شهر بلقیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شهر بلقیس یکی از بزرگترین بناهای خشتی و گلی ایران است که در ۳ کیلومتری جنوب غرب شهر کنونی اسفراین قرار گرفته است که بالغ بر ۱۸۰ هکتار وسعت دارد که از یک مجموعه آثار شامل بقایای ارگ و خندق پیرامون آن، شارستان شامل: برج و بارو، مقبره شیخ آذری، ویرانه‌های معروف به منار تپه (مسجد جامع)، کوره سفالگری، آب انبار، بازار، کاروانسرا، بنای معروف به یخدان‌ها و یک گورستان وسیع در نزدیک دروازه شرقی تشکیل شده است. سالم­ترین و همچنین برجسته­ترین اثری که بر بقایای شهر بلقیس برجای مانده است ارگی است که دارای ۲۹ برج به ارتفاع حدود ۱۱ متر است و جزو بزرگ­ترین قلعه های باستانی ایران می باشد که دارای سازه بزرگ خشتی و چينه اي است و دارای وسعتي حدود ۵۱ هزار مترمربع است و همچنین در اطراف ارگ يک خندق وسيع وجود دارد كه نفوذ ناپذيري قلعه را دشوارتر میساخته است[۱] از لحاظ قدمت استناد به متون تاریخی در قبل از اسلام‌آباد و شکوفا بوده و در سال ۳۱ هجری توسط مسلمانان فتح می‌شود و طبق یافته‌های باستان شناختی قدیمی ترین استقرار در این شهر تاریخی که تاکنون شناسایی شده مربوط به اواخردوره ساسانی – صدر اسلام است و زندگی در آن تا پایان دوره صفوی به طور مداوم جریان داشته است و بالاخره این شهردر اواخر دوران طهماسب دوم و ابتدای حکومت نادر یعنی در سال ۱۱۳۱ هـ. ق توسط افاغنه کاملاًویران و در هم کوبیده شد. به نحوی که جایگاه پیشین خود را از دست داد از این زمان کم‌کم اسم افسانه‌ای بلقیس بر روی خرابه‌های شهر قدیمی اسفراین گذاشته شد. به علت اهمیت ویژه باستان­شناسی، شهر کهن و تاریخی بلقیس در سال ۱۳۸۸ به عنوان پایگاه میراث فرهنگی مورد تصویب قرار گرفت و با شماره ثبت ۴۴۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.[۱] [۲] ارگ بلقیس اسفراین را دومین بنای گلی ایران پس از ارگ بم میدانند که بر اساس اصول معماری ساسانی ساخته شده است و خشت و گل مهم ترین مصالح به کار رفته در آن میباشد.[۳]

موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

این اثر در ۳ کیلومتری جنوب غربی شهر جدید اسفراین، حاشیه شرقی روستای جوشقان- حوزه فرهنگی شمال شرق- کد GPS منطقه: َ۵۳ °۵۷ تا ۰۷َ °۵۸ طول جغرافیایی و ۳۱َ °۳۶ تا ۱۷َ °۳۷ عرض جغرافیایی- ارتفاع از سطح دریا ۱۲۰۲ متر قرار دارد.

وجه تسمیه شهر بلقیس[ویرایش]

مورخان و جغرافی دانان اسلامی از اسفندیار پسر گشتاسب به عنوان بنیان گذار این شهر نام برده‌اند. الحاکم مؤلف تاریخ نیشابور از تعلق خاطر قباد (کواذ) ساسانی به آن یاد کرده و نوشته که قباد اسفراین را «مهرجان» خطاب می کرده است. بیهقی نیز نام اسفراین را «اسپرآئین» خوانده و آن را مرکب از «اسپر» به معنای سپر و «آئین» به معنای راه و روش دانسته است. نام این شهر به صورت‌های سبراین (حدود العالم)، سفراین (تاریخ سیستان)، اسپراین (بیهقی)، اسپرایین (برهان قاطع)، و اسفرائین (ثعالبی، یتیمة الدهر، یاقوت و قزوینی) نیز آمده است. اما گویاترین و موثق ترین سند، که هیچگونه دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته و زیر نظر حکومت مرکزی بوده و نام این شهر کهن را به مدت ۷۰۰ سال یعنی از زمان مغولان تا اواخر حکومت صفوی زنده داشته، سکه است.[۴][۵]

این سکه مربوط به زمان فرمانروای قاان العادل از حاکمان ایلخانی است که در شهر اسفراین ضرب گردیده است.

[در مورد وجه تسمیه بلقیس و اسفراین بری اولین بار کلنل ییت در سفرنامه خود ازشهر بلقیس یاد کرده و می‌نویسد:‹‹... اینکه چطور نام شهر بلقیس که شنیدم به آن شهر سبا هم می¬گفتند به این محوطه اطلاق شده را نمی‌دانم. من هرگز نشنیده‌ام که بگویند ملکه سبا از خراسان آمده باشد. باوجود این، در بین ملت¬هایی که می¬شناسم ایرانیان زنده¬ترین تخیلات را دارند و حتی ممکن است این هم از خیالپردازی‌های آنها باشد.»[۶] پی ام. سایکس یکی از افسران انگلیس در سال ۱۸۹۳ از منطقه اسفراین دیدن کرده، او اولین شخصی است که از شهربلقیس نقشه برداری کرده است او نیز در مورد نامگذاری شهر بلقیس چنین می‌نویسد: «شهر بلقیس نسبتاً نام جدیدی است که همواره به شهر اسفراین داده شده است و از آن در سفرنامه‌های اعراب هیچ یاد نشده است. این مکان با یافته‌های از سفالهای قرون میانه و تعدادی سکه تولید شده شناخته شده است».[۷]اما دلیل دیگرنسبت دادن بلقیس به قلعه اسفراین که تا حدودی منطقی تر به نظر می‌رسد این است که این نام را جویندگان و قاچاقچیان عتیقه و اشیا تاریخی به دلیل گنجینه‌ها و دفینه‌های فراوانی که از این محل به دست آمده به آن داده‌اند.[۸] به نظر می‌رسد این اسم گذاری‌ها در دوره قاجار در سراسر ایران رواج داشته و نام‌هایی مانند تخت کیکاووس، تخت سلیمان ، شهر دقیانوس، نقش رستم و... نمونه‌ای از این نام گذاری‌ها می‌باشد.

تاریخچه[ویرایش]

در قرون سوم هم زمان با حکومت سامانیان با استناد به کتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب اسفراین یک شهری آباد و با نعمت بوده است[۹]و مقدسی در کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم دراواخر قرن سوم عامل اصلی رونق وشکوفایی اسفراین را وجود بازارهای تجارتی و رجال مذهبی –سیاسی ذکرکرده است[۱۰]در سالهای پایانی حکومت سامانیان با هرج مرج‌های داخلی و درگیری‌های بین مدعیان جانشینی صورت می‌گرفت. اسفراین در این روزگار دست به دست و غارت می‌شد درسال ۳۸۵ ﮬ. ق ابوعلی سیمجور براسفراین چنگ انداخت ودر سال ۳۸۷ ﮬ. ق لشکریان بکتوزون این شهر را غارت کرد.[۱۱]

  • شرف الدین یزدی حملات تیمورلنگ به منطقه اسفراین را در کتاب ظفرنامه چنین گزارش داده است: «.... و صاحب قران (تیمورلنگ) ازآنجا{نیشابور} به سعات اقبال سوار شده و به جانب اسفراین که گماشتگان امیر ولی داشتند روان شد و مقارن وصول که مردم هنوز به تعیین یورت و مقام و اندیشه نزول و ضرب خیام مشغول بودند، حکم جهان مطاع پنفاذ پیوست کار شهر بسازد عساکر نصرت به شعار بی توقف چپرها و سپرها گرفته روی به حصار نهادند و رسیدند و فتح کردن یکی بود حصار را رخنه‌ها کرده در امدند و بسیاری به قتل آوردند عمارات مطلقاً از حصار و خانه و مسکن و کاشانه با زمین هموار گشت.

چون قهر سپاهش در آمد دست همه خلق شد کشته شهر پست حصار و بیوت و مساکن نماند و جزنامی از اسفراین نماند»[۱۲]

پیشینه مطالعات باستان شناسی و مرمتی[ویرایش]

فعالیت‌های پژوهشی و باستانشناختی در مناطق مختلف می‌تواند به کشف حقایق و روند تاریخی و فرایندهای فرهنگی کمک شایانی نماید، حال این فعالیت‌ها اگر هدفمند و با برنامه و مدیریت صحیح و توانمندی همراه گردد می‌تواند نتایج بسیار ارزنده‌ای داشته باشد. کاوش باستانشناسانه به مثابه آزمایش‌هایی بر روی بدن انسان می‌ماند که برای شناخت بیمار نیاز به این آزمایش‌ها داشته و این عمل می‌تواند به شناخت از بیمار و در نهایت به نجات جان او ختم گردد. کاوش باستانشناختی نیز می‌تواند نتایج مثبت و ارزنده‌ای داشته باشد، اگر این فعالیت همراه با ایده‌های و توانمندی‌های نو ارائه نگردد می‌تواند بسیار خطرناک و مضر باشد و به نابودی لایه‌های باستانی منجر گردد. اشمیت اولین باستانشناسی است که مستقیماً این شهر را دیده و عکس‌هایی هوایی خوبی را نیز در ۱۱می سال ۱۹۳۷م تهیه کرده است. وی در مورد این سفر می‌نویسد: «بعد از عبور از سبزوار و بخش‌های تابعه سر را به طرف شمال به سوی دشت‌های میان سلسله کوه‌های البرز و شهر بلقیس که در ویرانه‌های روی نقشه "سیری در هند" معلوم است برگرداندیم. در مسیر چرخش، از گذرگاه‌های روی انتهای شرقی کوه‌های جغتای و دره‌های جوین و صفی آباد گذشتیم، علی‌رغم مارپیچی رفتن ما فقط کمی بیش از نیم ساعت فاصله بین سبزوار تا شهر بلقیس (شهر ملکه سبا) طول کشید. پژوهندگان تاریخ معتقدند که شهر بلقیس در دشت اسفراین بقایای شهر قرون وسطایی اسفراین (که سابقاً مهرجان خوانده می شده) می‌باشد که بسیار پرجمعیت و دارای بازارهای پررونق است. به هرحال گرچه با پرسپکتیو «دید پرنده» به وضوح خطوط مرئی خانه‌های بی شمار آن و دیوارهای برج دار شهر را می دیدیم، در حال حاضر شهر مرده‌ای است و قدمتش به هفتصد سال می‌رسد. گر چه آسمان ابری و روز نیز به پایان رسیده بود، دوربین عالی زایس ما مرتباً عکس‌های عمودی و مایل از شهر ملکه سبا را ثبت می‌کرد. دیوار تدافعی مستطیل نامنظم و ناهموار آن چندین بنای غیرمعمول را به اضافه بقایای محله‌های شخصی را که کمتر جلوه دارد در میان دارد، یک قلعه چهارگوش ناهموار با برج‌های متعدد به شهر پیوسته است»[۱۳]اما کاوش در این شهر دوران اسلامی برای نخستین بار در سال ۱۳۵۲ هـ. ش و در پی اخبار وفور حفریات غیر مجاز باستان¬شناختی در محلی به نام شهر خرابه بلقیس اسفراین گروهی از باستان شناسان به سرپرستی مشیری، ازسوی دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی خراسان مأمور گمانه¬زنی در این محوطه باستانی شدند که گزارش مختصری از آن در بایگانی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی کشور در دست است.[۱۴] در این محوطه شروع به گمانه¬زنی برای تعیین حریم این شهر و همچنین مشخص کردن مسیر عبور لوله های آبرسانی اراضی کرد و حریم این شهر باستانی را مشخص و علامت گذاری نمود. [۱۵]. پس از این به تدریج با ارائه گزارش گمانه¬زنی و چاپ مقالاتی در باره تاریخ باستان¬شناسانۀ این شهر کهن، توجهات به سوی این مجموعه جلب شد و در سال ۱۳۸۸ مجموعه شهر بلقیس به عنوان پایگاه میراث فرهنگی مصوب شد و فصل دوم کاوش و گمانه¬زنی¬های باستانی نیز در همین سال با دست یافتن به این نتیجه که سازه بزرگ خشتی شهر کهن اسفراین یا ارگ متعلق به پیش از حمله مغول و شاید قرون ششم و هفتم هـ.ق باشد و طی دوره¬های سربداران و صفویه چندین بار مرمت شده و علاوه بر آن به این نتیجه دست یافت. [۱۶]فصل سوم اين كاوش¬ها در تابستان سال ۱۳۸۹ با هدف شناخت فضاها و كاركرد بناها در محدوده تپه منار و بخش¬هايي كه فعاليت¬هاي ژئومغناطيس صورت گرفته بود، به انجام رسيد. اين فصل از كاوش ها در سه بخش پي كاوي و آواربرداري، لايه نگاري و همچنين كاوش افقي انجام شد كه شناسايي فضاهاي مهم¬ترين دوره استقراري شهر تاريخي بلقيس - ايلخاني- يكي از اين اهداف بود. علاوه بر اين، در اين فصل از كاوش¬ها به شناسايي بخش هاي صنعتي شهر بلقيس در شمال ارگ و همچنين شناخت فضاهاي معماري قرون چهارم و پنجم هجري قمري در قسمت هاي جنوبي تپه منار شد. [۱۷]. فصل چهارم اين كاوش¬ها در تابستان سال ۱۳۹۰و به همت پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي بلقيس اسفراين با دو هدف عمده پی کاوی دیوار شارستان و شناخت فضاها در محدوده ارگ بلقیس و شارستان با تاکید بر تپه منار صورت گرفت [۱۸]فصل پنجم کاوش شهر تاریخی بلقیس اسفراین در بهار و تابستان سال ۱۳۹۱و به همت پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي بلقيس اسفراين به سرپرستی احمد نیک گفتار با هدف شناخت ساختارشهر در بخش شارستان به انجام رسید. [۱۹] [۲۰].

مجموعه بناهای شهر بلقیس[ویرایش]

ارگ شهر تاریخی بلقیس[ویرایش]

ارگ بلقیس که برجسته¬ترین اثر این مجموعه است که مساحت آن حدوداً 51800  متر مربع را در بر گرفته وبیش از 29 برج در اندازه¬های مختلف در گرداگرد آن تعبیه شده و از هر سو با خندق احاطه شده است. مصالح اصلی به کار رفته در ساخت قلعه گل/چینه است که در بخش های مختلف از خشت، آجر و چوب برای استحکام بیشتر استفاده شده است. دروازۀ ورودی اصلی آن درضلع شمالی با يك پيشامدگي به داخل شارستان مشخص است که امروزه بیشتر بخش های آن تخریب و به صورت تلی از خاک در آمده است. فضای داخلی قلعه بر اثر حفاری¬های قاچاق به کلی مضطرب شده و فقط از اين ارگ بزرگ كه زماني داراي فضاهاي معماري بوده ، امروزه تنها برج و بارو و خاکریز های  اطراف آن باقي مانده است. 

با توجه به شواهد موجود و مطالعات صورت گرفته، ارگ بلقيس برخلاف برخي از قلعه ها بر روي سطح هموار دشت ايجاد شده که در اطراف آن خندقي را احداث نموده اند. اولين دوره استقرار در ارگ طبق اشارات متون تاریخی و یافته های باستان شناسی به دوره سلجوقیان بر مي گردد [۲۱] و بعد از اين زمان چندبار در ارگ فعاليت هاي مرمتي (مرمت اضطراری،تکمیلی و ..)در پيكره آن ديده مي شود ولی ارگ آخرين بار توسط افغان ها به تصرف درآمد و به طور كامل تخريب شد اما با اين وجود خانواده هايي به طور مستقل تا اواخر دوره قاجار نيز در اين مكان زندگي مي كرده اند.[۲۲]

مجموعه آثار شارستان (محدوده عمومی شهر)[ویرایش]

این بخش شامل محلات مختلف شهر می‌شود که با یک دیوار خشت و گلی/چینه‌ای بزرگ احاطه شده است. در محدوده شارستان بخش‌های مختلفی قرار گرفته که عبارتند از تپه منار (مسجد و درالحکومه؟)، بازار، محدوده صنعتی و کارگاهی، قبرستان و.... با توجه به شواهد و کاوش‌های باستانشناختی صورت گرفته در بخش شارستان، قدیم ترین بقایای سکونت طبق سکه مکشوفه که مستندترین داده باستان شناسی است به سال ۱۹۱ ه. ق تعلق دارد. امااشاره متون تاریخی قدمت آن را به دوره ساسانی نسبت می‌دهد.[۲۳]

برج و باروي شارستان[ویرایش]

با توجه به نقشه ها و عکس های موجود حصار شارستان طولی بالغ بر پنج کیلومتر و ضخامت دیوار آن در برخی نقاط به هفت متر میرسد. و طبق کاوش های باستان شناختی صورت گرفته حصار موجود مربوط به دوره صفویه می باشد که با توجه به عکس سال 1937 م که توسط اشمیت گرفته شده تقریباً 70 برج دفاعی اطراف شهر را احاطه نموده که چهار دروازه در چهار جهت اصلی داشته و در نقشه ای که پی ام سایکس در سال 1911م از شارستان تهیه نموده یکی از دروازه ها مشخص بوده است ، اما متاسفانه بخش عمده اي از برج بارو شارستان توسط كشاورزان تخريب شده و تنها بخش كمي از آن خصوصاً در جنوب و جنوب شرقي و غرب به جا مانده است.

تپه منار (مسجد)[ویرایش]

تپه منار مهم ترين قسمت شارستان شهر بلقيس به حساب مي آيد كه کتب جغرافيایی و سفرنامه ها به وجود مسجد و مناره در اين محل صحه گذارده اند.[۲۴] طی کاوش باستان شناسی در تپه منار بخش هايي از يك سازه ستون دار به دست آمده كه با توجه به شكل و نوع ساختار احتمالاً می توان گفت بقایایی از شبستان مسجد در قرون 2-4 ه.ق باشد. علاوه بر این سازه های دیگری که از این بخش کشف گردید عبارتنداز : 1-سازه های خشتی(ساسانی – صدر اسلام)2 - صحن حیاط دار با ورودی آجر فرش 3- سازه آبی (کاریز)

بازار[ویرایش]

در بخش مركزي شهر بلقيس و شمال تپه منار خرابه هاي وجود دارد كه بنا به گفته مورخين و ريش سفيدان محل اين منطقه بازار شهر و محل داد و ستد كالا بوده است. با توجه به كاوش هاي اندكي كه در اين محل صورت گرفته و توصيفاتي كه از اين بخش شهر شده مي توان گفت در اين محل رديف دكان هايي در دو طرف يك راهروي مركزي وجود داشته كه طول اين مسير 350 متر بوده است و امید است در آینده نزدیک با کاوش های باستان شناسی بتوان اطلاعات زیادی درمورد فضاهای دیگر این ساختار بدست آورد.


کوره سفالگری[ویرایش]

یکی از مهمترین نتایج سومین فصل کاوش در شارستان شهر بلقیس کشف یک کوره سفالگری متعلق به نیمه دوم قرن ششم هـ. ق است که دارای بخش‌های مختلفی چون، آتشدان در بخش تحتانی، تاقچه‌ها به منظور گذاشتن سفال، سکوی پخت به منظور آماده‌سازی و چیدن سفال برای پخت و گنبد که بر روی تمامی این سازه‌های ایجاد می گردیده است. این کوره سفالگری اولین کوره سفالپزی به دست آمده از شهر تاریخی بلقیس و محدوده خراسان شمالی است که از آن به منظور پخت سفال‌های لعاب دار با لعاب فیروزه‌ای مورد استفاده قرار می گرفته است.[۲۵]

آب انبار[ویرایش]

هنگام پیگردی جهت روشن کردن وضعیت پی و مصالح به کار رفته درساختار دیوار شارستان شهر بلقیس برای مرمت اضطرای در سال ۱۳۹۰ در ضلع جنوبی شارستان شهر بخش کوچکی از یک سازه آجری شامل سردر ورودی و تعدادی پله کشف گردید که احتمال می¬رفت این سازه بقایای یک آب انبار است طی کاوش فصل پنجم شهر تاریخی بلقیس جهت روشن شدن وضعیت این ساختار یک ترانشه در ادامه سازه¬های قبل ایجاد گردید که مدتی پس از کاوش منجر به نمایان شدن بخش عظیمی از مخزن گردید، این قسمت از بنا به شکل یک دایره به قطر ۲۵/۴ و عمق ۵ متر در دل زمین با شفته اهک و آجر ایجاد گردیده است و قسمت داخلی آن بدون اندود بوده و تنها درنزدیک کف سازه حدود ۱ متر دارای یک اندود نازک آهک است.[۲۶][۲۷] و[۲۸]

مقبره شیخ آذری[ویرایش]

شیخ‌فخرالدین حَمزه (فرزند علی ملک) طوسی اسفراینی بیهقی متخلّص به ”آذری“ از مشایخ و شعرای مشهور قرن هشتم هجری است که بخشی از روزگار خود را در هند و بیشتر را در ایران سپری کرد. پدرش علی ملک (و در بعضی مآخذ: علی‌مالک، عبدالملک) از اعیان اسفراین و از رجال سربداران بیهق بود و چون به سال ۷۸۴ در اسفراین ولادت یافت و چندگاهی در طوس اقامت گزیده بود و به طوسی و اسفراینی اشتهار یافت و بدان سبب که در ماه آذر زاده شده بود خود را آذری نامید. آذری بعد از طی مراحل سلوک و پس از دومین زیارت کعبه و اقامت در مکّه و بازگشتش از آن دیار، به هندوستان رفت و ملازم سطان‌احمدشاه بهمنی گردید و عنوان ملک‌الشعرائی او را یافت و وی را مدح گفت و به دستور آن شهریار نظم بهمن‌نامه را آغاز کرد و هنگام تقدیم نسخهٔ ناتمام آن به احمدشاه اجازه بازگشت به وطن خود را خواست امّا مقبول نیفتاد تا آنکه بعد از چندی به وساطت شاهزاده علاءالدین پسر احمد شاه اجازه مراجعت یافت به شرط آنکه نظم بهمن‌نامه را در خراسان دنبل کند و البته آذری وعدهٔ خود را به انجام رسانید. وفاتش در هشتاد و دو سالگی به سال ۸۶۶ در اسفراین اتفاق افتاد و در همانجا به خاک سپرده شد و آرامگاهش هنوز زیارتگاه مردم است.

توصیف بقعه شیخ آذری:

بقعه حمزةبن علی ملک آذری از بناهایی است که در محدوده شهر تاریخی بلقیس اسفراین قرار گرفته و با شماره ۴۴۹۷ به عنوان بخشی از مجموعه شهر تاریخی بلقیس اسفراین در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این بنا از دو فضای معماری در ابعاد متفاوت تشکیل شده که بخش جنوبی بنا به عنوان نمازخانه مطرح است و بخش شمالی آن مدفن و آرامگاه شیخ شناخته می‌شود. این بنا باتوجه به تخریب‌های که صورت گرفته در سال ۱۳۹۰ از سوی پایگاه شهر بلقیس مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.

کاروانسرای شهرتاریخی بلقیس[ویرایش]

اين بنا در فاصله 500 متري شمال غرب شارستان در ارتفاع 1203 متري از سطح دريا قرار گرفته است. با توجه به نوع معماري، تزئينات و مصالح به كار رفته در آن و نوع پلان شبیه بناهاي اواخر ايلخاني و اوايل دوره تيموري مي باشد. با توجه به اينكه بنا در فاصله بسيار نزديكي از محدوده شهر تاريخي بلقیس اسفراين قرار گرفته به نظر مي رسد اين بنا جز وابسته اي از اين شهر بوده و كاملا به آن مرتبط مي باشد. اين كاروانسرا به عنوان مجموعه اي از كاروانسراهايي است كه در مسير جاده تاريخي گرگان به نيشابور قرار داشته اند، مي باشد. این کاروانسرا بنايي به ابعاد 50*78 متر با پلان مستطيل شكل و از نوع حياط دار است. در سطح زمين تنها بخش هايي ازاين بنا قابل رويت مي باشد ولي پلان كلي اين كاروانسرا را مي توان يك پلان و طرح چهار ايوانه دانست كه با مصالح قلوه سنگ هاي رودخانه اي به همراه ملات گچ ساخته شده اند. البته در برخي قسمت ها به تعداد كم از آجر هم استفاده شده است. به طور كلي كاروانسرا در جهت شمال شرقي-جنوب غربي ساخته شده و ورودي بنا از بخش جنوبي آن است .خوشبختانه رباط های موجود در منطقه که از نظر شکل و نوع مصالح و قدمت و... شباهت داشته که به صورت زنجیره ای به هم متصل بوده که نظیر این رباط ها را میتوان به رباط قلی،عشق ،قره بیل و .... اشاره نمود که از استان گلستان تا نیشابور به وفور دیده میشوند.


گفتاوردها[ویرایش]

«....این قلعه ای که نزدیک اسفراین است می گویندشبیه قلعه بم است . آن بنای ارگ معروف بم که از خارج می آمدند برای بازدید آن. اینجا چرا کسی نمی‌آید ؟چرا معرفی نشده است؟ چرا نمی‌شناسند؟ درحالی که اینجا در دسترس تر است.......اینجا درمعرض عبور و مرورکاروانهای زیارتی است. مردم دارند میروند. می آیند. دررفتن ، برگشتن یک روز، نه همه این مسافرین ، بعضی از اینها توی این شهر بمانند و بروند از مراکز طبیعی اینجا ، از همین مراکز تاریخی اینجا بازدید کنند شماببینید چه تحولی درکسب و کار و زندگی اینجا بوجود خواهد آمد. بنابراین اینهم یک اولویت است. » بیانات رهبر معظم انقلاب در ۲۵ مهر ۱۳۹۱

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «شهر تاریخی بلقیس، ایرانگردی تیشینه». 
  2. «اداره کل میراث فرهنگی خراسان شمالی، شهرستان اسفراين». 
  3. «آشنایی با شهر تاریخی بلقیس اسفراین، خبرگزاری مهر». 
  4. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین،۱۳۸۷، ص ۳۵۶
  5. نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  6. ییت، ۱۳۶۵: ۳۵۶.
  7. Sykes, 1911: 1-19
  8. ییت، ۱۳۶۵: ۳۵۶
  9. ناشناخته،۱۳۷۲؛ص ۲۹۳
  10. مقدسی، ۱۳۶۱، ص ۵۶۶
  11. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر تاریخی اسفراین،۱۳۸۷، ص۳۴
  12. شامی، نظام الدین، ۱۳۶۳، ص ۸۵؛ نیک گفتار، احمد،۱۳۸۷، ص ۴۷
  13. اشمیت، اریک، پرفراز بر فراز شهرهای باستانی ایران، ص ۱۳۹-۱۴۰
  14. (وحدتی، ۱۳۸۶: ۱۹)
  15. وحدتی، 1389،74
  16. وحدتی و نیک گفتار، 1388،1-50).
  17. فرجامی و ستوده،1389 ،695-703
  18. فرجامی و نیک گفتار، 1390،290-544؛ فرجامی ، 1390،395.
  19. نیک گفتار،1391 ،93-440؛
  20. نیک گفتار،1392 ،416
  21. علی‌اکبر وحدتی و احمد نیک گفتار، گزارش فصل دوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس،۱۳۸۸
  22. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده):۱۳۸۷
  23. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده):۱۳۸۷
  24. نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده)، ۱۳۸۷
  25. محمد فرجامی وآسیه ستوده، گزارش فصل سوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس،۱۳۸۹
  26. نیک گفتار، احمد، گزارش فصل پنجم کاوش در شهر تاریخی اسفراین، (منتشر نشده) آرشیو پایگاه شهر بلقیس، ۱۳۹۱
  27. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910509000225
  28. شهربلقیس، روزنامه خراسان شمالی، پنج شنبه ۱۸ آبانماه ۱۳۹۱، شماره ۱۱۶۰، ص ۲و۶

منابع[ویرایش]

۱- ابن رسته اصفهانی، احمد بن عمر، الاعق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، چاپ اول، تهران، انتشارات امیر کبیر: ۱۳۶۵

۲- اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، مراة البلدان، به تصحیح دکتر عبدالحسین نوائی و میر هاشم محدث، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران: ۱۳۶۸

۳- اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، تاریخ منتظم ناصری (جلد سوم) به تصحیح دکتر محمد اسماعیل رضوانی ‘چاپ اول، انتشارات دنیای کتاب: ۱۳۶۷

۴- بلازری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش اذرنوش، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش: ۱۳۶۴

۵- البغدادی، لصفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق، مراصدالاطلاع، تصحیح و تعلیق: علی‌محمد البجاوی، دارالحیاء اکتب العربیه، الطبع الاولی:۱۳۷۳

۶- بیک دنبلی، عبدالرزاق؛ ماثر السلطانیه، تصحیح و تحشیه؛ غلامحسین زرگری نزاد، تهران، چاپ اول، موسسه انتشاراتی سازمان میراث فرهنگی: ۱۳۸۳

۷- بناکتی، فخرالدین ابو سلیمان، تاریخ بناکتی، ترجمه جعفر شعار، چاپ اول، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی: ۱۳۴۸

۸- توحدی؛ کلیم‌الله، اسفراین: دیروز، امروز، انتشارات واقفی، مشهد: ۱۳۷۴

۹- حموی بغدادی، یاقوت، معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، ج۱، بخش نخست، چاپ اول، سازمان میراث فرهنگی تهران: ۱۳۸۰

۱۰- خافی، فصیحی، مجمل فصیحی، ج۳، تصحیح وتحقیق محسن ناحی نصرآبادی، چاپ اول، انتشارات اساطیر، تهران: ۱۳۸۶

۱۱- خواجه رشیدالدین، تاریخ مبارک غازانی، به سعی واهتمام وتصحیح کارل یان، انگلستان، ۱۳۵۸ هجری /۱۹۴۰ میلادی

۱۲ - دمشقی، شمس الدین؛ نحبه الدهر فی عجائب البر و البحر، ترجمهٔ دکتر سید حمید طبیبیان:چاپ اول، انتشارات اساطیر چاپ اول:۱۳۵۶

  • الزمجی الاسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، مقدمه و حواشی به سعی و اهتمام محمد اسحاق، دانشگاه کلکته، ۱۳۸۰
  • سمعانی، عبدالکریم بن محمدبن منصور التمیمی، الا نساب، ج ۱، تصحیح وتعلیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، تحت مراقبة الدکتور محمد عبدالمعید خان، الطبعطة الاولی، بمطبعة دائرةالمعارف العثمانیة حیدر آباد دکن الهند، ۱۳۸۲ ﻫ. ق/۱۹۶۲ م
  • شهاب الداین عبدالله خوافی حافظ ابرو، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات،۱۳۷۰،
  • قزوینی، میرزا محمد طاهر، تاریخ جهان آرای عباسی، اراک، داوری: ۱۳۲۹
  • مروی وزیر مرو، محمد کاظم، عالم آرای نادری، جلد دوم، به تصحیح و با مقدمه و حواشی محمد امین ریاحی و مقدمه میکلوخو ماکلای خاور شناس روس، ترجمه دکتر عنایت الله رضا، چاپ اول، انتشارات زوار:۱۳۶۴
  • منجم، ملاجلال، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، بکوشش سیف الله وحید نیا، چاپ اول. بی جا: ۱۳۶۶
  • میرنیا، سید علی، پژوهشی در شناخت ایل‌ها و طایفه‌های عشایری خراسان، چاپ اول، مشهد، موسسه انتشاراتی و اموزشی نسل: ۱۳۶۹
  • نطنزی، محمودبن هدایت الله افوشنه‌ای، نقاوة الاثار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی؛ ۱۳۷۳
  • نطنزی، معین الدین، منتخب التواریخ معینی، به اهتمام پروین استخری، چاپ اول، تهران، انتشارات اساطیر:۱۳۸۳
  • نیشابوری، الحاکم، تاریخ نیشابوری، به سعی و کوشش دکتر بهمن کریمی، چاپ اول، تهران، نشر کتابخانه ابن سینا- تهران:۱۳۳۹
  • نیک گفتار، احمد، محمد حسن بهنامفر، معرفی و شناسایی سکه‌های ضرب شده در شهر اسفراین، انتشارات راهیان سبز ،۱۳۸۷.
  • نیک گفتار، احمد، جغرافیای تاریخی ارغیان، چاپ اول، مشهد: انتشارات کیهان اندیشه،:۱۳۸۷
  • نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد،(منتشر تشده):۱۳۸۷
  • نیک گفتار، احمد، تاملی بر جغرافیای تاریخی ولایت ارغیان، فصلنامه پژوهش در تاریخ، سال اول، شماره ۲، دانشگاه تهران ۱۳۹۰
  • هوشیار، محمد مهدی، تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس:۱۳۷۹
  • ییت، کلنل چارلزادوارد، سفرنامه سیستان و خراسان، ترجمه قدرت الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری، چاپ اول، انتشارات یزدان: ۱۳۶۵

28- sponer , brian, ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan , IranIII, vol II, ،۱۹۶۵

29- Sykes ,p.m. ,Geographical journal , vol.37,no.1.(jan. ,۱۹۱۱),