سید محمدعلی موحد ابطحی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدعلی موحدابطحی
شناسنامه
لقب آیت‌الله‌العظمی
نسب امام موسی کاظم
تاریخ تولد ۱۳۰۹
زادگاه اصفهان ایران
محل تحصیل اصفهان، قم، نجف
محل زندگی نجف، اصفهان، قم
محل مرگ ۲۹ شهریور ۱۳۸۱ تهران
مدفن قم، حسینیه وی [۱]
اطلاعات علمی

سید محمد علی موحد ابطحی (۱۳۰۹ اصفهان -۱۳۸۱تهران) از مراجع تقلید ایرانی بود. او در ۲۸ صفر ۱۳۴۹ قمری در اصفهان متولد شد و در سیزدهم رجب سال ۱۳۸۱ در بیمارستانی در تهران فوت کرد.

وی از علماء بسیار پر کاری بود که در علم رجال، علم حدیث، علم فقه و تفسیر قرآن صاحب نظر بود و شناخته شده در ایران و عراق و عربستان بود.[۱]

خاندان[ویرایش]

پدر ایشان؛ آیه الله سید مرتضی موحد ابطحی بود که در اصفهان به تدریس دروس حوزوی، وعظ و خطابه و ارشاد، و طبابت طب سنتی می‌پرداخت و بیماری علامه محمدحسین طباطبایی را درمان کرده بود. مجله حوزه مصاحبه‌ای ارزشمند با ایشان داشته و آن را منتشر کرده‌است. متن کامل این مصاحبه را در این نشانی بخوانید[۲] آرامگاه ایشان در شهر اصفهان می‌باشد.

مادر ایشان دختر مرحوم آیه الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی (نویسنده کتاب مشهور مکیال المکارم) بود.

برادران: سیدمحمدباقر، سید علی، سیدمحمدرضا، سیدحجت، سیدحسن، سیدحسین.

تحصیل[ویرایش]

در هشت سالگی به تحصیل علوم دینی روی آورد و پس از فراگیری علوم مقدماتی، در پانزده سالگی به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد. سپس در قم در درس‌های خارج آیات عظام شرکت جست. وی در سال ۱۳۳۳ و به توصیه مرتضی حائری یزدی به نجف اشرف هجرت کرد و به شاگردی در اساتید حوزه علمیه نجف و تدریس دروس خارج پرداخت. وی در سال ۱۳۵۳ش پس از بیست سال تحصیل و تدریس در نجف، به اصفهان بازگشت و در سال ۱۳۶۷ به قم هجرت نمود.

اساتید اصفهان[ویرایش]

اساتید وی در اصفهان (۱۳۵۵ تا ۱۳۶۴ قمری) عبارت بودند از: سید مرتضی موحد ابطحی، عباس ناصح، سید آقا جان، سید محمد طبیب زاده، شیخ محمود مفید، سید محمد باقر حسینی سدهی، شیخ هبه الله هرندی، سید عبد الحسین طیب، حاج آقا رحیم ارباب، میرزا رضا کلباسی، شیخ محمد باقر قزوینی، سید ابوالقاسم طبیب (طب)، حاج میرزا علی آقا شیرازی (طب).[۳]

اساتید قم[ویرایش]

(۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳ قمری): آیه الله بروجردی، آیه الله محمد حجت کوه‌کمری،آیه الله سید محمد صادق روحانی، آیه الله خمینی، آیه الله سید احمد خوانساری، علامه محمدحسین طباطبایی، آیه الله حاج میرزا رضی تبریزی، آیه الله سید زین العابدین کاشانی، آیه الله محقق داماد، آیه الله سید محمدرضا گلپایگانی، آیه الله شیخ مهدی مازندرانی، آیه الله حاج میرزا علی آقا شیرازی، آیه الله مهدی حائری یزدی، عبدالنبّی عراقی[۴]

موحدابطحی یکی از پنج نفری بودند که به طور خصوصی و غیر رسمی به درس خارج فلسفه محمدحسین طباطبایی حاضر می‌شدد. (وی در وصیت نامه‌اش می‌نویسد:.... حتی حضرت بحث آیه الله البروجردی و سائر آیات الحوزه العلمیه بقم المشرفه و لم تنبت شعر لحیتی،... وقتی به درس اساتید قم حاضر شدم که هنوز مویی در صورتم نروییده بود).

اساتید نجف[ویرایش]

(۱۳۷۳ تا ۱۳۹۴ قمری) آیه الله سید محسن حکیم، آیه الله سید عبدالهادی شیرازی، آیه الله [سید جمال الدین گلپایگانی]، آیه الله سید محمود شاهرودی، آیه الله سید ابوالقاسم خوئی.[۵]

تدریس[ویرایش]

خارج فقه: وی در مدرسه صدر در نجف اشرف، در مدرسه چهارباغ، در مدرسه صدر بازار اصفهان و مسجد ابوطالب در خیابان چهارمردان قم به تدریس خارج فقه می‌پرداخت.

خارج اصول: وی در مدرسه صدر در نجف اشرف، در مدرسه چهارباغ، در مدرسه صدر بازار اصفهان و مسجد ابوطالب در خیابان چهارمردان قم به تدریس خارج فقه می‌پرداخت.

خارج رجال: وی در مدرسه صدر در نجف اشرف به تدریس قواعد علم رجال می‌پرداخت.

اخلاق: وی در مدرسه چهارباغ اصفهان (عصرها) و سپس مدرسه صدر بازار اصفهان (روزهای پنج شنبه) برای مدت چند سال به تدریس اخلاق می‌پرداخت.

اعتقادات ایشان در دوران طاغوت و سالهایی پس از انقلاب، جمعه شبها در مسجد بقیه الله در خیابان خواجو (اصفهان) به تدریس عقائد برای عموم می‌پرداخت.

تفسیر قرآن: وی روزهای جمعه هر هفته در اصفهان در خلال سالهای دفاع مقدس در منزل خود در خیابان هاتف به تفسیر قرآن برای طلاب، روحانیون، دانشگاهیان و... می‌پرداخت. این درس تفسیر معمولاً بیش از ۲ ساعت به طول می‌انجامید.

پس از بازگشت از نجف، آیه الله سید حسین خادمی (پدر ایشان: سید جعفر خادم الشریعه با پدر امام موسی صدر عموزاده بودند) ایشان را به امامت نماز مدرسه صدر بازار (مرکز حوزه علمیه اصفهان) را به ایشان واگذار کرد و ایشان تا زمان هجرت به قم و سپس در ایامی که به اصفهان باز می‌گشتند به اقامت نماز جماعت در آنجا می‌پرداختند.

اجازات[ویرایش]

صدور اجازه: ایشان در دو صفحه به آیه الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی اجازه روایت داده‌است.[۶]

دریافت اجازه: ایشان از علما و آیات عظام از جمله بروجردی، خمینی، محقق داماد، گلپایگانی، خوانساری، اراکی، مرعشی نجفی، حکیم، شیرازی، خوئی، شیخ آقا بزرگ تهرانی و برخی از علمای مذهب زیدیه اجازه اجازه روایت یا اجازه اجتهاد داشت.[۷]

شاگردان[ویرایش]

سید محمدباقر حکیم (شهیدمحراب)، سید حسن نظام الدین ، داوری ، مددی ،محمدی، نضار قطیفی، قاسم قطیفی، حسین احصائی، جهرمی، شیخ الاسلامی، مهدی پور، موسوی، مؤمنی حبیب آبادی، محمد قائم فر، محقق کاشانی، رسولی، میردامادی، آل ایوب، بحرینی، هاشمی، امامی، نبوی، مهدی حائری قزوینی، سید علی موحدابطحی، محمود میرهندی، سیدفضل الله موحدایطحی، مصطفی خبازیان، درخشنده، حسین یوسفی، حجة موحدابطحی، حسین موحدابطحی، تربتی، صافی، محزون، اشکوری، امیری لردگانی، یثربی، سلطانی، ویسی، سیداحمدروضاتی، قاسمی، و عده بسیاری دیگر...

آثار[ویرایش]

از او یکصد وچهل وپنج عنوان کتاب در علوم تفسیر و فقه، اصول و رجال، حدیث، تاریخ، کلام و فلسفه و سایر مسائل اسلامی بر جای مانده و بنا به گفته فرزندانش شماره دست نویس‌های ایشان به بیش از هفتصد عدد می‌رسد.[۸]

آثار منتشر شده[ویرایش]

۱. تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال (۵ جلد به چاپ رسیده و ۵ جلد آن هنوز چاپ نشده‌است، جلد اول و دوم آن در نجف اشرف و قبل از کتاب معجم رجال حدیث و تفصیل طبقات رواه نوشته آیه الله خوئی (۱۳۸۹ قمری) به چاپ رسیده‌است)[۹] بنا بر اعتراف یکی از محققان، با نوشتن کتاب تهذیب المقال (در تصحیح و شرح رجال نجاشی) کاری بس عظیم و عدیم المثال را عرضه شده‌است... بحثهای جالب و ابتکاری فراوانی دارد... همه صفحات کتاب مشتمل بر تحقیقات ارزنده رجالی است که هیچ عالم رجالی خود را مستغنی از آن نخواهد ... از منابع تاریخی و رجالی اهل سنت به خوبی و بطور گسترده استفاده شده است... (توضیح بیشتر را در مدخل تهذیب المقال در دانشنامه ویکی‌پدیا مطالعه فرمایید)[۱۰]

۲. رساله فی آل اعین

۳. تاریخ آل زراره درباره ابوغالب زراری و خاندان فقیه و محدث وی می‌باشد.

۴. شرح وسائل الشیعه (۲ جلد از آن پس از فوت ایشان به چاپ رسید)

۵. مسائلی از فقه شیعه[۱۱]

۶. بررسی و نقد و تحلیل پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

این کتاب در ۱۳۵ صفحه در سال ۱۳۵۸ در اصفهان منتشر شد که با توجه به تاریخ انتشار این کتاب، اولین و جامعترین نقد و بررسی پیش نویس قانون اساسی ایران می‌باشد. مقدمه یازده صفحه‌ای آن شامل ۱۱ نکته مهم در هدف مردم از تشکیل دولت و نظام، دوام قانون و نظام، فرق قوانین تجربی و فطری، نحوه انتخاب نظام توسط مردم، نظام توحیدی و فطری، ویژگیهای انقلاب ایران، مبنای قانون اساسی، افراد صلاحیتدار برای وضع قانون، معیار مردود شدن نظام و قانون، و سه ایراد مبنایی بر پیش نویس قانون اساسی می‌باشد. متن کتاب تمامی اصول مندرج در پیش نویس قانون اساسی را با دلایل عقلی، روائی، قرآنی، فقهی و... تحلیل و نقد کرده، برخی از آنها را صریحاً مخالف اسلام و قرآن و شرع دانسته، و برخی را نیازمند اصلاح و دانسته، بعضی از آنها را با یکدیگر متعارض و متنافی دانسته‌است. البته نویسنده برخی از اصول را قابل تفکیک، قابل ادغام یا قابل جایگزینی دانسته‌است.[۱۲]

۷. مناسک حج و عمره

آثار منتشر نشده[ویرایش]

۱) کتاب الغدیر این کتاب توسط مرحوم آیه الله سید عبدالعزیز طباطبایی در کتاب خودش الغدیر فی التراث الاسلامی (دارالمورخ العربی، بیروت) معرفی شده‌است که در صفحات ۲۱۰ و ۲۱۱ به معرفی صد و بیست و پنجمین اثر نوشته شده درباره غدیر می‌پردازد و به معرفی این کتاب و نویسنده‌اش (در بخش قرن پانزدهم) می‌پردازد.

۲) جامع الرواه حاوی تمامی اسامی راویانی که نام آنها در روایات و کتابهای گذشتگان از اصحاب ذکر شده است (نقل از مقدمه جلد اول تهذیب المقال).

۳)جامع الاخبار حاوی تمام اخبار روایت شده از ائمه اطهار در مدح راویان یا در ذم آنها به ما رسیده است (نقل از مقدمه جلد اول تهذیب المقال).

۴)الطیقات الرواه حاوی طبقات راویان از اصحاب پیامبر و ائمه اطهار می‌باشد (نقل از مقدمه جلد اول تهذیب المقال).

۵)قواعدالرجال ایشان در مقدمه ۱۴۸ صفحه‌ای از جلد اول تهذیب المقال، مکرر از کتاب دیگر خود به نام قواعد الرجال نام می‌برد یا به آن ارجاع می‌دهد. البته ایشان هنگامی که در نجف بودند، به تدریس قواعد الرجال در مدرسه صدر نجف پرداخته بودند. در منبع بی نام این کتاب دو جلدی یاد شده‌است. ایشان فائده سومی را از صفحات ۱۰۰ تا ۱۳۹ (مقدمه تهذیب المقال ج ۱) بیان می‌نماید که عمدتاً از کتاب قواعدالرجال خود اقتباس کرده‌است و این فائده سوم می‌تواند گویای این کتاب دو جلدی ارزشمند باشد که هنوز مخطوط باقی‌مانده‌است. این فائده شامل سه مطلب می‌باشد: الف) آنچه که به شناخت راویان مربوط می‌شود. این عنوان شامل عناوین فرعی زیر است: ۱) آنچه که مدح و ذم راویان به آن ثابت می‌شود، ۲) آنچه که در حجیت خبر اعتبار دارد یا ندارد، ۳) وجه حجیت گفتار اصحاب الرجال، ۴) اعتبار گفتار متاخرین از اهل الرجال، ۵) شیوه‌های نجاشی در جرح و تعدیل. ب) توثیقات عامه. این عنوان شامل عناوین فرعی زیر است: ۱) کسی که روایت نمی‌کند مگر از ثقه، ۲) کسی که به روایتش سکون هست، ۳) کسی که چیزی بر او طعن نمی‌شود، ۴) کسی که بر جمیع روایاتش اعتماد می‌شود، ۵) کسی که از اجلّه روایت کرده یا اجلّه از او روایت کرده‌اند، ۶) مامون در حدیث،۷) کسی که در حدیث ثقه‌است، ۸) اصحاب اجماع، ۹) تصحیح الطرق، ۱۰) وکاله الائمه ج) اشکال در امارات عامه برای وثاقت. این عنوان در چهار وجه ارائه شده‌است.

۶) وصیت نامه بخشهایی از وصیت نامه ایشان در اختیار عموم قرار گرفته است.[۱۳]

پانویس[ویرایش]

  1. 1
  2. حوزه شماره ۵۸، ۱۳۷۲
  3. ۱
  4. ۱
  5. ۱
  6. مرعشی نجفی
  7. مشاهیر و فرهیختگان ایران
  8. ۵
  9. موحدابطحی محمدعلی. تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال. المجلد الأوّل (الطبعة الأولی): قطع وزیری، ۴۳۰ صفحة، الناشر: مطبعة الآداب بالنجف الأشرف، سنة ۱۳۸۹ قمری
  10. عابدی احمد. معرفی اجمالی تهذیب المقال
  11. مسائلی از فقه شیعه
  12. بررسی و نقد و تحلیل پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. نوشته: سیدمحمدعلی موحدابطحی. ۱۳۵۸ صندوق قرض الحسنه امام حسین (ع) اصفهان
  13. موحد ابطحی مهدی. در محضر استاد. بصیر، 1393

منابع[ویرایش]

  • مرعشی نجفی شهاب الدین. المسلسلات فی ذکر الاجازات. کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، جلد اول ص ۲۱۶-۲۱۷
  • بی نام. المراحل التی مرّ بها سیدنا المرجع الدینی الکبیر و الزعیم المدافع عن ولایه امیرالمؤمنین و اهل البیت (ع) آیه الله العظمی السید محمد علی الموحد الابطحی الموسوی الاصبهانی. بی تاریخ. قم ۱۳۸۱
  • موحدابطحی محمدعلی. تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال. المجلد الأوّل (الطبعة الأولی): قطع وزیری، ۴۳۰ صفحة، الناشر: مطبعة الآداب بالنجف الأشرف، سنة ۱۳۸۹ قمری
  • عابدی، احمد، انصاری، ناصرالدی، نبوی، عبدالمحمد، ذکاوتی قراگزلو، علی رضا. معرفی اجمالی تهذیب المقال. آینه پژوهش، فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۶، شماره ۴۳، صص ۶۴ -۷۵
  • خسرو شاهی سید هادی. یادنامه امام موسی صدر. موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر ۱۳۸۷، چاپ اول، صفحات ۱۶۵ تا ۱۹۰
  • عبدالله نصری، آیینه‌های فیلسوف: گفتگوهایی در باب زندگی، آثار و دیدگاه‌های استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی، چاپ دوم، سروش: تهران، ۱۳۸۳، صص ۳۵–۳۷
  • موحد ابطحی مهدی. در محضر استاد. بصیر، ۱۳۹۳