فراماسونری در ایران
فراموشخانه عنوان معادلی است است که در ایران به فراماسونری داده میشود. میرزا ملکمخان ناظمالدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدینشاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانشآموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلالالدین میرزا. مرام این انجمن ریشه در آموختههای ملکم از آموزههای سیاسی-اجتماعی اروپای قرن نوزدهم خصوصاً انقلاب فرانسه داشت: آموزههایی چون لیبرالیسم و اومانیسم. وانگهی هدف ملکم از تأسیس چنین سازمانی تربیت طبقهای از روشنفکران برای خدمت اجتماعی بود، تا فرایند نوسازی سیاسی را به یاری ایشان پیش ببرد. علیرغم تمهیدات ملکم در برنیانگیختن مخالفت صاحبنفوذان، از جمله برگزیدن شاه به ریاست افتخاری انجمن، موج مخالفت خیلی سریع برخاست. از جملهٔ مخالفان قشر سنتی و محافظهکار ملایان بود. گرچه تشکیلات و سازماندهی داخلی فراموشخانه برگرفته از آنِ لژهای فراماسونری در اروپا بود، فراموشخانهٔ ملکم هیچ ارتباطی با محافل فراماسونریِ اروپا نمیداشت.[۱]
در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسونها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسونهای سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختیهای ایران معرفی میشدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمنها در بعد از انقلاب شد.[نیازمند منبع]
محتویات |
منابع مطالعاتی موجود در مورد فراماسونری [ویرایش]
حجم عظیمی از نوشتههای موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله میرسد. بیشترین این نوشتارها در دو وادی افراطی قرار دارند. یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع میکنند و یا آنها را فرصت طلب و عامل انواع صدمات به جامعه می دانند. در ایران فراماسونری تشکلیاتی اشراف منشتر و مخفیانهتر داشته است و به همین سبب در ایران فراماسونری در مقایسه با غرب بسیار بیشتر آماج نظریههای تئوری توطئه بوده است. به سبب کمبود مطالعات دانشورانه بر روی منابع اولیه، تحلیل اجتماعی فراماسونری در ایران در حال حاضر بسیار مشکل میباشد.[۲]
منابع غیر ایرانی [ویرایش]
شماری نوشتارها در نشریات ماسونیک امریکا در مورد فراماسونری در ایران (مانند کارهای Boettjer; Carr; Payne; Richards) وجود دارد.[۲]
منابع ضد فراماسونری [ویرایش]
کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیاد گرایان منتشر شده است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسمائیل رایین را دنبال میکنند که ماسونها را به تمام انواع توطئهها علیه ملت ایران متهم میکرد. تم تکراری این کتابها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین میافزایند.[۲][۳]
پیش از مشروطه [ویرایش]
میرزا ملکمخان ناظمالدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدینشاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانشآموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلالالدین میرزا. حتی سید صادق طباطبایی از ملایان خوشفکر و پیشرو که بعدها پسرش، شیخ سید محمد طباطبایی، از رهبران مشروطه شد به این انجمن پیوست. گرچه تشکیلات و سازماندهی داخلی فراموشخانه مقتبس از آنِ لژهای فراماسونری در اروپا بود، فراموشخانهٔ ملکم هیچ ارتباطی با محافل فراماسونریِ اروپا نمیداشت.[۴]
مرام این انجمن ریشه در آموختههای ملکم از آموزههای سیاسی-اجتماعی اروپای قرن نوزدهم خصوصاً آنِ انقلاب فرانسه داشت: آموزههایی چون لیبرالیسم و اومانیسم. وانگهی هدف ملکم از تأسیس چنین سازمانی تربیت طبقهای از روشنفکران برای خدمت اجتماعی بود، تا فرایند نوسازی سیاسی را به یاری ایشان پیش ببرد. علیرغم تمهیدات ملکم در برنیانگیختن مخالفت صاحبنفوذان، از جمله برگزیدن شاه به ریاست افتخاری انجمن، موج مخالفت خیلی سریع برخاست. از جملهٔ مخالفان قشر سنتی و محافظهکار ملایان بود.[۵]
این انجمن نخست با اجازه ناصرالدین شاه و به شرط اینکه مخالف مصلاح شاه و مملکت نباشد در دوران زمامداری میرزا آقاخان صداعظم که از مدافعان فراماسونری بود تاسیس شد و در این دوران رونق بسیار داشت ولی بعد از برکناری میرزا آقاخان ناصرالدین شاه بنابر گزارشهایی که از انجمن داشت ادامه فعالیتها آن را به مطابق مصالح سلطنت ندانست و دستور تعطیلی آن را صادر کرد و میرزا ملکم خان نیز دستگیر و به عراق تبعید شد.[۶]
در آغاز؛ بسیاری از روشنفکران دورهٔ قاجار، سازمان فراماسونری را به عنوان یک سازمان نوگرا، انقلابی و آزادیخواه میشناختند که آرمانی جز مبارزه با استبداد و برپایی مردمسالاری و بیداری ملتها ندارد. از جمله عوامل مهمی که موجب گرایش و جذب روشنفکران این دوره به سازمانهای فراماسونری، به ویژه، لژ فرانسوی آن میشد، نقش مهم اعضای آن سازمان در انقلاب کبیر فرانسه بود؛ و از آنجا که انقلاب فرانسه سرمشقی ارزنده برای انقلابیون و روشنفکران ایران میبود، ایشان تشکیل فراموشخانه و پیوستن به سازمانهای فراماسونی را وسیلهای برای ایجاد تحول، دگرگونی و انقلاب در ایران میپنداشتند.[۷]
از دیگر فراماسونهای مشهور این دوران میتوان به سید جمالالدین اسدآبادی اشاره کرد که با نامهای مختلف در ۱۰ لژ فراماسونری در ایران، مصر و اروپا فعالیت داشتهاست.[۸]
دورهٔ محمدرضا پهلوی [ویرایش]
در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسونها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسونهای سرشناس بودند.[۹]
از چهرههای شاخص فراماسونری در این دوران میتوان ارنست پرون را نام برد. پرون خدمتکاری بود که در مدرسه له روزه در زمان تحصیل محمدرضا به کار مشغول شد وی که دارای معلومات بسیار بالایی در ادبیات و فلسفه بود به سرعت مورد توجه ولیعهد ایران قرار گرفت و با وی به ایران آمد. هرچند رضاشاه مخالف حضور وی در دربار ایران بود و وی را جاسوس میدانست ولی دوستی وی با ولیعهد وی را به دربار ایران راه داد. وی از بنیانگذاران لژ پهلوی بود که به گفته فردوست با اجازه محمدرضا پهلوی تاسیس شده بود.[۱۰] پرون در طول حضورش در ایران از فراماسونها حمایت زیادی کرد.[۱۱]
از لژهای فراماسونری ایران در دوران محمدرضا پهلوی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- لژ روشنایی در شیراز
- لژ بیداری ایرانیان
- لژ همایون
- لژ مولوی
- لژ تهران
- لژ خیام
- لژ کوروش
- لژ مهر
- لژ ستاره سحر[۱۲]
- لژ بزرگ ایران
پس از انقلاب [ویرایش]
در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختیهای ایران معرفی میشدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمنها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانههایی در مورد دستهای پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.[۲]
جستار وابسته [ویرایش]
منابع برای مطالعه بیشتر [ویرایش]
== منابع ==
- ↑ حسن قاضیمرادی ۵۸–۶۴
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ EIr. «FREEMASONRY». در Encyclopædia Iranica. چاپ 1st. December 15, 2000.
- ↑ "There are also a number of books and many essays and editorials on Masonry in Persia prepared by conservative, nationalist, radical, and fundamentalist authors. These follow Rāʾīn in his bitter anti-Masonic rhetoric, accusing Masons of all kinds of devious conspiracies against the Persian nation."
- ↑ حسن قاضیمرادی ۵۸–۶۴
- ↑ حسن قاضیمرادی ۵۸–۶۴
- ↑ (ابراهیم صادقی نیا، فراماسونری و جمعیتهای سری در ایران، صفحه ۲۴ و ۲۵)
- ↑ آجودانی، ماشاءالله. مشروطه ایرانی. چاپ پنجم. تهران: اختران، ۱۳۸۳. صص ۲۴۴-۲۴۵. ISBN 964-7514-49-2.
- ↑ (ابراهیم صادقی نیا، فراماسونری و جمعیتهای سری در ایران، صفحه ۲۳)
- ↑ ابراهیم صادقی نیا
- ↑ ابراهیم صادقی نیا، ص ۴۳
- ↑ ابراهیم صادقی نیا، ص ۴۲-۴۴
- ↑ ابراهیم صادقی نیا، ص ۲۵-۳۱
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. اسناد فراماسونری در ایران. چاپ اول. تهران، ۱۳۸۱. ISBN 964-5645-40-9. تاریخ سیاسی معاصر ایران دکتر جلال الدین مدنی. جلد اول