عالم‌آرای نادری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کتاب عالم‌آرای نادری نوشتهٔ محمدکاظم مروی است. این کتاب دربارهٔ زندگانی نادر شاه افشار و تاریخ ایران از اواخر دورهٔ صفوی تا مرگ نادر (۱۱۲۶ خورشیدی/۱۱۶۰ قمری) است.

محتویات

چگونگی تألیف [ویرایش]

محمدکاظم مروی، پدرش از قزلباشها بوده‌است و به گفتهٔ خودش نیاکانش از قاجارهای تبریز بوده‌اند که به مرو کوچ داده شده‌اند. او از دیوانیان و محاسبان امور مالی دربار نادر شاه بوده‌است و در زمان تألیف کتاب، «وزیر مرو» (سرپرست امور مالی مرو) بوده‌است. او بسیاری از رخدادهای آن زمان را دیده یا از افراد حاضر در صحنه شنیده‌است و از این جهت مطالب کتابش اهمیت خاصی دارد. مؤلف از همان ابتدا که به دستگاه نادر پیوسته و هواخواه او گردیده، به فکر تألیف کتاب بوده و به‌تدریج مطالب را یادداشت می‌کرده، اما تنظیم قطعی مطالب به‌صورت کتاب، پس از مرگ نادر شاه آغاز شده و در سال ۱۱۳۲ خورشیدی/۱۱۶۶ قمری تألیف آن پایان یافته‌است. [۱]


ویژگی‌های کتاب [ویرایش]

عالم‌آرای نادری کتابی نسبتا مفصل و به زبان ساده و عامیانه است و اشتباههای لغوی و معنایی در آن به چشم می‌خورد چرا که مؤلف آن از سوادی در حد عادی برخوردار بوده است اما در عین حال به فرهنگ و دانش عشق می‌ورزیده است و نگارش این کتاب از سوی او مؤید همین نکنه است. در کتاب اشعاری از نویسنده وجود دارد که سطح پایین است.

این اثر تاریخ خشک و رسمی نیست؛ بلکه به خاطر درج اخبار دست اول از دورهٔ نادرشاه افشار و اطلاعاتی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی و آداب و رسوم آن زمان، منبعی ارزشمند به شمار می‌آید.

نسخهٔ خطی و متن تصحیح‌شده [ویرایش]

از این کتاب تنها یک دورهٔ سه‌جلدی خطی در بخارا پیدا شد که بعداً به مسکو انتقال یافت. جلدهای دوم و سوم این کتاب را واسیلی بارتولد در سال ۱۲۹۴ و جلد یکم را میکلوخو ماکلای در سال ۱۳۱۸ شناسایی و معرفی کردند. چاپ عکسی عالم‌آرای نادری در سالهای ۱۳۴۱، ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ با مقدمه و فهرستها در شوروی انجام شد.

محمدامین ریاحی تصحیح این کتاب را در سال ۱۳۶۳ به پایان برد و در سال ۱۳۶۴ با حروفچینی در سه جلد همراه با مقدمه‌های روسی (با برگردان عنایت‌اللّه رضا) و فهرستهای اعلام انتشار یافت.

نمونه‌ای از متن کتاب [ویرایش]

گفتار در توجه رایات آفتاب‌اشراق به صوب عراق و محاربه نمودن با اشرف افغان و قلع و قمع آن خذلهٔ بی‌نام و نشان و حدوث سوانحات به تقدیر ملک منان

...چون امیر صاحب تدبیر بر وسط آن جبال رسید و هجوم آن لشکر قیامت‌اثر را از حد و حصر افزون دید، اشاره به امیر خان توپچی‌باشی نمود که توپهای آتشین‌کردار و زنبورکهای خمپاره‌دار را بر تیپ آن جماعت اشرار آتش زنند. در همان توپ اول از تفضلات الهی و به اقبال بندگان ظل‌اللّهی، آن گلوله ثعبان‌کردار بر میان تیپ آن گروه نابکار رسیده، به قدر سیصدچهارصد نفر چون خیار تر به دو نیم نموده و موازی دوازده رأس از اسبهای کتل با زین و لجام مرصع را برداشتند و بر کمر علمدار آن لشکر برگشته روزگار رسید که با عَلَم به چهارپاره نمود. چون لشکر افغان، علم را نگونسار دیدند، ارکان احوال خود را متزلزل یافته، رعب و هراس بر ایشان استیلا یافته، اردوی پرشکوه خود را برهم‌خورده و جمعیت احوال خود را پراکنده دیدند...

پانویس [ویرایش]

  1. مقدمه مصحح، ص بیست و هشت

منابع [ویرایش]