عاشیق قربانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عاشیق قربانی
Aserbaidschanische Volksinstrument Saz.JPG
زمینهٔ کاری عاشیق
زادروز ۱۴۷۷ میلادی
روستای دریلو منطقه قره داغ
مرگ قرن شانزدهم
ملیت ایرانی
تصویری از روستای دریلو، محل تولد عاشیق قربانی

عاشیق قربانی از معروفترین عاشیقهای اعصار گذشته است.

عاشیق قربانی یا دیریلی قربانی، (Aşıq Qurbani) متولد روستای دریلو، همدوره شاه اسماعیل و در مرحله آغازین نهضت ادبی شاه اسماعیل ختایی قرار دارد. [۱] او در تبریز نشو و نما کرده و در همان شهر به نهضت قزلباشیه پیوسته است و هنر نوازندگی و خوانندگی خود را وقف نشر معارف قزلباشیه و حروفیه کرده است. او ظاهراً با دربار شاه اسماعیل مربوط بود. شکایت نامه او به شاه در دادخواهی از مظالم وزیر میتواند سندی در این زمینه باشد:[۲]

ديري داغلاريندان، اوزاق يوللاردان، از كوهستان‌هاي دریلو راه افتاده و اين همه ره درنورديدم.
البته كه بير مرادا گلميشم... البته به قصد مرادی آمده‌ام ...
«قورباني»يم، قارا وزير اليندن، قرباني ام که از دست قارا وزير
«شيخ اوغلو»نا شكايته گلميشم. به داد خواهی پیش مرشدم آماده ام.

بعدها کار عاشیق قربانی با سلطان صوفی به عداوت انجامید. [۳]

سروده های عاشیق قربانی[ویرایش]

سروده‌های عاشیق قربانی تازگی خود را تا زمان ما حفظ کرده اند؛ چنانکه عاشیق‌های نوگرای نسل جدید، مانند خانم صداقت الدوز (Sədaqət Ulduz) از آنها در ایفاهای خود استفاده می‌کنند.[۴] در میان این سروده ها، اشعاری وجود دارد با مضامین اجتماعی و اخلاقی. همچنان که سروده هایی وجود دارد که قطعه های زیبا و دلنشین ربابی اند.[۵] عاشیق قربانی میتوانسته است ظریفترین و طبیعیترین احساسهای انسانی را بامهارتی استادانه به ساز و سخن وصف کند. شعر مشهورش که ردیف «بنفشه» دارد، از این نظر حائز اهمیت است:[۲]

تانری سنی خوش جمالا یئتیرمیش خداوند ترا زیبا آفرید
سنی گؤرن عاشیق، عاغلین ایتیرمیش دلباختگان خرد از دست فروهشتند،
ملكلرمی درمیش، گؤیدن گتیرمیش گویی ملائک تو را از آسمان چیده و آورده اند.
حاییف كه دریبلر آز بنفشه نی. حیف که عرضه کم بود و بنفشه‌ها را چیدند!

در سروده‌ای دیگر، و خطاب به معشوقه اش پری، می‌گوید:[۶] [۷]

Başina mən dönüm ala göz Pəri ای عزیزترینم، پری خمار چشمم،
Adətdir dərələr yaz bənəvşəni رسم آن است که بهار را با چیدن بنفشه آغاز کنند
Ağ nazik əlinən dər dəstə bağla با آن دستان لطیف سفیدت
Tər buxaq altinə düz bənəvşəni دسته‌ای بچین و بر گردن بلورینت بیاویز...

مجموعه شعرهای عاشیق قربانی در سال ۱۳۸۹ چاپ شده است. [۸]

داستان عاشیق قربانی وپری[ویرایش]

آوازة ماجراهای عاشیق قربانی با افسانه‌ها در آمیخته و منشاء داستان‌عاشیقی گردیده بنام «عاشیق قربانی وپری» که زبانزد عاشیقان است.[۹][۱۰]

منابع[ویرایش]

  1. زارع شاهمرسی، پرویز. عاشیقهای آذربایجان‎. آناس تبریز، ۱۳۸۶. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ دکتر ح.م.صدیق. «قوپوزنوازان دلسوخته آذربایجان (عاشیق قوربانی)». سایت دوستداران دکتر حسین محمدزاده صدیق. 
  3. کاظم‌اوف، غضنفر. قوربانی (عاشیق قوربانی حیاتینا بیر باخیش). ۱۳۸۰. 
  4. «Aşıq Ulduz və qızı Sədaqətin ifasında Ovşarı Aşıq mahnısı». یوتوب، Jun 12, 2013. 
  5. اميد نيايش. «عاشيق ها ساز قيام بدست گرفتند وعشق را سرود رزم كردند». 
  6. Madatli, Eynulla (2010). Poetry of Azerbaijan. Embassy of the Republic of Azerbaijan in Islamabad. p. 75. 
  7. "ANTHOLOGY OF ASHIQ". 
  8. عبادی قاراخانلو، محمد. عاشیق قوربانی شعر لر. اختر، ۱۳۸۹. 
  9. «ذوق و خیال در داستان عاشیق قربانی و پری». پایگاه خبری آذربایجان، ۱۳۹۲. 
  10. منظوری‌خامنه، عبدالکریم. عاشیق قوربانی و پری خانم. یاران، ۲۰۱۱.