سید محمدعلی موحد ابطحی
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | سید محمدعلی موحدابطحی | |
| لقب | آیتاللهالعظمی | |
| نسب | امام موسی کاظم | |
| تاریخ تولد | ۱۳۰۹ | |
| زادگاه | اصفهان، ایران | |
| محل تحصیل | اصفهان، قم، نجف | |
| محل زندگی | نجف، اصفهان، قم | |
| تاریخ وفات | ۲۹ شهریور ۱۳۸۱ | |
| محل وفات | تهران | |
| مدفن | قم، حسینیه وی [۱] | |
سید محمد علی موحد ابطحی (۱۳۰۹ اصفهان - ۱۳۸۰ تهران) از مراجع تقلید ایرانی بود. او در ۲۸ صفر ۱۳۴۹ قمری در اصفهان متولد شد و در شب میلاد امیر المؤمنین علی علیه السلام (سیزدهم رجب) سال ۱۳۸۰ در بیمارستانی در تهران وفات یافت. پیکر او در تهران تشییع شد ولی به علت عدم همکاری تولیت استان حضرت معصومه در قم، در سحرگاه وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها (۱۵ رجب) در زیرزمین حسینیه خود در شهر قم مدفون گشت و تشییع پیکر او در قم لغو گردید. (نشانی مدفن ایشان را در نقشه ماهواره ای بیابید).
وی از علماء بسیار پر کاری بود که در علم رجال، علم حدیث، علم فقه و تفسیر قرآن صاحب نظر بود و شناخته شده در ایران و عراق و عربستان بود.
محتویات |
[ویرایش] خاندان
پدر ایشان؛ مرحوم آیه الله سید مرتضی موحدابطحی بود که در اصفهان به تدریس دروس حوزوی، وعظ و خطابه و ارشاد، و طبابت طب سنتی میپرداخت و بیماری علامه محمدحسین طباطبایی را درمان کرده بود. مجله حوزه مصاحبه ای ارزشمند با ایشان داشته و آن را منتشر کرده است. متن کامل این مصاحبه را در این نشانی بخوانید [۱] آرامگاه ایشان در جعفریه شهر اصفهان میباشد
مادر ایشان دختر مرحوم آیه الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی بود که تشرفات متعددی به محضر امام زمان داشت و کتاب معروف مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم را به دستور امام زمان در دو جلد نوشت. وی کتابهای دیگری مانند؛ ابواب الجنات فی آداب الجمعات (منبعی بزرگ و فارسی در ثواب و اعمال شب و روز جمعه)، وظایف منتظران، دیوان اشعار،..... نیز نوشته است.
برادران: آیه الله سیدمحمدباقر، حجه الاسلام و المسلمین سید علی، حجه الاسلام سیدمحمدرضا، حجه السلام سیدحجت، حجه الاسلام سیدحسن، حجه الاسلام سیدحسین.
پدر همسر ایشان مرحوم حاج حسن کافی از تجار قدیم اصفهان بود که پس از خواندن دروس رسائل و مکاسب در حوزه علمیه به تجارت روی آورد. برخی از بزرگان میگفتند اگر بتوان کسی غیر روحانی را برای امامت نماز معرفی کرد حاج حسن کافی میبود[نیازمند منبع].
[ویرایش] تحصیل
در هشت سالگی به تحصیل علوم دینی روی آورد و پس از فراگیری علوم مقدماتی، در پانزده سالگی به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد. سپس در قم در درسهای خارج آیات عظام شرکت جست و در علوم عقلی و نقلی به مدارج بالایی دست یافت. آن فقیه بزرگوار در سال ۱۳۳۳ مجتهداً[نیازمند منبع] به نجف اشرف هجرت کرد و در محضر علمای بزرگوار حوزه علمیه نجف به شاگردی پرداخت تا این که به درجه والای اجتهاد دست یافت.[نیازمند منبع] وی در سال ۱۳۵۳ش پس از بیست سال تحصیل و تدریس در نجف، به صفهان بازگشت و در سال ۱۳۶۷ به قم هجرت نمود و بساط تحقیق، تألیف و تدریس را در حوزه عملیه قم گسترانید. ایشان از وقت خویش، به بهترین نحو استفاده میکرد و در هر فرصت به خواندن و نوشتن میپرداخت. وی در روز تولد حضرت زینب کبری سلام الله علیها در سال ۱۳۸۱ در منزل خود در اصفهان در اثر بیماری از تعلیم و تدریس و نوشتن باز ایستاد.
[ویرایش] اساتید اصفهان
اساتید وی در اصفهان (۱۳۵۵ تا ۱۳۶۴ قمری) عبارت بودند از: مرتضی موحد ابطحی، عباس ناصح، سید آقا جان، سید محمد طبیب زاده، سید آقا جان، شیخ محمود مفید، سید محمد باقر حسینی سدهی، شیخ هبه الله هرندی، سید عبد الحسین طیب، حاج آقا رحیم ارباب، میرزا رضا کلباسی، شیخ محمد باقر قزوینی، سید ابوالقاسم طبیب (طب)، حاج میرزا علی آقا شیرازی (طب).[۲]
[ویرایش] اساتید قم
(۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳ قمری): آیه الله بروجردی، آیه الله محمد حجت کوهکمری، آیه الله خمینی، آیه الله سید محمد صادق روحانی، آیه الله سید احمد خوانساری، غلامه محمدحسین طباطبایی، آیه الله حاج میرزا رضی تبریزی، آیه الله سید زین العابدین کاشانی، آیه الله محقق داماد، آیه الله سید محمدرضا گلپایگانی، آیه الله شیخ مهدی مازندرانی، آیه الله حاج میرزا علی آقا شیرازی، آیه الله شیخ مهدی حائری یزدی، عبدالنبّی عراقی [۳]
آیه الله موحدابطحی یکی از پنج نفری بودند که به طور خصوصی و غیر رسمی به درس خارج فلسفه محمدحسین طباطبایی حاضر میشدند. (ایشان در وصیت نامه اش می نویسد: ....حتی حضرت بحث آیه الله البروجردی و سائر آیات الحوزه العلمیه بقم المشرفه و لم تنبت شعر لحیتی،...وقتی به درس اساتید قم حاضر شدم که هنوز مویی در صورتم نروییده بود).
[ویرایش] اساتید نجف
(۱۳۷۳ تا ۱۳۹۴ قمری) آیه الله سید محسن حکیم، آیه الله سید عبدالهادی شیرازی، آیه الله [سید جمال الدین گلپایگانی]، آیه الله سید محمود شاهرودی، آیه الله سید ابوالقاسم خوئی.[۴]
[ویرایش] تدریس
خارج فقه: وی در مدرسه صدر در نجف اشرف، در مدرسه چهارباغ، در مدرسه صدر بازار اصفهان و مسجد ابوطالب در خیابان چهارمردان قم به تدریس خارج فقه میپرداخت.
خارج اصول: وی در مدرسه صدر در نجف اشرف، در مدرسه چهارباغ، در مدرسه صدر بازار اصفهان و مسجد ابوطالب در خیابان چهارمردان قم به تدریس خارج فقه میپرداخت.
خارج رجال: وی در مدرسه صدر در نجف اشرف به تدریس قواعد علم رجال میپرداخت.
اخلاق: وی در مدرسه چهارباغ اصفهان(عصرها) و سپس مدرسه صدر بازار اصفهان (روزهای پنج شنبه) برای مدت چند سال به تدریس اخلاق میپرداخت.
اعتقادات ایشان در دوران طاغوت و سالهایی پس از انقلاب، جمعه شبها در مسجد بقیه الله در خیابان خواجو (اصفهان)به تدریس عقائد برای عموم می پرداخت.
تفسیر قرآن: وی روزهای جمعه هر هفته در اصفهان در خلال سالهای دفاع مقدس در منزل خود در خیابان هاتف به تفسیر قرآن برای طلاب، روحانیون، دانشگاهیان و... میپرداخت. این درس تفسیر معمولاً بیش از ۲ ساعت به طول میانجامید.
پس از بازگشت از نجف، آیه الله سید حسین خادمی (پدر ایشان با پدر امام موسی صدر عموزاده بودند) ایشان را به امامت نماز مدرسه صدر بازار (مرکز حوزه علمیه اصفهان) را به ایشان واگذار کرد و ایشان تا زمان هجرت به قم و سپس در ایامی که به اصفهان باز می گشتند به اقامت نماز جماعت در آنجا می پرداختند.
[ویرایش] اجازات
صدور اجازه: ایشان در دو صفحه از آیه الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی اجازه روایت گرفته است.[۵]
دریافت اجازه: ایشان از علما و آیات عظام از جمله بروجردی، خمینی، محقق داماد، گلپایگانی، خوانساری، اراکی، مرعشی نجفی، حکیم، شیرازی، خوئی، شیخ آقا بزرگ تهرانی و برخی از علمای مذهب زیدیه اجازه اجازه روایت یا اجازه احتهاد داشت.[۶] [[]]
[ویرایش] شاگردان
محمدباقر حکیم (شهیدمحراب)، حسن نظام الدین، داوری، مددی، امامی، زمانی، نبوی، محقق یزدی، مهدی حائری قزوینی، قاسمی، و عده بسیاری دیگر
[ویرایش] آثار
از او یکصد وچهل وپنج عنوان کتاب در علوم تفسیر و فقه، اصول و رجال، حدیث، تاریخ، کلام و فلسفه و سایر مسائل اسلامی بر جای مانده و بنا به گفته فرزندانشان شماره دست نویسهای ایشان به بیش از هفتصد عدد می رسد[۷].
[ویرایش] آثار منتشر شده
۱. تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال (۵ جلد به چاپ رسیده و ۵ جلد آن هنوز چاپ نشدهاست، جلد اول و دوم آن در نجف اشرف و قبل از کتاب معجم رجال حدیث و تفصیل طبقات رواه نوشته آیه الله خوئی (۱۳۸۹ قمری) به چاپ رسیدهاست)[۸]
یکی از محققان این کتاب را چنین توصیف کرده است: با نوشتن کتاب تهذیب المقال (در تصحیح و شرح رجال نجاشى) کارى بس عظیم و عدیم المثال را عرضه شده است: متن تصحیح شده در بالاى صفحات و شرح تعلیقات در ذیل آن قرار دارد. مقدمه ۱۴۸ صفحه ای کتاب به بحث از این امور اختصاص دارد: ۱. زندگینامه و شرح حال نجاشی. ۲. اهمیت رجال نجاشی، سند نجاشی به مصنفان اصول، معنای اصل و کتاب و نسخه، سند فقهاء به رجال نجاشی. ۳. علت اعتبار کلام علماء رجال درباره راویان، روش نجاشی در جرح و تعدیل، توثیقات عامه، و بحثهای جالب و ابتکاری فراوانی بخصوص در این قسمت اخیر مطرح شده است. ۴. روش تصحیح کتاب و معرفی نسخههای خطی مورد اعتماد مصحح محترم. پس از مقدمه به شرح کتاب نجاشی پرداخته، توضیح واضحات یا اطناب مملّی در آن وجود نداشته، بلکه همه صفحات کتاب مشتمل بر تحقیقات ارزنده رجالی است که هیچ عالم رجالی خود را مستغنی از آن نخواهد دانست: ۱. در ج۵، ص۴۰ الی ۱۲۳ به بحث از (جابر بن یزید جعفی) پرداخته و چهل و یک بحث درباره او مطرح کرده است مثل: نسب جابر، طبقه او، روایت او از جابر بن عبدالله، روایت او از حضرت زینب و امام باقر سلام الله علیها، توثیقات خاصه و عامه درباره او و…. ۲. در ج۵، ص۲۷۶ الی ۲۹۸ هیجده بحث مستقل ذیل عنوان (حریز بن عبدالله) عنوان نموده است. ۳. گاهی تذییلاتی در این کتاب وجود دارد که افرادی را که نجاشی عنوان ننموده است مورد بحث قرار می دهد مثل ج۱، ص۴۵۶. ۴. یکی از نکتههای بسیار جالب کتاب آن است که ۵۰ نفری را که شیخ و نجاشی سند به تمام کتابها و روایات آنان دارند جمع آوری نموده است مثل ج۱، ص۸۸ ۹۰. ۵. در بحث از ابان بن ابی عیاش که راوی کتاب سلیم بن قیس است نشان داده است که چگونه برخی از علماء عامه کلماتی که در مدح ابان آمده است را تحریف به قدح و ذم او نموده اند. (ر.ک: ج۱، ص۱۸۹). ۶. در ج۱، ص۲۴۷ کتاب به بحث از اصطلاح (اسند عنه) پرداخته و معتقد است که این کلمه باید بصورت مجهول قرائت شود و ضمیر را نیز به صاحب ترجمه ارجاع داد؛ یعنی چیزی که تنها همان شخص صاحب ترجمه روایت کرده و از شخص دیگری نقل نشده است. ۷. در ج۱، ص۸۴ به بحث از روش مشایخ حدیث در نقل روایات پرداخته و با ذکر چند شاهد ادعا نموده که آنان همیشه سندی را انتخاب کرده و نقل می نمودند که واسطههای آن کم باشد به همین جهت گاهی سندی را که مشتمل بر افراد ضعیف است بر سندی که تمام افراد آن ثقه هستند ترجیح می دادند. و لذا اگر سند یک حدیثی که بدست ما رسیده است ضعیف بود نمی توان حکم نمود که آن حدیث تنها همان سند را داشته و آن نیز مشتمل بر ضعف است. در تمام این کتاب از منابع تاریخی و رجالی اهل سنت به خوبی و بطور گسترده استفاده شده و بر فوائد انبوه آن افزوده است. پنج جلد این کتاب از حرف الف شروع و به حرف ذال پایان یافته است.[۹]
۲. رساله فی آل اعین
۳. تاریخ آل زراره
۴. شرح وسائل الشیعه(۲ جلد از آن پس از فوت ایشان به چاپ رسید)
۵. مسائلی از فقه شیعه
۶. بررسی و نقد و تحلیل پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
این کتاب در ۱۳۵ صفحه در تیرماه سال ۱۳۵۸ توسط صندوق قرض الحسنه امام حسین (ع) اصفهان (خیابان چهارباغ) منتشر گردیده و با توجه به تاریخ انتشار این کتاب، این اثر اولین و جامعترین آثار منتشر شده در این موضوع در آن زمان می باشد. مقدمه یازده صفحه ای آن شامل ۱۱ نکته مهم در هدف مردم از تشکیل دولت و نظام، دوام قانون و نظام، فرق قوانین تجربی و فطری، نحوه انتخاب نظام توسط مردم، نظام توحیدی و فطری، ویژگیهای انقلاب ایران، مبنای قانون اساسی، افراد صلاحیتدار برای وضع قانون، معیار مردود شدن نظام و قانون، و سه ایراد مبنایی بر پیش نویس قانون اساسی می باشد. متن کتاب تمامی اصول مندرج در [پیش نویس قانون اساسی]] را با دلایل عقلی، روائی، قرآنی، فقهی و ... تحلیل و نقد کرده، برخی از آنها را صریحاً مخالف اسلام و قرآن و شرع دانسته، و برخی را نیازمند اصلاح و دانسته، بعضی از آنها را با یکدیگر متعارض و متنافی دانسته است. البته نویسنده برخی از اصول را قابل تفکیک، قابل ادغام یا قابل جایگزینی دانسته است.
7. مناسک حج و عمره
[ویرایش] آثار منتشر نشده
۱) کتاب الغدیر این کتاب توسط مرحوم آیه الله سید عبدالعزیز طباطبایی در کتاب خودش الغدیر فی التراث الاسلامی (دارالمورخ العربی، بیروت) معرفی شده است که در صفحات ۲۱۰ و ۲۱۱ به معرفی صد و بیست و پنجمین اثر نوشته شده درباره غدیر می پردازد و به معرفی این کتاب و نویسنده اش (در بخش قرن پانزدهم) می پردازد.
۲) جامع الرواه حاوی تمامی اسامی راویانی که نام آنها در روایات و کتابهای گذشتگان از اصحاب ذکر شده است(نقل از مقدمه جلد اول تهذیب المقال).
۳)جامع الاخبار حاوی تمام اخبار روایت شده از ائمه اطهار در مدح راویان یا در ذم آنها به ما رسیده است(نقل از مقدمه جلد اول تهذیب المقال).
۴)الطیقات الرواه حاوی طبقات راویان از اصحاب پیامبر و ائمه اطهار می باشد(نقل از مقدمه جلد اول تهذیب المقال).
۵)قواعدالرجال ایشان در مقدمه ۱۴۸ صفحه ای از جلد اول تهذیب المقال، مکرر از کتاب دیگر خود به نام قواعد الرجال نام می برد یا به آن ارجاع می دهد. البته ایشان هنگامی که در نجف بودند، به تدریس قواعد الرجال در مدرسه صدر نجف پرداخته بودند. در منبع بی نام این کتاب دو جلدی یاد شده است. ایشان فائده سومی را از صفحات ۱۰۰ تا ۱۳۹ (مقدمه تهذیب المقال ج ۱) بیان می نماید که عمدتاً از کتاب قواعدالرجال خود اقتباس کرده است و این فائده سوم می تواند گویای این کتاب دو جلدی ارزشمند باشد که هنوز مخطوط باقی مانده است. این فائده شامل سه مطلب می باشد: الف) آنچه که به شناخت راویان مربوط می شود. این عنوان شامل عناوین فرعی زیر است: ۱) آنچه که مدح و ذم راویان به آن ثابت می شود، ۲) آنچه که در حجیت خبر اعتبار دارد یا ندارد، ۳) وجه حجیت گفتار اصحاب الرجال، ۴) اعتبار گفتار متاخرین از اهل الرجال، ۵) شیوههای نجاشی در جرح و تعدیل. ب) توثیقات عامه. این عنوان شامل عناوین فرعی زیر است: ۱) کسی که روایت نمی کند مگر از ثقه، ۲) کسی که به روایتش سکون هست، ۳) کسی که چیزی بر او طعن نمی شود، ۴) کسی که بر جمیع روایاتش اعتماد می شود، ۵) کسی که از اجلّه روایت کرده یا اجلّه از او روایت کرده اند، ۶) مامون در حدیث،۷) کسی که در حدیث ثقه است، ۸) اصحاب اجماع، ۹) تصحیح الطرق، ۱۰) وکاله الائمه ج) اشکال در امارات عامه برای وثاقت. این عنوان در چهار وجه ارائه شده است.
[ویرایش] وصیت نامه
دو مورد از وصیتهای ایشان در دسترس برخی خواص قرار گرفته که بسیار ارزشمند و عبرت آموز است:
۱) قلمهایی را که اخیراً نگهداری می کنم، اینها قلم کار من و تألیف در معارف اسلام و نوشتن معارف قرآن کریم و تفسیر و علوم آن و در علوم حدیث و رجال حدیث و سایر فنون و در فقه آل محمد علیهم السلام به کار گرفته شده، این قلمها را بر روی سینه من در کفن بگذارید و دفن نمایید.
۲) دستمال سفیدی در لباسهای نمازم می باشد، با من دفن شود. چون که وقت گریه برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام و اهل البیت علیهم السلام، با آن اشک چشم خود را پاک می نمودم.
[ویرایش] گفتهها و ناگفتهها
[من از پاسبان رضا شاه سیلی خورده ام] مکرر از ایشان شنیده می شد که این جمله را می فرمود(زیرا در راستای درس خواندن برای دفاع از دین مقدس اسلام بوده است). قضیه این بوده که در زمان کشف حجاب در ایران در دوره رضا شاه و ممنوعیت داشتن عمامه و لباس روحانیت، فقط برخی از علمائی که مدرس حوزه نیز بودند می توانستند مجوز پوشیدن لباس رسمی روحانیت (عمامه و عبا) از ژاندارمری آن زمان داشته باشند و پدر ایشان از جمله آنان بود(جزئیات بیشتری از نحوه گرفتن مجوز لباس روحانیت را از زبان پدر ایشان در مصاحبه مجله حوزه بخوانید)[۱۰] و دو پسر بزرگتر خود را در سن قبل از بلوغ با لباس روحانیت در درسهای حوزه حاضر می کرد، یا پدر را در فعالیتهایش همراهی می کردند. در آن زمان پاسبانها مسئول اجرای دستور رضاشاه برای کشف حجاب و نداشتن عمامه بودند و در کوچهها می گشتند. روزی پاسبانی به ایشان بر می خورد که همراه با پدر لباس روحانیت پوشیده بودند، با این که پدرشان مجوز داشتند اما آن پاسبان از شدت خشم (که برخلاف دستور شاه، حتی پسران نوجوان خود را لباس روحانیت پوشانده و عمامه بسته است) سیلی محکمی به صورت ایشان می زند.
[من افتخار می کنم که یک طلبه هستم] آنهایی که با ایشان مجالست داشتند مکرر و حتی در سالهای آخر حیات از ایشان که مرجع تقلید بود، می شنیدند که می فرمود: « من افتخار می کنم که یک طلبه هستم». این نهایت تواضع ایشان بود.
[رفیق خودت آقا [[موسی صدر]: وقتی ایشان از امام خمینی سوال کرده بود که «بر فرض پیروزی، آیا کسی را دارید که در رأس حکومت آینده ایران قرار دهید؟»، به سادگی پاسخ داده بودند: «آری! رفیق خودت آقا موسی»![۱۱] و[۱۲] و [۱۳] (البته ممکن است کسانی برداشتهای دیگری از این گفته داشته باشند: ۱: در آن زمان حتی امام خمینی نیز خودشان را واجد صلاحیت حکومت نمی دانستند! ۲: امام موسی صدر رقیبی برای امام خمینی در رهبری حکومت محسوب می شد. بنابراین دستگاه حاکمه ایران هیچگاه مایل به بازگشت این رقیب نبوده است! ۳: شاید بین ناپدید شدن امام موسی صدر (۹ شهریور ۵۷)، خروج امام خمینی از عراق به کویت و سپس ورود به فرانسه(۱۲ مهر ۵۷)، حمله شوروی به افغانستان (۷ دی ۵۷)، فرار شاه از ایران (۲۶ دی ۵۷) و پیروزی انقلاب ایران (۲۲ بهمن ۵۷) رابطه ای استراتژیک بوده است؟!!)
[خاطره ای از آیه الله سید محسن حکیم] ایشان نقل می کردند: روزی استادم آیه الله حکیم مرا فراخواندند که در ساعتی غیر معمول برای کاری به منزل اندرونی ایشان بروم. در ساعت مقرر درب منزل اندرونی را زدم. همسر ایشان درب را باز کردند و در حیاط ماندند. من داخل اتاق شدم. گفتگوی ما به طول انجامید و هنگامی که خواستم برگردم، متوجه شدم همسر ایشان همچنان در حیاط ایستاده اند و پس از خروج من از اتاق به اتاق وارد شدند. فهمیدم اندرونی استادم فقط همین یک اتاق را داشته که همسر ایشان منتظر خروج من مانده است! (در اوج مرجعیت؛ خانه ای آن چنانی داشت و این از زهد و تقوای ایشان بود).
[ویرایش] درسها و عبرتها
کسانی که با ایشان مصاحبت و همراهی داشتند می دانستند که ایشان به هیچوجه تکلیف شرعی خود را به خاطر مصالح سیاسی معطل نمی گذارد. موارد زیر از مصادیق این روایت هستند که خود ایشان مکرراًً به زبان می آورد: «اذا رایتم العلماء علی ابواب الملوک فبئس العلماء و بئس الملوک و اذا رایتم الملوک علی ابواب العلماء فنعم العلماء و نعم الملوک»
حجج الاسلام احمد روضاتی، جواد ابطحی، و فضل الله موحدابطحی درصبح آخرین روز حیات ایشان (روز تولد حضرت زینب) خدمت ایشان رسیدند و این جمله را از ایشان نقل کرده اند : «برای من طول عمر از خدا مسئلت نکنید. دعا کنید حقوق بازنشستگی از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نگیرم».
[ویرایش] مبارزات
با طاغوت
با انحرافات پس از طاغوت
[ویرایش] یادها و یادگارها
حسینیه اصفهان: ایشان در هر شهری که بود چه برای سکونت و چه برای زیارت، به اقامه سوگواری برای معصومین علیهم السلام می پرداخت. منزل ایشان در اصفهان در طول سالها عده زیادی حاجت گرفته یا برای گرفتن حاجت به این مکان شریف مراجعه می نمایند. این مکان مقدس گواه تشرفات متعدد آن مرحوم و افرادی دیگر به محضر معصومین علیهم السلام بوده و ان شاء الله خواهد بود. نشانی حسینیه ایشان در اصفهان را در نقشه ماهواره ای بیابید.
بزرگداشت حضرت ابوطالب: ایشان هر ساله مجلس سوگواری باشکوهی را در روز وفات حضرت ابوطالب (26 رجب) انجام می داد. در این سالها که به سفر زیارت امام رضا نائل می گشت، این مجلس را در منزل یکی از خیرین اصفهانی در مشهد مقدس (خیابان دانش شرقی) بر پا می نمود و اطعام همگانی نیز انجام می گرفت. روحش شاد و راهش پاینده باد.
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
۱. سایت اختصاصی آیه الله العظمی سید محمد علی موحد ابطحی
۳. مصاحبه با آیة الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی اصفهانی. مجله حوزه، شماره ۵۸، مهر و آبان ۱۳۷۲ صفحات ۱۹ تا ۴۶)
۴. مرعشی نجفی شهاب الدین. المسلسلات فی ذکر الاجازات. کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، جلد اول ص ۲۱۶-۲۱۷
۵.بی نام. المراحل التی مرّ بها سیدنا المرجع الدینی الکبیر و الزعیم المدافع عن ولایه امیرالمومنین و اهل البیت (ع) آیه الله العظمی السید محمد علی الموحد الابطحی الموسوی الاصبهانی. بی تاریخ. قم ۱۳۸۱
۵.موحدابطحی محمدعلی. تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال. المجلد الأوّل (الطبعة الأولی): قطع وزیری، ۴۳۰ صفحة، الناشر: مطبعة الآداب بالنجف الأشرف، سنة ۱۳۸۹ قمری
۶. عابدی. احمد. معرفی اجمالی تهذیب المقال
۷. کمالیان محسن. نگاه واقعگرا به روابط امام خمینی و امام صدر
۸. خسرو شاهی سید هادی. یادنامه امام موسی صدر. موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر ۱۳۸۷، چاپ اول، صفحات ۱۶۵ تا ۱۹۰
۹. عبدالله نصری، آیینههای فیلسوف: گفتگوهایی در باب زندگی، آثار و دیدگاههای استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی، چاپ دوم، سروش: تهران، ۱۳۸۳، صص ۳۵–۳۷