عید الزهرا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

عید الزهرا، فَرحَةالزهراء، روز رُفع‌القلم (به معنی برداشته‌شدن قلم)، غدیر دوم و گاه در تداول عامه عُمرکُشان یا عمرکُشون مراسمی است که برخی از شیعیان در تاریخ نهم ربیع‌الاول برگزار می‌کنند.[۱] هدف برگزارکنندگان این مراسم شادمانی به دو دلیل است: (۱) آغاز امامت امام دوازدهم شیعیان و (۲) باور آنان به کشته‌شدن عمربن خطاب در چنین روزی.[۲] این مراسم حداقل از قرن هفتم هجری وجود داشته و در زمان صفویان رایج بوده است.[۱] برگزاری این مراسم در ایران به صورت علنی ممنوع است. [نیازمند منبع]

انتقادات متعددی به برگزاری این مراسم وارد شده‌است. اولاً، بررسی‌های تاریخی با استفاده منابع شیعه و سنی نشان می‌دهد که عمر در ماه ذی‌الحجه کشته‌شده نه در نهم ربیع‌الاول. ثانیاً، بررسی‌های حدیثی نیز نشان می‌دهد که سند روایت رفع‌القلم که به موجب آن گناهان در این روز مورد حساب قرار نمی‌گیرند ضعیف است.[۱] این روایت که جواز ارتکاب به گناهان در چنین روزی را می‌دهد از نظر قواعد حدیثی در پایین‌ترین درجهٔ اعتبار قرار دارد.[۳]

تاریخچه برگزاری[ویرایش]

سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال خود به برگزاری این مراسم توسط شیعیان اشاره می‌کند که به معنی برگزاری آن حداقل از قرن هفتم هجری است. گزارش‌های متعدد تاریخی نشان می‌دهد که در زمان صفویان این مراسم در میان مردم رایج بوده‌است.[۱]

تاریخ برگزاری[ویرایش]

برپایی و شرکت برخی شیعیان در این مراسم با نیت سال روز مرگ عمر بن خطاب صورت می‌گیرد، این در حالی است که بنا بر نقل قول طبری، بلاذری، یعقوبی، مسعودی، ابن اعثم کوفی و شیخ مفید،[۴] عمر در ۲۶ ذیحجه ترور شد و سه روز بعد (۲۹ ذیحجه) درگذشت و این مراسم در واقع با ۷۰ روز تاخیر برگزار می‌شود.[۵] به گفته آیت‌الله سید حسن مصطفوی، ۹ ربیع‌الاول در واقع سالروز قتل عمر سعد، قاتل حسین بن علی، به فرمان مختار ثقفی است که توسط عوام با خلیفه دوم اشتباه گرفته شده‌است.[۶]

علامه مجلسی در این رابطه در کتاب بحارالانوار جلد ۳۱ صفحه ۱۳۲ می‌نویسد: «بین شیعیان در تمامی نقاط و نواحی در زمان ما مشهور است که به قتل او در روز نهم ربیع الاول می‌باشد. و آن روز یکی از اعیاد است.» گرچه او در همان کتاب قبلاً نقل قولی از شیخ مفید از کتاب مسار الشیعه آوره که شیخ تاکید می‌کند اعتقاد اجتماع شیعه به کشته‌شدن عمر در نهم ربیع‌الاول صحیح نیست. در حالی است که بررسی گزارش‌های روحانیون شیعه مانند شیخ مفید و ابن ادریس حلی مؤید تاریخ ذی‌الحجه است؛ مجلسی در توجیه این گزارش‌ها استناد به گزارشی از سید بن طاووس می‌کند که می‌گوید در مورد روز نهم ربیع‌الاول روایات عظیم‌الشانی یافته است و استدلال می‌کند «اعتبار آن روایات (در اثبات مرگ عمر در روز نهم ربیع) بعلاوهٔ شهرتی که بین اکثر شیعیان سلف و خلف دارند، کمتر از آنچه مورخین مخالف نقل کرده‌اند (که روز مرگ وی ۲۸ ذی الحجة است) نیست. (به عبارت دیگر اعتبار روایت نهم ربیع با گفته‌های مخالفین رد نمی‌شود) و احتمال دارد که مخالفین این روز را تغییر داده‌اند تا امر برای شیعیان مشتبه شود، و آن روز را روز عید و سرور نگیرند.» اگرچه خود سید بن طاووس در مورد فضیلت این روز تردید دارد و می‌نویسد که هیچ کتاب مورد اعتمادی را نیافته که اصل روایت را از ابن بابویه تائید کند. استدلال مجلسی در مورد وارد شدن احادیث متعدد در فضیلت روز نهم ربیع‌الاول درست نیست چرا که چنان احادیثی، به جز یک حدیث، حتی در بحارالانوار، نوشتهٔ خود مجلسی، وجود ندارد. احتمال تاثیر تعصب شیعی پادشاهان صفوی در استدلالات مجلسی نیز مطرح شده‌است.[۱]

آداب این جشن[ویرایش]

برگزارکنندگان این مراسم که باور به کشته‌شدن عمر در چنین روزی دارند به منظور تبری از دشمنان اهل بیت و تولی به اهل بیت آداب خاصی برای این روز قائل شده‌اند. این آداب تنها بر یک حدیث از معصومین شیعیان تکیه دارد. در این حدیث توسط حذیفة بن یمان از قول پیامبر اسلام آمده است که خداوند بر او وحی کرده که امروز را عید قرار داده و به کرام الکاتبین امر کرده که تا ۳ روز گناهان همهٔ مردم را از قلم بیاندازند. این حدیث خبر واحدی است که در میان کتب روایی قرن ششم به بعد دیده‌می‌شود و نام راویان آن در هیچ‌یک از کتاب‌های رجالی و سند هیچ حدیث دیگری نیامده‌است.[۱] این روایت جواز ارتکاب به گناهان در چنین روزی را می‌دهد و از نظر قواعد حدیثی در پایین‌ترین درجهٔ اعتبار قرار دارد.[۳] میرزا عبدالله اصفهانی افندی، از همکاران علامه مجلسی در تدوین بحارالانوار می‌نویسد: «این روز (نهم ربیع) بسیار عزیز و محترم و شریف و مکرّم است» اما «از دعاها و نمازها و زیارت ها چندان چیز بخصوصی تا الحال به نظر نرسیده‌است.»[۱]

ممنوعیت برگزاری[ویرایش]

برگزاری این مراسم در ایران ممنوع است و در سال‌های اخیر توسط پلیس از برگزاری آن جلوگیری می‌شود.

برگزاری این مراسم در زمان رهبری آیت‌الله سید روح‌الله خمینی ممنوع شد و علی‌اکبر محتشمی‌پور وزیر کشور وقت به شدت با برگزارکنندگان این مراسم مقابله کرد. علت این کار ظاهراً جلوگیری از اختلافات شیعیان و سنیان است. اما با این وجود این ممنوعیت این مراسم هنوز هم بطور مخفیانه برگزار می‌شود. در سال ۱۳۸۶ آرامگاه ابولؤلؤ در کاشان به دلیل برگزاری چنین مراسمی برای همیشه تعطیل شد.[۷]

انتقادات[ویرایش]

برخی حکومت‌های پیشین نظیر صفوی از برگزاری این مراسم حمایت می‌کرده‌اند،[۸] اما امروزه بسیاری از مسلمانان و حتی شیعیان برگزاری این آیین را نادرست و موجب اختلاف‌افکنی میان مذاهب اسلامی می‌دانندچون شیعیان، اهل سنت را برادر دینی خود می دانند.[۹] برخی نیز آن را به عنوان اهانت به مذهب در نظر می‌گیرند و ممنوعیت برگزاری آن را مخالف آزادی مذهبی نمی‌دانند.[۱۰] برگزاری این مراسم در مناطقی که اهل سنت سکونت داشته‌اند همواره با درگیری‌هایی همراه بوده‌است. البته در سال‌های اخیر کمتر از این مراسم و برگزاری آن نشانی هست.

برخی شیعیان با استناد به یک روایت معتقدند در این روز هر حرفی را می‌توان زد و همه گونه شادی مجاز است. برگزاری چنین مراسمی در ایران ممنوع است، و مراجع تقلید مختلف در مورد این دیدگاه عامیانه موضع گرفته‌اند:

آیةالله ناصر مکارم شیرازی نیز در مورد این مراسم در استفتاءات خود نوشته است: اوّلًا: روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایّام مخصوص، در منابع معتبر نداریم. روایت مزبور از نظر سند اعتباری ندارد.

ثانیاً: بر فرض، چنین چیزی باشد (که نیست) مخالف کتاب خدا و سنّت است، و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست، و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست، و نباید به نام مقدّس اهل بیت (علیهم السلام) مجالس مشتمل بر گناه تشکیل داد. رفع قلم مخصوص به کودکان نابالغ و دیوانه‌ها و حالت خواب است، و معاذ الله که ائمه معصومین (علیهم السلام) اجازه ارتکاب گناه به افراد در این ایّام یا غیر این ایّام داده باشند. و بر فرض اعتبار، معنای حدیث این است که اگر کسی لغزشی از او سر زد خداوند او را می‌بخشد، نه این که عمداً آلوده گناه شود.

ثالثاً: تولّی دوستان اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و تبرّی از دشمنان آنها، جزء ارکان مذهب ماست؛ لکن تولّی و تبرّی راههای صحیحی دارد، نه این راههای خلاف، و نباید کاری کرد که شکاف در صفوف مسلمین بیفتد.[۱۱]

آیةالله میرزا جواد تبریزی هم در مورد این روایت معتقد است: «روایت مزبور صحیح نیست و فرقی بین ایام نیست و معصیت، معصیت است.»[۱۲]

آیةالله صافی گلپایگانی نیز در مورد پایکوبی و رقص در روز ۹ ربیع معتقد است: این روز "با سائر ایّام در این جهت فرقی ندارد و مورد رفع القلم نیست."[۱۳]

همچنین آیت‌الله مصطفوی می‌گوید این روایت بر ضد قرآن است و قابل قبول نیست. وی این افراد را با قوم لوط مقایسه می‌کند و می‌گوید گناه سوم قوم لوط، بعد از لواط و راهزنی، این بود که در مجالس‌شان (حتی به شوخی) سخن زشت و ناروا بر زبان می‌راندند.[۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانوشت‌ها[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ نجفی، مسلم و هادی وکیلی. «تأملاتی تاریخی درباره نهم ربیع». تاریخ و فرهنگ، ش. ۸۵ (۱۳۸۹): ۵۱–۸۲. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۰۱-۰۷. 
  2. صادقی کاشانی، مصطفی. «نهم ربیع؛ روز امامت و مهدویت». مشرق موعود، ش. ۲۲ (۱۳۹۱): ۴۱–۵۲. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۰۱-۰۷. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ مشکانی، عباسعلی و مصطفی صادقی. «بازکاوی داستان رفع القلم». معرفت، ش. ۱۷۰ (۱۳۹۰): ۷۷–۹۰. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۰۱-۰۷. 
  4. مفید, محمد بن محمد و مهدی نجف. مسار الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة. الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید. صفحه 42. بازبینی‌شده در 2014-01-05شیخ مفید در فصل مربوط به رویدادهای ماه ذی‌الحجه می‌نویسد: «و فی التاسع و العشرین منه سنة  ٢٣  ثلاث و عشرین من الهجرة قبض عمر بن الخطاب» 
  5. مرکز نشر اعتقادات
  6. خیمه
  7. ایران شهر
  8. Set Cookies
  9. مراسم عُمرکُشان (رفع القلم) مقدمهٔ هفتهٔ وحدت نظام ولایت مطلقه؟! - سماء
  10. akhbare-rooz (iranian political Bulletin)
  11. استفتاءات جدید مکارم، ج ۱، ص ۴۹۹ و ج۳، ص ۱۵۸ و ۶۱۰
  12. استفتاءات جدید تبریزی، ج۲، ص ۵۱۶
  13. جامع الأحکام صافی، ج۲، ص ۱۲۸
  14. خیمه