عمر بن خطاب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی اردو
«عمر» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر عمر (ابهام‌زدایی) را ببینید.
عمر بن خطاب
امیرالمؤمنین
Umar.png
عمر فاروق
دوران ۷ نوامبر ۶۴۴-۲۳ آگوست ۶۳۴ میلادی
لقب(ها) ابو حفص، فاروق
زادروز ۵۹۰-۵۸۶ میلادی
زادگاه مکه
مرگ ۷ نوامبر ۶۴۴ میلادی
محل مرگ مدینه
آرامگاه مدینه
پیش از عثمان
پس از ابوبکر
دودمان خلفای راشدین
پدر خطاب بن نفیل
مادر حنتمة بنت هشام بن المغيرة
فرزندان عبید الله بن عمر،زید، عبدالله بن عمر، عاصم، حفصه٬،عبدالرحمن،عیاض، فاطمه، رقیه
دین اسلام

أبوحفص عمر بن الخطاب العدوی القرشی (عربی: عمر بن الخطاب) ملقب به عمر فاروق، (زاده ۵۹۰ یا ۵۸۶ میلادی و درگذشته ۶ نوامبر ۶۴۴) صحابهٔ محمد، فرمانده نظامی در سپاه صدر اسلام و خلیفه دوم از خلفای راشدین بود. مورخین تاریخ اسلام گاهی وی را خلیفه عمر اول و عمر بن عبدالعزیز را عمر دوم می‌نامند.

در دوران حکومت عمر بن خطاب گستردگی امپراتوری اسلام به شکل بی سابقه‌ای وسیع شد و همه سرزمین‌های تحت حکومت ساسانیان و دو سوم امپراتوری روم شرقی را در بر می‌گرفت.[۱] حملات وی به امپراتوری ایران در دوران ساسانی در مدت کمتر از ۲ سال موجب سقوط این دودمان گردید.[۲]

وی بنابر نقل منابعی از قدرتمندترین خلیفه در میان خلفای راشدین و نیز یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین فرمانروایان مسلمان در تمام طول تاریخ است.[۳] دوران خلافت وی از ۲۳-۱۳ هجری/۶۴۴-۶۳۴ میلادی است.[۴] وی دومین خلیفه از خلفای راشدین بود که تحت فرمان او، سپاهیان عرب، سرزمین بین‌النهرین و سوریه را فتح نموده و نیز استیلای بر ایران و مصر را آغاز کردند.[۵] در منابع به طور ضد و نقیض و بعضاً اغراق‌گونه دربارهٔ وی سخن رانده شده‌است؛ اما آنچه مسلم است، آن است که عمر فردی سخت‌گیر، قاطع، نسبتاً خشن و وقف اسلام، قرآن و محمد بوده‌است. به نظر می‌رسد که وی پیش و پس از خلافت، یک خط‌مشی و برنامه سیاسی مستمری را دنبال می‌کرده‌است.[۴]

اسلام آوردن و فعالیت‌ها در زمان پیامبر اسلام

عمر در ابتدا از دشمنان نهضت اسلام بود. پس از اینکه آیاتی از قرآن از خواهرش فاطمه و شوهر خواهرش با نام سعید بن زید شنید، اسلام آورد و تمام توان خود را در این راه به کار گرفت. به خاطر کارهای عمر در اسلام، به وی لقب پولس اسلام را داده‌اند. گرچه تنها وجه اشتراک عمر و پولس، تبدیل شدن آنها به یک مدافع سرسخت دینی که قبلاً با آن می‌جنگیدند بوده‌است. سن عمر در هنگام مسلمان شدن را ۲۶ سالگی دانسته‌اند که چهار سال پیش از هجرت محمد در سال ۶۲۲ میلادی، بوده‌است. عمر پیش از اسلام از طرف پدر جزو قبیله کوچکی از قریش (عدی بن کعب) و از طرف مادر جزو بنی مخزوم بود و جایگاه آن چنانی ای نداشت (گرچه ممکن است سعی کرده باشد که جایگاه خود را ارتقا دهد)، اما پس از هجرت به مدینه یکی از فرماندهان اسلام گردید و بیشتر نقش مشاوره‌ای داشت تا نقش یک سرباز. با وجود اینکه در جنگهای بدر و احد و دیگر غزوات حضور داشت، اما در منابع چیزی در مورد جنگاوری اش، همانند علی و دیگر صحابه، نقل نشده‌است. عمر مدعی بود که سه آیه از قرآن در شان او نازل شده‌است (۱۲۵ بقره، ۵۳ احزاب، ۶ واقعه).[۴]

ازدواج محمد با دختر او حفصه در سال ۶۲۵ میلادی، نشانگر مقام و رتبه عمر در سرزمین عربستان بود. پس از مرگ محمد، او نقش بسیار مهمی در آشتی دادن و جلب موافقت و بیعت مسلمانان اهل مدینه، در پذیرفتن ابوبکر که اهل مکه بود، به عنوان جانشین محمد ایفا کرد.[۶]

با وجود اینکه عمر و ابوبکر شخصیتا با هم متفاوت بودند، اما شباهت هر دو در مورد اینکه هر دو پدر زن محمد بودند، جای هیچ گونه حسادت را بین این دو باز نمی‌کرد. عمر بدون شک از مغزهای متفکر گروه نزدیک به محمد بوده‌است. دانشنامه اسلام به نظری از لامنز اشاره می‌کند که وی بر این باور است که ابوبکر، عمر و ابوعبیده بن جراح، مثلثی را تشکیل می‌دادند که محمد را در انحصار خود می‌گرفتند و بر رای وی چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم از طریق دخترانشان، عایشه بنت ابوبکر و حفصه بنت عمر تاثیر داشتند. اما دانشنامه اسلام این نظر را در حالت کلی رد می‌کند و معتقد است که عمر نه در زمان محمد و نه در زمان ابوبکر نمی‌خواسته نگاهها را به سمت خود منعطف کند.[۴]

دلاوریهای عمر در جنگها

عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسيد به اين آيه: «آنان كه روز برخورد دو لشكر به شما پشت كرده و گريختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن كه شكست خورديم، من فرار كردم و از كوه بالا مى‌رفتم به طورى كه احساس كردم كه همانند بزكوهى پرش و خيزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنيدم مردى مى‌گفت: محمد كشته شد، ‌‌گفتم: هر كس بگويد محمد كشته شد، او را مى‌كشم، به كوه پناه آورده و همه بالاى كوه جمع شديم، در اين هنگام بود كه اين آيه نازل شد.[۷]

دوران خلافت ابوبکر

پس از مرگ محمد در ۱۱ هجری/۶۳۲ میلادی، عمر در اخذ رای برای ابوبکر نقشی اصلی داشت. در زمان خلافت ابوبکر، وی نزدیک به مسند قدرت ابوبکر بود و در مواقعی حتی بیشتر و سرسخت تر از خود ابوبکر، مدافع وی بود.[۴]

حمله عمر به خانهٔ علی

نوشتار اصلی: واقعه خانه فاطمه

حمله به خانه فاطمه زهرا دختر پیامبر اسلام، «حَرق دار» به واقعه‌ای اشاره می‌کند که ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده‌ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می‌رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می‌شود. حتی اگر به این حادثه شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد این داستان بر مبنای واقعیت است[۸]

خلافت

پس از مرگ ابوبکر در ۱۳ هجری/۶۳۴ میلادی، وی خود را به خلافت مسلمانان منصوب نمود. مساله اینکه آیا ابوبکر وی را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد یا نه، مورد بحث تاریخ نگاران و حقوق دانان بوده‌است. لوی دلا ویدا و کائتانی معتقدند که عمر به سنت قدیمی اعراب، خلافت را به صورت دوفاکتو (رسمی و شرعی) با حمایت صجابه از آن خود کرد. کائتانی همچنین معتقد است که عمر چه قبل و چه بعد از خلافت با اشراف مکه مانند آل امیه روابط حسنه داشته و به سمت آنها تمایل داشته‌است. اما مادلونگ نظر دیگری دارد و معتقد است که برخی افراد قریش مانند خالد بن ولید که در زمان ابوبکر والی بوده‌اند، مخالف خلافت عمر بوده‌اند و از آنجایی که ابوبکر به عمر وابستگی قابل توجهی داشت، چاره‌ای نداشت که عمر را به خلافت بعد از خودش برگزیند.[۴]

عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت مسلمین رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید.[۹]

ازدواج عمر با دختر علی

جستار وابسته: ام‌کلثوم دختر علی

طبق بعضی مستندات تاریخی علی دخترش ام کلثوم را به ازدواج عمر درآورد.[۱۰] اما اغلب علمای شیعه آنرا مستند نمی دانند.

فتوحات در زمان عمر

وسعت امپراتوری اسلام در اواخر خلافت عمر بن خطاب، سال ۶۴۴ میلادی.

وقتی که عمر به خلافت رسید، فتوحات مسلمانان آغاز گردید و توانستند شام، عراق، الجزیره، ایران و کشورهای دیگر را فتح کنند. دانشنامه اسلام بر این باور است منابع عربی عموماً تمایل دارند که نقش فرماندهی و کنترل عمر را در این فتوحات، بیشتر از حد سیاسی و فنی که ممکن بود، بالاتر نشان دهند، اما در عین حال معتقد است که عمر هوش بالایی در امور استراتژیکی و سیاسی داشته‌است. وی با خالد بن ولید با شدت برخورد کرد همچنان که در دوران خلافت ابوبکر، با خالد بن سعید بن عاص این چنین کرده بود. عمر افرادی مانند ابو عبیده بن مسعود و سعد بن ابی وقاص را که پشتوانه قبیله‌ای محکمی نداشتند و جزو قبایل پایین به حساب می‌آمدند و ترسی از آنان به جهت ایجاد یک حکومت مستقل در مناطق فتح شده نبود، را به فرماندهی منصوب کرد. عمر همچنین افرادی از قبایل اشرافی مکه را به کار حکومت گماشت. مثلاً معاویه بن ابوسفیان را در سال ۱۸ هجری/۶۳۹ میلادی جانشین برادرش یزید در امارت شام نمود. وقتی که عمرو عاص در فتح مصر پیش دستی نمود، وی به نشانه یک تدبیر سیاسی، حق عمرو را در امارت آنجا محفوظ داشت، اما با این وجود، زبیر را به آنجا فرستاد تا بر عمرو نظارت داشته باشد. اما عمر، صحابیون برجسته و طراز اول را به امارت هیچ جایی نگماشت و آنها را در نزد خود در مدینه نگهداشت و بر آنان نظارت می‌کرد. با این وجود از غنایم سرزمینهای فتح شده عراق و شام، به آنان اموالی می‌داد.[۴]

در حالی که فتوحات رو به پیشرفت بود، عمر اکثراً در مدینه ماند. اما یک بار خود وی به شام رفت. تاریخ این سفر در منابع بین سالهای ۱۷-۱۵ هجری/۸-۶۳۶ میلادی ذکر شده است. در منابع در مورد این سفر، روایات گوناگونی آمده است. عمر در جابیه توقف نمود و در آنجا با فرماندهان خود مشورت نمود. بر طبق برخی روایات پیکی از اورشلیم (بیت المقدس) به وی رسید که حاکی از آن بود که با ضمانت عمر، پیمان نامه‌ای بین وی و مردم آنجا برقرار شود. برخی روایات می‌گویند که عمر به اورشلیم رفت و در آنجا مردم، تسلیم وی شدند. باس نشان داده است که اورشلیم باید یک سال قبل از آن تسلیم شده باشد و این روایات گوناگون باید در مورد مراحل اسلامی سازی شهر اورشلیم و تبدیلش به بیت المقدس مربوط باشد. پس از تسلیم مردم آنجا، عمر در آنجا پیمان نامه‌ای میان مردم اورشلیم و مسلمانان نوشت که در آن حقوق و وظایف هر دو گروه مشخص شده بود که به عهد عمر معروف است. دانشنامه اسلام می‌نویسد که این پیمان نامه، الهام بخش نسلهای بعدی شده و به عنوان وجههٔ مناسب از عمر محسوب می‌گردد و هیچگاه به اندازه زمان عمر، گروههای سیاسی مسلمانان به این حد از استحکام نرسیده بودند.[۴]

در زمان عمر، زندگی مسلمانان دستخوش تغییرات اساسی گردید. مسلمانان در مناطقی که فتح می‌شدند، همان ساختار اداری پیشین و سکه رایج، اعضای دربار و زبان رسمی آن منطقه را ادامه می‌دادند.[۴][۱۱] اما مدتی بعد دیوانی تشکیل شد که نام تمامی کسانی که از مستمری‌های نظامی بهره می‌گرفتند، در آن ثبت می‌گردید. در توزیع درآمدها در این دیوان، به سابقه مسلمانان در اسلام و قدرت قبیله‌ای شان توجه می‌گردید. (البته گاهی اوقات معیار قدرت قبیله‌ای با میزان درآمد اختصاص یافته رابطه معکوس داشت). تاسیس دیوان به عمر نسبت داده می‌شود و سیاستی بود که بیشتر برای اهل سواد عراق تدوین شده بود. اما دلایل دیگری هم داشت. مانند جلوگیری از اقامت پراکنده اعراب به صورت قبایل اشرافی در مناطق فتح شده جدید. عمر دوست داشت مسلمانان به جای اینکه در شهرها یکجا جمع گردند، هر لحظه آماده لشکر کشی باشند و هر کدام از آنان نقش یک سرباز را داشته باشد و ضمناً از عطاهای غنایم مناطق فتح شده نیز بهره‌مند گردند. بنابراین، مردمی که مناطقشان فتح شده و مسلمان نشده‌اند، مال و جانشان محافظت شود و بتوانند فرایض دینی خود را انجام دهند و در کنار آن، این شهرها بتوانند به عنوان منبع درآمدی برای نسلهای بعدی مسلمانان حساب گردند. پایه‌گذار فلسفه مالکیت زمین به عمر نسبت داده می‌شود. وی پادگانهای نظامی نیز تاسیس کرد که بعداً مبدل به شهرهای آبادی گردیدند. گرچه نسلهای بعدی مسلمانان باعث پیشرفت تشکیلات اداری و حقوقی گردیدند اما ایده اولیه خدمات نظامی، مالیات و پاسبانی مناطق به عمر منسوب می‌گردد.[۴]

نحوه حکومت داری عمر

همهٔ انتصاب‌ها از طریق نوشته ابلاغ می‌شد. و همراه حکم انتصاب شیوه و راهنمای حکومت داری نیز برای والیان ابلاغ می‌شد که آنها ملزم بودند آن را در مسجد هنگام تحویل گرفتن مقام خود برای مردم بخوانند.[۱۲]

از کارهای دیگر عمر می‌توان به تاسیس دستگاه قضایی، تاسیس تقویم جدید اسلامی (مبدا تاریخ هجرت محمد) و کارهای مذهبی و مدنی دیگری در زمینه‌هایی مانند نماز، حج، روزه، مجازات کیفری و تقریباً تمامی زمینه‌ها، می‌توان نام برد. البته نمی‌توان درستی قطعی اینها را از لحاظ تاریخی، تعیین نمود، ولی چیزی که مشخص است این است که عمر، در تمامی این کارها نقش اصلی داشته‌است. دربارهٔ نقش وی در جمع آوری قرآن، بحث است، اما می‌توان گفت که وی نقش مهمی در این زمینه داشته‌است. عمر همچنین دستور داد که تمامی مسیحیان و یهودیان مناطق نجران و خیبر از آنجا خارج شوند و به غیر مسلمانان ۳ روز ملهت داد که به حجاز بروند و آنجا مقیم گردند.[۴]

مقام خلافت که در زمان ابوبکر، تنها به معنی جانشینی محمد تلقی می‌گردید، در دوران عمر، رنگ قاطعیت و اعتبار نیز به خود گرفت و عمر عنوان امیرالمؤمنین را برای اولین بار در مقام خلافت به کار برد. منابع حاکی از آن هستند که عمر، به خلافت به دیدی فراتر از آنچه که در مفهوم اسلامی اش تعریف شده می‌نگریست . می‌توان دوران حکومت وی را به قدرتی کمتر از پولس و قدرتی بیشتر از یحیی تشبیه نمود. دانشنامه اسلام بر این باور است که عمر معتقد به اختیاراتی در مقام خلافت بود که تهدیدی برای جایگاه واحد و دست نیافتنی محمد در اسلام بود و از حد اختیارات محمد تجاوز می‌کرد. احتمالاً این مهم از حدیثی ناشی می‌شود که محمد در آن گفته است اگر پیامیری بعد از من نازل می‌شد، آن شخص عمر بود. لقب فاروق که به عمر نسبت داده شده به معنای جدا کننده حق از باطل است. ساچاو و لوی دلا ویدا معتقدند که ارتباطی بین کلمه عربی فاروق و کلمه سریانی پاروکا وجود دارد که در زبان‌های سامی به مفهوم منجی است. این دو محقق بر این باورند که کلمه فاروق با مفاهیم کتبهای آسمانی ادیان اهل کتاب خصوصاً دین یهود در ارتباط است. این لقب که گفته می‌شود توسط محمد به وی داده شده و احتمالاً مربوط به زمان ورود عمر به اورشلیم می شده و مفهومی منجی گونه به خود گرفته است.[۴]

مردم می‌توانستند با عمر بدون واسطه صحبت کنند و وی در این زمینه خود را با مردم برابر می‌دانست. با این وجود وی دوست داشت که اعتبار خود به عنوان خلیفه را داشته باشد و مردم از وی حساب ببرند و حرمت وی را نگهدارند. وی سخت گیر و انعطاف‌ناپذیر بود و در خیلی روایات، با شلاق خاطیان را تنبیه می‌نمود. وی هنگامی که به جابیه رفته بود، وقتی دید که فرماندهان مسلمانان برای وی پارچه ابریشمی پیشکش کرده‌اند، به سوی آنان سنگ پرتاب کرد. سخت گیری و خشونت وی به حدی بود که علی و دیگر صحابه به مخالفت وی پرداختند و روش آرامتری از وی داشتند.[۴]

دانشنامه اسلام می‌نویسد عمر را می‌توان خلیفه‌ای نامید که سهم بسیار موثری در تشکیل یک قالب اجتماعی و سیاسی به امت اسلام داشته است. اما گسترش ناگهانی قلمرو اسلام، خطراتی را نیز برای آن به دنبال داشت. مسائل مختلف و چالشهای متعددی، جامعه اسلامی را تهدید می‌کرد مانند رابطه بین انصار و مهاجرین، آرزوهای اشراف مکه، بروز حس حسادت بین فاتحین سرزمینهای جدید، مهاجرت اعراب به این سرزمینها و اینکه آیا این اعراب که در میان این سرزمینهای وسیع پراکنده شده‌اند، از دولت مرکزی مدینه تمکین می‌کنند یا نه. دونر معتقد است که این مساله با اعمال قدرت بر روی قبایل حل می شده و اتحاد امت حفظ می شده است. با این حال مادلونگ معتقد است که امت دچار تفرقه زیادی شد. تنش‌های زیادی در امت اسلامی به وجود آمد که عواقبش بر سر عثمان آمد.[۴]

قتل عمر

ظاهراً عمر، به مساله خلافت بعد از خودش خیلی فکر نمی کرده است. اما ممکن بود وی به ابوعبیده بن جراح نظر مساعد داشته باشد. اما ابوعبیده در سال ۱۸ هجری/۶۳۹ میلادی بر اثر طاعون درگذشت. سرانجام عمر در سن ۵۳،۵۵،۶۰،۶۱ یا ۶۳ سالگی در ۲۶ ذی الحجه ۲۳ هجری/۳ نوامبر ۶۴۴ میلادی توسط پیروز نهاوندی یا ابولؤلؤ[۱۳] غلام مسیحی مغیره بن شعبه والی بصره،[۴] با ۳ یا ۶ ضربه با خنجر ۲ سر[۱۳] کشته شد. برخی شیعیان بر این باورند که قتل او در ۹ ربیع‌الاول واقع شده است.[۱۴] انگیزه این قتل این بود که ابولؤلؤ در مورد مالیات سنگینی که مغیره بن شعبه از وی خواسته بود به عمر شکایت برد اما شکایت فایده‌ای نداشت. کائتانی در این زمینه بر این باور است که ابولؤلؤ وسیله‌ای برای توطئه قتلی از سوی صحابیونی چون علی، طلحه و زبیر بوده است و عبید الله بن عمر (که در جنگ صفین در سال ۳۷ هجری کشته شد) به این توطئه معتقد بوده اما دست به عملی دیوانه وار زده است. دانشنامه اسلام معتقد است محققانی چون لاوی دلا ویدا و مادلونگ نشان داده‌اند که این دیدگاه کائتانی را بی‌پایه و اساس است.[۴]

عمر هنگامی که در بستر مرگ بود، دستور داد شورایی برای تعیین خلیفه بعدی تشکیل شود. پس از بحث و مناقشه بسیار، عثمان بن عفان به خلافت پس از وی منصوب گردیداین در حالی بود که به خلافت بعد از خودش خیلی فکر نکرده بود .[۴]

دیدگاهها درباره عمر

در دیدگاه شیعیان، عمر به خاطر اینکه با خلافت علی مخالفت کرده است، به دیده نفرت نگریسته می‌شود. اما اهل سنت وی را نه تنها به عنوان یک حاکم قدرتمند بلکه به خاطر تقوایش می ستایند. در احادیث اهل سنت، حدیثهایی از محمد و خود عمر و بعضاً به روایت عبدالله بن عمر آمده که می‌گویند عمر بر مسائل شرع اسلامی تسلط داشته است. در روایات سخنانی به عمر منسوب می‌شود که در قرون بعدی مورد بحث قرار گرفته و مثالی از مواردی است که ممکن است در قرون بعدی به وی نسبت داده شده باشد و می‌توان آنها را درونی کردن هنجارها نامید. مانند مطالبی که در مورد نیت بیان کرده است. البته نصیحتهایی که وی به مسلمانان می‌کرد حاکی از آنکه از الگوی زندگی خودش که همراه با ریاضت بود، پیروی کنند را احتمالاً نمی‌توان انکار کرد. با وجود اینکه وی برخی لذایذ را بر خود حرام می‌کرد، فردی فعال و قوی دانسته شده و زندگی زاهدانه افراطی را تقبیح نموده به این علت که تنبلی و وابستگی انسان را به دنبال دارد. سخنانی از وی در منابع آمده که گفته مرگ را در حین کسب روزی حلال، بر جهاد در راه خدا ترجیح می‌دهد. در میان خلفای راشدین، در زندگی عمر نوعی فقر و ساده زیستی نمادین به چشم می‌خورد.[۴]

در دیدگاه اهل سنت در قرن امروزی، کماکان عمر به عنوان یک الگو و رهبر دمکرات مطرح است و هنوز در میان آنان به عنوان یک رهبر زاهد و با شکوه تلقی می‌گردد.[۴]

محمد تیجانی بر این باور است که تکتف در نماز یعنی دست بسته ایستادن که بنا بر گفتهٔ برخی از عمر شروع شده‌است.[۱۵]

ابوعلی سینا در فصلی از کتاب شفاء گرچه علی را عالم‌تر و شجاع‌تر از عمر می‌داند ولی عمر رادر امر حکومت عاقل‌تر از علی و درنتیجه شایسته‌تر می‌داند.[۱۶][نیازمند منبع]

نگاره‌ها

جستارهای وابسته

پانویس

  1. Hourani, Albert, A History of the Arab Peoples P23, Faber and Faber, 1991.
  2. jewishvirtuallibrary.org [۱]
  3. Ahmed, Nazeer. Islam in Global History: From the Death of Prophet Muhammad to the First World War. American Institute of Islamic History and Cul, 2001. ص 34. ISBN ۰-۷۳۸۸-۵۹۶۳-X. 
  4. ۴٫۰۰ ۴٫۰۱ ۴٫۰۲ ۴٫۰۳ ۴٫۰۴ ۴٫۰۵ ۴٫۰۶ ۴٫۰۷ ۴٫۰۸ ۴٫۰۹ ۴٫۱۰ ۴٫۱۱ ۴٫۱۲ ۴٫۱۳ ۴٫۱۴ ۴٫۱۵ ۴٫۱۶ ۴٫۱۷ ۴٫۱۸ ۲۰۰۰ and Bonner, ʿUmar (I) b. al-K̲h̲aṭṭāb, 10:‎ 818-21.
  5. ʿUmar I. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved February ۱۱, ۲۰۰۹, from Encyclopædia Britannica Online
  6. عمر اول، دانشنامه بریتانیکا
  7. الطبري، محمد بن جرير، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 4، ص 144، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ؛/الأندلسي،
  8. Veccia Vaglieri, L. "Fatima." Encyclopedia of Islam, Leiden, Vol. 2, The Netherlands: Brill, ISSN ۱۵۷۳-۳۹۱۲, Page 844-850
  9. عمر اول، دانشنامه بریتانیکا
  10. Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online:Ali and the first caliphs
  11. کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، بین‌النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور، ۱۳۳۷ خورشیدی، گای لسترنج ترجمه: محمود عرفان، ناشر فارسی: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  12. The Cambridge History of Islam, ed. P.M. Holt, Ann K.S. Lambton, and Bernard Lewis, Cambridge ۱۹۷۰
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Pellat, Ch. “ABŪ LOʾLOʾA”. Iranica. July 19, 2011. Retrieved 2012-07-25. 
  14. العلوی، مقداد. «روز به قتل رسیدن عمر بن خطاب چه روزی است؟». بازبینی‌شده در ۴ بهمن ۱۳۹۲. 
  15. دکتر تیجانی در دو کتاب «اهل سنت واقعی» و «از آگاهان بپرسید» ابعادی از زندگی عمر را از منابع سنی مورد مطالعه قرار داده است
  16. الهیات شفا ۱: ۴۵۱ ـ ۴۵۲٫ در فصل پنجم

منابع

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به عمر بن خطاب در ویکی‌گفتاورد موجود است.
عمر
Umar.png
عہد فاروقی میں اسلامی سلطنت
Mohammad adil rais-Caliph Umar's empire at its peak 644.PNG
(امیر المؤمنین)
مکمل نام عمر بن خطاب
(عمر ابن الخطاب)
عہد 23 اگست 634ء (12ھ) – نومبر 7 644ء (23ھ)
پیدائش 586ء (37 ق‌ھ)-590ء (33 ق‌ھ)
مقام پیدائش مکہ المعظمہ، عرب
وفات 7 نومبر 644ء (23ھ)
مقام وفات مدینہ منورہ، عرب
مقام تدفین مسجد نبوی، مدینہ منورہ
پیشرو ابوبکر رضی اللہ عنہ
جانشین عثمان رضی اللہ عنہ
والد خطاب بن نفیل
والدہ حنتمہ بنت ھشام بن المغیرہ
بھائی زید بن خطاب
بہن فاطمہ بنت خطاب
شریک حیات ۔زینب بنت مظعون
۔ ام کلثوم بنت علی
۔ قریبہ بنت ابی امیہ
۔ ام حکیم بنت حارث
۔ ام کلثوم
۔ عاتکہ بنت زید
بن عمر بن نفیل
۔ لہیا
۔ فقیہا
بیٹے ۔ عبداللہ
۔ عبد الرحمٰن
۔ عبیداللہ بن عمر
۔ زید بن عمر
۔ عاصم
۔ عیاض بن عمر
۔ الزبیر بن بکر (ابو شہاما)
بیٹیاں ۔ حفصہ
۔ فاطمہ
۔ زینب
آل فاروقی
القاب ۔ الفاروق (سچ اور جھوٹ میں فرق کرنے والا)
۔ امیر المؤمنین ( مومنوں کے امیر)
[1]
عمر
(امیر المؤمنین)

خلیفہ راشد

Basmala.svg

Allah-green.svg
مقالہ بہ سلسلۂ مضامین
اسلام

تاریخ اسلام

عقائد و اعمال

خدا کی وحدانیت
قبولیت اسلام
نماز · روزہ · حج · زکوٰۃ

اہم شخصیات

محمد صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم
ابوبکر صدیق · عمر فاروق · عثمان غنی · علی حیدر
احباب حضور اکرم
حضور اکرم کا خاندان
حضور اکرم کی ازواج
دیگر پیغمبران

کتب و قوانین

قرآن · حدیث · شریعت
قوانین · کلام
سیرت

مسلم مکتبہ ہائے فکر

سنی · شیعہ · صوفی

معاشرتی و سیاسی پہلو

اسلامیات · فلسفہ
فنون · سائنس
فن تعمیر · مقامات
اسلامی تقویم · تعطیلات
خواتین اور اسلام · رہنما
سیاسیات · جہاد · آزاد خواہی

مزید دیکھیئے

اسلامی اصطلاحات
اسلام پر مضامین کی فہرست


حضرت عمر فاروق رضی اللہ تعالٰیٰ عنہ، خلیفۂ اوّل حضرت ابوبکرصدیق رضی اللہ تعالٰی عنہ کے بعد مسلمانوں کے دوسرے خلیفہ تھے۔ ان كے دور میں اسلامی مملکت 28 لاکھ مربع میل کے رقبے پر پھیل گئی۔


نام و‌نسب

آپ کا نام مبارک عمر ہے اور لقب فاروق، کنیت ابو حفص، لقب و‌کنیت دونوں محمد صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم کے عطا کردہ ہیں۔ آپ رضی اللہ عنہ کا نسب نویں پشت میں رسول اکرم صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم سے جا ملتا ہے۔ آپ صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم کی نویں پشت میں کعب کے دو بیٹے ہیں مرہ اور عدی۔ رسول اللہ صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم مرہ کی اولاد میں سے ہیں، جبکہ حضرت عمر رضی اللہ عنہ عدی کی اولاد میں سے ہیں۔

ابتدائی زندگی

آپ رضی اللہ تعالٰی عنہ مکہ میں پید ا ہوۓ اور ان چند لوگوں میں سے تھے جو لکھ پڑھ سکتے تھے۔ جب حضور اکرم صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم نے لوگوں کو اسلام کی دعوت دی تو حضرت عمر رضی اللہ تعالٰی عنہ نے آپ صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم کی سخت مخالفت کی۔ آپ صلی اللہ علیہ و آلہ وسلم کی دعا سے حضرت عمر رضی اللہ تعالٰی عنہ نے اسلام قبول کر لیا۔ اس لے آپ کو مراد رسول بھی کہا جاتا ہے.

سنت حضرت عمر

حضرت عمر بن خطاب کے متعلق مولوی شبلی نعمانی الفاروق میں لکھتے ہیں کہ عرب کا مشہور مرثیہ گو مہتمم بن نویر آپ کی خدمت میں آیا تو انھوں نے فرمائش کی کہ زید (پسر عمر بن خطاب) کا مرثیہ لکھو مجھ کو تمہارا سا کہنا آتا کو میں خود لکھتا۔

ہجرت

ہجرت کے موقعے پر کفار مکہ کے شر سے بچنے کے لیے سب نے خاموشی سے ہجرت کی مگر آپ کی غیرت ایمانی نے چھپ کر ہجرت کرنا گوارہ نہیں کیا.آپ نے تلوار ہاتھ میں لی کعبہ کا طواف کیا اور کفار کے مجمع کو مخاطب کر کے کہا " تم میں سے اگر کوئی شخص یہ چاہتا ہو کہ اس کی بیوی بیوہ ہوجائے اس کے بچے يتيم ہوجائیں تو وہ مکہ سے باہر آکر میرا راستہ روک کر دیکھ لے" مگر کسی کافر کی ہممت نہ پڑی کہ آپ کا راستہ روک سکتا.

واقعات

وہ ایک حاکم تھے۔ وہ ایک مرتبہ وہ مسجد میں منبر رسول پر کھڑے خطبہ دے رہے تھے کہ ایک غریب شخص کھڑا ہوگیا اور کہا کہ اے عمر ہم تیرا خطبہ اس وقت تک ہیں سنیں گے جب تک یہ نہ بتاؤ گے کہ یہ جو تم نے کپڑا پہنا ہوا ہے وہ زیادہ ہے جبکہ بیت المال سے جو کپڑا ملا تھا وہ اس سے بہت کم تھا۔تو عمر فاروق رضی اللہ تعالٰی عنہ نے کہا کہ مجمع میں میرا بیٹا عبداللہ موجود ہے، عبداللہ بن عمر کھڑے ہوگئے۔ عمر فاروق رضی اللہ تعالٰی عنہ نے کہا کہ بیٹا بتاؤ کہ تیرا باپ یہ کپڑا کہاں سے لایا ہے ورنہ قسم ہے اس ذات کی جس کے قبضہ میں میری جان ہے میں قیامت تک اس منبر پر نہیں چڑھوں گا۔ حضرت عبداللہ رضی اللہ تعالٰی عنہ نے بتایا کہ بابا کو جو کپڑا ملا تھا وہ بہت ہی کم تھا اس سے ان کا پورا کپڑا نہیں بن سکتا تھا۔ اور ان کے پاس جو پہننے کے لباس تھا وہ بہت خستہ حال ہو چکا تھا۔ اس لئے میں نے اپنا کپڑا اپنے والد کو دے دیا۔

ابن سعد فرماتے ہیں کہ ہم لوگ ایک دن حضرت امیر المؤمنین رضی اللہ عنہ کے دروازے پن بیٹھے ہوۓ تھے کہ ایک کنیز گزری ۔ بعض کہنے لگے یہ باندی حضرت کی ہے۔ آ پ (حضرت عمر رضی اللہ عنہ) نے فرمایا کہ امیر المؤمنین کو کیا حق ہے وہ خدا کے مال میں سے باندی رکھے۔ میرے لیۓ صرف دو جوڑے کپڑے ایک گرمی کا اور دوسرا جھاڑے کا اور اوسط درجے کا کھانا بیت المال سے لینا جائز ہے۔ باقی میری وہی حیثیت ہے جو ایک عام مسلمان کی ہے۔ جب آپ کسی بزرگ کو عامل بنا کر بھیجتے تھے تو یہ شرائط سنا دیتے تھے : 1-گھوڑے پر کبھی مت سوار ہونا۔ 2-عمدہ کھانا نہ کھانا۔ 3-باریک کپڑا نہ پہننا۔ 4-حاجت مندوں کی داد رسی کرنا۔ اگر اس کے خلاف ہوتا تو سزائیں دیتے۔

عادات

حضرت عمر حضرت علی رضی اللہ تعالٰی عنہ سے بھی دیگر صحابہ کی طرح مشورہ کرتے چنانچہ صحیح بخاری کی روایت کے مطابق حضرت عمر رضی اللہ تعالٰی عنہ کی شہادت کے بعد جب حضرت علی رضی اللہ تعالٰی عنہ آئے تو فرمایا میں اس کے نامہ اعمال کے ساتھ اللہ سے ملوں۔

شہادت

ایک غلام ابو لولو فیروز نے آپ کو فجر کی نماز میں مسجد نبوی میں خنجر سے حملہ کیا اور تین جگہ وار کیے۔ آپ ان زخموں سے جانبر نہ ہوسکے اور دنیائے فانی سے کوچ کر گئے۔ آپ کے بعد اتفاق رائے سے حضرت عثمان کو امیر المومنین منتخب کیا گیا۔

حوالہ جات

  1. ^ محمد, ابن سعد (830-840 BCE). طبقات الکبریٰ. pp. باب 3 صفحہ 281. 

بیرونی روابط

عمر بن خطاب
مناصبِ اہل سنت
پیشرو
ابو بکر
خلیفہ راشد
634ء (12ھ) – 644ء (23ھ)
جانشین
عثمان بن عفان