سید هاشم حداد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید هاشم حداد

سید هاشم حداد در دوران پیری
زادروز ۱۲۷۷ شمسی مطابق ۱۳۱۸ ق
کربلا
محل زندگی کربلا، نجف،
ملیت پرچم عراق کربلا
پیشه آهنگر
مذهب شیعه

حاج سیّد هاشم موسوی حدّاد از عرفای جهان اسلام و از برجسته ترین شاگردان سید علی قاضی بود.

زندگینامه[ویرایش]

پدر وی سید قاسم در کربلا زندگی می‌کرد. نام مادرش علویه زینب ، جدّش سید حسن از شیعیان هند بوده که مدّت‌ها قبل از هند به کربلا سفر می‌کند و آن جا را محلّ اقامت خود قرار می‌دهد. همسرش هدیه (امّ مهدی ) از قبیله جنابی‌ها بود. این طایفه از اعراب اصیل و ریشه دار بوده و بیشتر در کربلا و نجف و حلّه ساکن هستند.

سید هاشم حدّاد پس از سپری کردن دوران کودکی و نوجوانی در کربلا به دروس طلبگی و علمی مشغول شد و تا کتاب سیوطی را خواند و بعد از آن برای یافتن آیت‌الله سید علی قاضی به مدرسهٔ هندی در نجف رفت و در حجره‌ای که منسوب به آیت الحق سید بحرالعلوم بود ساکن شد.

وی در کربلا ساکن و به آهنگری(نعل بندی) مشغول بود و از این جهت به «حداد» معروف بود؛ هر گاه آیت‌الله سید علی قاضی به کربلا می‌رفت، در منزل وی وارد شده و سکنی می‌گزید.

سیّد هاشم حدّاد در دوازدهم ماه رمضان ۱۴۰۴ هجری قمری (21 خرداد 1363) به دنبال یک بیماری در کربلا در سن ۸۶ سالگی درگذشت. پیکر وی را در وادی الصّفای کربلا در مقبره‌ای دفن کردند؛ آن مقبره پس از مدّتی خودبه‌خود خراب شد و هم اکنون قبر مذکور در فضای باز وادی الصّفا واقع است.

خصوصیّات[ویرایش]

این عارف بیشتر ساعات شب را به تهجّد شبانه و عبادت‌های طولانی می‌گذراند. معمولاً نمازها و نافله‌هایش با سوره‌ها و سجده‌های طولانی همراه بود. قرآن را با صوت غمگین می‌خواند و در وقت خواندن آن به تفکّر می‌پرداخت؛ به طوری که هر کس می‌شنید، جذب آن می‌شد. وی همچنین ارادت خاصّی به اهل بیت پیامبر اسلام داشت.او همچنین به زبان فارسی تسلط داشت.

شرایط زندگی[ویرایش]

حاج سید هاشم حداد، زندگیش با فقر و سختی می‌گذشت. حدود دوازده سال در منزل پدر زن خود زندگی می‌کرد. چنان زندگی زاهدانه داشت که می‌گوید ما زیرانداز و روانداز نداشتیم و در سرما برای گرم نگهداشتن خود، نیمی از زیلوی کف پوش اتاق را به روی خود می‌انداختیم. او با جدیت مشغول کار بود؛ ولی مراجعه فقیران و نسیه دادن به مشتریها که گاهی بر نمی‌گرداندند و نصف کردن در آمد با شاگرد خود، چیزی برای وی باقی نمی‌گذاشت. حال او به گونه‌ای بود که نمی‌توانست بر خلاف این رویه عمل کند؛ چرا که استفاده از محضر استاد عارف علامه قاضی چنین اجازه‌ای به او برای جمع مال و رد فقیر و نسیه ندادن به او نمی‌داد. او به نیازمندی که می‌رسید، دست در جیب می‌کرد و بدون شمارش پول می‌داد و گاهی هر چه داشت به آن مستمند می‌داد. از خدمت کردن به دوستان بسیار خوشحال می‌شد و از هیچ کاری چه تهیه کردن غذا، شستن ظرف‌ها و جارو کردن اتاق فروگذار نمی‌کرد. در هدیه دادن دست بازی داشت و به دوستان هر چه بود می‌داد. سجاده، تسبیح، انگشتر. به طور معمول از فروشندگان فقیری که کنار صحن می‌نشستند، خرید می‌نمود و همیشه از عطر استفاده و اغلب در اتاقش عود روشن می‌نمود. غذایش نان با کمی سبزیجات بود.[۱]

اساتید[ویرایش]

تنها استاد سلوکی وی آیت‌الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی بود که به مدت بیست و هشت سال نزد او به امر فراگیری اشتغال داشت.

شاگردان[ویرایش]

سیدهاشم حدّاد شاگردان سلوکی متعدّدی داشت که از میان آنها می‌توان آیه الله دستغیب، آیه الله سید عبدالکریم کشمیری، مصطفی خمینی، مرتضی مطهّری ، سید احمد فهری زنجانی و آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی را نام برد. از میان شاگردان، به آیت‌الله سید محمدحسین حسینی طهرانی علاقه خاصّی داشت و پیوند میان این شاگرد و استاد تا آخر عمر پابرجا بود. کتاب «روح مجرد» تألیف علامه طهرانی، شرح زندگی او است.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]