فلق (سوره)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سوره فلق در مکه نازل شده و دارای ۵ آیه است.

فَلَق یعنی آن لحظه‌اى که نور گريبان ظلمت را می شکافد و سر بر مىآورد.[۱]


 اخلاص سورهٔ  فلق  ناس
شمارهٔ کتابت: ۱۱۳
جزء : ۳۰
نزول
شمارهٔ نزول: ۲۰
محل نزول: مکه
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۵
تعداد کلمات: ۲۷
تعداد حروف: ۹۴

نام‌ها[ویرایش]

این سوره و سوره «ناس» را «معوذتین» هم می‌گویند؛ چون در آغاز هر دو سوره، مسئله تعویذ و پناه بردن به خدا مطرح شده‌است.

نزول[ویرایش]

سوره «فلق» قبل از سوره «ناس» نازل شده‌است.

متن سوره همراه ترجمه[ویرایش]

بسم الله الرحمن الرحيم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِن شَرِّ مَا خَلَقَ (2) وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (3) وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ (4) وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5)

بگو : به پروردگار سپيده‌دم پناه مىبرم ،«1» از زيان مخلوقاتى كه [با انحرافشان از قوانين الهى به انسان] ضرر مىرسانند ،«2» و از زيان شب هنگامى كه با تاريكىاش درآيد [كه در آن تاريكى انواع حيوانات موذى و انسان‌هاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در كمين‌اند ] «3» و از زيان زنان دمنده [كه افسون و جادو] در گره‌ها [مىدمند و با اين كار شيطانى در زندگى فرد ، خانواده و جامعه خسارت به بار مىآورند ] «4» و از زيان حسود ، زمانى كه حسد مىورزد .«5» شماره

محتوای سوره[ویرایش]

محتوای ایـن سوره تعلیماتی است که الله به محمد خصوصاً و به سایر مسلمانان عموماً در زمینه پناه بردن به او از شر همه آنچه قرآن شر می‌نامد می‌دهد.

فضیلت سوره[ویرایش]

آیاتی بر من نازل شده که همانند آنها نازل نشده و آن دو سوره «فلق» و «ناس» است.
پیامبر به یکی از یاران خود فرمود: «می خواهی دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره‌های قرآن است؟» عرض کرد: آری ای رسول خدا! حضرت معوذتان (سوره فلق و سوره ناس) را به او تعلیم کرد، سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمود و به او فرمود: «هرگاه برمی خیزی و می‌خوابی آنها را بخوان».
  • در روایتی آمده‌است:
پیغمبر اکرم شدیداً بیمار شد، جبرئیل و میکائیل نزد او آمدند، جبرئیل نزد سر پیامبر نشست و میکائیل نزد پای او، جبرئیل سوره «فلق» را و میکائیل سوره «ناس» را تلاوت کردند و پیغمبر را با آن در پناه خدا قرار دادند.

تفسیر سوره[ویرایش]

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ﴾ «به نام خداوند بخشنده بخشایشگر»

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ)

پناه می‌برم به پروردگار سپیده‌دم! در نخستین آیه به شخص پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله به عنوان یک الگو و پیشوا چنین دستور می‌دهد: «بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح» که دل سیاهی شب را می‌شکافد.

(مِن شَرِّ مَا خَلَقَ) «از شر تمام آنچه آفریده است»

از شرّ همه موجودات شرور، انسانهای شرور، جن و حیوانات و حوادث و پیشامدهای شرّ و از شرّ نفس اماره. «فلق» در اصل به معنی شکافتن چیزی و جدا کردن بعضی از بعضی دیگر است، و از آنجا که به هنگام دمیدن سپیده صبح پرده سیاه شب می‌شکافد، این واژه به معنی طلوع صبح، به کار رفته، بعضی آن را به معنی همه موالید و تمام موجودات زنده اعم از انسان و حیوان و گیاه می‌دانند، چرا که تولد این موجودات که با شکافتن دانه و تخم و مانند آن صورت می‌گیرد از عجیب‌ترین مراحل وجود آن‌هاست. و بعضی نیز مفهوم «فلق» را از این هم گسترده‌تر گرفته‌اند، و آن را به هرگونه آفرینش و خلقت اطلاق کرده‌اند، چرا که با آفرینش هر موجود پرده عدم شکافته می‌شود و نور وجود آشکار می‌گردد. هر یک از این معانی سه گانه (طلوع صبح- تولد موجودات زنده- آفرینش هر موجود) پدیده‌ای است عجیب که دلیل بر عظمت پروردگار و خالق و مدبر آن است، و توصیف خداوند به این وصف دارای مفهوم و محتوای عمیقی است. تعبیر به «مِن شَرِّ مَا خَلَقَ» مفهومش این نیست که آفرینش الهی در ذات خود شری دارد، چرا که آفرینش همان ایجاد است، و ایجاد و وجود خیر محض است، قرآن می‌گوید: «همان خدائی که هر چه را آفرید نیکو آفرید» (الم سجده/ ۷). بلکه شرّ هنگامی پیدا می‌شود که مخلوقات از قوانین آفرینش منحرف شوند و از مسیر تعیین شده جدا گردند، فی المثل نیش و دندان برّنده حیوانات یک حربه دفاعی برای آنهاست که در برابر دشمنانشان به کار می‌برند همانند سلاحی که ما در مقابل دشمن از آن استفاده می‌کنیم، اگر این سلاح به مورد به کار رود خیر است، اما اگر نا به جا و در برابر دوست مصرف گردد شرّ است. وانگهی بسیاری از امور است که ما در ظاهر آنها را شر حساب می‌کنیم ولی در باطن خیر است مانند حوادث و بلاهای بیدارگر و هشدار دهنده که انسان را از خواب غفلت بیدار ساخته و متوجه خدا می‌کند اینها مسلماً شرّ نیست.

(وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ)

سپس در توضیح و تفسیر این مطلب می‌افزاید: «و از شر هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می‌شود»

(وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ)

بعد می‌افزاید: «و از شرّ آن‌ها که در گره‌ها می‌دمند» و هر تصمیمی را سست می‌کنند. بسیاری از مفسران «نفاثات» را به معنی «زنان ساحره» تفسیر کرده‌اند آنها اورادی را می‌خواندند و در گره‌هایی می‌دمیدند و به این وسیله سحر می‌کردند. ولی جمعی آن را اشاره به زنان وسوسه‌گر می‌دانند که پی‌درپی در گوش مردان، مخصوصا همسران خود، مطالبی را فرو می‌خوانند تا عزم آهنین آن‌ها را در انجام کارهای مثبت سست کنند. فخر رازی می‌گوید: زنان به خاطر نفوذ محبت‌هایشان در قلوب رجال در آنان تصرف می‌کنند. این معنی در عصر و زمان ما از هر وقت ظاهرتر است زیرا یکی از مهم‌ترین وسائل نفوذ جاسوس‌ها در سیاستمداران جهان استفاده از زنان جاسوسه است که با این «النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ» قفلهای صندوق‌های اسرار را می‌گشایند و از مرموزترین مسائل با خبر می‌شوند و آن را در اختیار دشمن قرار می‌دهند. بعضی نیز نفاثات را به «نفوس شریره»، و یا «جماعتهای وسوسه‌گر» که با تبلیغات مستمر خود گره‌های تصمیمها را سست می‌سازند تفسیر نموده‌اند. بعید نیست که آیه مفهوم عام و جامعی داشته باشد که همه اینها را شامل شود حتی سخنان سخن‌چین‌ها، و نمّامان که کانون‌های محبت را سست و ویران می‌سازند.

(وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ )

در آخرین آیه این سوره می‌فرماید: «و از شرّ هر حسودی هنگامی که حسد می‌ورزد» این آیه نشان می‌دهد که حسد از بدترین و زشت‌ترین صفات رذیله است، چرا که قرآن آن را در ردیف کارهای حیوانات درنده و مارهای گزنده، و شیاطین وسوسه‌گر قرار داده است. «حسد» یک خوی زشت شیطانی است که بر اثر عوامل مختلف مانند ضعف ایمان و تنگ نظری و بخل در وجود انسان پیدا می‌شود، و به معنی درخواست و آرزوی زوال نعمت از دیگری است. حسد سر چشمه بسیاری از گناهان کبیره است همان گونه که امام باقر علیه السّلام می‌فرماید: «حسد ایمان انسان را می‌خورد و از بین می‌برد همان‌گونه که آتش هیزم را!»[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. موسوى همدانى، سيد محمد باقر. ترجمه تفسير الميزان. دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ه.ش چاپ پنجم. 
  2. برگزيده تفسير نمونه، ج۵، صفحات ۶۲۴ تا ۶۲۶،آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی.