فرهاد دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فرهاد دوم (اشک هفتم) (به لاتین:Phraates II) هفتمین شاه ایران از دودمان اشکانی است (ح۱۳۸ یا ۱۳۷- ح۱۲۸ ق.م). وی پس از پدرش مهرداد یکم به تخت نشست.

فرهاد دوم و سلوکیان[ویرایش]

آتیوخوس سیدت برادر دیمتریوس دوم در نبود او سوریه را تصرف کرد و بر آن بود که به ایران حمله و آن را نیز تسخیر کند. در آغاز پیشروی چشمگیری نصیب آنتیوخوس سیدت شد و مردم ایران نیز بر فرهاد شوریدند و عرصه آن چنان بر او تنگ شد که ناچار به حکومت بر سرزمین پارت که برای او باقی‌مانده بود، بسنده کرد. فرهاد خواست با سلوکیان از در آشتی درآید، ولی شرایط شاه سلوکی بسیار سنگین بود. به این ترتیب فرهاد می بایست به مملکت پارت اکتفا کند و باج سنگینی نیز به سلوکیان بپردازد. فرهاد برای ایجاد جنگ خانگی در سوریه، دمتریوس را که توسط پدرش مهرداد اسیر شده و در زندان بود، رها کرد تا میان دو برادر نبردی درگیرد. گفتنی است که ظلم و ستم سلوکیان بر مردمان تحت انقیادشان موجب شد که مردم تحت ستم سلوکیان به فرهاد گرویدند. آنتیوخوس برای گرفتن انتقام شکستها و اسارت خود با سپاهی گران به ایران آمد، ولی فرهاد به او فرصت نداد، ناگهان بر او تاخت و در هنگام جنگ پادشاه سلوکی کشته شد. از این پس سلوکیان دیگر به خود اجازه تجاوز به حریم ایران را ندادند. انحطاط کامل دولت سلوکی از همین زمان آغاز گردید.

سکاها[ویرایش]

پس از این پیروزی فرهاد مدتی بیاسود، ولی این آسودگی زیاد دوام نیاورد و او با مشکلات جدیدی روبرو شد. فرهاد برای امنیت مرزهای شرقی ایران، سکاها را به کمک طلبید و با آنان پیمانی بست. بر اساس این پیمان فرهاد می‌بایست در برابر یاری رساندن سکاها به سپاه پارتیان مبلغی به آنان بپردازد. منابع تاریخی این گونه بیان کرده‌اند که فرهاد یکم توانست بدون یاری سکاها بر مشکلات فائق آید و از آنجایی که مبلغ تعهد شده به آنها بسیار زیاد بود، وی از پرداختن آن خودداری نمود. سکاها با توجه به خوی تهاجمی خود به سرزمین پارت یورش بردند و به قتل و غارت پرداختند. فرهاد برای دفع تجاوزات سکاها با آنان وارد جنگ شد و در سال ۱۲۵ پ.م. در همان جنگ کشته شد.

در همین زمان گروه دیگری از سکاها به ایران هجوم آوردند و در افغانستان امروزی و در سیستان مستقر شدند. از این پس سرزمین زرنگ بر اثر این واقعه، به سکستان تغییر نام یافت و این نام بعدها سیستان شد. از این پس تاریخ ایران با تاریخ چین پیوند می یابد. در چین پس از انقراض سلسله چو، یک چینی به نام تسین زمام امور را در دست گرفت و سلسلهٔ نیرومندی را تأسیس نمود و برای جلوگیری از تاخت و تاز مردمان وحشی صحراگرد، دیوار چین را ساخت. پس از آن هون‌ها که از نژاد زردپوست می‌باشند، چون نتوانستند وارد چین شوند و تاخت و تاز نمایند، متوجه صفحات غربی شدند و حمله به مردمان ایرانی‌تباری موسوم به یوئه‌چی نمودند و آنها را از جایشان راندند. مردمان مزبور هم به نوبت خود به سکاها فشار آوردند. این بود که سکاها به پارت و باختر روی آوردند.

سلف:
مهرداد یکم
شاهنشاه ایران

ح۱۳۸ یا ۱۳۷- ح۱۲۸ پ.م

جانشین:
اردوان دوم

منابع[ویرایش]

پیرنیا، حسن(مشیرالدوله)، ایران باستانی، دنیای کتاب ۱۳۶۲ ص۲۱۵-۲۱۶