عبدالعزیز ملازاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حضرت مولانا عبدالعزيز ( رح )
Molavi-Abdolaziz
نام: عبدالعزیز ملازاده
عنوان: مفتی ديار بلوچستان
زادروز: آذر ماه سال 1295 هـ . ش
درگذشت: ۲۱ مرداد سال ۱۳۶۶مشهد
نژاد: بلوچ
مذهب: تسنن
زمینه‌های فعالیت: تدريس در مدرسه صولتیه مکه مکرمه،مدیرو مدرس حوزه علمیه
ایده‌های قابل‌ذکر: ايجاد وحدت ميان فرق اسلامی و به ويژه شيعه وسنی ،مبارزه با مواد مخدر
استاد(ها): حضرت مولانا مفتی كفايت الله دهلوی (رح )

عبدالعزیز ملازاده (۱۲۹۵ سرباز - ۱۳۶۶ مشهد) از علمای اهل سنت، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و برادر عبدالرحیم ملازاده (معروف به دکتر ملازاده) است.

تولد[ویرایش]

عبدالعزیز در سومین روز آذر ماه سال ۱۲۹۵ هـ . ش در روستای دپکور ،از توابع بخش مرکزی شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقی بلوچستان به دنیا آمد.

فراگیری علم و خدمت به دین[ویرایش]

حضرت مولانا عبدالعزيز (رح ) بسيار زيرک وتيزهوش بودو از همان ابتدا به خواندن و فراگيری علم علاقه ی فراوانی داشت . قرآن را همراه با برادرش ملاعبدالغفور که در جريان جنگ جهانی دوم مفقود گرديد ، در نزديكی زادگاهش در روستايی به نام مچان نزد آخوند ملاعطاء محمد در ظرف سه ماه تمام كرد . كتب ابتدايی و مقدماتی را پيش پدر بزرگوارش فرا گرفت بعد از اتمام دوره مقدماتی براي ادامه تحصيل به هندوستان عزيمت كرد و برادرش ملا عبدالغفور را همراه خود برد . با توجه به فقدان امكانات در آن روزگار اين سفر فوق العاده برايش طاقت فرسا بود. اما به دليل عشق و علاقه فراوانی كه به تحصيل داشت ،سختی ها را با طيب خاطر تحمل نموده و خودرا به هندوستان رساند. مدتی در بزرگترين دانشگاه اسلامی شبه قاره هند يعنی دارالعلوم ديوبند به تحصيل ادامه داد و سرانجام برای دوره خارج وارد خارج وارد دارالعلوم امينيه دهلی شد و از محضر حضرت مولانا مفتی كفايت الله دهلوی (رح ) كسب فيض نمود . با توجه به زيركی و تيزهوشی فوق العاده ای كه داشته همواره موردمهر و محبت اساتيد ، و بخصوص مولانا مفتی كفايت الله (رح ) بود مولانا مفتی كفايت الله (رح ) ايشان را مفتی ديار بلوچستان لقب داده بود. زيرا وی تمام كنز الدقايق را از حفظ داشت و فتواهايش بسيار مدلل و غير قابل نقض بود. در سال 1320 هـ .ش تحصيلاتش را به پايان رسانيد و به وطن بازگشت . پس از گذراندن چند سال در زادگاهش ، برای زيارت حرمين عازم حجاز شد و به مدت سه سال در مكه مكرمه ضمن تدريس در مدرسه صولتیه ، كه از حوزه های دينی معروف بلد حرام .است ،علم قراءت و تجويد را نيز فرا گرفت. مسئولين مدرسه صولتيه كتب مقدماتی را به او سپردند . ولی با توجه به نبوغ علمی و مسلط بودن بر ساير كتب و حسن تفهيمی كه داشت ، دست اندركاران مدرسه صولتيه توان علمی و استعداد او را فراتر از حد مقدمات تشخيص داده ،تدريس كتب دوره ثانويه و سطوح را به او سپردند. بعد از گذراندن 2 سال در مكه مكرمه پدر بزرگوارش برايش نامه نوشت كه هر چه زودتر خود را به وطن برساند زيرا مردم اينجا بيشتر نياز به خدمت دارند . حضرت مولانا بعد از مراجعت به وطن ، خدمت به اسلام و مسلمين رادر قالب امر به معروف ونهی از منكر و حل و فصل مناقشات و اختلافات فيما بين آغاز می نمود . بعد از مدتی حوزه علميه عزيزيه را در زادگاهش ـ دپكور ـبنا می نهاد و به عنوان مدير ومدرس ارشدآغاز بكار نموده و از چند تن از اعضای منطقه نيز دعوت به همكاری نمود. در دی ماه ، سال 1335 هـ . ش سرنوشت دينی ، فرهنگی و مذهبی مردم خطه ی سرحد و به ويژه شهر زاهدان ، توسط اين رادمرد و اين پيشوای مذهبی و الگوی عمل و اخلاص رقم زده شد. شرح كوتاه اين داستان مفصل به شرح زير است . مولانا به منظور معالجه پدربزرگوارش از سرباز به زاهدان می آمد و به مدت يك ماه در زاهدان ماند . مردم زاهدان پس از اندك آشنايی با شخصيت جامع و پر جاذبه ايشان از وی خواستند كه براي هميشه در زاهدان بماند و از پدر بزرگوارش تقاضا كردند تا توافق خود را با خواسته های مردم زاهدان اعلام دارد. پس از اعلام موافقت پدر بزرگوارش ،ايشان در همان سال از سرباز به زاهدان منتقل و خانواده اش را از سرباز به زاهدان انتقال داد». پيش از تشريف آوری حضرت مولانا (رح ) ، مردم اين خطه ،ازدين و احكام دينی اطلاع چندانی نداشتند قبرپرستی ، پيرپرستی ، و انواع بدعتها در جامعه رواج داشت . با تشريف آوری حضرت مولانا (رح ) دزدآبِ غرق در جهالت و بدعت ها ودرگيری ها به شهر عالمان ، زاهدان قاريان . حافظان قرآن تغيير اسم و رسم داد.

خدمات شايسته[ویرایش]

از جمله خدمات شايسته و قابل توجه حضرت مولانا عبدالعزيز (رح ) ،سعی و تلاش در ايجاد وحدت ميان فرق اسلامی و به ويژه شيعه وسنی در منطقه بود او با يك ديد به شيعه و سنی می نگريست حتی در بسياری موارد به مراجعين شيعه بيشتر توجه می كرد و می فرمود :« يك مرجع سنی بايد چنين رفتاری » كند تا برادران شيعه ما در منطقه و استان احساس بيگانگي نكنند. محور ديگری از خدمات اصلاحی ايشان مبارزه با مواد مخدر است . درباره اين مواد می فرمود : « اين مواد خانمانسوز كه خلقی را به نابودی كشانده است ،با همكاری جوانان مؤمن و مردم غيور بايد از جامعه ما ريشه كن شود و هركس با اين گونه افراد همكاری كند ، ماشين يا شتر خود را دراختيار آنان بگذارد ، شريك .جرم است و روز قيامت از وی سئوال خواهد شد.

بیماری و مرگ[ویرایش]

وی در سال ۱۳۵۹ هـ . ش دچار ناراحتی قلبی شد و برای معالجه به انگلستان سفر کرد و ناراحتی اش تا حدی بهتر شد و به وطن برگشت، اما پس از یک سال و نیم بیماری وی مجدداً شدت گرفت و نزدیک چهار ماه در بستر بیماری افتاد.
وی در جریان مسافرت و معالجه درانگلستان دچار ناراحتی کلیه شد و پس از مراجعت به ایران بنا بر مشاوره پزشکان ، بار دوم جهت پیوند کلیه به آمریکا مسافرت نمود ، ولی به دلیل بالابودن سن ،نظر پزشکانِ معالج این بود که پیوند کلیه دراین شرایط سنی سودی ندارد . وی بعد از اقامتِ مدت کوتاهی درکالیفرنیا آمریکا ، به ایران مراجعت کرد .

وی در روزهای پایانی عمر در مشهد جهت انجام دیالیز اقامت گزید و در ۲۱ مرداد سال ۱۳۶۶ در همان شهر درگذشت.

خانواده[ویرایش]

او دارای ۱۴ دختر و چهار پسر بود. فرزند ارشد او عبدالمالک ملازاده در سال ۱۳۷۴ در پاکستان ترور شد.[نیازمند منبع] دکتر عبدالرحیم ملازاده متولد ۱۳۳۷ (که به دلیل مناظره و برنامه‌های تلویزیونی معروف است) نیز برادر وی می‌باشد.

منابع[ویرایش]

http://www.mybalochistan.com/?p=289