فهرست نام‌های کوچک فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

الگو:فهرست‌های نام‌های خاورمیانه

نام‌های دخترها

نام‌های پسرها

پسرها[ویرایش]

محتویات
نام معنی نام

آ[ویرایش]

آبـتین یکی از شخـصیت‌های شاهـنامه، پدر فریدون انسان کامل ونیکوکار
آتبین یکی از شخـصیت‌های شاهـنامه، پدر فریدون، آبتین هم گفته اند
آتـش آتـش
آذین نام فرمانده لشکر بابک خـرمدین، تـزیـین و آرایش
آراد فرشته ۲۵ هر ماه نگهبان جان و مال
آرام ساکت
آرتان نام پدر زن داریوش بزرگ
آرسین پسر آریایی
آرش نام آرش کمانگیر یکی از پهـلوانان سنـتی ایران، هاله باریک درخشان اطراف خورشید
آرشام بسیار نیرومند، پدر بزرگ داریوش بزرگ
آرمان هـدف، آرزوی بزرگ
آرمین یکی از شخـصیت‌های شاهنامه
آریا نژاد و قوم‌های هندواروپایی
آریامنش دارای خلق و خوی آریایی، نام پسر داریوش
آریان
آریانا منسوب به نژاد و قوم آریایی
آرین شکل اروپایی واژهٔ آریایی
آزاد آزاد
آویژه خاص و خالص، پاک و پاکیزه

ا[ویرایش]

اخـگر پاره آتش
اردشیر یکی از شخـصیتهای شاهـنامه
اردلان نام قدیم کردستان و نام بزرگترین ایل کرد ایران که در سنندج ساکنند.
اردوان یکی از شخـصیت‌های شاهـنامه
ارژنگ یکی از شخـصیت‌های شاهـنامه
ارشیا تخت پادشاهی
اسپوتا نام دریاچهٔ ارومیه
اسفندیار یکی از شخصیتهای شاهنامه
اشکان بنیانگذار سلسله اشکانیان
افشین نام سردار ایرانی
امید آرزو
امین لقب محمد، امانتدار
انوش جاودان
انوشیروان نام یکی از پادشاهان ایرانی در زمان ساسانیان
اورنگ تخت حکومت
ایرج نام یکی از شخصیتهای شاهنامه، آروکو (عموی کوروش بزرگ و پسر کوروش اول)

ب[ویرایش]

بابک پدر کوچک، صادق راستگو، پادشاه پادشاهان
باربد نام نوازنده نامی دربار خسرو پرویز
بامداد آغاز صبح
بامشاد نام نوازنده نامی دوران ساسانیان
بختیار خوشبخت، خوش اقبال - استاد رودکی در موسیقی - نام یکی از اقوام ایرانی
بردیا نام یک شاهزاده (برادر کمبودجیه پسر کوروش)
برسام یکی از سرداران یزدگرد ساسانی
برنا جوان
برزو بلند بالا، نام پسر سهراب
برزن نام پهلوان ایرانی، نام پسر گرشاسب
بزرگمهر یکی از شخصیتهای شاهنامه
به‌آئین بهترین دیندار یا بهترین ره رو
بهبد نگهبان، بهترین نگهبان
بهتا بهترین نمونه
بهراد بهترین جوانمرد
بهرام مریخ، یکی از شخصیتهای شاهنامه
بهرنگ رنگ نیک، بهترین رنگ
بهروز روز خوب و نیک
بهزاد کسی که به نیکی زاده شده / کسی که ذات و فطرت پاکی دارد / نیک فطرت
بهمن یازدهمین ماه ایرانی، نام یکی از شخصیت‌های شاهنامه
بهمنش دارای اندیشه نیک
بهنام مشهور
بهنود نام شاهان هند / عافیت، سلامتی
بیژن یکی از شخصیتهای شاهنامه

پ[ویرایش]

پارسا از نژاد پارسی، پرهیزگار
پارسیا از نژاد پارسی، پسر سرزمین پارس، پسر ایرانی یا از تبار پارسها
پدرام خوشی و خرمی، خورشید، آفتاب
پرشان زیبا مثل پری
پرواز پرواز ، بال گرفتن ، رها یافتن ، رسیدن به معشوق
پرویز یکی از شخصیت‌های شاهنامه
پرهام یکی از قدیمی ترین نامهای پارسی به معنی فرشته خوبی است. در اصل بصورت پیر همه (پدر همه) بوده است که بصورت مخفف پرهام درآمده است. گفت ابلیس نمرود را من یکی مردم پیر همی بخواهی سوختن (پرهام)ابراهیم راو او را بدین آتش همی نتوانند انداختن بیامدم تا تو را سامان بیاموزانم . (ترجمه تاریخ طبری بلعمی ص 35). و از آنجا که حرف "پ" در عربی "ب" تلفظ میگردد، در زبان عربی بصورت برهام و بعدها به لحاظ زیبایی تلفظ و آهنگ در زبان عربی، بصورت ابراهیم در آمده است. همانگونه که در زبان آذری نیز بصورت ایبراهیم تلفظ میگردد. و در زبان عبری و انگلیسی بصورت آبراهام تلفظ میگردد.
پژمان
پوریا نام یک پهلوان و ترکیبی از دو واژه پور+بای که به معنی پسر مرد بزرگ (رئیس) میباشد و پوربای به شکل امروزی پوریا درآمده‌است.
پویا جستجوگر، جویا
پوژمان آرزو
پولاد نام یکی از پهلوانان ایرانی در زمان کیقباد
پهلبد آهنگساز دوران خسرو پرویز ساسانی
پیام پیغام، خبر
پیروز یکی از شخصیتهای شاهنامه
پیروزان سردار ایرانی در زمان یزگرد سوم، نام برادر شاپور اول
پیمان عهد

ت[ویرایش]

تاراز نام یکی از قلل زاگرس(نامی بختیاری)

تورج یکی از شخصیت‌های شاهنامه
تهماسب یکی از شخصیت‌های شاهنامه
تهمورث نام یکی از شاهان ایرانی
تیام در گویش بختیاری به معنی چشمام و استعاره از بسیار عزیز و دوست داشتنی
تیرداد

ج[ویرایش]

جاوید ابدی
جمشید نام شاهی باستانی، یکی از شخصیت‌های شاهنامه و متشکل از دو قسمت جم+شید است. جم به معنای منبع،اصل،ذات و سرچشمه است و شید هم مخفف خورشید است؛ پس جمشید یعنی: سرچشمه خورشید.
جهاندار دارنده جهان
جهانشاه شاه جهان
جهانگیر فاتح جهان
جهانبخش

چ[ویرایش]

خ[ویرایش]

خداداد هدیهٔ از طرف خدا
خسرو یکی از شخصیتهای شاهنامه
خشایار نام یکی از شاهان هخامنشی، خدایار
خدایار

د[ویرایش]

دادیه
دارا ثروتمند، یکی از شخصیتهای شاهنامه
داراب یکی از شخصیتهای شاهنامه
داریا
داریس داریوش
داریوش نام یکی از شاهان هخامنشی که داریوَش تلفظ صحیح آن است.
دانوش
دلیر دلاور، شجاع
دانیال نام یکی از پیامبران یهود که در زمان بخت النصر می زیسته و در زندان بوده و با لشگر کشی حکام وقت ایران و شکست بخت النصر آزاد و به ایران مهاجرت نموده و مقبره ایشان هم اکنون در محلی بنام شوش دانیال میباشد.
دادگر
دادبه

ذ[ویرایش]

ر[ویرایش]

رادین رادمرد
رامبد
رامین شاد، طربناک
رامتین نوازنده معروف زمان ساسانیان
رایمون پسری باهوش باریشه گیلکی
رخشان درخشان
رستان یکی از شخصیت‌های شاهنامه
روزبه
رستم پهلوان نامی شاهنامه
رُهام پسر گودرز، پهلوان ایرانی شاهنامه، این اسم به معنای پرنده شکست ناپذیر، و در زبان پارسی اوستایی شراب باشکوه معنی میدهد.
ریانا
ریکا معشوق

ز[ویرایش]

زال یکی از شخصیتهای شاهنامه (پدر رستم)
زامیاد
زرتشت نام یک پیامبر، ستاره درخشان
زند

ژ[ویرایش]

س[ویرایش]

ساوالان


ژیوار
ژیار
ژیان
ژوان
ژنیک
ساسان بنیانگذار عهد ساسانی
سالار رهبر
سام آتش .یکی از شخصیتهای شاهنامه
سامیار
سامان خانه، سامان
سپهر آسمان
سروش فرشته پیام‌اور، هاتف، فرشته مظهر فرمانبری از خداوند
سهراب یکی از شخصیت‌های شاهنامه (فرزند رستم)
سهند
سیامک مرد سیاه مو
سیاوش یکی از شخصیت‌های شاهنامه
سینا
سورنا نیک اندیش .یکی از سرداران اشکانی
سهیل اختری در اسمان اوج شکوه وبزرگی }

ش[ویرایش]

شاپور یکی از شخصیت‌های شاهنامه
شاهرخ خواست شاه شاهکام
شاهین باز (پرنده‌ای کوچک‌تر از عقاب)
شایا سزاوار
شایان سزاوار
شروین همیشه پایدار. نام کوهی در طبرستان. نام چند پادشاه ایرانی اساطیری و واقعی. اسم یکی از سرداران ایران بوده وبا فتحه یعنی شَروین تلفظ درست آن است. (بیشتر جهت پسران بکار برده می‌شود).
شهباز شاهین دربار
شهرام نام پادشاهی
شهرداد قاضی اعظم
شهروز روز بزرگ
شهریار شاه بزرگ ، پادشاه
شهیار دوست شاه

ف[ویرایش]

فرامرز یکی از شخصیتهای شاهنامه
فربد راست
فرجاد عالی، (دانشمند و فاضل)[۱]
فرخ شاد
فرخزاد شاد به دنیا آمده
فرداد کسی که شکوه و بزرگی می‌دهد یا...
فردوس (معرب پردیس) بهشت
فردین
فرزاد تولد باشکوه
فرزام سزاوار
فرزان عاقل
فرزین دانا، وزیر
فرشاد شاد
فرشید شکوه عشق ، فر ایزدی ، سپاس خداوند ، کسی که به اوج یعنی جایی که کسی نرسیده می رسد ، در اسطوره ها با نام مینا آمده است ، مهر خدا ، "فر" که نشان از ایزد است و "شید" نشان از نور پس فرشید نشان از نور خداوندیست همچون مه شید / خور شید / جم شید ...
فرناد صدای باشکوه
فرنوش شکوه و جلال - یکی از پادشاهان ماد (این اسم به اشتباه برای دختران استفاده میشود)
فرود یکی از شخصیت‌های شاهنامه
فروهر جوهر
فرهاد یکی از شخصیت‌های شاهنامه، دانایی
فرهنگ فرهنگ
فرهود
فریبرز یکی از شحصیت‌های شاهنامه
فریدون یکی از شخصیت‌های شاهنامه
فیروز پیروز، پیروزی
فرناز دارای ناز زیبا

ک[ویرایش]

کامران موفق خوش گذران (۱- (در قدیم) (به مجاز) آن که در هر کاری موفق است، موفق؛ ۲- خجسته، مبارک؛ ۳- مسلط، چیره؛ ۴- (در حالت قیدی) با کامروایی و موفقیت.)
کامشاد آرزوی شاد
کامبیز خوشبخت
کامیار موفق نام یکی از پادشاهان ایران باستان
کسرا یکی از شخصیت‌های شاهنامه
کاوه یکی از شخصیت‌های شاهنامه
کارن از فرزندان کاوه
کاووس یکی از شخصیت‌های شاهنامه و خود واژه ی کاووس به معنی پاک اصیل ونجیب است
کورش بنیانگذار سلسله هخامنشی در ایران کورش
کوشا کوشنده، سخت کوش
کیا شاه، مدافع، محافظ
کیان شاهان
کیارش یکی از شخصیت‌های شاهنامه: برادر کیکاووس، عموی سیاوش، پسر کیقباد.
کیانوش یکی از شخصیت‌های شاهنامه
کیکاووس از شخصیت های شاهنامه وهم چنین کی به معنی شاه و کاووس یعنی پاک اصیل نجیب .کیکاووس یعنی شاه اصیل.
کیخسرو یکی از شخصیت‌های شاهنامه: پسر سیاوش و فرنگیس (دختر افراسیاب).
کیقباد یکی از شخصیت‌های شاهنامه: اولین شاه از سلسله شاهان کیانی
کیوان جهان
کیومرث یکی از شخصیت‌های شاهنامه

گ[ویرایش]

گباد یکی از شخصیتهای شاهنامه
گرشاسب یکی از شخصیتهای شاهنامه
گودرز یکی از شخصیتهای شاهنامه
گیو یکی از شخصیتهای شاهنامه

ل[ویرایش]

م[ویرایش]

مازیار فرمانروای طبرستان در شمال ایران بود که بر ضد اعراب قیام کرد . وی در طبرستان دژهای زیادی برای محافظت از مرزها ساخت (ماز به معنی دژ میباشد)
ماکان نام سرداری بود
مانی نقاشی که خود را پیامبر معرفی می‌کرد
مجتبی
منوچهر یکی از شخصیتهای شاهنامه
مهرگان شانزدهم مهرماه دومین جشن بزرگ ایرانیان
مهبان مهربان
مَهبُد نگهبان و سالار ماه
مهربد نگهبان مهر
مهراب یکی از شخصیتهای شاهنامه
مهران یکی از شخصیتهای شاهنامه
مهرداد هدیه آفتاب
مهرزاد نوزاد آفتاب
مهرک یکی از شخصیتهای شاهنامه
مهرنگ رنگ آفتاب
مهیار یکی از شخصیتهای شاهنامه؛ یکی از فرماندهان هخامنشی
مهریار یار خدا
میتا دوست
میلاد تولد، نامی اصیل کردی

ماریه نام دختر میباشد ه تانیث آخرش دقت فرمایید نام هسر پیامبر که پیامبر ایشان را بسیار دوست می داشتند

ن[ویرایش]

نیروانا نیروی پروردگار، هفت اشکوب آسمان، فروبرنده آتش
نریمان پهلوان، دلیر، شجاع، جوانمرد، نام پدر سام
نکیسا
نوژن در زبان کردی به معنی غنچه در زبان فارسی دَری به معنی همیشه سبز
نوید مژده و بشارت
نیما کمان
نیوتیش
نیاسان
نیاسا
نرسی : سیمای مردانگی، نام یکی از فرشتگان اوستایی و ایران باستان، نام شاهنشاه ساسانی

و[ویرایش]

ویدی
ورشاسب
ونداد

بشارت پیروزی

امید

ه[ویرایش]

هانی (اسمی عربی) خوشحال، خرم
هرمز یکی از شخصیتهای شاهنامه
همای نام پرنده ، آسمانی ، افسانه ای ، تک
هورتن:کسی که تنش مانند خورشید است،اولین فرماندار دریایی ایران در داریوش در شاخاب پارس
هوشمند دانا
یکی از شخصیتهای شاهنامه
هوشیار دانا
هومان یکی از شخصیتهای شاهنامه
هومهر سردار داستان افسانهٔ ایران باستان
هومن نیک اندیش

ی[ویرایش]

اصیل پارسی به معنای خجسته تازه

دخترها[ویرایش]

محتویات
نام معنی نام

آشا=== آ ===

آبان
آبان دخت
آبنوس آبگینه
آترین
آپام
آپاما
آپامه خوش رنگ و زیبا رو ازنامهای هخامنشیان
آذر آتش به گویش پهلوی
آتریا آتش، نور، گرمی
آتوشه نام سنتی و کلاسیک
آتوسا نام دختر کورش بزرگ (هخامنشی: هئوتسه)، همسر داریوش بزرگ، بعد از مرگ کمبوجیه(کامبیز، برادر آتوسا) آژتیاگ (پدر بزرگ کوروش) قصد به سلطنت رسیدن را داشت. در همین هنگام داریوش (برادر زادهٔ کوروش) که متوجه کشته شدن بردیا توسط آژتیاگ و کمبوجیه شده بود با کمک بزرگان کشور آژتیاگ را سرکوب و خود به سلطنت رسید. او با آتوسا دختر کورش ازدواج کرد و خشایارشا به دنیا آمد. درچم: نیک تن، خوش پیکر
آذر آتش، نهمین ماه ایرانی
آذرخش صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر
آذرگون نام گلی است برنگ سرخ
آذرمیدخت نام ملکهٔ ساسانی
آذرنوش پاکدین
آرا
آرام
آرتادخت
آرتمیس اولین بانوی دریانورد جهان
آرتنوس صادق، راستگو
آرزو آرزو، امید
آرمیتا خوب، پرهیزکار، نام اصیل ایرانی (زرتشتی)
آرمینا دختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر، الهه زیبایی
آریا نجیب
آریانا
آرینا آریایی پاک
آزاده آزاد، رها
آزیتا نام یک شاهدخت ایرانی
آزین زینت آلات
آسا مانند
آسانا
آسیه از زنان پاکدامن بهشتی
آفرین تشویق
آفرینش
آلاله نام گلی
آمیتیس
آناهیتا الهه آبهای روان زیبایی و برکت / پاک
آنوش
آنیتا
آنیسا مانند عشق، ایرانی
آوا صدا
آویز آویزه
آوید اوستایی - دانش، خرد
آهو آهو
آیدا
آیرین
آیسا
آیسان
آیلین
آیناز ماه ِ ناز. یک زن ِ آزادی خواه

الف[ویرایش]

ابریشم
اختر ستاره، نام گلی
ارغوان نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می‌دهد
اِستِر نام دختر برادر وزیر یهودی خشایارشا، همسر خشایار شاه، کسی که باعث کشتار ایرانیان در روز 13 فروردین شد
افسر تاج
افسانه افسانه
افسون طلسم و جادو
افشان پاشیدن
الناز (آذری-پارسی) عزیز طایفه
انوشه نامیرا. جاودان. نام عمه شاپور اول ساسانی
انیسا عربی (انیس +ا ) مونس همدم
ایران نام کشور ایران. آریایی
ایران دخت دختر ایران

آترین به معنی آذر و آتش

ب[ویرایش]

بانو خانم، متشخص، زن مجرد
بنفشه گل بنفشه
بوبک دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ سلیمان
بوسه بوس، بوسیدن
به‌آفرید نام زن ساسانی، آفریده نیکو، نیکزاد، بهداد
بهار نخستین فصل سال
بهارک بهار کوچک
بهاره آورنده بهار
بهناز بهترین ناز
بهدخت بهترین دختر
بهرخ بهترین صورت
پادینا
پارمیدا دختری زیبارو شخصیتی افسانی‌ای تکه ای از ماه پارمیس
پارمین نام همسر داریوش بزرگ(تکه ای از بلور)
پانته آ
پانیذ
پدیده پدیده، چیز جدید
پرستو اسم یک پرنده
پرند ابریشم، تافته شده پیله
پری پری
پری رو دارای صورتی همچون پری
پریا شخصیتی افسانه ای زنی زیبارو
پریچهر دارای صورتی همچون پری
پریزاد زاده پری
پریسا همسان پری، مانند پری
پریوش دارای صورتی همچون پری
پرتو پرتو، افشان نور
پرنیان نرم و لطیف
پروانه
پروین نام یک صورت فلکی
پگاه سپیده دم
پوپک نوعی پرنده
پوران پیروزمند
پوران نام ملکهٔ ساسانی
پوری پیروز
پونه نام گلی خوشبو
پیمانه جام شراب، تکوک
پیوند ارتباط

ت[ویرایش]

تارا ستاره
ترانه آهنگ، نغمه
ترلان مرغی از جنس باز شکاری
ترسا مسیحی، سال ترسایی مسیحیان
توران نام کشور دشمن ایران در شاهنامه، دیو سپید
توکا گونه‌ای پرنده
تهمینه یکی از شخصیتهای شاهنامه، از خدمتگزاران
تینا گل
تسنیم نام چشمه‌ای در بهشت

ج[ویرایش]

جوانه جوان، گل جوانه، شکوفه

چ[ویرایش]

چلیپا به شکل بعلاوه، صلیب، نمای معماری هخامنشی
چیستا الهه عقل و خرد

خ[ویرایش]

خندان خندان
خور از روزهای ماه
خورشید آفتاب

د[ویرایش]

دلارام آرام دل
دلبر ملیح، خوش قلب
دلکش جذاب
دریا دریا
دیبا پارچه ابریشمی زربافت

دیانا الهه زایش و تولد در یونان باستان

ذ[ویرایش]

ر[ویرایش]

رامش آرامش
رامینا
رخسانه رکسانا یا روشنک، همسر ایرانی (بلخی) اسکندر مقدونی، دختر داریوش سوم. در چم: بسیار روشن و زیبا
رژین (نام کردی)، روژین
رژینا روژینا
رسا پرمعنی
زیبا و رشیدT نام یکی از اسطوره‌های گیلان
رکسانه رکسانا یا روشنک. در چم: بسیار روشن و زیبا
روان روح، روان
رودابه یک از شخصیت‌های شاهنامه، مادر رستم
روژان
روژین رژین (نام کردی)
روژینا رژینا، تغییر یافته روژین
روشنک رکسانا. در چم: تابان
رومینا
روناک (نام کردی)
رونیا روشن و نورانی
رها آزاد

ز[ویرایش]

زری حریر، زربافت
زرین طلایی
زرین دخت دختر طلایی و دختر شاپور اول
زویا
زیبا زیبا، قشنگ

ژ[ویرایش]

ژاله شبنم
ژیلا
ژینا نام اصیل ایرانی بمعنی زیرک، باهوش

س[ویرایش]

سارا ناب، خالص، شاهزاده خانم، بهترین دختر ایران زمین
ساقی شراب دهنده
ساغر جام شراب
ساناز نام گلی
سانیا
سایه ، تاریکی
سپتا
سپیده ، سفید روی
ستاره ستاره، کرات آسمانی که در شب میدرخشند؛ همسر خشایار شاه هخامنشی
ستایا ستایش کننده
سروناز زن زیبا، درخت سروناز
سمانه آسمانه، سقف خانه، سمانه در کتاب‌های کهن به صورت هوری هم استفاده شده‌است و همچنین نام بسیاری از معشوقان ایرانی هم می‌باشد
سمن نوعی گل یاسمن
سودابه یکی از شخصیت‌های شاهنامه
سوری رز سرخ
سوزان شعله ور، درحال سوختن
سوسن نام گلی
سوگند قسم
سونیا
سهیلا بسیار ساده، بسیار روان، در اشعار به معنای نرم، ملایم و لطیف - سیمین نقره‌ای
سین دخت ، دختر زیبا رو ، دختری با پوست سفید همچون سیم(نقره)

ش[ویرایش]

شهره شادان شاد
شادی شادی، خوشحالی
شاهین سلطنتی، شهریاری، نام پرنده‌ای شکاری
شبنم شبنم (ژاله)
شرمین نامی کردی، با شرم و حیا
شرَوین اسم یکی از سرداران ایران بوده وبا فتحه یعنی شَروین تلفظ درست آن است.(بیشتر جهت پسران بکار برده می‌شود).
شکوفه شکوفه
شکوه جلال، زرق و برق
شوکا نوعی آهو
شهربانو
شهرزاد دختر قصه گوی داستان هزارویک شب
شهرناز
شهناز عشق شاه
شیدا عاشق
شیده آفتاب، درخشان
شیرین ظریف، شیرین
شیرین بانو
شیفته افسون شده
شیوا فصیح، بلیغ
شیوانا از مصدر شیوانیدن، شیوان، شیوانا - فریبنده، مسحور کننده، تاباننده

غ[ویرایش]

غنچه غنچهٔ گل

ف[ویرایش]

فرانک یکی از شخصیت‌های شاهنامه
فرانه فریبرز

دارای قامت باشکوه و استوار و یکی از شخصیت های شاهنامه

فرحناز (عربی-پارسی) خوشی
فرخنده شاد
فرزانه خردمند
فرشته فرشته، پری
فرناز عشوه گر
فرنگیس یکی از شخصیت‌های شاهنامه
فرنیا (فر) در فارسی یعنی دارای جلال و شکوه و (نیا) یعنی جد و پدربزرگ و در کل (فرنیا) یعنی (دارنده اصل و نسب و نیاکان بزرگ) و این اسم برای دختران مورد استفاده قرار میگیرد
فروزان درخشان
فروزنده درخشان
فروغ روشنی
فروه شبنم صبحگاهی
فریبا ملیح، فریبنده، همسر نادر یکی از مردان روزگار
فریده پرارزش
فرین ستوده
فیروزه (معرب پیروزه) فیروزه، یک نوع سنگ گرانبها

ک[ویرایش]

گ[ویرایش]

کتایون یکی از شخصیت‌های شاهنامه
کیانا طبیعت، اصل هرچیز، هر یک از عناصر چهارگانه: آب و خاک و هوا و آتش
كيميا کمیاب، نایاب، نادر
کوروش نام موسس امپراتوری بزرگ پارس، پارسی شده کلمه خورشید به زبان ایران باستان، خورشید
كيارش نگهبان خورشید
کیا نگهبان
گردآفرید یکی از شخصیت‌های شاهنامه
گردیا یکی از شخصیت‌های شاهنامه
گلاره چشمان
گُلاله نامی کردی- گلِ لاله گل اندام کسی که اندامش چون گل باشد.
گلبانو
گلبهار گل فصل بهار
گلپری
گلسا مانند گل
گلشاد
گلشن باغ گل
گلشید
گلشیفته کسی که شیفتهٔ گل باشد.
گلمیس
گلنار گل انار، به زیبایی گل
گلناز
گلنسا
گلنوش گل جاودان، گلی که پژمرده نمی شود
گلی رنگ سرخ گل رز
گیتا نوعی آهنگ
گیتی جهان، دنیا
گیسو

ل[ویرایش]

لادن نام گلی
لاله نام گلی
لیدا
لیندا

لاوین

م[ویرایش]

مها بزرگتر و مهتر

ماریا مریم٬ ماریه، نام دختر کیومرث پادشاه پیشدادی
مانا ماندگار، جاودان
ماندانا دختر آستیاگ و مادر کوروش بزرگ
مانی نقاشی که خود را پیامبر معرفی کرد
ماهدخت وجوه ماه
ماه رخ کسی که صورتش مانند ماه باشد
مبینا
مرمر
مروارید
مژده خبر خوش
مژگان مژه‌ها
مستانه مست
ملیکا
ملینا پاک، مطهر، تمیز، پاکیزه
منا نامیرا، ابدی
منیژه پاک و سفید روی، یکی از شخصیت‌های شاهنامه، نام دختر افراسیاب
موزا نام ملکهٔ ساسانی
مونا نام یک الهه، امید و آرزو، ماه، بت (صنم)، بانوی من، یاس سپید
مهتا مانند ماه
مهتاب مانند ماه
مهر انگیز
مهرناز نور آفتاب
مهرنوش زیبایی جاودان، همیشه زیبا
مهری خورشید، مهربان
مهسا همچو ماه
مهستی درخت گل یاس
مهشاد
مهشید روشنایی ماه، مهتاب
مهگل
مهناز نور ماه، شکوه ماه
مهنوش
مهوش مانند ماه، زیبا
مهین دختر ماه
میترا الهه ی خورشید
میشا
مینا
مینو

ن[ویرایش]

نازآفرین
نازگل گل زیبا
نازنین خوش قلب
نازی زیبا
نازیلا زیبا
ناژین نام یک درخت
ناهید ونوس، ستارهٔ زهره
نرگس (پارسی شده نارسیس یونانی)، نام گلی
نسترن نام گلی
نسرین نام گلی، رز وحشی
نگار خوش قلب
نگارین
نگاه
نگین سنگ روی انگشتر و جواهرات
نوا
نوش آفرین شادی خلق
نوشین شیرین
نهال
نیکا
نیک آوا کسی که صدای خوش و رسا دارد، خوش صدا
نیکو خوب، زیبا
نیکی خوبی
نیلوفر در ایران باستان به معنی چر خه ی هستی؛ انچه که سبب رسیدن به مطلوب و بزرگی وپادشاهی می شود؛ چر خه ی اسمان؛ این نام را برای زنبق ابی یا همان گل نیلوفر گذاشته اند چون در باور ایرانیان گل نیلوفر نماد عرفانی داشته است.
نیوشا شنونده
نیایش راز و نیاز
نخشاب ماه (قمر)

و[ویرایش]

وارونا نامی زرتشتی، الههٔ آسمان پر ستاره
وندا آرزو
ویدا آشکار
ویس
ویرا باهوش

ه[ویرایش]

هریوا نام شهر هرات به پارسی باستان
هستی وجود
هلیا خورشید
هما پرنده‌ای افسانه‌ای
هنگامه حیرت انگیز
هئوتسه نام دختر کوروش بزرگ، هَئوتسَه (معادل امروزی: آتوسا)

ی[ویرایش]

یاس گل یاس
یاسمن گل یاس
یاسمین گل یاس
یاسمینا مانند گل یاس
یسنا نماز و ستایش وپرستش - یسان سزاوارولایق
یکتا
یگانه تنها، بی همتا

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]