوانگاری بینالمللی.
نماد قطر در مهندسی، به طور غالب از فی استفاده میشود.
جستارهای وابسته [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- ↑ فییک پیشدانشگاهی (۱) فصل دوم دانشآموزان رشته ریاضی-فیزیک
| الفبای یونانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| Αα | Ββ | Γγ | Δδ | Εε | Ζζ | Ηη | Θθ | Ιι | Κκ | Λλ | Μμ | Νν | Ξξ | Οο | Ππ | Ρρ | Σσς | Ττ | Υυ | Φφ | Χχ | Ψψ | Ωω | ||||||||||||||||||||||||
| Ϝϝ* | Ϛϛ* | Ͱͱ* | Ϻϻ* | Ϸϸ* | Ϙϙ* | Ϟϟ* | Ͳͳ* | Ϡϡ*
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||