فهرست افراد مربوط به گلپایگان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


علاوه بر خاورشناسان روسی و امثال « ن . و. پیگولوسکایا » که (در تاریخ ایران ترجمه کریم کشاورز) از این شهر یاد کرده‌اند، پژوهشگران و جهانگردانی چون:

o «آن لمبتون» [۱] انگلیسی،

o «پی یر پترو دلاواله» ایتالیایی،

o «اوژن فلاندن» فرانسوی،

o «هاینریش فن پوزر» آلمانی و

o «ویدن گرن» سوئدی و...

(که گذرشان به گلپایگان افتاده) در باره آن نوشته‌اند.

دیگران نیز از این دیار کهن یاد کرده اند:

o مؤید الدوله منتجب الدین بدیع اتابک جوینی، دبیر دبیرخانه سلطان سنجر، در کتاب (عتبه الکتبه)،

o محمد بن جریر طبری در تاریخ طبری

o ابوالفدا (اسماعیل بن علی ابوالفداء) در تقویم البلدان

o أبو إسحق إبراهیم بن محمد الفارسی معروف به اصطخری در «صورالاقالیم»،

o ابن اسفندیار (در تاریخ طبرستان

o ابو عبد الله محمد بن احمد مقدسی (در کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم

o حمدالله مستوفی (در نزهت القلوب

o ابن بطوطه (در سفرنامه

o شرف الدین علی یزدی (در ظفرنامه)،

o میرخواند (در روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا)،

o میرزا سمیعا (در تذکره الملوک)،

o یاقوت حموی (در معجم‌البلدان

o زکریای قزوینی (در آثارالبلاد و اخبارالعباد)،

o محمد حسن خلف تبریزی (در برهان قاطع

o محمد بن احمد الشامی (در احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم)،

o ابواسحاق کرخی (در مسالک الممالک)،

o زین العابدین شیروانی مست علیشاه(نویسنده کتاب ریاض السیاحه)،

o احمد کسروی (در چهل مقاله)،

o علی اکبر دهخدا (در لغت نامه)،

o دکتر محمد معین (در فرهنگ معین

o مهدی قلی خان هدایت (در خاطرات و خطرات)،

o سیف الدوله سلطان محمد (در سفرنامه مکه)،

o میرزامحمد تقی لسان الملک در «ناسخ التواریخ»

o ایزد گشسب گلپایگانی [۲](شیخ اسدالله، تاصر علیشاه) که از مشایخ بود و در فروردین ۱۳۰۵ مجله «عنقا» را منتشر کرد،

o صادق هدایت ( اشاره در کتاب سگ ولگرد و نیز داستان تاریک خانه)

o سهراب سپهری (در شرح زندگی اش)

o هادی خرسندی در یکی از اشعارش...،

o قاضی احمد غفاری در «تاریخ جهان آرا»

o نیکولاس امبرسز Nicholas N. Ambraseys / و چارلز پ .ملویل Charles P. Melville در تاریخ زلزله های ایران ) (که به زلزله ۱۳۱۶ میلادی گلپایگان هم پرداخته)

o نصرت الله مشکوه در «بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران»

o زکریا محمد بن محمد قزوینی در «آثار البلاد و اخبار البلاد»

o محمدبن محمود همدانی، در «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات»

o فرج الله شریفی که امثال و ِحکم علامه دهخدا را زنده کرده و آثار دیگری هم با عنوان «آزاداندیشی خیام و حافظ»، «فارسی شکر است» (با یاد استاد جمال زاده) و «مقاومت فرهنگی ایرانیان در برابر خلفای اموی و عباسی»... نوشته است،[۳]

o زنده یاد جواد غیاثی در کتاب «فرهنگ عامه گلپایگان»

o اکبر افاضلی درکتاب «گلپایگان در گذر زمان»،

o فیروز (همایون) اشراقی در کتاب «گلپایگان در آئینه تاریخ»،

o میر محمدی خوانساری در کتاب «سیری در تاریخ و جغرافیای گلپایگان»،

o علی اکبر جعفری (نویسنده کتاب روش تدریس ریاضی و ریاضیات علوم تجربی...) در سایت آخاله،

o مرحوم نوربخش در کتاب «یادنامه گلپایگان»،

o ...ساطعی دبیر جغرافیا (در یادنامه گلپایگان)،

o مسعود اکثیری (سندی از اوضاع اجتماعی گلپایگان پس از مشروطه و...)،

o محمد تقی مُذَهبّی در تذکره الشعراء (معرفی یکصد و چهل و هشت شاعر گلپایگان ـ با شرحی اجمالی از زندگی و نمونه‌ای از سروده‌های آنان)

o سید جعفر حسینی اشکوری (فهرست نسخه های خطی کتابخانه های گلپایگان)

o سیف الله احمدی در کتاب «گذری بر آداب و آیین های نوروز در دستجرده گلپایگان» اسدالله و رضا صمدی،

o مرتضی راوندی، نویسنده تاریخ تحولات اجتماعی ایران،

o دکترغلامحسین مصاحب (در دائرةالمعارف فارسی)...

o محمدتقی خان حکیم در «گنج دانش، جغرافیای تاریخی شهرهای ایران»

o مصلح الدین مهدوی (تحفةالسفر یا سفرنامه گلپایگان)،

o دکتر عبدالحسین نوائی در تاریخ گزیده

o و پرویز ثابتی [۴] در کتاب «در دامگه حادثه» و...

همه، به نوعی از گلپایگان یاد کرده اند.

اکرم بهرامی، نویسندگان و عکاسان سایت آخاله [۵]، گلهای گلپایگان [۶]، هفته نامه صدای گلپایگان، وبلاگ بینش (وانشان)، وبلاگ روستای رباط ملکی گلپایگان، داریوش براتی (که در مورد روستای گلدره [۷] و منطقه مهردشت = عربستون گلپایگان، نوشته است)، نعمت الله هاشمی، سید مرتضی آوینی، منصور حاجی رضایی، علیرضا جمالی، محسن جمالی (سنگ نگاره ها)، عبدالحسین سعیدیان، محمد وثوقی که تندیس حاج زینب خانم (نانوای قدیمی و مشهور شهر) را از سنگ ساخته است، و... بسیاری دیگر در باره این دیار کهن نوشته‌و از آن یاد کرده‌اند.

اشعار محمد علی سعیدی، نوار شعر «احمد جهان‌بخشی» و سی دی کامپیوتری َورت پاتکان (نرم‌افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپایگان که در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سایت آخاله تهیه شد)، از این نظر بسیار پربار است.

گلپایگان شهر شاعران نیز هست. در کتاب تذکره الشعرای گلپایگان (محمد تقی مُذَهبّی)، نام بسیاری از آنان ثبت شده‌است

از ابن ماکولا و نجیب الدین جرفادقانی و مدهوش و آیت، تا شهپر و محمد باقر ادیب اشراق و میرزا محمد باقر اعتماد، از شهاب الدین لاهوتی و عباس سرمدی و حسین کریمی لایبیدی و محمد شهیدی تا آقا محمد اسماعیل سلطانی و محمد علی سعیدی و...

در کتاب خلاصه الاشعار و زبده الافکار (تقی الدین محمد ذکری کاشانی) به شاعران قدیم جرفادقان هم اشاره شده‌است. (منبع: نشریه نسخه‌های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران جلد ۱۰)

سید جعفر حسینی اشکوری در کتاب «فهرست نسخه های خطی کتابخانه های گلپایگان»، ۲۳۲ جلد نسخه خطی موجود در چهار کتابخانه عمومی و خصوصی شهر گلپایگان را معرفی نموده اند. ( ۱۲۷ نسخه از کتابخانه آخوند زین العابدین گلپایگانی، ۷۴ نسخه از کتابخانه سید محمدحسن امام جمعه، ۲۶ نسخه از کتابخانه مسجد جامع گلپایگان و ۵ نسخه از کتابخانه حاج آقا رضا شهیدی) البته این کتب غالیاً مرتبط با علوم حوزوی و بعضاً کتاب های درسی طلاب علوم دینی است. گلپایگان نه تنها شهرعالمان دین و فقهای بنامی چون ملا زین العابدین گلپایگانی معروف به حجت‌الاسلام (صاحب انوارالهدایه)، حاج ملا احمد گلپایگانی، آیت‌الله حاج شیخ حبیب الله گلپایگانی، [۸] آقا شیخ محمد گلپایگانی (که آیه‌الله خمینی نزد ایشان منطق خوانده است)[۹]، سید جمال‌الدین گلپایگانی، حاج شیخ محمد تقی حکیم، آقا ضیاالدین درّی، آیه الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی (از مراجع بزرگ تقلید شیعیان)، و ــ

آیات عظام: آخوند ملا ابوالقاسم قطب، آخوند ملا محمد جواد صافی (مولف مصباح الفلاح و مفتاح النجاح)، ملا محمد حسین اشنی (متولد قودجان گلپایگان)، حاج آقاعلی (از شاگردان برجسته آیه الله بروجردی و مولف المحجه فی تقریرات الحجه...)، حاج آقا لطف الله (صاحب کتاب پرارج منتخب الاثر [۱۰]/ ضروره وجود الحکومه او ولایه الفقهاء فی عصر الغیبه...)،حضرت آیت‌الله العظمی حاج میرزا ابوالقاسم محمدی (صاحب تفسیر جرعه ای از زلال قران) [۱۱]، همچنین یکی از فرزندان وی میرزا غلامحسین محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبر کنونی انقلاب، حاج ملا محمدرضا افتخاری، حاج آقا رضا و حاج آقاعلی قاضی زاهدی (نویسنده بدر و هلال، داستانهای شگفت انگیز قرآن مجید و زبده التفاسیر...)، جاج آقا ریحان الله نخعی، سید محمد حائری، حاج آقا رضا شهیدی، آقا علی ربانی گلپایگانی (مولف ایضاح المراد فی شرح کشف المراد و درآمدی بر علم کلام)...و سید بطحایی گلپایگانی است، [۱۲] اما جدا از این، گلپایگان زادگاه هنرمندان بزرگ و خوشنویسان نامی هم هست.

هنرمندان و خوشنویسانی چون «احمد بن محمد مهدی جرفادقانی»، «محمد بن اسماعیل موسوی گوگدی جرفادقانی»، «محمدحسین بن آقاعباس گلپایگانی»، «نصیر بن حاج حسین جرپادقانی»، «محمد رضا صافی خاتم کار» (که از شاگردان صنیع الخاتم بود)...طاهر صافی (خوشنویس)، محمد لوطی (استاد سُرنا)، احمد سرور (فرزند نوازنده تار کربلایی یدالله گوگدی)،[۱۳] حمید مرجانی که ۴ سال شاگردی اسدالله ملک را کرده و ویلن را زیبا می‌نوازد... آنان نیز گلپایگانی هستند. سرسلسله خاندان آواز حاج محمد حسین گلپایگانی (حاج حسین بلبل) نیز از همین دیار است. وی پدر اکبر گلپایگانی استاد مسّلم آواز است که در برنامه گلها، با بنان و عبدالوهاب شهیدی و فاخته، گل می‌کاشت و امثال پیرنیا و محجوبی به هنرش درود می‌فرستادند.

اکبر گلپایگانی و مرتضی محجوبی
استاد بزرگ موسیقی

شاعر و طنزنویس ایران آقای هادی خرسندی لابلای یکی از اشعارش به گلپایگان و اکبر گلپایگانی اشاره می‌کنند. البته بر خلاف شعر زیبای ایشان، این خواننده شهیر در گلپایگان نیست.[۱۴] [۱۵]

گلپایگان تنها خاطره ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی را که ملک الشعرای بهار قلمش را ستوده و ترجمه اش را از تاریخ یمینی بسیار فصیح و پرمایه معرفی نموده، [۱۶]، به همراه ندارد،[۱۷] تنها خاطره بزرگانی چون لسان الذاکرین محمدحسن بن حسینعلی آقابابا جرفادقانی (نویسنده کتاب احسن المجامع)، حیدر علی بن محمد علی بیگ ضیاءالاطباء گلپایگانی (نویسنده هدایه الطالبین) را بهمراه ندارد،

جایگاه بزرگترین تلسکوپ ایران ( تارا ) و مبتکرانی مانند مهندس سید حسن شریف زاده با 180 اختراع و برنده جایزه جهانی یونسکو،[۱۸] ایمان افتخاری (که در زمینه تئوری‌های مربوط به گِره‌ها در ریاضیات کار کرده اند)، مهدی توکل (فرزند حسن آقا توکل)، مقدسی، عفت امامیان، محمد خوشنویسان، محسن جمالی (رییس سابق باشگاه دانشپژوهان جوان و دکترای ریاضی دانشگاه صنعتی شریف) و دیگر نخبگان ریاضی، هم هست.

گلپایگان، شهر فرزانگانی چون طایر جرفادقانی،[۱۹] [۲۰] دکتر عبدالله معظمی، مهندس سیف الله معظمی،[۲۱] میرزاعبدالحسین طبیب، حکیم جلالی و کربلائی مهدی عظیمی معمار هم هست.

گلپایگان شهر دکتر محمود اشراقی، دکتر مصطفی حبیبی بنیانگذار آسیب شناسی در ایران، دکتر علی عمیدی استاد ریاضیات و آمار و مولف کتاب ُپرارج ِ« نظریه نمونه گیری » هم، هست.

«میر انجم» (میرزا محمد رحمانی)، که سروده‌های او دست مایه کار نوازندگان و مشتاقان مویسقی بود و نسخه شبیه خوانی اش از دو قرن پیش تاکنون، یکی از معتبرترین نسخ تعزیه کشور است و حماسه بزرگ کربلا را با قلمی هنرمندانه به رشته تحریر در آورده هم، گلپایگانی است.

دکتر محمودخان اشراقی، دکتر هاشم‌خان حجتی، دکتر رواقی (پدر) و دکتر مهرداد رواقی [۲۲](نویسنده کتب دانشگاهی بیماری سالک و دراکنکولوس، بیماری جذام، علل سرطانها...)، فرزان سجودی (زبان شناس و نشانه شناس)...هم گلپایگانی هستند.

دکتر محمد حسن خالصی پزشک عالیقدر ایران (که او را پدر جراحی گوش در ایران نامیده اند)، دکتر صافی (چشم‌پزشک بزرگ کشور)، دکترمصطفی میرزا بیگی (از پیشگامان دندانپزشکی و عضو اولین هیئت مدیره انجمن ارتدنتیست‌های ایران)،دکتر محمدباقر هادی(دندانپزشک و محقق)، دکتر محسن شهسواری (چشم پزشک و فوق تخصص شبکیه)، دکتر ابراهیم فراست (فوق تخصص قلب و عروق)، دکتر غلامرضا حبیبی، دکتر علی اصغر متقی، دکتر مُهیمن فخرایی، دکتر محسن آنی، دکتر حسین جعفری (که با استفاده از عصاره آبی سیر Allium Sativum L موفق شد داروی موثری برای ضربان قلب بدست آورَد)، همه از همین دیار هستند.

علیرضا و حسین ندیمی [۲۳] که در زمینه زمین‌شناسی گلپایگان به تحقیق پرداخته اند، مصطفی یاوری (که در سنگ نگاره‌های محوطه رباط سرخ گلپایگان کندوکاو کرده است)، مینو شهیدی مولف کتاب «هماتولوژی پایه از خونسازی تا هموگلومینوپاتی» و... اصغر ادیبی (فوتبالیست سابق باشگاه پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران)، جواد نکونام فوتبالیست، بهرام مشیری (استاد تاریخ و نویسنده کتاب «از آتن تا هیروشیما»، که به فیزیک اتمی و مصیبت‌های وارده در هیروشیما و ناکازاکی می‌پردازد)، ابوالفضل گلپایگانی (نویسنده کتاب فرائد)، از مبلغین سرشناس بهائی که به لقب ابوالفضائل شهرت دارد، حسین ابراهیمی الوند [۲۴] مترجم کتب کودکان، همه زاده این شهر هستند.

گلپایگان دیار فرهنگ‌ورزان شریفی چون علی وکیلی، که علاوه بر ریاضی به شاگردانش درس وفا می‌آموخت...سید حسین اطیابی عضو رسمی کمیته اصلی برنامه ریزی تربیت معلم کشور در سازمان پژوهش وبرنامه ریزی وزارت آموزش وپرورش

دکتر فضل الله اکبری گلپایگانی
نخستین استاد حسابداری در ایران

، دکتر فضل الله اکبری (پدر حسابداری ایران)[۲۵]، آقا رضا تاجداری، و دهها انسان شریف دیگر، هم هست.

...

تلاش ارزشمند هوشنگ شریف زاده [۲۶] در ترویج علم و سازمان کتاب های درسی ایران، نقش دکتر عباسعلی زالی در مرکز آمار ایران و پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، سیف الله ابراهیمی در داخلی سازی قطعات سایپا، علیرضا معظمی (اولین مهندس برق شهر)، منصور معظمی در توسعه صنعت نفت و پیشرفت صنایع پتروشیمی، محمودی، هاشمی و... در سایپا پیستون، احمد شریفی و مصطفی توکل و مهندس عظمتی و شرکت طیف شیمی (در شبکه سرتاسری گاز شهر)، همت نیکوی افراد خیّری چون حاج حسین معینی و، نقش محسن رادنیا که تلاش کرد گلپایگان یکی از تأمین کنندگان قطعه برای شرکت مگاموتور از گروه خودروسازی سایپا باشد، پوشیده نیست.

Haj agha taghi mesami.jpg

گلپایگان، شهر گلها، شهر هنرمندان نام‌آوری چون میرزا اسدالله خان قدسی، کلاً (کربلائی) یدالله تار زن، «حیدر بافقلی» (حیدر باب خلیل)، استاد ُمَسلم ِ َضرب، «رجب َعلی قناد» (خاتم کار نامی)، استاد حیدر قاشق تراش، «استاد حبیب الله یادگاری»، (معلم محمد و علی مختاری) است موطن عندلیب تولایی، جاج آقا تقی میثمی (عندلیب ثانی) که نوای زیبا و حزینش در خاطره مردم تا همیشه باقی است، محمد کرمی (که نقاشی‌های زیبایش براستی شعر رنگها و رقص رنگها است)، استاد سعید شمس که چراغ هنرهای تجسمی را در شهر افروخته نگه داشته است و علیرضا دولتیان نوازنده چیره دست سنتور که از موثرترین افراد در زمینه موسیقی شهرستان گلپایگان است و دکتر مریم جوانبخت (از اعضای انجمن خوشنویسان ایران که علاوه بر خوشنویسی، نقاشی هم می‌کنند)، حسن برازنده که وقتی ویلن می‌زد، آهنگها به وجد می‌آمدند و زادگاه مرتضی غزنوی از پژوهشگران موسیقی سنتی . ایران است . [۲۷] زادگاه خواننده خوش صدا و پژوهشگر جوان موسیقی ایرانی ، مهندسمحسن محسنی است .[۲۸] حسین قلمی که تار و قیچک و رباب می‌ساخت، حسن رستگاری سازنده چیره دست تار و سنتور و صاحب مهر خوش صدا ترین تار ها در بازار بهارستان تهران، مصطفی منصوری هنرمند خطاط، احسان جمالی منیاتوریست و استاد حیدر نیکنام منبت کار...همه گلپایگانی هستند. ...

وقتی کربلائی یدالله گوگدی تار زن درگذشت، درشهر گلپایگان ولوله شد. مردم او را دوست داشتند و روی جنازه‌اش ُگل و َشبدر می ریختند که تر ُگل و َورُگل بماند.

به دلیل صداقت و پاکی استاد بزرگ ضرب «حیدر بافقلی» (حیدر باب خلیل)، حتی ُعلمای شهر نیز به او احترام می‌گذاشتند.

او روزی از روحانیونی که به نام دین و مذهب، شادی و موسیقی و حتی چهارشنبه سوری را هم بر مردم زهر می‌کنند، می‌پرسد: شما که اینقدر حلال و حرام می‌کنید لطفاً بفرماپید که آیا پوست حیوانات هم حرام است؟

جواب می‌شنود که نه، حرام نیست. دومرتبه سئوال می‌کند: چوب چی؟ می‌گویند نه حرام نیست.

حیدر بافقلی ادامه می‌دهد: خب پوست و چوب با هم چی؟

پرسش‌شوندگان، که دست این هنرمند مردمی را نمی‌توانستند بخوانند می‌گویند: خیر حرام نیست حرام نیست.

در این هنگام پیر موسیقی، حیدر بافقلی (باب خلیل) گلپایگانی؛ از زیر لباسی که پوشیده بود؛ ضرب اش را در می‌آورد و... د بزن... حالا نزن و ِکی ِبزن...

ضرب، کار هنرمندان گلپایگان، بیاد حیدر باب خلیل، استاد ُمَسلم ِ َضرب

...

برادران مختاری، (علی و محمد)، هردو با استاد کمال الُملک، نزدیک بودند.

محمد مختاری هنگام فروش یکی از آثار خود با کمال الملک آشنا می‌شود و استاد از او دعوت می‌کند که به مدرسه صنایع مستظرفه برود. اما محمد مختاری که عازم عتبات بوده فقط آدرس خود را به استاد کمال الملک می‌دهد و پس از آن ایران را ترک می‌کند.

استاد کمال الملک پس از مدتی نامه‌ای به گلپایگان می‌فرستد و از او دعوت می‌کند، در این ضمن برادرش علی مختاری که برای اجرای تصاویر تخت جمشید به تهران آمده بود، بجای برادرش محمد به حضور کمال الملک می‌رسد و پس از آزمونی کمال الملک از او می‌خواهد که استادی منبت مدرسه صنایع مستظرفه را بپذیرد و در ضمن به او توصیه می‌کند که طراحی بیاموزد.

میرزا علی مختاری به استادی فن منبت کاری مدرسه صنایع مستظرفه پذیرفته و به عنوان اولین معلم این هنر شناخته شد.

علی مختاری تا زمانی که استاد کمال الملک در مدرسه صنایع مستظرفه حضور داشت، با این مدرسه همکاری نمود. این هنرمند نامی که حدود صد سال عمر کرد، حدود سیصد اثر خلق کرده که غالب آن آثار، از ایران بیرون رفته و معلوم نیست کجاست.

...

مؤیدالممالک فکری ارشاد نمایشنامه نویس و روزنامه نگار عهد مشروطه و صاحب روزنامه صبح صادق و روزنامه ارشاد، اواخر عمرش (سال ۱۲۹۳)در گلپایگان، والی بوده است. وی در خاطرات خود به این شهر اشاره می‌کند.

گلپایگان همچنین یادآور سید غضنفر وزیری از معروفترین و مخوفترین مدعیان دروغین امامت در تاریخ معاصر ایران هم هست.

نامبرده اگرچه رشتی بود اما به گلپایگان آمد و بساط حقه بازی خود را یک سالی در این شهر پهن کرد و اعتقادات مردم را به بازی گرفت.

دستگیری و محاکمه وی بسیار جنجالی بود. سید غضنفر وزیری دی ماه ۱۳۳۴ خورشیدی درگذشت.[۲۹]

...

به جز سید غضنفر وزیری که گلپایگانی نیست اما بخش مهمی از زندگیش به گلپایگان ربط دارد، افراد دیگری هم هستند که نام‌شان با گلپایگان به میان می‌آید.

یکی از آنان دبیر نابینا و روشن دل محمد خزائلی (۱۲۹۲-۱۳۵۳) است که در مدارس گلپایگان هندسه و ریاضیات تدریس کرده است.

محمد خزائلی به سال ۱۲۹۲ در کرهرود اراک به دنیا آمد و در کودکی بر اثر ابتلا به بیماری آبله بینایی خود را کاملاً از دست داد. اما وی با پشتکار درس خواند و به مدارج عالی رسید.

دکتر خزائلی که تز دکترایش را در مورد «اعلام قران» نوشت و مجله روشندل را برای نابینایان کشور بنیاد نهاد، همان معلم نابینایی است که در گلپایگان هندسه درس داده است.

او یک روز در حضور علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت و جمع دانشوران، هندسه را با ارائه اشکال هندسی به شاگردان تدریس نمود. نتیجه کار به قدری عالی بود که مدال درجه اول علمی کشور به وی تعلق گرفت. او در آن جلسه همه را شگفت زده کرد، چون وی اصلاً نمی‌دید.

...

مهرتاج رخشان تهرانی (بدرالدجی)[۳۰] از پیشگامان جنبش زنان در ایران و تأسیس مدارس دخترانه نیز به نوعی زندگیش به گلپایگان مربوط می‌شود.

وی نخستین دختر مسلمان ایرانی دیپلمه، مؤسس مدرسه دخترانه ام‌المدارس از اولین مدارس دخترانه در ایران و نویسنده نخستین نظام‌نامهٔ مدارس ایران برای وزارت معارف بود. این بانوی فرزانه و دلسوز به گلپایگان آمد، درس داد، مدیر مدرسه شد و در محیط بسته ای که نبض مردم در دست محافل ارتجاعی و مدرسه ستیز بود، به اهمیت درس و یادگیری پای فشرد و فریاد زد دختران، خواهران و مادران من هرجور شده درس بخوانید. ز گهواره تا گور دانش بجوی و علم را طلب کن حتی اگر در چین (در اقصی نقاط) باشد کلام رسول کریم است. گوش به خرافات و حقه بازی هایی که به نام شریعت راه شما و پیشرفت میهنمان را می‌بندد ندهید...

مهرتاج رخشان تهرانی (بدرالدجی)، در ارتقای فرهنگ مردم گلپایگان، نقش بسیار مهمی داشته است.

در پایان جادارد از یک بانوی زحمتکش شریف، نانوای شاد و پرنشاط گلپایگانی «حاج زینب خانم» یاد کنیم.

زینب خانم (حج زینب) با قامتی خمیده و صورتی همیشه خندان همه عمر خود را پروانه وار در گرد آ تش تنور مطبخ خانه های شهری گلپایگان به شغل پر زحمت شاطه وا کنی ( صاف ونازک کردن چونه خمیر نانوائی ) گذرانید. وی دریا دل و خوش قلب ٬ و همیشه سرشار از نشاط و مملو از حکایت های تلخ و شیرین و آموزنده بود.

خانه های قدیمی گلپایگان دارای مطبخ های زیبائی بود که در یک کنار آن تنوری گلی در دل خاک داشت که در آن نان برای مصرف یکی دو ماه خانواده در یک روز کاری بلند و پرشور و پر از هیجان توسط نانوا ٬ شاطه واکن و یکی دو نفر همکار (طیبه خانم، شهربانو خانم و...) پخته می شد. پاکی و نزاکت این زنها حائز اهمیت بسیاری بود و طراوت و زیبائی ویژه ای به آنها می داد.

حاج زینب خانم پیر در کنار این تنورها به هنگام بازکردن شاطه های نان داستانهای آموزنده و زیبائی نقل میکرد که هر یک درسی بزرگ برای زندگی بهتر بود٬ داستان «شیرویه نامدار» داستان خیر و شر و... و اما داستان فرار خودش از دست مامورین رضا شاه در زمان کشف حجاب شیرین بود . حاج زینب خانم بی آلایش و بی ادعا، با کار و نشاط خویش، عملاً راه زندگی و سلامت نفس را به دیگران می‌آموخت.

پانویس[ویرایش]

  1. آن لمتون Ann Katharine Swynford Lambton بانوی پارسی دان انگلیسی و یک ایرانشناس بنام و کارشناس تاریخ ایران در دوره های سلجوقیان، مغولها، صفویان و قاجارها است. دائرةالمعارف ها از او به عنوان: « West Leading Iran Specialist = ایرانشناس ردیف یکم غرب» نام برده اند. برای براندازی دکتر محمد مصدق، آن لمتون xvt lah,vi دولتمردان انگلیسی بوده است. تالیف او «دستور زبان و واژه نامه پارسی» معروف است. آن لمتون تا سال ۲۰۰۸ زنده بود و ۹۸ سال عمر کرد. او که هشتم فوریه ۱۹۱۲ در یک فامیل مربوط به امیرزادگان انگلیسی به دنیا آمده بود و از ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۹ در دانشگاه لندن پارسی و ادبیات پارسی تدریس می‌کرد در عین حال مطالعات وسیع در تاریخ. و قوانین اسلامی داشت. از جمله نوشته های وی مالک و زارع در ایران است که در ایران با ترجمه منوچهر امینی منتشر شده است. («آن لمتون» و نقش او در تغییر و تحولات ایران در قرن ۲۰، انوشیروان کیهانی زاده)
  2. حسن مرسلوند، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، جلد اول، صفحه
  3. زنده یاد فرج الله شریفی که ۱۱ شهریور ۱۳۹۱ درگذشت، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران بود. دو پسر وی یکی پیش از انقلاب و دیگری بعد از انقلاب جان‌باختند. فرامرز در سال ۱۳۵۱ در درگیری مسلحانه با ساواک شاه کشته شد و فرزین نیز در اوایل سال ۱۳۶۰ اعدام شد. درباره ی وفاداری شریفی به آرما نهای انسانی به ویژه آزادی بیان و مخالفت با سانسور همین بس که بگوییم تا زمانی که کهولت سن و بیماری او را به طورکامل از پا نینداخته بود در تمام مجامع عمومی و جلسات جمع مشورتیِ کانون نویسندگان حضور می یافت و در حد توان خود در بحث ها و تصمیم گیری ها مشارکت می کرد. اطلاعیه ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت فرج اله شریفی
  4. پرویز ثابتی، مدیر کل اداره سوم ساواک موسوم به امنیت داخلی که شکنجه گاه کمیته مشترک ضد خرابکاری زیر مجموعه آن بود.
  5. آخاله اولین و بزرگترین سایت شهرستان گلپایگان
  6. گلهای گلپایگان
  7. منطقه عربستان در گلپایگان را مهردشت هم می‌گویند. یکی از روستاهای منطقه مهردشت روستای گلدره است. این روستا از طرف غرب به روستای اشن و از شرق به روستای خیر آباد و از طرف جنوب به محدوده فریدن و از طرف شمال به محدوده روستای دماب محدود است.
  8. آیت الله حاج شیخ حبیب الله گلپایگانی که در سال ۱۲۹۶ هجری شمسی از گلپایگان پیاده به مشهد رفت. عکسی از نامبرده به یادگار مانده که با شیخ آقا بزرگ تهرانی (نویسنده کتاب الذریعه) و آیه الله میلانی گرفته شده است.
  9. "+صفری+نژاد+رئیس+اداره+آمار+ثبت+گلپایگان"&cd=4&hl=en&ct=clnk زندگینامه آیه‌الله خمینی به روایت خودشان.
    گویا شناسنامه آیه‌الله خمینی نیز در گلپایگان توسط آقای صفری نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان، صادر شده است.
  10. آیه‌الله حاج آقا لطف الله صافی شعر هم می‌سرایند. با رویکرد جوانان تحصیلکرده به کار ارجمند حکیم ابوالقاسم فردوسی و کتاب همیشه جاودان شاهنامه، ایشان شعری دارند که ۱۵ فروردین ۱۳۹۰ سروده اند و بخشی از آن این است: ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
    فخری به داریوش و به اسفندیار نیست
    مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد
    ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست
    ...
    از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
    ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست...
    گر مدعی تلاش به توهین ما کند
    با او بگو که از تو جز این انتظار نیست
    تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
    راهی که می روی ره پروردگار نیست...
  11. حاج میرزا ابوالقاسم محمدی، که از وی تفسیر سوره‌های اسراء، کهف و مریم با عنوان «جرعه‌ای از زلال قرآن» به یادگار مانده است، اولین روحانی شیعه‌ای بود که از طرف مرجعیت بزرگ شیعه به اروپا اعزام شد.
  12. در شرح احوال حضرت آیت‌الله سید بطحائی گلپایگانی و مبارزات ایشان علیه استبداد آمده است: «ایشان (برای خدمت نظام وظیفه) ۱۶ فروردین ۱۳۴۸ به پادگان فرح آباد سابق اعزام گشته است. اما مشکل مهمّی که در این ماجرا با آن مواجه بودند، تراشیدن محاسن بود که به فضل الهی و نصرت او موفق شده تا آخر خدمت یعنی ۱۶ فروردین ۱۳۵۰ محاسن خود را حفظ کنند.» بیوگرافی آیه‌الله بطحایی گلپایگانی
  13. سرنای جاندار محمد لوطی و تار محزون احمد سرور و تصنیف زیبای «گل پری جون...» در خاطره‌ها باقی است.
  14. اگر آواز اکبر را کسی خواست سحرگه عازم گلپایگان شد
  15. صدای خوش در خاندان گلپایگانی میراثی کهن دارد . پدربزرگ گلپا (که از طریق معامله پنبه روزگار می گذراند) با ردیف های دستگاهی آشنایی داشته است و صاحب صدای بسیار قرایی بود.
    از وی دو پسر و دو دختر به جا ماند. یکی از پسرها به کار فرش مشغول شد و دیگری (پدر گلپا = حاج محمدحسین گلپایگانی) به جمع مداحان اهل بیت پیوست و به واسطه صدای خوش و رسایش به «حاج حسین بلبل» شهرت یافت.
    محله قدیمی این خانواده در تکیه زرگرها (خیابان ری) بود و ایام محرم تکایا و دسته های عزاداری و به خصوص تعزیه با آوای خوش حاج محمدحسین گلپایگانی زینت بخش آن محله قدیمی می شد.

    حاج محمد حسین گلپایگانی صاحب پنج پسر و یک دختر شد. علی اکبر، عباس، قاسم (حسن)، محمدعلی، محمود و مریم.
    جدا از اکبر گلپا، خواهرش هم با آواز آشنا است.
    برادران اکبر گلپایگانی هم در هنر دست دارند.
    «عباس گلپایگانی» صاحب صدا بوده و در آواز صاحب نظر است.
    «حسن گلپایگانی» ردیف دان و استاد دانشگاه است و گفته شده با ارائه و تدوین ردیفی منحصربه‌فرد به نام «فراز و نشیب» در جهت بسط و اشاعه ردیف های آوازی تاثیر داشته است. البته شماری از اهل موسیقی این گفته را که وی ردیفی با ۸۰۰ گوشه مدون کرده، جدی نگرفته اند و میگویند چرا بعد از چند سال این ادعا جامه عمل نمی‌پوشد؟
    «محمود گلپایگانی» به آواز اهتمام ورزیده و با کمک برخی از پزشکان در جهت ایجاد تحریر تصنعی در بخش صداسازی (جهت اشخاصی که از حیث تحریر طبیعی صدا محرومند) دست به یک سری تحقیقات دامنه دار زده است.
    و «محمدعلی گلپایگانی» مشهور به «گلریز» نخستین هنرمندی است که پس از انقلاب آوازش از رادیو و تصویرش از تلویزیون پخش شد.
    سرود معلم که در مورد آیه الله طالقانی است و سرود «خجسته باد این پیروزی» که بعد از فتح خرمشهر اجرا شد، کار گلریز گلپایگانی است. گلریز، برخلاف برادرش استاد اکبر گلپایگانی با محافل قدرت همسویی دارد.
  16. تاریخ یمینی «یکی از کتب بسیار فصیح و پرمایه زبان فارسی است که بسبک عصر خود تحریر یافته است و از حیث فصاحت و استحکام پایه و پرمایگی با اصل تازی برابری میکند. از حیث سبک تقلیدی از کلیله ودمنه و شیوه نصراللّه منشی است با این تفاوت که گاه صنعت سجع نیز در آن بکار رفته است.» (سبک‌شناسی ج ۲ ص ۳۸۶)
  17. کتاب تاریخ یمینی اثر «ابونصر محمد بن عبدالجبار عتبی» (م ۴۲۷ هه.ق) است. کتاب تاریخ یمینی در شرح سلطنت سبکتگین و سلطان محمود است که سال ۴۱۲ نوشته شده‌است.
    دکتر عبدالله معظمی و مهندس کاظم حسیبی

    مترجم تاریخ یمینی، «ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی» (گلپایگانی) است که معاصر سلطان طغرل، آخرین ملوک سلجوقی عراق بود، بعد از کشته شدن طغرل، جرفادقانی در خدمت ابوالقاسم علی بن حسن بود و به امر او تاریخ یمینی را از عربی به پارسی ترجمه کرد. وی از دبیران بنام دوره سلجوقی بوده و در نظم و نثرِ دو زبان عربی و فارسی ماهر و استاد بوده است.

    جرفادقانی در دیباچه ترجمه یمینی از دو مجموعه از اشعار خود به نام‌های روضه الحزن و شعله القابس یاد می‌کند و از تالیفات خود به کتاب تحفه الافاق فی محاسن اهل العراق که ظاهراً تذکره شعرا و کتاب تراجم احوال جمعی از بزرگان عراق است، اشاره دارد.

    مذهب جرفادقانی مانند اکثر دانشمندان و مردم هم عصر خود مذهب تسنن داشته و در آن سخت متعصب بوده و با رافضی ها و علویان مخالفت داشته است.

    دیباچه این کتاب که ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی نوشته، گرچه با لغات عربی همراه است، یکی از زیباترین دیباچه‌های زبان فارسی است.

  18. مهندس سید حسن شریف زاده با اختراع ربات توانیار برای معلولین از سازمان جهانی یونسکو لوح تقدیر و برنده جایزه جهانی یونسکو گردید
  19. طایر جرفادقانی (آقا سیدمحمد) اهل ذوق و عرفان بود و در سفر مکه درگذشت، این چند بیت از اوست: اگر گویم ز عشق گُل فغان آموز شد بلبل خطا باشد که این نسبت بود بی اصل وبی مبدا نه بلبل عاشق گُل شد نه گُل معشوق بلبل شد گل و بلبل شده هریک به روئی واله و شیدا هر آن کس زنگ بزداید ز مرآت ضمیر خود ببیند جمله هستی را به ذکر ایزد یکتا همه عاشق به روی او همه مایل بسوی او همه خرم به بوی او و او از جمله ناپیدا
    دکتر عبدالله معظمی
    همدم و همراه دکتر مصدق
  20. «حاج محمد حسین» ملقب به «نظام الاسلام»، «حاج محمد حسین» ملقب به «نظام الاسلام»، پدر جعفر شریف امامی از سیاست‌مداران ایرانی دوران پهلوی است که در دو دوره، نخست وزیر ایران و به مدت ۱۵ سال، رئیس مجلس سنای ایران بود.
  21. مهندس سیف الله معظمی برادر دکتر عبدالله معظمی در ۱۲۸۷ در گلپایگان به دنیا آمد و پس از اخذ مدرک مهندسی از انگلیس، به ایران بازگشت و در مشاغلی همچون مدیر کل امور بازرگانی بانک صنعتی و معدنی و مدیر کل فنی وزارت پیشه و هنر انجام وظیفه کرد و در دولت دکتر محمد مصدق به وزارت پست و تلگراف و تلفن منصوب شده و تا کودتای ۲۸ مرداد هم در این سمت باقی‌ماند. او پس از آزادی از زندان به کار خصوصی روی آورد. وفات مهندس معظمی در سال ۱۳۵۶ رخ داد. (سرنوشت یاران دکتر محمد مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی)
  22. دکتر مهرداد رواقی در سال ۱۳۰۴ در گلپایگان بدنیا آمد.
    دکتر مهرداد رواقی گلپایگانی
    فوق تخصص بیماریهای پوست و استاد پیشکسوت

    وی در سال ۱۳۳۹ مدرک دکترای تخصصی را در رشته بیماریهای پوست و آمیزشی از دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ نمود و سپس جهت آموزش دوره فوق تخصصی از طرف دانشگاه، راهی کشور کانادا گردید و مدرک دوره فوق تخصصی بیماریهای پوست و آمیزشی را از دانشگاههای لاوال کیک و مونترال کانادا دریافت کرد. پدرش از جمله سه نفر پزشکان قدیمی گلپایگان بود. خانواده پدری دکتر رواقی به طور موروثی با طب آشنایی داشته‌اند.

  23. عنوان تحقیق علیرضا و حسین ندیمی این است: Exhumation of old rocks during the Zagros collision in the northwestern part of the Zagros Mountains, Iran
  24. حسین ابراهیمی الوند (الوند) در حوزه ترجمه آثار نویسندگان کودک و نوجوان، کتابهای بسیاری ترجمه و منتشر کرد. از جمله آثار او می‌توان به «آکاواک» جیمز هوستون، «آخرین گودال» لوئیس سکر اشاره کرد. یکی از مهمترین فعالیت‌های وی، راه اندازی خانه ترجمه بود که جریانی تاثیرگذار در عرصه ادبیات کودک و نوجوان به شمار آمد. زنده یاد حسین ابراهیمی الوند، آثاری از نویسندگانی چون جیمز هوستون، سوزان فلچر، لوئیس سکر، جمیلا گوین، دانا جوناپلی، پاتریشیا مک لاکلان، آکسل هکه، لستر دل ری، داگلاس وود، لورا اس ماتیوز، بارباراجنسن کوهن، نیک باترورث، ایوان ساوثال و فردریک فلد را به خوانندگان ایرانی معرفی نمود.
  25. دکتر فضل الله اکبری، نخستین استاد حسابداری در ایران و موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران است. وی با مرحوم حیّیم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت.
    برخی از آثار دکتر فضل الله اکبری گلپایگانی:
    ▪ حسابداری صنعتی، دانشگاه تهران، ۱۳۳۹ ▪ اصول حسابداری، دانشگاه تهران، ۱۳۴۰ ▪ تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، سازمان حسابرسی، ۱۳۶۶ ▪ حسابداری بازرگانی، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی، ۱۳۵۴ ▪ تهیه بودجه بازرگانی و صنعتی، ۱۳۶۵ ▪ حسابداری استهلا ک، سازمان حسابرسی، اولین چاپ ۱۳۷۱، چاپ هفتم، ۱۳۸۰ ▪ فرهنگ اصطلا حات حسابداری (انگلیسی- فارسی)، سازمان حسابرسی، جلد اول، ۱۳۷۶ ▪ بررسی تحلیلی یا استفاده از تجزیه و تحلیل صورتهای مالی در حسابرسی، سازمان حسابرسی، ۱۳۷۹ ▪ سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم (مصاحبه با مجله حسابدار- مرداد ۱۳۷۲) ▪ تجزیه و تحلیل صورتهای مالی (حسابرس ۳، مجموعه مقالا ت- تابستان ۱۳۷۴) ▪ واژه سرنوشت ساز (فصلنامه حسابرس شماره ۱، زمستان ۱۳۷۷) ▪ چگونه تدریس حسابداری در دانشگاه برای اولین بار شروع شد. (فصلنامه حسابرس شماره ۴ و۵، پاییز و زمستان ۱۳۷۸)
  26. هوشنگ شریف زاده (معلم، مترجم، مؤلف و یکی از ترویج‌دهندگان سخت کوش علم در ایران)، با دانش‌نامه‌ی بزرگ فارسی و فرهنگ‌نامه‌ی کودکان و نوجوانان همکاری داشت و سالها مشاور علمی مجله دانشمند بود. هوشنگ شریف زاده در سازمان کتاب های درسی ایران مسؤول تهیه و تألیف کتاب‌های درسی فیزیک شد و کتاب‌های علوم دوره راهنمایی تحصیلی را با همراهی دکتر محمد بهزاد و احمد خواجه نصیر طوسی نوشت. کتاب در قلمرو مکانیک، سه جلد کتاب دانش آموز، سه جلد کتاب راهنمای معلم و چهار جلد راهنمای حل مسائل فیزیک و ترجمه آثار ایزاک آسیموف از جمله کارهای او است. پدر هوشنگ شریف زاده، روحانی و مدرس علوم دینی در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها و از مردم گلپایگان بود.
  27. مرتضی غزنوی گلپایگانی مقدمات آواز و ردیف آوازی را با رضوی سروستانی شروع کرد و پس از آن یک دوره ردیف میرزا عبدالله و نیز یک دوره تلفیق شعر و موسیقی و سپس آشنایی با شیوه آوازی قدما به ویژه مرحوم سلمان امیرقاسمی ویک دوره شناخت موسیقی را با استاد مجید کیانی گذراند. مرتضی غزنوی در تهران و سایر استان ها، کنسرت های پژوهشی اجرا کرده و از سال ۸۵ در مکتب خانه میرزاعبدالله، زیر نظر استاد محمد رضا لطفی به تدریس ردیف دوامی و شیوه قدما مشغول می باشد.
  28. از طفوليت با تغني قرآن استعدادش شكوفا شد . مدت 1 سال آموزش هاي پايه خود را با مشق رديف نزد احمدرضا شايسته آغاز نمود . پس از آن تمرينات پرورش صدا و شناخت توناليته طبيعي صداي خود را نزد عليرضا احمدي به مدت 2 سال ادامه داد . او 4 سال به فراگيري رديف عبدالله خان دوامي (رپرتوار) نزد مرتضي غزنوي همت گمارد . مدت 2 سال تلمذ از محضراستاد مجيد كياني منجر به مرور يك دوره رديف عبدالله خان دوامي ، فراگيري شيوه طاهرزاده از روي صفحات قديمي و شناخت سونوريته آواز شده است. او پس از آزمون استاد مجيد كياني موفق به دريافت دست نوشته اي ارزشمند از وي شده است . علاوه بر آن با تكيه بر ذوق ، دانش و توانايي به دستيابي شيوه هاي آوازي اديب و تاج نيز از روي صفحات قديمي همت گمارده است . پيكره آواز او نمايان گر گونه اي ناياب از موسيقي آوازي و ياد آور آوازهاي مكتب سيد عبدالرحيم اصفهاني است كه با گذر زمان اندك اندك به روشي مستقل و مختص خود در تغني آواز منجر گرديده است و گوياي شيوه اي متفاوت از موسيقي آوازي ملي ايران است . وي تا كنون 10 سال است كه وقت خود را صرف آناليز و پژوهش در متد ها و رديف هاي آوازي معتبر و مقياس هاي اصلي موسيقي ايراني نموده كه 5 سال آن تمركز كامل بر روي صفحات آوازي قدما و پژوهش در رسالات كهن موسيقي ايراني بوده است. او ملاقات هايي با استاد داريوش طلايي و استاد داريوش پيرنياكان در دانشگاه تهران ، استاد محمدرضا لطفي در مكتب خانه ميرزا عبدالله و استاد نصرالله ناصح پور در خانه موسيقي ايران نيز داشته است . وي تاكنون توانسته نظر اساتيد بزرگ موسيقي را به خود جلب نمايد و براي او آينده روشني را پيش بيني مي كنند . همچنين در مقطع كارشناسي ارشد رشته مهندسي مكانيك مشغول تحصيل مي باشد .
  29. مدعی دروغین امامت سید غضنفر وزیری مریدان بسیار به گرد خویش جمع نمود و توسط همین مریدان، مرتکب قتل شمار زیادی از افراد بیگناه گردید. نمونه‌ای از مشهورترین قتل‌عام‌های انجام شده توسط او، کشتار دست جمعی عده‌ای از مخالفینش در حمام روستای عیسی آباد محلات بود که طی آن شماری از مریدانی که سیدغضنفر به گرد خود جمع کرده بود، در سحرگاه یکی از روزهای تابستان ۱۳۱۰ خورشیدی، بنا به دستور وی به حمام مخالفین هجوم بردند و دوازده نفر بیگناه را در آنجا کشته و سر بریدند و اجساد آنها را مثله ساختند. آنها بعد از این قتل‌عام، برای اینکه نسل مخالفین را به کلی از میان بردارند، تصمیم گرفتند که فرزندان پسر آنها را نیز از بین ببرند... نشریه «تهران مصور» دی ماه ۱۳۳۴، مجله خواندنیها، سال ۱۴، شماره ۹۴، صفحات: ۱۲ و ۱۳ و ۳۰، امام زمان قلّابی
  30. مهرتاج رخشان دختر محمد باقر رضوی ملقب به امام الحکما و حمیده خاتون دختر حکیم مینا بود. پدرش اگرچه مردی متدین و تحصیلکرده بود اما تحت‌القای برخی مرتجعین، مانع درس خواندن دخترش شد و هرچه مهرتاج التماس می کرد فایده نداشت. تا اینکه دخترش در منزل میرزا علی اصغر خان اتابک، بست نشست و پدر رضایت داد او به مدرسه برود. مهرتاج با تلاش بسیار درس خواند، با هنر و موسیقی اخت شد و چندین زبان هم آموخت. (کلارا کولیور در کتاب زنان ایرانی و راه رسم زندگی آنها)