فرشید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فرشید نامی فارسی(پارسی) است. این نام یکی از کهن‌ترین نام های فارسی مناسب است که وابسته به واژه‌شناسی یا زبان‌شناسی تاریخی و تطبیقی است, ​​زمینه آن را می توان حتی در متون قدیمی فارسی نیز یافت.

این نام متشکل از دو بخش است (فر= شکوه و جلال، درخشش) + (شید= خورشید، پرتوهای خورشید، منبع نور).

در شاهنامه نیز شخصیتی با این نام وجود دارد.

فرشیدورد[ویرایش]

در اوستا فرَشْ‌هَم‌وَرِتَ[۱][۲] (fraš.ham.vareta) و در پارسی میانه فرَشاوَرت (frašāvart) آمده است.[۳] در زبان پارسی دری به صورت‌های فرش‌آورد، فرشیدورت، فرشیدورد، فرشیدور و فرشید آمده است.[۴] جزء نخست یعنی فرَشَ (fraša) به معنای تر و تازه و راهوار و جزء دیگر وَرِتَ (vareta) به معنای گردونه یا ارابه می‌باشد.[۵] می‌تواند بر روی هم معنای "دارندهٔ گردونهٔ راهوار" بدهد. لازم به ذکر است که در اشکال باستانی این واژه، نه واژهٔ خوَرِنَ (xwarena) معادل فر در پارسی دری، و نه واژهٔ خشَئیتَ (xšaēta) معادل شید (=درخشنده) در پارسی دری آمده‌است. پس معنای "دارندهٔ فرّ درخشنده" درست به نظر نمی‌رسد.

در شاهنامهٔ فردوسی نام سه تن فرشیدورد است: فرشیدورد پسر ویسه: برادر پیران ویسه، پهلوان تورانی که پس از جنگ یازده رخ به همراه برادرش؛ لَهّاک گریخت و به دست گستهم؛ پهلوان ایرانی کشته شد؛ فرشیدورد پسر گشتاسب: برادر وفادار اسفندیار از پهلوانان ایرانی که در نبرد با ارجاسب؛ شاه توران کشته می‌شود. در دو مورد در شاهنامهٔ تصحیح‌شدهٔ دکتر جلال خالقی مطلق فرش‌آورد آمده است. این دو مورد در بخش سرودهٔ دقیقی توسی می‌باشد که حدود هزار بیت است و فردوسی آن را در شاهنامهٔ خود جای داده است.[۶]؛ فرشیدورد، دهقانی در زمان بهرام گور

اشخاص مشهور با این نام[ویرایش]

منبع[ویرایش]

  1. فرهنگ فارسی معین جلد ۶ زیر واژهٔ فرشیدورد
  2. اوستا، فروردین یشت، کردهٔ 25، بند 102
  3. یادگار زریران، ترجمهٔ دکتر یحیی ماهیار نوابی، نمایهٔ پایانی، سرواژهٔ فرشاورد
  4. زیر هر کدام از واژه‌ها در لغت‌نامهٔ دهخدا به جز فرش‌آورد
  5. واژه‌نامهٔ آنلاین اوستایی به انگلیسی
  6. شاهنامهٔ فردوسی، دفتر پنجم، به کوشش جلال خالقی مطلق

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «[۱]»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد.