شامی کرمانشاهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شامی کرماشانی
Şamî Kirmaşanî
نام اصلی شاهمراد مشتاق
زمینهٔ کاری ادبیات
زادروز ۱۲۹۶
کرمانشاه
پدر و مادر خدامراد، فانوس
مرگ ۲ آذر ۱۳۶۳
کرمانشاه
ملیت Flag of Iran.svg ایران
لقب شامی کرماشانی
کتاب‌ها چەنانی
تخلص شامی

شاهمراد مشتاق معروف به شامی کرمانشاهی(زادۀ ۱۲۹۶ در کرمانشاه - درگذشتۀ ۱۳۶۳) شاعر کرد زبان بود. اشعار وی به زبان کردی جنوبی و با لهجه کرمانشاهی سروده شده است.

زندگی[ویرایش]

شامی کرمانشاهی در سال ۱۲۹۶ خورشیدی در محله چنانی کرمانشاه به دنیا آمد. نام پدرش خدامراد و نام مادرش فانوس بود. شامی در در سن چهار سالگی در پی بیماری آبله نابینا گردید. وی در اوان کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و از همان سالها مجبور بود با اتکا به قوت بازوی خود زندگی اش را اداره کند.[۱] فقر شدید به شامی امکان تحصیل نداد و او بی سواد ماند، با این حال وی با یکی از روحانیان شهر به نام شمس الدین آل آقا (شمس العلما) ارتباط پیدا کرد و وی شامی را با ادبیات کلاسیک فارسی و به ویژه خیام، سعدی و حافظ آشنا کرد. شامی تحت تأثیر اشعاری که می شنید دست به سرایش شعر به زبان کردی زد.[۲]

اشعار[ویرایش]

اشعار شامی به زبان کردی جنوبی و با لهجه کرمانشاهی سروده شده است. افزون بر این وی اشعاری نیز به زبان فارسی سروده است. مضمون اشعار وی بیان فقر و تنگدستی طبقه فرودست اجتماع و محرومیت های آنان به زبانی عامیانه است.[۳] وی اشعاری نیز با مضمون سیاسی دارد که بازآفرینی یک گفتگو میان شاعر و نخست وزیر وقت، محمد مصدق است. به گفته محمدعلی سلطانی، وی در وقایع سال ۱۳۳۲ خورشیدی، به عضویت جبهه ملی ایران درآمده بوده است.[۴] شامی در دوم آذر ماه ۱۳۶۳ در سن ۶۷ سالگی در پی یک بیماری طولانی در کرمانشاه درگذشت.[۵]

مرگ شامی کرمانشاهی[ویرایش]

می گویند که شامی بسیار هوشیار و حساس بود. از زبان یکی از هم محله‌ای‌های شامی نقل می‌شود که: روزی در نوجوانی از کوچه می‌گذشتم و به دلیل عجله و با توجه به اینکه شامی نابینا بوده تصمیم گرفتم فقط از کنارش رد شوم که شامی رو به من کرده و گفت که‌ای پسر فلانی چرا امروز سلام نکردی؟ مرگ این شاعر حساس و رنج دیده بسیار غم انگیز می‌نماید. در مورد مرگ شامی می گویند(به نقل از همان هم محله‌ای سابق) که درآمد عمدهٔ شامی که پیرمردی نابینا بوده از اندک پولی بود که بابت نزول به دیگران قرض می‌داد. تا آنکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی روزی وی را به جرم نزول خواری بالای مینی بوس در میدان اصلی شهر (میدان آزادی) شلاق زدند. پس از این واقعه شامی که بسیار رنجیده خاطر گشته بود هنگامی که سرافکنده به خانه بر می‌گشت با سر به تیربرقی برخورد کرد و نقش زمین شد. اهل محل او را به خانه رساندند و بستری کردند. جراحت سرش آنچنان نبود اما شامی دیگر از بستر برنخاست.[نیازمند منبع]

تخلص[ویرایش]

کلمه شامی نه تنها مخفف و فرم عامیانه کلمه «شاهمراد» در کردی جنوبی است، بلکه صفت نسبی و به معنای «منسوب به زمان شام» نیز هست که گویای تاریکی زندگی شاعر و نابینا بودن او می باشد.[۶]

سبک شعری[ویرایش]

اشعار شامی مملو از صنایع ادبی بدیع است. همچنین از نظر قواعد دستور زبان نیز در خور تحسین است و مسائل ظریف صرفی و نحوی در اشعار او به وفور به چشم می‌خورد.

  • جناس تام[۷]
تا دەم مردن دەمادەم دەم له دیدار تو دەم تا بزانی دڵ ئەسیر چاه ترک چون بیژەنه
  • جناس زاید[۸]
لەوره ئەتا دیم کور یار و ئەتار له بالاخانەێ گرد خستۊنه خوار
  • تشبیه مطلق[۹]
نەلبەکی چون گوور قاشق وێنەێ لەش هەر لەشی له ناو گووری درازکەش
سینی وەت قووری یه نانەجیمه مەرھوم گەوراێ شابابی دیمه

آثار[ویرایش]

تاکنون دو تصحیح از اشعار شامی کرمانشاهی انجام شده و با مشخصات زیر به چاپ رسیده است:

  • ش‍ام‍ی ک‍رم‍اش‍ان‍ی، ش‍اه‌م‍راد، چ‍ەپ‍ک‍ەگ‍وڵ: چەند پ‍ارچ‍ەی‍ەک ل‍ه ش‍ێع‍رەک‍ان‍ی ش‍ام‍ی کرماشانی (دسته گل: اشعار شامی کرمانشاهی) ، ت‍ه‍ران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، انتشارات سروش، ۱۳۶۴.
  • ش‍ام‍ی ک‍رم‍اش‍ان‍ی، ش‍اه‌م‍راد، چەپکەگوڵ: چەند پارچەیەک له شێعرەکانی شامی کرماشانی (دسته گل: اشعار شامی کرمانشاهی) ، ئامادە کردنی ماجد مەردوخ‌روحانی ، تهران: آنا ، مهاباد: موساسیر، ۱۳۹۰.
  • ش‍ام‍ی ک‍رم‍اش‍ان‍ی، ش‍اه‌م‍راد، چ‍ن‍ان‍ی: دی‍وان ش‍ام‍ی ک‍رم‍اش‍ان‍ی، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه و ش‍رح اح‍وال ش‍اع‍ر، ح‍واش‍ی و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات، ب‍ه‌اه‍ت‍م‍ام م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی س‍ل‍طان‍ی ، ت‍ه‍ران: س‍ه‍ا، ۱۳۷۴.

همچنین بخشی از اشعار وی به زبان فارسی ترجمه شده اند:

  • ش‍ام‍ی ک‍رم‍اش‍ان‍ی، ش‍اه‌م‍راد، کرانشینی ، برگردان به فارسی به کوشش م. رنجبر ، سنندج: پرتو بیان، ۱۳۸۷.

نمونه اشعار[ویرایش]

کردی[ویرایش]

پەریشان مۆ پەریشانم وڵم کە دچار دەرد پنھانم وڵم کە
وە دەردم ئاشنا کردی، نەکردی ستەمگەر فکر دەرمانم وڵم کە
وڵم کە تا نەوێ کەس پەی وە دەردم دۆ سێ رووژی کە مێمانم وڵم کە
نەکرد کەس داوەتم خوەم بیمە مێمان وە کار خوەم پەشیمانم وڵم کە
نە سازی من لە فوولاد و نە لە سەنگ ھەف ھەش دا تیکە سۆخانم وڵم کە
ھەمامە ئی سەراێ سەرد و گەرمە بساو کیسە وە ناوشانم وڵم کە
تەنم زانم نەسیب مار و موورە نە موورم نە سۆڵێمانم وڵم کە
لەوە ترسم بکیشد کار وە ھاوار نەکێ کەس گووش وە ئەفقانم وڵم کە
وە کام کەس نەگەردد چەرخ تا سەر نە دەرویشم نە سۆڵتانم وڵم کە
وە بادەێ جام تەڵخ زندەگانی دەمی مەست و قەزەڵخانم وڵم کە
خراوم کرد خەرابات خیاڵد وە دەس چی ئەقل و ئیمانم وڵم کە
گوزەشت فەسڵ بەھار و مووسم باخ وە فکر لەرز زمسانم وڵم کە
وە سەھراێ خیاڵ چون قەیس سانی تۆ کردی وێڵ وێڵانم وڵم کە
وە واوێلای دڵ ھەر شەو رەوانە سرشک قەم وە دامانم وڵم کە
وە کام دشمەن بوەم ئای دووس شکایەت کە دووس بی قاتڵ گیانم وڵم کە
وڵم کەی یا نیەکەی رەھمی وە ھاڵم تەنم کردیدە زندانم وڵم کە
وڵم کە وڵکەرت نیم سوب لە مەھشەر تۆ کردی خار دەورانم وڵم کە
وە ئەرواھ شەرەف سەوگەند کە دائم مەلوول مەرگ وژدانم وڵم کە
شەرەف کوشیاد و وژدان جوانەمەرگ بی وە بێوژدانی ھێرانم وڵم کە
تو کردی بێ سەروسامان «شامی» وە مەولا خوەم قەشەنگ زانم وڵم کە

فارسی[ویرایش]

هر دم اندیشۀ دیگر کنم و یاد دگر باورم نیست که بینم دل آزار دگر
رنج آن پیر وطن گشت تبه، ای فریاد بیستون کی شنود نعرۀ فرهاد دگر
بر سر تربت فرهاد به شیون شیرین همچو تو کس نخورد تیشۀ فولاد دگر
تیشه بر ریشۀ دین بهر دو دینار بزد آنکه ما را ز جفا داد به داماد دگر
رسم این کهنه فلک را همه کس داند و من هر شبی بام به زیر آرد و بنیاد دگر
مرکز مدعیان باشد و مأوای عدو سگ کند صید و دهد در کف صیاد دگر
«شامی» از جور و ستم داد مزن می ترسم سر نیزه نگذارد بزنی داد دگر

پانویس[ویرایش]

  1. سلطانی، محمدعلی ، حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم ، تهران: نشر سها ، چاپ یکم ۱۳۸۴ ، ص۲۹۲.
  2. سلطانی، محمدعلی ، حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم ، تهران: نشر سها ، چاپ یکم ۱۳۸۴ ، ص۲۹۲.
  3. سلطانی، محمدعلی ، حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم ، تهران: نشر سها ، چاپ یکم ۱۳۸۴ ، ص۲۹۴.
  4. سلطانی، محمدعلی ، حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم ، تهران: نشر سها ، چاپ یکم ۱۳۸۴ ، ص۲۹۵.
  5. سلطانی، محمدعلی ، حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم ، تهران: نشر سها ، چاپ یکم ۱۳۸۴ ، ص۲۹۵.
  6. سلطانی، محمدعلی ، حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم ، تهران: نشر سها ، چاپ یکم ۱۳۸۴ ، ص۲۹۵.
  7. سلطانی، محمدعلی ، چنانی: دیوان شامی کرماشانی ، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه و ش‍رح اح‍وال ش‍اع‍ر، ح‍واش‍ی و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات، ب‍ه‌اه‍ت‍م‍ام م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی س‍ل‍طان‍ی ، ت‍ه‍ران: س‍ه‍ا، ۱۳۷۴ ، ص۸.
  8. سلطانی، محمدعلی ، چنانی: دیوان شامی کرماشانی ، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه و ش‍رح اح‍وال ش‍اع‍ر، ح‍واش‍ی و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات، ب‍ه‌اه‍ت‍م‍ام م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی س‍ل‍طان‍ی ، ت‍ه‍ران: س‍ه‍ا، ۱۳۷۴ ، ص۹.
  9. سلطانی، محمدعلی ، چنانی: دیوان شامی کرماشانی ، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه و ش‍رح اح‍وال ش‍اع‍ر، ح‍واش‍ی و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات، ب‍ه‌اه‍ت‍م‍ام م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی س‍ل‍طان‍ی ، ت‍ه‍ران: س‍ه‍ا، ۱۳۷۴ ، ص۹.
  10. سلطانی، محمدعلی ، چنانی: دیوان شامی کرماشانی ، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه و ش‍رح اح‍وال ش‍اع‍ر، ح‍واش‍ی و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات، ب‍ه‌اه‍ت‍م‍ام م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی س‍ل‍طان‍ی ، ت‍ه‍ران: س‍ه‍ا، ۱۳۷۴ ، ص۹.

منابع[ویرایش]

  • محمدعلی سلطانی. حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردی سرایان کرمانشاه از عهد تیموری تا عصر حاضر، جلد یکم. تهران: سها، ۱۳۸۴. ۳۹۵. ISBN 964-9254-04-7. 
  • شامی کرماشانی. چنانی: دیوان شامی کرماشانی ، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه و ش‍رح اح‍وال ش‍اع‍ر، ح‍واش‍ی و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات، ب‍ه‌اه‍ت‍م‍ام م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی س‍ل‍طان‍ی. تهران: سها، ۱۳۷۴. ۹۵. ISBN 964-6254-17-9. 

پیوند به بیرون[ویرایش]