شورش نان در تهران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شورش نان اشاره به خیزش و اعتراض مردم تهران نسبت به قحطی مرگباری است که ۱۷ آذر سال ۱۳۲۱ نقطه اوج آن بود. گروهی از مردم به مجلس شورای ملی ریختند و تنی چند از نمایندگان را به باد کتک گرفتند. گروهی دیگر به خانه نخست وزیر وقت قوام السلطنه حمله بردند و آنجا را غارت و تخریب کردند.
قوام السلطنه روزنامه های پایتخت را بست [۱] و قرار شد سپهبد احمد امیراحمدی شورش مردم یا به قول خودش «غائله» را خاموش کند.
به دستور امیراحمدی و سرتیپ اعتماد مقدم رئیس شهربانی، ماموران نظامی به روی تظاهرکنندگان آتش گشودند و خیزش مردم را با شّدت تمام سرکوب کردند که شمار زیادی کشته و زخمی به جای گذاشت.

زمینه[ویرایش]

پیش از جنگ جهانی دوّم، ایران صادرکننده ویژه غلّه بود اما سال۱۳۲۰ با قحطی مرگباری روبرو شد.[۲] در آن شرایط طاقت فرسا گرسنگی و بی غذایی واکنش مردم را برانگیخت و در کرمانشاه، نجف‌آباد، زنجان، سنندج، تبریز، داراب، رشت، قزوین، ملایر، اراک و گلپایگان... مردم به انبارهای غلّه هجوم بردند.

اوج این اعتراضات، شورش نان در تهران (هفدهم آذر سال ۱۳۲۱) بود.

واقعه مزبور که منعکس کننده مشکلات ایران در زمان جنگ جهانی دوّم و حضور و دخالت متفقین در ایران بود، باعث نگرانی و وحشت هیئت حاکمه شد. شورش نان بعد از تبعید رضا شاه از ایران که نیروهای انگلیس و شوروی در ایران بودند، روی داد.[۳]

علل واقعه[ویرایش]

جدا از نقش متفقین در قحطی و گرسنگی مردم، تورم پول ناشی از چاپ بی رویّه اسکناس، کمبود کلی غلّه در کشور و مشکل حمل و نقل آن، ارسال غله محصول ایران به شوروی جنگ‌زده و احتکار خواربار مورد نیاز مردم، از جمله عوامل آن خیزش بزرگ بود.

در کنار ناتوانی نظام حمل و نقل و توزیع، ضعف قدرت دولت مرکزی و عدم ثبات سیاسی، زمینه ظهور یاغیان و راهزنان را هم فراهم آورده بود که جادّه ها را می‌بستند و حمل و نقل غلّه را در سطح کشور مختل می‌ساختند.

احتکار ناشی از فضای روانی این حوادث هم قحطی را شدت بخشیده و بدان دامن می‌زد. کمبود غلّه و حضور اشغالگران در ایران، کشاورزان و ملاکان را وامی داشت تا غلّه خود را به امید فروش با قیمتی بالاتر انبار کنند. قیمت پایین خرید دولتی در مقایسه با بازار آزاد، مردم را به سوی احتکار می‌کشید.

در آن شرایط تاجران سودجو نیز به‌صورت گسترده به احتکار غلّه پرداختند و کشاورزان خرده‌پا مقادیر زیادی از محصول خود را سه برابر قیمت خرید دولت به محتکرین بزرگ می‌فروختند و دولت عملاً توان ذخیره کردن گندم را نداشت.

عصیان مردم تهران اگرچه مورد سوء استفاده قرار گرفت و ﻣﺮﺩﻡ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺩیﺪﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﺻﻼﺣﺎﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی، ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻧﺼﻴﺐﺷﺎﻥ ﺷﺪ، اما تاثیرات خودش را باقی گذاشت.

نقش متفقین در شورش نان[ویرایش]

حضور و دخالت متفقین که آنزمان در ایران صاحب اختیار بودند و امر و نهی می‌کردند، از جمله علل آن قحطی بزرگ بود. تعادل در عرضه و تقاضا را حضور آن همه نیروی مصرف کننده غیر مولّد در کشور بهم ریخت.

ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﻮﻇّﻒ شده ﺑﻮﺩ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ گندم، ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﺟﻮ ﻭ سی ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﺑﺮﻧﺞ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ شوروی ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺩﻫﺪ با این حال آن کشور مازاد تولید غلّه منطقه آذربایجان را که یکی از مراکز اصلی تولید گندم بود، ضبط می‌کرد. [۴]

ﺩﺭ ﺗﻤﺎمی ﻧﻮﺍحی ایران کﻤﺒﻮﺩ ﮔﻨﺪﻡ ﻭ ﺳــﺎﻳﺮ ﻏﻼﺕ ﺑﻪ چشم می‌خورد اما ﺭﻭﺱﻫﺎ ﺍﺯ ﺣﻤــﻞ ﻏﻠّﻪی ﻣــﺎﺯﺍﺩ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻮﺍحی ﺗﺤﺖ ﺍﺷــﻐﺎﻝ ﻛﻪ ﺣﺎﺻﻞﺧﻴﺰﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﻠﻪﺧﻴﺰ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻘﺎﻁ ﻛﺸﻮﺭ- ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ تهرﺍﻥ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی میﻛﺮﺩﻧﺪ.

با وجود توافقنامه متفقین و ایران که شامل قول‌های متفقین برای تامین غلّه کافی برای کشور میزبان بود، انگلیسی ها در مواردی سهم مردم را در انبارهای خودشان ذخیره می‌کردند. سفیر وقت آمریکا در ایران گفته بود: «دولت انگلستان عمداً نمی‌خواهد از قحطی و گرسنگی در ایران جلوگیری به عمل آورد.»[۵]

آنزمان ﻧﻔﺖ ایران ﻣلّی ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ و صاحب اختیار ﺷﺮﻛﺖ ﻧﻔﺖ ﻭ ﻓﺮﺍﻭﺭﺩﻩﻫﺎﻱ ﻧﻔتی، ﺍﻧﮕﻠﻴسیﻫﺎ ﺑﻮدند و ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺳﻮﺧﺖ ﻧﺎﻧﻮﺍییﻫﺎ ﻭ ﻧﻴﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﻙ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻧﻘﻠﻴﻪﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺍﻳﺮﺍنیﻫﺎ ﺑﻮﺩ به میل و اراده آنان بستگی داشت.

اگر نمایندگان روس و انگلیس تمایل نداشتند به کامیونهای حمل غله و ﻧﺎﻧﻮﺍییﻫﺎ ﺳــﻮﺧت نمی‌رسید و نانی هم پخته نمی‌شد.

ﺗﻤﺎمی ﺧﻄﻮﻁ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘــﻞ ﺟﺎﺩّﻩﺍﻱ ﻭ ﺭﻳلی ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺗﺤﺖ ﺍﺷــﻐﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ متفقین بود، ﺩﺭ ﺣﺎلیﻛﻪ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﺗﻌﻤﻴــﺮ ﺧﻄﻮﻁ ﺭﺍﻩﺁﻫﻦ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩﻱ ﺩﻭﻟﺖ ایران میﮔﺬﺍﺷــﺘﻨﺪ.

دولت ایران به موجب پیمان «اتحاد سه‌گانه» تمامی وسایل حمل و نقل زمینی و خطوط راه آهن کشور را در اختیار متفقین قرار داده بود و توزیع به موقع و مناسب غلّه در سرتاسر کشور به خوبی صورت نمی‌گرفت.

سمت جنوبی راه آهن تحت نظارت کامل انگلیسی‌ها و قسمت شمالی آن در دست روس‌ها قرار داشت. از تعداد ۳۵۰۰ کامیونی موجود در کشور، ۲۵۰۰ عدد آن توسط روس‌ها و ارتش انگلیس عملاً ضبط شده بود و از ۱۰۰۰ کامیون دیگری که باقی می‌ماند، بیشتر آنها لاستیک و لوازم یدکی نداشتند.[۶]

نیروهای روسی ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺳــﺎﻥ ﺗﺎ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷــﻐﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺎ ﭘﺴﺖﻫﺎﻱ ﻧﻈﺎمی ﻛﻠﻴﻪﻱ ﺭﻓﺖﻭﺁﻣﺪﻫﺎی ﺳﺎﻛﻨﺎﻥﺍﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺭﺍ کنترل کرده، عملاً ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﺮﻛﺰی را نادیده می‌گرفتند.

روس ها ﮔﻤﺮﻛﺎﺕ ﻣﺮﺯﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎلی ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍنی ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﻛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺻﻮﻻً ﺍﻣﻮﺭ ﮔﻤﺮکی ﺻﻮﺭﺕ ﻧمیﮔﺮﻓﺖ و ﻗﺎﭼﺎﻕ ﺍﺭﺯﺍﻕ ﻋﻤﻮمی ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﮔﻨﺪﻡ ﻭ ﺣتی ﺩﺍﻡ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻛﺸــﻮﺭ شوروی امری عادی بود. ﺍﺯ سوی ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﺎﻥ ﺭﻭسی ﺑﺎ ﺻﺪﻭﺭ ﻛﺎﻻﻫﺎی خودشان ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻋﺪﻡ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺣﻘﻮﻕ ﮔﻤﺮکی ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﻼﻝ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎنی ﺍﻳﺮﺍﻥ میﺷــﺪﻧﺪ.

شورش نان، بستری برای تسویه حساب سیاسی[ویرایش]

محمدرضا شاه تازه روی کار آمده و هنوز پایه‌های قدرتش تثبیت نشده بود و با نخست وزیری قوام السلطنه که خواستار نوعی حکومت سلطنتی بود که در آن شاه نقش محدودی داشته باشد چندان موافق نبود.

از سوی دیگر انگلیسی ها هم از گرایش قوام به دولت آمریکا که استخدام مستشاران آمریکایی و امثال آرتور میلسپو [۷] و جـیمز پ. شـریدن [۸] علامتش بود، دل خوشی نداشتند.

در واقعه ۱۷ آذر ۱۳۲۱، مقالات و تبلیغات هواداران دربار علیه قوام، حضور سازمان یافته دانش‌آموزان برخی مدارس تهران که راهی میدان بهارستان شده و جلوی مجلس شورای ملی شعار «نان و پنیر و پونه. قوام قوام گشنمونه...» سر می‌دادند، همچنین حضور چاقوکشها و رجاله ها[۹] در میان مردم محروم و گرسنه، نشان می‌داد اعتراضات به حق مردم، آلوده اغراض سیاسی شده است.

مردم محروم بیش‌تر خواهان حل مسائل اقتصادی خود از قبیل رفع گرانی، تورم، تأمین گندم و غلات به‌ویژه آرد و نان بودند و معترض بودند چرا نان آلوده و تلخی را که با آرد آغشته به خاک ارّه پخته شده، به خوردشان می‌دهند اما دربار و مجلس و افرادی چون تیمسار یزدان‌پناه و سرهنگ حسن ارفع (که شاه بلافاصله پس از شورش٬ درجه او را به سرتیپی ترفیع داد)، به‌دنبال سرنگونی دولت قوام‌السلطنه بودند.

آثار شورش نان[ویرایش]

شورش نان، آشفتگی‌های عمیق و دراز مدت بسیاری به همراه داشت. قدرت‌گیری رجاّله ها و لمپن‌ها که طبق برنامه خود را در صفوف مردم جا دادند و بعدها هم بر سر امتیازات نفت در اواسط سال ۱۳۲۳، در ماجرای ترور احمد کسروی ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در همراهی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و...به فعالیت خود ادامه دادند، به نوعی با شورش نان و خیزش مردم تهران در آذر سال ۱۳۲۱ ربط دارد.[۱۰] در نقطه مقابل (با اینکه حزب توده صحنه گردان شورش نان در تهران نبود)[۱۱]، امّا گسترش آن در سال‌های ۱۳۲۲ و ۱۳۲۳ مدیون آن خیزش بزرگ است.

شورش نان، دولت قوام السلطنه را هم به زیر کشید. قوام گرچه در امر انتشار پول، بازداشت ایرانیان هوادار آلمان، استفاده از سربازان انگلیسی برای سرکوب مردم در آذر ۱۳۲۱ و ترمیم هیات وزیران خود مطابق میل انگلیسی ها، هواداری از آنان را نشان داد اما دوام نیاورد و جای او را علی سهیلی گرفت.

شورش نان تضادهای متفقین را هم دامن زد و آمریکایی‌ها پس از آن واقعه، تا حدودی مسیر خودشان را از انگلیسی ها جدا کردند.

پانویس[ویرایش]

  1. اگرچه شورش نان سرکوب شد امّا قوام السلطنه، روزنامه ها را به بهانه دردست تنظیم بودن لایحه تازه قانون مطبوعات باز نکرد و به جای آنها یک روزنامه دولتی و آبکی به نام «اخبار روز» منتشر نمود.
  2. قحطی در ایران و بلوای نان، در گذشته نیز سابقه داشته است. منابع تاریخی قاجار، به ویژه از دوران ناصری تا اواخر حکومت این سلسله، مملو از اعتراض مردم به کمبود و گرانی نان است. در زمان ناصرالدین شاه، قحطی نان مردم را به ستوه آورد. جمعّیت خشمگین در تهران نانواییها را غارت کرده برای کشتن امام جمعه سرشناس شهر ازدحام نموده، با شکستن مقاومت نگهبانان مسلح به ارگ سلطنتی هجوم بردند. این واقعه دهم اسفند ۱۲۳۹ شمسی (اول مارس ۱۸۶۱ میلادی) روی داده است. قحطی در اواخر دوره ناصرالدین شاه تبریز را نیز فرا گرفت. زنی به نام «زینب پاشا» با ۳ هزار زن چوب به دست در بازار راه افتاد و کسبه را به بستن دکان و پیوستن به راهپیمایان مجبور نمود. حکومت، قشون مراغه را خبر کرد، دستور تیراندازی داده شد. در دم پنج زن و یک سید کشته شدند...
    (گزارش های «هرگون» از تبریز، اوت ۱۸۹۵، اسناد وزارت امور خارجه فرانسه، جلد ۴۲. به نقل از «کتاب جمعه، سال اول، ۲۲ اسفند ۱۳۵۸، صص ۵۴- ۵۳»)
    بعد از تیرخوردن ناصرالدین شاه و حذف او بازهم قحطی نان مسئله ساز شد. محمدعلی میرزا اعتضادالسلطنه که خود دارای مزارع گندم فراوان در آذربایجان بود، با انبار کردن گندم بر قیمت آن می‌افزود. در تبریز شورشی علیه گرانی و کمبود نان صورت گرفت و مردم بر حاکم آذربایجان امیر نظام گروسی شوریدند. تبریز سال ۱۳۱۹ شمسی نیز با بلوای نان روبرو شد و بسیاری از مردم به دلیل گرسنگی وسط جاده ها افتادند و مردند. وقتی دکتر مصدق والی آذربایجان شد، بار دیگر بلوای نان و احتکار زراندوزان، قربانی گرفت.
  3. جدا از زمینه های قحطی که ریشه در بهم ریختگی اوضاع اقتصادی در سالیان پیش و ایاّم حکومت رضا شاه و پیش از آن داشت، قبل از شروع جنگ جهانی دوم در سال‌های ۱۳۱۸و ۱۳۱۹، با وجود کمبود غلّه در کشور، مقدار زیادی گندم از ایران به آلمان فرستاده شد.
  4. توجیه می‌شد نازیها در جنگ مزارع گندم شوروی را به آتش کشیده اند.
  5. استیفن ل. مک فارلند، کالبدشکافی یک تجمع سیاسی در ایران: بلوای نان / آذر ۱۳۲۱ در تهران، ترجمه: نادر میرسعیدی، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره: ۳۱، پاییز ۱۳۸۳
  6. همنشین بهار: شورش نان در تهران..
  7. Arthur Millspaug
  8. James P.Sheridan
  9. در یعضی از منابع به جای «رجاله ها»، واژه «لوطی ها» به کار رفته که با توجه به درجه معنی کلمه و بار مثبت لوطی، رجاله مناسب تر است.در شورش نان آنان دست به تخریب اموال مردم می‌زدند و با مردم محروم و فقیر تفاوت کیفی داشتند.
  10. استیفن ل. مک فارلند، کالبدشکافی یک تجمع سیاسی در ایران: بلوای نان / آذر ۱۳۲۱ در تهران،
  11. NewYork Times, February 7, 1943, February 15, 1943, February 23, 1943

منابع[ویرایش]

همنشین بهار: شورش نان در تهران..

استیفن ل. مک فارلند، کالبدشکافی یک تجمع سیاسی در ایران: بلوای نان / آذر ۱۳۲۱ در تهران، ترجمه: نادر میرسعیدی، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره: ۳۱، پاییز ۱۳۸۳

احمد کتابی، قحطی‌های ایران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۴

خاطرات سیاسی، انور خامه‌ای، نشر گفتار

ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻣﺘﻔﻘﻴﻦ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻱ ﺍﺳﻨﺎﺩ

بهروز طیرانی، جنگ جهانی دوم، قحطی و واکنش‌های مردمی در قبال آن، گنجینه اسناد، بهار ۱۳۷۲، شماره ۹،

باقر عاقلی، میرزا احمد خان قوام السلطنه

شهلا آذری، قحطی و گرانی نان ۲۴-۱۳۲۰ شمسی، گنجینه اسناد، بهار و تابستان ۱۳۷۱، شماره ۵ و۶،

ایران بین دو انقلاب، از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، یرواند آبراهامیان، ترجمۀ کاظم فیروزمند، نشر مرکز

ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺕ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﻱ ﻣلی، ﺩﻭﺭﻩﻱ ﺳﻴﺰﺩﻫﻢ ۶/۱۱/۱۲۳۱ ﻭ ۸۲/۸/۱۲۳۱.

محمد عتیق‌پور، بلوای نان، نشر شریف، ۱۳۷۹،

ﻟﻨﭽﺎﻓﺴکی، ﺟﺮﺝ، ﻏﺮﺏﻭﺷﻮﺭﻭﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ: ۳۰ ﺳﺎﻝ ﺭﻗﺎﺑﺖ ۸۴۹۱-۸۱۹۱، ﺗﺮﺟﻤﻪﻱ ﺣﻮﺭﺍ ﻳﺎﻭﺭﻱ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺍﺑﻦ ﺳﻴﻨﺎ،۱۵۳۱.

روزنامه اطلاعات، ۲۲ تیر ۱۳۲۱، شماره ۴۹۳۷.

اسناد نخست وزیری، کد: ۱۰۱۰۰۸، گزارش تحویل گندم به شوروی در تاریخ ۲۴/۱۰/۱۳۲۱

ﻣﻴﻠﺴﭙﻮ، ﺁﺭﺗﻮﺭ، ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﺋﻴﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺿﺎ ﻫﻮﺷﻨﮓ ﻣﻬﺪﻭﻱ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺮ ﺍﻟﺒﺮﺯ. ۰۷۳۱.

ﮔﺬﺷﺘﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺍﻩ ﺁﻳﻨﺪﻩﺍﺳﺖ، گروهی ﺍﺯ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﮔﺎﻥ، ﺗﻬﺮﺍﻥ،ﺟﺎمی، بیﺗﺎ

گزارش های «هرگون» از تبریز، اوت ۱۸۹۵، اسناد وزارت امور خارجه فرانسه، جلد ۴۲. به نقل از «کتاب جمعه، سال اول، ۲۲ اسفند ۱۳۵۸»

Americans in Persia. (Washington, 1946) Minister to Tehran, Louis Dreyfus to Secretary of State

Cordell Hull, December 8,1942, RG 59,891.00/1981, Decimal Fille, Department of State

NewYork Times, February 7, 1943, February 15, 1943, February 23, 1943

Dreyfus to Hull, December 9, 1942, RG 59, 891.00/1962, DSNA; Dreyfus to Hull, December 8, 1942, RG 59, 891.00/1961, DSNA; "The Recent Disorders in Tehran," February 3, 1943, RG 226, 28127, Numerical Files, Office of Strategic Services, National Archive