زبان فارسی در افغانستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از فارسی شرقی)
پرش به: ناوبری، جستجو
زبان فارسی

گونه‌های منطقه‌ای و اجتماعی
زبان فارسی
:

دستور زبان:

ویژگی‌های زبان:

نوشتار:

زبان فارسی در افغانستان به زبان فارسی رایج در این کشور که عمدتا فارسی دری است می‌پردازد. این گونه زبانی در نگارش‌های رسمی دولتی افغانستان با نام زبان دری یاد می‌شود، ولی مردم افغانستان در زبان گفتاری، زبان خود را با نام فارسی می‌شناسند. فارسی دری و پشتو در افغانستان دو زبان رسمی در کل کشور هستند.

اگرچه برخی فارسی رایج در افغانستان را زبانی مستقل و با نام دری جدای از زبان فارس می‌دانند اما تفاوت این گویش با زبان فارسی در ایران در حدّی نیست که بتوان آن دو را دو زبان جداگانه دانست. به هر حال فارسی دری افغانستان را می‌توان به عنوان یکی از مهمترین گونه‌های زبان فارسی شمرد.

اخیرا دولت افغانستان قانون‌هایی برای پالایش زبان فارسی در افغانستان گذاشته است. همچنین گاه جنجال‌هایی بر سر استفاده از برخی واژه‌ها مانند دانشگاه و پارلمان پیش آمده است. همچنین دیدگاه‌های متفاوتی دربارهٔ آسیب‌شناسی زبان فارسی در افغانستان وجود دارد. برای دیدگاه‌های متفاوت به بخش «دیدگاه‌ها» مراجعه کنید.

محتویات

دستور خط [ویرایش]

دستور خط رسمی فارسی در افغانستان تفاوت بسیار جزئی با دستور خط فارسی در ایران دارد. این دستور خط سالها پیش در وزارت فرهنگ افغانستان ترتیب یافته‌است. پیرو این دستور خط واژگانی نظیر «زندگی» به صورت «زنده‌گی» نوشته می‌شوند. با این وجود این دستور خط چندان در نشریات استفاده نمی‌شود. وضعیت یای میانجی و یای نکره مبهم است برای مثال ترکیباتی نظیر خانه‌ای زیبا به صورت‌های «خانه‌ئی زیبا» و «خانهٔ زیبا» نوشته می‌شوند.

لهجه‌ها [ویرایش]

لهجه‌های مختلفی از فارسی در افغانستان متداول است. از جمله هزارگی، هراتی، کابلی و … گویش فارسی متداول در هرات، بادغیس و فراه که تحت نام لهجه هراتی شناخته می‌شوند، به گویش فارسی زبانان شمال شرق ایران شباهت زیادی دارد و با گویش مرزنشینان ایران تقریبا یکی است. این گویش با گویش‌های رایج در استان‌های خراسان ایران در یک رده‌بندی قرار می‌گیرند.[۱]

لهجه‌های شرق افغانستان از جمله لهجه بدخشی با لهجه‌های فارسی تاجیکستان شباهت دارد.

دایره واژگان [ویرایش]

در فارسی افغانستان، از واژگان پشتو، روسی و انگلیسی بسیار استفاده می‌شود. به‌ویژه برای مفاهیم نو استفاده‌ای از واژه‌های فارسی نمی‌شود و بیشتر از زبان‌های انگلیسی، عربی، پشتو و اردو وام گرفته می‌شود.[۲]

در بسیاری موارد گویشوران در مواردی که کلمه فارسی مناسبی هم برای مفهوم مورد نظر وجود دارد از واژه انگلیسی استفاده می‌کنند. استفاده از واژگانی مانند پرابلم (بجای مشکل) و پالیسی (بجای سیاست) در بین دولت مردان بسیار رواج دارد.

دیدگاه‌ها [ویرایش]

در افغانستان گاه جنجال‌هایی بر سر زبان فارسی و نیز استفاده از برخی واژه‌ها مانند «دانشگاه»، «دانشجو» و «پارلمان» پیش آمده است.[۳][۴][۵]

محمدکاظم کاظمی مهم‌ترین تهدیدها و آسیب‌های فارسی افغانستان را مواردی همچون: ورود بی‌رویهٔ واژگان خارجی در قرن کنونی، جایگزین شدن تدریجی زبان انگلیسی در نظام اداری این کشور، شیوع و گسترش غلط‌های بسیار در سطح آوایی زبان، ضعف شدید زبان در سطح دستوری، زوال تدریجی گویش‌های غنی و اصیل محلی و غلبهٔ گویش پایتخت به دلیل گسترش رسانه‌های گروهی، می‌داند. او دلایل این نابسامانی را چنین برمی‌شمارد: ضعف سواد و دانش عمومی به دلیل چند دهه جنگ و نابسامانی‌های اجتماعی و سیاسی، برخورد ناگهانی و همه‌جانبهٔ افغانستان با جهان خارج، به‌ویژه جهان انگلیسی زبان و کاربرد زیاد زبان انگلیسی در موسسه‌های گوناگون، کم‌توجهی نهادینه‌شدهٔ حاکمیت پشتو زبان افغانستان نسبت به زبان فارسی که گاه به‌صورت خصومت با این زبان نیز بروز می‌کند، قطع ارتباط نسبی فارسی‌زبانان افغانستان با فارسی‌زبانان خارج از کشور در این چند دهه و دور ماندن آن‌ها از تحولات زبان فارسی در کشورهای همسایه.[۶]

به عقیده مایل هروی، به خاطر سیاست پشتون‌سازی حکومتی در افغانستان، در متون اداری این کشور واژه‌های بسیاری بر زبان فارسی افغانستان تحمیل شده‌است. تحمیل واژه‌های نوپای پشتو در نامه‌های اداری افغانستان به اندازه‌ای است که روانی زبان فارسی در آن به خطر افتاده‌است. در افغانستان، امروزه برای مفاهیم نو، ملغمه‌ای از واژگان بیگانه استفاده می‌شود و سیاست آشفته‌سازی فارسی و تضعیف آن از سوی حکومت آن کشور هم‌چنان ادامه دارد.[۷]

اخیرا دولت افغانستان قانون‌هایی برای پالایش زبان فارسی در افغانستان گذاشته است. شورای وزیران افغانستان پس از جلسه‌ای با حضور حامد کرزی رئیس جمهوری، اعلام کرد استفاده از «زبانها و لهجه‎های بیگانه» در رادیو و تلویزیون ممنوع است. به گفتهٔ دین‎محمد راشدی، معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ، «اگر ما از واژه‎هایی استفاده کنیم که در کشورهای فارسی‎زبان مفهوم است ولی برای مردم افغانستان مفهوم نیست، درست نیست… این حق مردم افغانستان است که از واژه‎هایی استفاده کنیم که در زبان مردم افغانستان موجود است.» این قانون با نقدهایی مواجه شده است و آن را مبهم و سلیقه‌ای خوانده‌اند.[۳][۸]

جستارهای وابسته [ویرایش]

منابع [ویرایش]

  1. بی‌بی‌سی: کو آن زبان فاخر.
  2. بی‌بی‌سی: کو آن زبان فاخر.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «دولت افغانستان پخش برنامه به 'زبانها و لهجه‏‎های بیگانه' را ممنوع کرد». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۶ فوریه ۲۰۱۳ - ۰۸ اسفند ۱۳۹۱. 
  4. «دعوای مقام‌های افغان بر سر واژه 'دانشگاه'». بی‌بی‌سی فارسی، ۰۶ سپتامبر ۲۰۱۲ - ۱۶ شهریور ۱۳۹۱. 
  5. «ادامه جنجال 'دانشگاه یا پوهنتون' در مجلس افغانستان». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۱ اوت ۲۰۰۸ - ۲۱ مرداد ۱۳۸۷. 
  6. فارسی افغانستان، تهدیدها و ضرورت‌ها (محمدکاظم کاظمی)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  7. مایل هروی، نجیب، تاریخ و زبان در افغانستان، تهران: چاپ دوم ۱۳۷۱. صص۱۱۴-۱۱۵
  8. عزیز حکیمی (سردبیر سایت افغانستان مونیتور). «چه کسی برای زبان فارسی در افغانستان تصمیم می‌گیرد؟». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۷ فوریه ۲۰۱۳ - ۰۹ اسفند ۱۳۹۱. 

پیوند به بیرون [ویرایش]

گروه‌های قومی فارسی‌زبان در افغانستان و لهجه‌های آنها
موقعیت گروه قومی نام محلی لهجه ویژگی‌ها
  1. شهر کابل
  2. درۀ پنجشیر
    درۀ سالنگ
    درۀ غوربند
    کوهستان
  3. لوگر (کُلنگار، دوشنبه، پاتخوابِ روغنی، بَرَکی‌راجان)
    چرخِ لوگر
  4. درۀ لغمان
    سُرخ‌رود (ننگرهار)
    کَندی‌باغ (ننگرهار)
    اورگون (پکتیکا)
  5. بدخشان
  6. شهر مزار شریف
  7. قَطَغَن

تاجیک
تاجیکِ پنجشیری
تاجیک
تاجیک
تاجیک
تاجیک
تاجیک
تاجیک لغمانی
تاجیک
کندی‌باغی
تاجیک اورگونی/فُرمولی
تاجیک بدخشی
تاجیک
تاجیک

کابلی
پنجشیری
فارسی
غوربندی
کوهستانی
فارسی
چرخی
لغمانی
فارسی
کندی‌باغی
فارسی/فُرمولی
بدخشی
مزاری
قطغنی

شهری، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی و اختلاط زیاد با پشتو
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی و اختلاط زیاد با پشتو
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی و اختلاط زیاد با پشتو
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان هندی و اختلاط زیاد با پشتو
روستایی، واژگان فارسی تاجیکی
شهری، واژگان فارسی تاجیکی
روستایی، واژگان فارسی تاجیکی و تُرکی

شهر هرات
غرب هرات
شمال هرات
قلعه نو (بادغیس)
غور

غور
غور
شهر فراه
شهر قندهار
تاجیک
ایماق تیمنی
ایماق جمشیدی
هزاره
ایماق

ایماق فیروزکوهی
ایماق تَیمَنی
تاجیک
تاجیک
هراتی
فارسی
فارسی
فارسی
ایماقی

فیروزکوهی
تَیمَنی
فراهی
فارسی
شهری، واژگان خراسانی
روستایی، واژگان خراسانی
روستایی، واژگان خراسانی
روستایی، واژگان خراسانی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان تُرکی-مُغولی

روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان تُرکی-مغولی
روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان تُرکی-مغولی
شهری، واژگان خراسانی
شهری، واژگان خراسانی
کَنگ (نیمروز) و منطقۀ ابراهیم‌آباد (در مجاورت شهرستان زابل در ایران) تاجیک سیستانی سیستانی روستایی، واژگان سیستانی و بلوچی
هزاره‌جات هزاره هزارَگی روستایی، نفوذ شمار اندکی از واژگان مُغولی