تصوف
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| پیشنهاد شده است که این مقاله یا بخش با عرفان ادغام گردد. (بحث). |
| بهتراست فرد متخصصی این مقاله یا قسمت را بررسی کند. اگر در این زمینه تخصص دارید این مقاله را بررسی کنید و یا خود آنرا کاملتر کنید. |
| یک یا چند منبع یادشده در این مقاله بصورت دقیق ارجاع نشدهاست. شما میتوانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب با منبع غیردقیق احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
- برای دیگر کاربردها صوفیان (ابهامزدایی) را ببینید.
|
تصوف در اصل به وجه عرفانی اسلام اطلاق میشود. صوفیان عقیده دارند توانایی نزدیکی به حقیقت مطلق در همهٔ انسانها مشترک است و مخصوص قشر خاصی نیست.[۱] صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچیک از صفاتی که ما میشناسیم نمیدانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی میدانند. ریشهٔ لغت تصوف احتمالاً از سوفیای یونانی و یا صوف به معنای پشم است. به خاطر لباس پشمینهای که صوفیان میپوشیدهاند.
[ویرایش] شکل گیری و گسترش
لوئی ماسینیون سرچشمهٔ اصلی آن را قرآن میداند. تقریبا اکثر صوفیان تبار خود را از طریق علی ابن ابی طالب به محمد پیامبر اسلام میرسانند. در واقع میتوان گفت قرآن تاثیر به سزایی در آثار عرفانی و صوفیانه بر جای گذاشتهاست که میتوان به آثار عطار، رومی و شاه نعمت الله ولی اشاره نمود.[۲] از تأثیرگذارترین صوفیان ایرانی و اسلامی میتوان به بایزید بسطامی(در سالهای ۱۶۱ تا۲۳۴ میزیسته)، ابوسعید ابوالخیر، جنید بغدادی، حافظ، مولوی، سعدی، عطار نیشابوری، جامی و شاه نعمت الله ولی اشاره کرد.
[ویرایش] منشا واژه تصوف
در مورد تصوف و اینکه از چه کلمهای مشتق شدهاست مطالب بسیاری نگاشتهاند که از جمله از صوف به معنی پشم یا از صوفیای یونانی به معنی حکمت و فلسفه و... گرفته شدهاست.
[ویرایش] جهانبینی تصوف
سلسلههای تصوف را به طور کلی به دو بخش سنی و شیعه تقسیم میکنند اما در عمل در هر طریق سنی و شیعه آموزههای تعلیم داده میشود که آنان را از تعصبی که در هر دو فرقه شیعه و سنی وجود دارد مجزا میکند. در حقیقت آموزههایی که تصوف ارائه میکند آن را «تصوف جهانشمول» میسازد. اما با این وجود اکثر فرقههای متصوفه در زمرهٔ یکی از مذاهب سنی و شیعه طبقهبندی میشوند و بنابراین در ظاهر احکام شریعت از یکی زا مذاهب شیعه و سنی تبعیت میکند. سلسلههای تصوفی که در ایران فعالیت دارند اکثر شیعه (مانند نعمتاللهی و ذهبیه و خاکسار و..)و آنهایی که در خارج ایران هستند اغلب سنی میباشند (مانند نقشبندیه و قادریه و...). اصول مکتب تصوف را که تقریبا در همهٔ فرق و سلسلههای تصوف وجود دارد بر چهار پایه میتوان در نظر گرفت:
۱. رها شدن از حس ظاهری و بشری
۲. انجام تکالیف خاص (مثلا ریاضات) برای رسیدن به مراحل سلوک
۳. کشتن نفس و خودخواهی
۴. اتصال و رسیدن به حقیقت الهی و فنای در وی
بزرگترین هدف یک صوفی آنست که تا حد توان به خدا نزدیک شده و خواست خود را قربانی خواست خداوند نماید. و بنابراین خداوند را در تصوف «معشوق» یا «محبوب» میخوانند و شخص صوفی که در پی خداست دوستدار و «عاشق» است. بنابراین هسته اصلی تصوف اینست که صوفی «عاشق» به خداوند «معشوق» بپیوندد. از طریق این «عشق» الهی است که سالک (صوفی) در نهایت میمیرد (فنا میشود) و حقیقت او نیز در همین نکته نهفتهاست که با مرگ اختیاری که به وی دست میدهد به بقا میرسد و آنچه به وی وعده داده شدهاست در همین دنیا درمییابد نه در دنیای دیگر. و این مطلب با این دستور که: «موتوا قبل ان تموتوا» و یا با ترجمه فارسی سنایی: «بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر میزندگی خواهی» همراه است که در همه مکاتب تصوف وجود دارد. برای نیل به این مقصود صوفیان میباید با نفس اماره که نفس فرمان دهنده به بدیها در انسان است به مبارزه بپردازند تا آن را به نفس مطمئنه که در دست خداست جایگزین سازند. در این حال مراحلی برای نفس طی میشود که بالاترین آن «نفس صافیه» است. بالاترین مراحل در نهایت به پیامبر و اولیای کامل خدا اختصاص دارد.
تجربه خدایی در تصوف به وحدت منجر میشود که در آن بین «عاشق» و «معشوق» دویی وجود ندارد. و سالک به مقامی میرسد که همچون آلتی در دست خداوند است و هر عمل او عمل خداست. و در حقیقت این خداوند است که از طریق او کار میکند. همچنانکه جنید بغدادی (رح.) از پیشروترین متصوفه که در سلسلههای معروفیه اولین اقطاب است میگوید: «عارف آنست که حقتعالی از سر او سخن گوید و او خاموش» (به نقل از تذکرةالاولیای عطار نیشابوری)
بسیاری از سلسلهها و فرقههای تصوف معتقدند که در همهٔ مذاهب جهان حقیقتی نهفتهاست و مذاهب بزرگ جهان در روح اصلی خود دارای حقیقت هستند. از این رو بعضی از مذاهب تصوف پا را از این فراتر نهاده و اعتقاد دارند که تصوف تنها در اسلام ظهور ننموده بلکه باطن و حقیقت همهٔ ادیان الهی را شامل میشود.
[ویرایش] عرفا و صوفیان بزرگ
بایزید بسطامی ابن عربی جنید بغدادی شاه نعمتالله ولی شیخ ابوسیعد ابوالخیر مولوی بلخی شیخ احمد غزالی عینالقضات همدانی منصور حلاج
[ویرایش] تعاریف از تصوف
شیخ بهایی: «ابولفضائل» شیخ بهایی در کتاب کشکول مینویسد: تصوف علمی است که در آن از ذات احدیّه و أسماء و صفاتش از آن حیث که رساننده مظاهر منسوباتش به ذات اویند، بحث میکند.
مسائل تصوف، نحوه صدور کثرت از ذات احدی و نحوه رجوع کثرت به ذات و بیان مظاهر اسمای الهی و نعوت رباّنی و کیفیّت رجوع اهل الله و نحوه سلوک و مجاهدات و ریاضاتشان و بیان نتیجه هر یک از اعمال و اذکار در دنیا و آخرت بر وجه ثابت در نفس الامر است. مبادی تصوف شناخت حدّ و تعریف و غایت آن و اصطلاحات قوم را در این علم دانستن است.
[ویرایش] سلسلههای تصوف
[ویرایش] سلسلههای تصوف در ایران
- سلسله نعمتاللهی که خود به شاخههای مختلف تقسیم میشود
- سلسله ذهبیه
- سلسله نوربخشیه
- سلسله نقشبندیه
- سلسله سهروردیه
- سلسله قادریه
- سلسله خاکسار
- اهل حق
|
|||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
[ویرایش] منبع و پیوند به بیرون
- اسلام در جوامع قبایل عربستان و چگونگی شکلگیری مذهبهای شیعه و سنی
- اختلافهای خاندانی بنیامیه و بنیهاشم
- وبگاه تصوف ایران
- وبگاه تصوف ایران (سایت تصوف)

