فرهنگ‌های واژگان زبان فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فرهنگ‌های واژگان زبان فارسی زبان فارسی یکی از زبانهایی است که ایجاد واژگان نامه برای آن کهنت درازی دارد. و از زمانهای باستان واژگان نامه‌هایی نوشته شده که اکنون از آنها خبری نیست.

سابقه فرهنگ واژگان فارسی[ویرایش]

بنیاد زبان امروزی فارسی بر پایه زبان پارسی باستان در سده اول اسلام گذاشته شد و در مدت یکصد سال شعر فارسی رشد کرد و بپایه کمال رسید. در سده سوم هجری ابو حفص سغدی بمنظور کمک بتورانیان در فهم دقائق شعر فارسی فرهنگینوشت که بعدها از بین رفته است اما می دانیم جمال الدین حسین انجو در فرهنگ جهانگیری و محمد قاسم سروری در مجمع الفرس که هر دو در اوائل سده یازدهم تالیف شده و شمس الدین قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم تالیف اوائل قرن هفتم و ابو نصر فارابی در سال موسیقی خود از این کتاب یاد می‌کنند.

  1. فرهنگ ابو حفص سغدی نخستینفرهنگ واژگان فارسی است و نیز نخستین کتاب نثر فارسی بشمار است و کتاب دوم تاج المصار رودکی و سوم ترجمه تاریخ طبری است که در حدود ۳۵۲ ابو علی محمد بلعمی بحکم امیر منصور سامانی آنرا بپارسی گردانید.
  2. فرهنگ تاج المصادر نیز که رودکی درگذشته سال ۳۲۹ ق بمنظور حل مشکلات اشعار برای مردم خراسان نوشت از نسخه آن اطلاعی در دست نیست.
  3. سوم واژه نامه لغت فرس تالیف ابو منصور علی بن احمد اسدی طوسی است که در سدهٔ پنجم میزبسته و در آن اشعار بسیار از استادان سخن است که در جائی دیگر دیده نشده. نام هفتاد و شش تن از شعراء قدیم و نیز بعض شعرهای کلیله و دمنه و سند بادنامه گمشده رودکی و بعض اشعار و امق و عذرای گمشده عنصری در آن آمده و در ترتیب لغات ملاحظه حرف آخر شده‌است. پاول‌هورن خاورشناس آلمانی بسال ۱۸۹۷ مسیحی آنرا چاپ کرده[و چاپی دیگر پس از مقابله و تصحیح آقای عباس اقبال بسال ۱۳۱۹ در چاپخانه مجلس خورده‌است.]
  4. فرهنگ لغت چهارم فرهنگ قطران تالیف حکیم ابو منصر قطران تبریزی معاصر اسدی است. در مقدمه فرهنگ جهانگیری و صحاح الفرس بآن اشاره شده ولی امروز کسی را سراغ نداریم که نسخه‌ای از این فرهنگ را داشته یا دیده باشد.
  5. پنجم صحاح الفرس تالیف محمد هند و شاه منشی غیاث الدین بن رشید الدین فضل اللّه‌است که از لغت فرس استفاده کرده و از فرهنگ ابو حفص بی‌اطلاع بوده‌است.
  6. ششم معیار جمالی تالیف شمس الدین محمد فخری اصفهانی است که بسال ۷۴۵ بنام انجو شاه فارس نوشته و بسال ۱۸۸۵ مسیحی باهتمام کارل زالمان در روسیه بچاپ رسیده‌است. مؤلف بجای آنکه از استادان سلف شاهد بیاورد اشعار خود را بمناسبت معانی لغات ثبت کرده‌است.

واژگان نامه‌ها در هند[ویرایش]

تاج محل - قلعه اگرا
سنگ نوشته سبک فارسی

گوئی از اواخر قرن هشتم ببعد دانشمندان هند بلغات فارسی و اصطلاحات شعری بیش از ایرانیان توجه داشته‌اند زیرا که دوازده فرهنگ لغت مربوط باواخر سده هشتم تا آخر سده دهم در دست است که در هند تالیف شده و در همین مدت دو فرهنگ در ایران تالیف گردیده‌است مکمل زحمات دلبستگان فارسی در هند همانا تالیف فرهنگ جهانگیری بسال ۱۰۱۷ می‌باشد.جهانگیری بهترین و جامع‌ترین فرهنگ فارسی است. مؤلف آن جمال الدین حسین انجوی شیرازی یکی از امراء دربار اکبر شاه و فرزند و جانشین او جهانگیر شاه بوده و پنجاه و سه فرهنگ فارسی در دست داشته و در لغات مندرج در آنها و نیز در لغاتی که خود پیدا کرده تحقیق و اجتهاد نموده و تحریفات را دور ریخته‌است. خود گوید«بسیاری از لغات که در هیج فرهنگی نشانی از آن نبود بهمرسید حل آنرا چاره جز تفحص از اهل دیاری که مصنف یا ناظم از آنجا بوده یا توطن در آنجا داشته نیافتم. مثلا لغاتی که از حدیقه و دیوان حکیم سنائی غزنوی یافته شد از مردمان غزنی و کابل پژوهش نمودم». ترتیب لغات پسندیده نیست حرف دوم هر کلمه را باب و حرف اول را فصل قرار داده‌است. شاید بهمین جهت کمتر از آنچه شایسته‌است طرف توجه واقع گردیده بسال ۱۲۹۳ هجری در شهر لکهنو چاپی سراسر غلط از این فرهنگ سودمند انجام یافته‌است. در قرن یازدهم و دوازدهم هفده فرهنگ لغت در هند تالیف گردید. از آنجمله است برهان قاطع تالیف محمد حسین متخلص ببرهان که سال پایان تالیفش ۱۰۶۲ می‌باشد و بترتیب حروف تهجی تنظیم گردیده. هزارها لغت و معنی زائد بر فرهنگهای سلف دارد که بعضی اصیل نیست. این فرهنگ لغت شهرت بسیار یافته و چندین نوبت چاپ شده‌است. دیگر فرهنگ رشیدی تالیف عبد الرشید الحسینی از مردم سند است که تحقیقات مفیدی در لغات فارسی کرده و حرف اول و دوم بترتیب حروف تهجی است و بسال ۱۲۹۲ در کلکنه چاپ‌سر بی خورده‌است. دیگر بهار عجم تالیف تیک چند متخلص به بهار است. در ۱۱۵۲ باتمام رسیده و شامل الفاظ مرکب و اصطلاحات فارسی است. بقدری پسند ادباء معاصر او واقع شد که تا ۱۲۰۰ که تاریخ وفات مؤلف است هفت بار بچاپ رسید و پس از آن هم چند بار چاپ سنگی خورده‌است.

از سده سیزدهم یازده فرهنگ در دست می‌باشد که یکی از آنها انجمن آراء ناصری تالیف رضا قلی هدایت از رجال نامی سلطنت ناصر الدین شاه قاجار و صاحب تالیفات بسیار دیگر است و بسال ۱۲۸۸ پایان یافته و در همان سال هم چاپ سنگی خورده‌است. بعض الفاظ جعلی برهان و دساتیر را ضبط کرده و بسیاری لغات تاریخی با تحقیقات زمان خود آورده که قابل استفاده‌است. ترتیب لغات بحروف تهجی است و تلفظ را بکمک هم‌وزن هر لغت روشن ساخته‌است. دیگر هفت قلزم تالیف غازی الدین حیدر فرمانروای استان اود واقع در شمال هند است. از ۱۲۲۹ که سال جلوس او بوده تا ۱۲۳۲ آنرا نوشته و قبول محمد نام آنرا مرتب کرده و دیباچه آنرا نگاشته است. این فرهنگ براساس برهان قاطع قرار دارد و دو بار بچاپ سنگی رسیده‌است. دیگر غیاث اللغات تالیف محمد غیاث الدین رامپوری می‌باشد که چهارده سال رنج برده و کتاب خود را بسال ۱۲۴۲ بپایان رسانیده‌است. لغات عربی و اصطلاحات علمی بسیاری در آن مضبوط و حرف اول و دوم هر لغت بترتیب حروف تهجی است.

در ابتدای قرن چهاردهم مفصل‌ترین فرهنگ لغت فارسی بنام آنندراج فرمانروای شهرستان ویجی‌نگر واقع در جنوب هندنوشته شد. مؤلف محمد پادشاه متخلص بشادد بیرراجه آنندراج و مردی دانشمند و شاعر بوده. لغات عربی را از منتهی الارب و منتخب اللغه و صراح و غیاث و فرهنگ فرنک(اشتاینگس یا جانسون)و لغات فارسی را از مؤید الفضلا و بهار عجم و غیاث و انجمن آراء و برهان و هفت قلزم و کشف اللغات و شمس و مصطلحات وارسته با توضیح و شواهد هر یک نقل کرده و بترتیب حروف تهجی در آورده‌است. از جهانگیری و رشیدی و سراج استفاده نکرده. تاریخ ختم تالیف ۱۳۰۶ است بسال ۱۳۰۷ در شهر لکهنودر ۳۰۱۱ صفحه بزرگ چاپ سنگی خورده‌است.

دو فرهنگ لغت دیگر بنام آصف اللغات و نقش بدیع در هند و نیز فرهنگ نوبهار و کاتوزیان در ایران چاپ شده‌است و علاوه بر فرهنگهای یاد شده چهار فرهنگ فارسی بترکی بنام اقنوم عجم و شامل اللغات و قائمه لطف اللّه و لغت نعمت اللّه تالیف قرن نهم و دهم در دست می‌باشد.

      • شرح فوق از مقدمه جلد پنجم فرهنگ نظام تالیف علامه آقا محمد علی داعی الاسلام باختصار نقل گردید. این فرهنگ جامع لغات فارسی و لغات عربی مستعمل در فارسی بامر«نظام» حکمران دکن واقع در جنوب هند از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۸ قمری تالیف و در همانجا در ۵ جلد و ۳۵۳۶ صفحه چاپ سنگی شده‌است. از فرهنگ جامع مرحوم ناظم الاطباء نفیسی که از«ا»تا«ل» در چهار جلد بطبع رسیده و جلد آخر آن زیر چاپست و نیز از لغت‌نامه آقای علی اکبر دهخدا که چهار جزء آن بتازگی از چاپ در آمده چون هر دو پس از ۱۳۱۸ تاریخ اتمام فرهنگ نظام انتشار یافته یاد نشده‌است.[۱]

واژگان نامه ها[ویرایش]

  1. معجم لغة الفرس(فرهنگ مجموعه لغت فارسی) لأبی منصور الاسدی الطوسی۴۶۵ ه. ق»،
  2. معجم صحاح الفرس لشمس الدین محمد نخجوانی «المتوفی عام ۷۷۶ ه. ق»،
  3. معجم جهانگیری «فرهنگ جهانگیری» تألیف میرجمال الدین حسین الشیرازی،۱۰۱۷ ه. ق.
  4. معجم «برهان قاطع» تألیف محمد حسین التبریزی برهان، ۱۰۶۲ ه. ق حیدرآبادالدکن.
  5. معجم آنندراج «فرهنگ آنندراج»، محمد پادشاه۱۳۰۷. ق، فارسی/عربیة.
  6. معجم برهان قاطع.
  7. معجم دهخدا المعروف ب «لغتنامه دهخدا».
  8. معجم دکتور معین «فرهنگ معین»،
  9. معجم الاستاذ حسن عمید «فرهنگ عمید»،۱۳۵۱ ه. ش.
  10. معجم فارسی عربی تالیف العلامة الشیخ احمد النجفی طهران،.
  11. فرهنگ «القاموس الفرید فی العصر الجدید».

لغتنامه‌های عربی[ویرایش]

واژگان نامه‌های فارسی-انگلیسی[ویرایش]

انجو

واژگان نامه‌های فارسی-فرانسه[ویرایش]

واژگان نامه‌های فارسی-روسی[ویرایش]

واژگان نامه‌های فارسی- اسپانیایی[ویرایش]

واژگان نامه‌های فارسی- ژاپنی[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. مجله دانش فروردین ۱۳۲۸ فرهنگهای فارسی و پیدایش بیشتر آنها در هند