اقتصاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از علوم اقتصادی)
پرش به: ناوبری، جستجو

اقتصاد، شاخه ای از علوم اجتماعی است که به تحلیل تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات می پردازد. واژه اقتصاد (به انگلیسی: economy)‏ از واژه "oikonomia" که در زبان یونان باستان به معنای "مدیریت خانواده و حکومت" می آید که خود متشکل از دو واژه "oikos" به معنای "خانه" و "nomos" به معنای "عرف" و یا "قانون" است.[۱] اقتصاد سیاسی نام اولیه این رشته بود، اما اقتصاددانان در اواخر قرن نوزدهم واژه "اقتصاد" (به انگلیسی: economics)‏ بعنوان فرم کوتاهتر "علوم اقتصادی" (به انگلیسی: economic science)‏ را پیشنهاد کردند تا از دلالت ضمنی این واژه بر منافع سیاسی محدود جلوگیری کرده باشند و همچنین به این واژه صورتی مشابه واژگان دیگر علوم مانند "ریاضیات" (به انگلیسی: mathematics)‏، "اخلاق" (به انگلیسی: ethics)‏ و مانند آنها ببخشند.[۲]

نقطه توجه اقتصاد بر این است که عوامل اقتصادی چگونه رفتار و تعامل میکنند و اقتصادهای مختلف چگونه کار می کنند. در همین راستا، تقسیم بندی اولیه کتابهای پایه اقتصاد میان اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است. اقتصاد خرد، رفتار عوامل پایه ای اقتصاد، شامل عوامل فردی مانند خانواده ها و شرکتها و یا خریداران و فروشندگان را بررسی می کند. اقتصاد کلان، کلیت اقتصاد و عوامل موثر بر آن شامل بیکاری، تورم، رشد اقتصادی و سیاست پولی و مالی را تحلیل می کند.

دیگر تقسیم بندی های کلان علم اقتصاد این رشته را به اقتصاد اثباتی (به انگلیسی: positive economics)‏ (تعریف کننده "آنچه هست") و اقتصاد هنجاری (به انگلیسی: normative economics)‏ (دفاع از "آنچه که باید باشد")؛ اقتصاد نظری و اقتصاد کاربردی، اقتصاد عقلانی و اقتصاد رفتاری، اقتصاد بستر اصلی یا متداول (به انگلیسی: mainstream economics)‏ (اقتصاد ارتدوکس که بیشتر با پیوند میان "عقلانیت-فردگرایی-تعادل" سروکار دارد) و اقتصاد مخالف خوان (به انگلیسی: heterodox economics)‏ (که رادیکال است و با پیوند میان نهادها-تاریخ-ساختار اجتماعی سروکار دارد).[۳][۴]

تحلیل اقتصادی در تمامی ابعاد جامعه کاربرد دارد، از بازرگانی، دارایی، مراقبت بهداشتی گرفته تا موضوعات متنوعی از قبیل جرم و جنایت،[۵] آموزش و پرورش،[۶] خانواده، حقوق، سیاست، مذهب،[۷] نهادهای اجتماعی، جنگ،[۸] و علوم پایه.[۹] در ابتدای شروع قرن بیست و یکم، از گسترش دامنه اقتصاد در علوم اجتماعی دیگر بعنوان امپریالیسم اقتصاد تعبیر شده است.[۱۰] تعداد فزون یابنده ای از اقتصادددانان برای تاکید بیشتر بر پایدار نگاه داشتن محیط زیست فراخوانده شده اند و این شاخه ار تحقیق نام اقتصاد زیست محیطی (به انگلیسی: Ecological economics)‏ را به خود گرفته است.[۱۱]

محتویات

تعاریف [ویرایش]

تعداد گوناگونی از تعاریف مدرن برای علم اقتصاد وجود دارد. برخی از تفاوتها بازتاب دهنده تکامل دیدگاهها درباره موضوع اقتصاد و یا دیدگاههای مختلف در میان اقتصاددانان است.[۱۲] آدام اسمیت (فیلسوف اسکاتلندی – 1776) چیزی که در آن روزگار اقتصاد سیاسی خوانده میشد را اینگونه تعریف کرده است:

شاخه ای از دانش یک دولتمرد یا قانونگزار [با اهداف دوگانه فراهم کردن] درآمد سرشار و معاش خوب برای مردم ... [و] تامین کردن درآمد برای دولت برای هزینه در خدمات عمومی.[۱۳]

ژان باپتیست سه (اقتصاددان فرانسوی، 1803)، همزمان با جدا کردن علم اقتصاد از کاربرد آن در سیاستگزاری عمومی (به انگلیسی: public policy)‏، آن را بعنوان علم تولید، توزیع و مصرف ثروت تعریف میکند.[۱۴] توماس کارلایل (تاریخ دان انگلیسی، 1849) اصطلاح "دانش کسل کننده" را بعنوان صفتی طعنه آمیز برای اقتصاد کلاسیک وضع کرد، که در این زمینه بیشتر به تحلیل بدبینانه مالتوس (اقتصاددان انگلیسی، 1789) ارتباط پیدا میکرد.[۱۵] جان استیوارت میل (فیلسوف سیاسی انگلیسی، 1844) اقتصاد را در بستری اجتماعی بصورت ذیل تعریف میکند:

علمی که قوانین پدیده هایی در جامعه را دنبال میکند که از کارهای مختلف نوع بشر برای تولید ثروت برمیخیزد، تا جائی که این پدیده ها بوسیله تعقیب هدف دیگری متعین نشوند.[۱۶]

آلفرد مارشال در کتابچه خود اصول اقتصاد (1890) تعریفی ارائه میدهد که تا کنون نیز ذکر شده است و تحلیل اقتصادی را از مقوله ثروت فراتر میبرد و به سطحی اجتماع تا سطح اقتصاد خرد میکشاند:

اقتصاد، مطالعه انسان است در کسب و کار معمولی اش در زندگی. اقتصاد به کاوش در این میپردازد که چگونه انسان درآمدش را کسب میکند و چگونه مصرفش میکند. بنابراین، از یک جنبه به مطالعه ثروت است و از جنبه مهم دیگر، بخشی از مطالعه خود انسان است.[۱۷]

لیونل رابینز (اقتصاددان انگلیسی، 1932) به تعریف مفهومی از اقتصاد پرداخت که "شاید مقبول ترین تعریف جاری از اقتصاد باشد:[۱۸]

اقتصاد دانشی است که رفتار انسان را در رابطه با اهداف و وسائل کمیابی که قابلیت استفاده های دیگری نیز دارند، مطالعه میکند.[۱۹]

رابینز این تعریف را بعنوان تعریفی می شناسد که نه طبقه بندی کننده، "بمعنای انتخاب انواع معینی از رفتار"، بلکه بیشتر تحلیلی، بمعنای "تمرکز بر جنبه های مشخصی از رفتار است که تحت تاثیر کمیابی تحمیل می شوند".[۲۰]

برخی از نظراتی که متعاقبا درباره این تعریف ابراز شده، آن را بیش از حد گسترده و ناتوان از محدود کردن موضوع به تحلیل بازارها می دانند. به هرحال، از دهه 1960، بدلیل اینکه تئوری بیشینه ساختن رفتار (به انگلیسی: maximizing behavior)‏ و مدل های انتخاب عقلانی، دامنه علم اقتصاد را به حوزه ها و موضوعاتی گسترش داد که قبلا بعنوان رشته هایی مجزا تلقی می شدند، اینگونه نظرات و انتقادات فروکش کردند.[۲۱] انتقادات دیگری نیز وجود داشت بمانند اینکه در تئوری کمیابی هیچ توضیحی برای اقتصاد کلان بیکاری گسترده وجود ندارد.[۲۲]

گری بکر، یکی از گسترش دهندگان علم اقتصاد به حوزه هایی نوین، رویکرد خود را بعنوان "ادغام فرضیه های تئوری بیشینه ساختن رفتار، ترجیحات ثابت (به انگلیسی: stable preferences)‏ و تعادل بازار که بصورتی بی ملاحظه و مصمم بکار گرفته میشد" تعریف می کند.[۲۳] یک تفسیر، این تعریف را تبدیل اقتصاد به یک رویکرد به جای یک موضوع علمی خوانده است؛ رویکردی که با این حال از خاص گرایی زیادی در زمینه "فرایند انتخاب و نوع تعامل اجتماعی که این تحلیل دربرمیگیرد" برخوردار است. منبع همان تفسیر، سلسله ای از تعاریف اقتصاد در کتابچه های اقتصادی را بررسی می کند و نتیجه میگیرد که فقدان توافق مورد نیاز، تاثیری بر خود موضوع (یعنی علم اقتصاد) که کتابچه ها به آن پرداخته اند ندارد. بطور کلی تر در بین اقتصاددانان این نظر مطرح می شود که ارائه تعریفی خاص بیشتر بازتاب دهنده مسیری است که بنظر پدیدآورنده آن علم اقتصاد در آن تکامل می یابد و یا باید تکامل یابد.[۲۴]

اقتصاد خرد [ویرایش]

بازارها [ویرایش]

اقتصاددانان به مطالعه بازرگانی، تولید و تصمیمات مصرفی می پردازند،مانند چیزی که در یک بازار سنتی رخ می دهد.
در یک بازار مجازی، فروشنده و خریدار حضور ندارند بلکه بوسیله واسطه ها و اطلاعات الکترونیکی تجارت می کنند.

اقتصاد خرد شاخه ای از علم اقتصاد است که به تحلیل بازیگران منفرد در یک بازار و نیز تحلیل ساختار بازار می پردازد. این شاخه با بازیگران خصوصی، عمومی و داخلی، بعنوان واحد پایه ای تقلیل ناپذیر، سروکار دارد. اقتصاد خرد به مطالعه این میپردازد که چگونه این بازیگران درون بازارهای منفرد (با فرض کمیابی واحدهای مبادله پذیر) و مقررات دولتی به تعامل با یکدیگر می پردازند. یک بازار ممکن است با یک محصول (مانند سیب، آلومینیوم و یا تلفن موبایل) سروکار داشته باشد و یا با خدمات مربوط به یکی از عوامل تولید (آجرچینی، چاپ کتاب و یا بسته بندی مواد غذایی). نظریه اقتصاد خرد، مجموع (به انگلیسی: aggregate)‏ کل کمیتی که توسط خریداران تقاضا شده و کمیتی که توسط فروشندگان عرضه شده را درنظرمیگیرد و به مطالعه قیمتهای ممکن به ازای هر واحد عرضه و تقاضا می پردازد. اقتصاد خرد، تعامل پیچیده میان بازیگران بازار را هم در روند خرید و هم در روند فروش مطالعه می کند. این تئوری بر این باور است که بازارها می توانند به تعادل (به انگلیسی: equilibrium)‏ میان "کمیت تقاضا شده" و "کمیت عرضه شده" برسند.

اقتصاد خرد همچنین به بررسی ساختارهای مختلف بازار میپردازد. "رقابت کامل" (به انگلیسی: perfect competition)‏ ساختار بازاری را توصیف می کند که در آن هیچ شرکت کننده ای آن قدر بزرگ نیست که قادر به بدست آوردن قدرت بازاری برای تعیین قیمت یک محصول یکسان باشد. شیوه دیگر توضیح این امر این است که بگوییم یک بازار رقابتی کامل هنگامی بوجود می آید که در آن تمامی شرکت کنندگان "گیرندگان قیمت" هستند و هیچکدام از شرکت کنندگان نتواند بر قیمت محصولی که می خرد یا می فروشد تاثیر بگذارد. "رقابت ناکامل" به ساختار بازاری دلالت می کند که در آن شرایط رقابت کامل وجود نداشته باشد. اشکال رقابت ناکامل شامل: انحصار (به انگلیسی: monopoly)‏ (که در آن برای یک کالا تنها یک فروشنده وجود دارد)، انحصار چندگانه (به انگلیسی: oligopoly)‏ (که در آن برای یک کالا تنها چند فروشنده بخصوص وجود دارند)، رقابت انحصاری (که در آن فروشندگان زیادی وجود دارند که کالاهای کاملا مختلفی تولید می کنند)، انحصار خریدار (به انگلیسی: monopsony)‏ (که در آن برای یک کالا تنها یک خریدار وجود دارد)، و انحصار چندگانه خریدار (به انگلیسی: oligopsony)‏ (که در آن برای یک کالا تنها چند خریدار بخصوص وجود دارند). برخلاف رقابت کامل، رقابت ناکامل به طور کلی بدین معنا است که قدرت در بازار بطور نامتساوی تقسیم شده است. شرکت ها در وضعیت رقابت ناکامل این قابلیت را دارند که "قیمت گذار" باشند که بدین معنی است که آنها با در اختیار گرفتن بهره بزرگی از قدرت بازار بصورت نامتناسب قادر شده اند که بر قیمت کالاهایی که تولید کرده اند تاثیر بگذارند.

اقتصاد خرد، بازارهای منفرد را با یک ساده سازی اقتصادی مطالعه میکند به این معنا که تصور می کند که فعالیت اقتصادی انجام شده در یک بازار بخصوص بر دیگر بازارها تاثیر نمی گذارد. این متد تحلیلی، "تعادل جزئی" (به انگلیسی: partial-equilibrium)‏ (بین عرضه و تقاضا) نام دارد. این متد تحلیلی مجموع کل فعالیت های انجام شده در یک بازار را محاسبه می کند. تئوری تعادل عمومی (به انگلیسی: general-equilibrium)‏ به مطالعه بازارهای مختلف و رفتار آنها می پردازد. این تئوری، مجموع کل تمامی فعالیتهای انجام گرفته در در تمامی بازارها را محاسبه می کند. این متد هم به مطالعه تغییرات در بازارها و هم به مطالعه تعامل میان آنها که رو به سوی تعادل دارد می پردازد.

تولید، هزینه و بهره وری [ویرایش]

در اقتصاد خرد، تولید تبدیل درون دادها (به انگلیسی: inputs)‏ به برون دادها (به انگلیسی: outputs)‏ است. این امر یک فرآیند اقتصادی است که که در آن درون دادها برای ساختن یک کالا برای مبادله و یا استفاده مستقیم بکار برده می شوند. تولید یک جریان است و بنابراین نرخی از برون دادها به ازای هر دوره ای از زمان. تفارق ها در حیطه تولید معمولا بین تولید برای مصرف (غذا، آرایشگری و غیره)، در برابر کالاهای سرمایه ای (تراکتورهای نو، ساختمان ها، جاده ها و غیره)، میان کالاهای عمومی (دفاع ملی، واکسن آبله و غیره) در برابر کالاهای خصوصی (کامپیوترهای نو، موز و غیره) و "اسلحه" در برابر "کُره" ایجاد می شوند.

هزینه فرصت (به انگلیسی: opportunity cost)‏ به هزینه اقتصادی تولید ارجاع دارد: ارزش بهترین فرصت بعدی از دست رفته. انتخاب ها معمولا باید بین اعمالی مورد علاقه و نیز متقابلا مستثنی کننده (به این معنا که انتخاب یکی به معنای طرد دیگری است) انجام می شوند. این مساله، رابطه پایه ای میان کمیابی و انتخاب را نشان می دهد. [۲۵] هزینه فرصت یک عمل، عنصری است برای مطمئن شدن از اینکه منابع کمیاب بصورتی کارا مورد بهره برداری قرار گرفته اند، بطوری که هزینه آن عمل در برابر ارزش اش سنجیده می شود برای تصمیم گرفتن درباره کم یا زیاد انجام گرفتن آن. هزینه فرصت تنها به هزینه های پولی یا مالی مربوط نیست بلکه میتوانند بوسیله ارزش واقعی برون داد ازدست رفته، اوقات فراغت، و یا هر چیز دیگری که بهره ای جایگزین فراهم کند سنجیده شود.[۲۶]

درون دادهایی که در فرآیند تولید مورد استفاده قرار میگیرند شامل عوامل پایه ای تولید مانند خدمات کاری، سرمایه (کالاهای تولید شده قابل دوام مثل یک کارخانه موجود که در تولید مورد استفاده قرار می گیرند)، و زمین (شامل منابع طبیعی) می شوند. دیگر درون دادها ممکن است شامل کالاهای واسطه ای (به انگلیسی: intermediate goods)‏ هستند که در تولید کالاهای نهایی مورد استفاده قرار می گیرند، مانند فولاد در ساختن یک اتومبیل نو.

بهره وری اقتصادی (به انگلیسی: economic efficiency)‏ توصیف کننده این امر است که چگونه یک سیستم برون داد دلخواه اش را با وجود مجموعه از درون دادهای موجود و نیز تکنولوژی در دسترس ایجاد می کند. بهره وری هنگامی بهبود می یابد که برون داد بیشتری بدون تغییر درون دادها ایجاد شود، بعبارت دیگر، میزان اتلاف کاهش داده شده باشد. یک استاندارد کلی عموما پذیرفته شده بهره وری پارتو (به انگلیسی: Pareto efficiency)‏ است که هنگامی بدست می آید که دیگر هیچ تغییری نتواند بدون بدتر کردن اوضاع کسی، اوضاع فرد دیگری را بهبود بخشد، به دیگر سخن حد نهایی بهبود در سیستم حاصل شده باشد بطوری که نتوان بدون بر هم زدن نظم قسمت دیگری از سیستم از آن فراتر رفت.

نمونه ای از نمودار PFF با نقاط نشانگر

حد امکان تولید (PFF) (به انگلیسی: production-possibility frontier)‏ یک نمودار توضیح دهنده برای نشان دادن کمیابی، هزینه و بهره وری است. در ساده ترین حالت یک اقتصاد تنها میتواند دو کالا تولید کند (مثلا اسلحه و کره). PFF جدول یا نموداری است که ترکیب کمی متفاوت دو کالای قابل تولید را بر مبنای تکنولوژی موجود و کل عوامل درون داد که برون داد محتمل را محدود می کنند، نشان می دهد. هر نقطه ای در منحنی مجموع برون داد بالقوه برای اقتصاد را نشان می دهد که حداکثر برون داد امکان پذیر یک کالای مشخص است بر مبنای کمیت برون داد امکان پذیر کالای دیگر.

کمیابی در نمودار به وسیله افرادی که مایل به مصرف فراتر از PFF (مانند نقطه X) هستند اما در مجموع نمی توانند و با شیب منفی منحنی نشان داده می شود.[۲۷] اگر تولید یک کالا در منحنی اقزایش یابد، تولید کالای دیگر کاهش می یابد، یعنی رابطه ای معکوس میان آن ها وجود دارد. این مساله به خاطر این است که افزایش برون داد یک کالا به انتقال درون دادها از تولید کالایی دیگر و لاجرم کاهش تولید آن کالا بستگی دارد. نقطه D در قسمت شکم منحنی نشانگر تعادل بین تولید دو کالا است. این منحنی به اندازه گیری میزان این می پردازد که ازدیاد تولید یک کالا به هزینه چه میزان تولید کالای دیگر تمام می شود. بنابراین اگر تولید یک اسلحه بیشتر به معنای کاهش تولید 100 عدد کره باشد، هزینه فرصت یک اسلحه برابر 100 کره است. در PFF، کمیابی بر این دلالت دارد که انتخاب تولید یک کالا در مجموع به معنای سر کردن با میزان اندک تری از کالای دیگر همراه خواهد بود. اما هنوز در یک اقتصاد بازار، حرکت در طول منحنی میتواند نشانگر این باشد که انتخاب افزایش یک برون داد برای عوامل تولید کننده به هزینه های آن برتری دارد.

هر نقطه ای بر روی منحنی نشانگر بهره وری تولیدی در بیشینه ساختن برون داد به ازای کل درون داد موجود است. نقطه A در داخل منحنی، محتمل است اما نشانگر عدم بهره وری تولیدی (اتلاف درون دادها) می باشد که در آن برون داد هر یک یا هر دوی کالاها می تواند با حرکت به سوی شمال شرقی به نقطه ای بر روی منحنی تبدیل شود. مثالهای این قبیل عدم بهره وری شامل بیکاری در طول کسادی چرخه تجاری و یا سازمان دهی اقتصادی یک کشور که ناتوان از بهره برداری کامل از منابع خود است، هستند. بودن روی منحنی، اگر به معنای تولید ترکیبی از کالاهایی نباشد که مصرف کنندگان بر دیگر نقاط ترجیح می دهند نباشد هنوز ممکن است به معنای رسیدن به بهره وری تخصیصی (به انگلیسی: allocative efficiency)‏ (یا بهروه وری پارتو) نباشد.

بیشتر توجه اقتصاد کاربردی در سیاتگزاری عمومی بر تشخیص چگونگی بهبود بهره وری یک اقتصاد متمرکز است. تشخیص واقعیت کمیابی و سپس چاره اندیشی برای چگونگی ساز مان دهی جامعه برای بهره ور ترین شیوه استفاده از منابع بعنوان "ماهیت اقتصاد" تعریف شده است، جائی که اقتصاد نقش یکتایی را ایفا می کند.[۲۸]

اقتصاد کلان [ویرایش]

اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین‌الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد. منبع:نظریه ها وسیاست ها در اقتصاد کلان- دکتر طهماسب محتشم دولتشاهی فقر و تبعیض به دلیل بررسی در سطح خانوار از مباحث اقتصاد خرد میباشد.

بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته‌است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده‌است که به تناقض پس‌انداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه هم‌زمان پس‌انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین می‌آید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می‌شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید می‌تواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.

نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشین‌آلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش می‌یابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش می‌دهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان می‌تواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد..

زیر شاخه‌های علم اقتصاد [ویرایش]

مکاتب اقتصادی [ویرایش]

Economics Diagram.svg

جستارهای وابسته [ویرایش]

پانویس [ویرایش]

  1. Harper, Douglas (November 2001). "Online Etymology Dictionary – Economy". http://www.etymonline.com/index.php?term=economy. Retrieved October 27, 2007. 
  2. Marshall, Alfred, and Mary Paley Marshall (1879). The Economics of Industry, Macmillan, p. 2.
             • Jevons, W. Stanley (1879). The Theory of Political Economy, 2nd ed., Macmillan. p. xiv.
  3. Andrew Caplin and Andrew Schotter, The Foundations of Positive and Normative Economics, Oxford University Press, 2008, ISBN 0195328310
  4. Davis, John B. (2006). "Heterodox Economics, the Fragmentation of the Mainstream, and Embedded Individual Analysis", in Future Directions in Heterodox Economics. Ann Arbor: University of Michigan Press.
  5. Friedman, David D. (2002). "Crime," The Concise Encyclopedia of Economics.'.' Retrieved October 21, 2007.
  6. گروه بانک جهانی (2007). "Economics of Education.". Retrieved October 21, 2007.
  7. Iannaccone, Laurence R. (1998). "Introduction to the Economics of Religion", Journal of Economic Literature, 36(3), pp. 1465–1495..
  8. Nordhaus, William D. (2002). "The Economic Consequences of a War with Iraq", in War with Iraq: Costs, Consequences, and Alternatives, pp. 51–85. American Academy of Arts and Sciences. Cambridge, Massachusetts. Retrieved October 21, 2007.
  9. Arthur M. Diamond, Jr. (2008). "science, economics of", The New Palgrave Dictionary of Economics, 2nd Edition, Basingstoke and New York: Palgrave Macmillan. Pre-publication cached ccpy.
  10. Lazear, Edward P. (2000|. "Economic Imperialism", Quarterly Journal Economics, 115(1)|, p. 99–146. Cached copy. Pre-publication copy(larger print.)
       • Becker, Gary S. (1976). The Economic Approach to Human Behavior. Links to arrow-page viewable chapter. University of Chicago Press.
  11. http://www.neweconomics.org/
  12. Backhouse, Roger E., and Steven Medema (2008). "economics, definition of", The New Palgrave Dictionary of Economics, 2nd Edition, pp. 720–22. Abstract.
       • _____ (2009). "Retrospectives: On the Definition of Economics", Journal of Economic Perspectives, 23(1), pp. 221–33.
  13. Smith, Adam (1776). An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, and Book IV, as quoted in Peter Groenwegen (1987) [2008]), "'political economy' and 'economics'", The New Palgrave: A Dictionary of Economics, v. 3, p. 905 [pp. 904–07 (brief link).
  14. Say, Jean-Baptiste (1803 ). A Treatise on Political Economy; or the Production, Distribution, and Consumption of Wealth, trans. 1834, C. C. Biddle, ed., Grigg and Elliot.
  15. • [Carlyle, Thomas] (1849). "Occasional Discourse on the N[egro] Question", Fraser's Magazine, republished in Works of Thomas Carlyle, 1904, v. 29, Charles Scribner's Sons, pp. 348–383.
       • Malthus, Thomas (1798). An Essay on the Principle of Population.
       • Persky, Joseph (1990). "Retrospectives: A Dismal Romantic", Journal of Economic Perspectives, 4(4), pp. 166–169 [pp. 165-172].
  16. Mill, John Stuart (1844). "On the Definition of Political Economy; and on the Method of Investigation Proper to It", Essay V, in Essays on Some Unsettled Questions of Political Economy (V39). (Accessed Nov 2011)
  17. Marshall, Alfred (1890 [1920]). Principles of Political Economy, v. 1, pp. 1–2 [8th ed.]. London: Macmillan.
  18. Backhouse, Roger E., and Steven Medema (2009). "Retrospectives: On the Definition of Economics", Journal of Economic Perspectives, 23(1), p. 225. [pp. 221–33.
  19. Robbins, Lionel (1932). An Essay on the Nature and Significance of Economic Science, p. 15. London: Macmillan. Links for 1932 HTML and 2nd ed., 1935 facsimile.
  20. Robbins, Lionel (1932). An Essay on the Nature and Significance of Economic Science, p. 16.
  21. • Backhouse, Roger E., and Steven G. Medema (2009). "Defining Economics: The Long Road to Acceptance of the Robbins Definition", Economica, 76(302), V. Economics Spreads Its Wings. [Pp. 805–820.]
       • Stigler, George J. (1984). "Economics—The Imperial Science?" Scandinavian Journal of Economics, 86(3), pp. 301-313.
  22. Blaug, Mark (2007). "The Social Sciences: Economics", The New Encyclopædia Britannica, v. 27, p. 343 [pp. 343–52].
  23. Becker, Gary S. (1976). The Economic Approach to Human Behavior, Chicago, p. 5.
  24. Backhouse, Roger E., and Steven Medema (2009). "Retrospectives: On the Definition of Economics", Journal of Economic Perspectives, 23(1), p. 229, Introduction, and Conclusion [pp. 221–33.
  25. Buchanan, James M. (1987). "opportunity cost", The New Palgrave: A Dictionary of Economics, v. 3, pp. 718–21.
  26. اکونومیست, Economics A-Z, "Opportunity Cost." Accessed 3 Aug. 2010
  27. Montani, Guido (1987), "scarcity", The New Palgrave: A Dictionary of Economics, v. 4, p. 254.
  28. Samuelson, Paul A.; William D. Nordhaus (2004). Economics. McGraw-Hill. ch. 1, p. 5 (quotation) and sect. C,"The Production-Possibility Frontier", pp. 9–15; ch. 2, "Efficiency" sect.; ch. 8, sect. D, "The Concept of Efficiency.". 

منابع [ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Economics»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۴ می۲۰۰۸).