ظهیر فاریابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

ظهیرالدّین ابوالفضل طاهربن محمد (وفات: ۵۹۸ ه‍.ق.) از جملهٔ قصیده‌سرایان ادب فارسی در سدهٔ ششم است.

[ویرایش] پیوندهای بیرونی

ظهیر فاریابی، ظهیرالدین، ابوالفضل طاهر ( ملیت: ایرانی قرن: 6 ) (وف 598 ق)، شاعر، متخلص به ظهیر. از معروفترین شعراى عصر خویش و اصلا از مردم فاریاب، از بلاد خراسان، بود. در جوانى به كسب علوم و اطلاعات مختلف علمى و ادبى در فاریاب و نیشابور پرداخت. در نیشابور مدح عضدالدین طغانشاه بن مؤید آى ابه را گفت. وى علاوه بر ادب به تحقیق در مباحث نجومى نیز پرداخت و پیش‏بینى منجمان را در وقوع طوفان در 582 ق، با تألیف رساله‏اى رد كرد. اما مطلقا مورد توجه پادشاه طغانشاه بن میود قرار نگرفت. در 582 ق ناگزیر نیشابور را ترك كرد و به اصفهان به خدمت صدرالدین خجندى رفت و قصایدى در مدح وى گفت. در 585 ق از اصفهان به مازندران و آذربایجان رفت و در آنجا به مداحى عده‏اى از افراد و وزارء و رجال همچون اصفهبد اعظم حسام‏الدوله والدین ابوالحسن اردشیر، از مشاهیر ملوك آل باوند، پرداخت. از دیگر ممدوحان ظهیر، طغرل بن ارسلان آخرین پادشاه سلجوقى، قزل ارسلان بن ایلدگز، اتابك نصره‏الدین ابوبكر ایلدگز و دیگر اتابكان آذربایجان هستند. بیشتر در تبریز زیست و با خاقانى شروانى، شیخ نظامى، میجرالدین بیلقانى و جمال‏الدین اصفهانى معاصر بود. در پایان عمر ترك ملازمت سلاطین گفت و به طاعت و كسب علم مشغول گشت. در تبریز فوت كرد و در قبرستان سرخاب نزدیك قبر خاقانى مدفون گردید. ظهیر صاحب «دیوان» شعر مشتمل بر چهار هزار بیت است.[1] (بخش 1) طاهر بن محمد فاریابى ملقب به ظهیرالدین و مكنى به ابوالفضل، شاعر معروف ایرانى (ف. تبریز 598 ه.ق.). اصل او از فاریاب است. وى از جوانى به تحصیل علوم و شعر و ادب پرداخت و ادب عرب و حكمت و نجوم بیاموخت و در خراسان و مازندران و آذربایجان سفر كرد. در روزگار اتابك قزل‏ارسلان به عراق و آذربایجان رفت. از ممدوحان وى حسام‏الدین اردشیر بن علاءالدوله حسن از طبقه ملوك آل باوند، طغانشاه حاكم نیشابور، محمد بن ایلدگز، قزل ارسلان و نصرةالدین ابوبكر از اتابكان آذربایجان را باید نام برد. وى با خاقانى و جمال‏الدین عبدالرزاق معاصر بود. جمال‏الدین مذكور تركیب بندى مفصل و شیوا در مدح ظهیر دارد و ظهیر در ستایش جمال‏الدین اشعارى دارد. دیوان وى مكرر به طبع رسیده. قصاید او كه غالبا در مدح شاهان و بزرگانست محكم و متین و غزلهایش مطبوع است.

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به
در ویکی‌گفتاورد موجود است.


ظهيرالدين طاهر پسر محمد فاريابي مشهور به ظهير فاريابي از قصيده‏سرايان بزرگ زبان پارسي است. زادگاه وي شهر فارياب در خراسان بزرگ (امروزه استاني در افغانستان) است. وي در زمان قزل ارسلان به آذربايجان آمد و مداح قزل ارسلان شد. وي در سال ٥٩٨ قمري/٥٨١ خورشيدي در تبريز درگذشت و در محله‏ي سرخاب (مقبره الشعرا) به خاك سپرده شده است. شعرهايش چنان خوب بوده كه درباره‏ي ديوانش گفته‎‏اند: ديوان ظهير فاريابي ------------ در كعبه بدزد اگر بيابي!

البته ارزش محتوايي شعرهاي وي از ارزش ادبي آنها جداست. من تمام ديوان وي را نخوانده‏ام. اما براي نمونه، در مدح قزل ارسلان، كه احتمالا سواد چنداني هم نداشته، قصيده‏اي دارد كه در بيتي از آن مي‏گويد: نُه كرسي فلك نهد انديشه زير پاي ---------- تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان دهد

سعدي شيرازي در ديباچه‏ي بوستان (سروده به سال ٦٥٥ هجري قمري/٦٣٦ خورشيدي) در اعتراض به اين بيت مي‏گويد: چه حاجت كه نُه كرسي آسمان --------- نهي زير پاي قزل ارسلان؟ مگو پاي عزت بر افلاك نه --------- بگو روي اخلاص بر خاك نه به طاعت بنه چهره بر آستان ------- كه اين است سر جاده راستان

[ویرایش] منابع

  • خرّمشاهی، بهاءالدّین. حافظ‌نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۳
این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] بهارستان (114 -111)، تاریخ ادبیات در ایران (764 -750 / 2)، تاریخ ادبى ایران (565 / 1)، تاریخ طبرستان (121 -120)، تاریخ گزیده (738 -737)، تاریخ نظم و نثر (107 -106)، تذكره الشعرا (128 -122)، چهارصد شاعر برگزیده پارسى‏گوى (617 -614)، حبیب السیر (559 -558 / 2)، دایره‏المعارف فارسى (1648/ 2)، دویست سخنور (222 -220)، الذریعه (660 -659 / 9)، رباعى و رباعى‏سرایان (125 -124)، ریاض العارفین (220 -219)، ریحانه (76 -75 / 4)، شخصیت‏هاى نامى (310 -309)، فرهنگ ادبیات فارسى (333 -332)، فرهنگ سخنوران (598)، گنج سخن (62 -51 / 2)، لباب الالباب (307 -298 / 2)، لغت‏نامه (ذیل/ طاهر، ظهیر)، مجالس النفائس (341 -339)، مجمع الفصحا (863 -852 / 2)، مؤلفین كتب چاپى (586 / 3)، هفت اقلیم (82 -77 / 2)، یغما (س 3، ش 7 2 ص 102 -96).

زبان‌های دیگر