سید علیاکبر فال اسیری
آیتالله سید علی اکبر فال اسیری در سال ۱۲۵۶ در روستای اسیر از توابع استان فارس متولد شد، و با پرورش در خانوادهای از سلسلهٔ جلیل سادات و تحت آموزش آیتالله شیخ محمد اسیری رشد و پرورش یافته دروس مقدماتی وقسمتی از دروس تکمیلی و عالی را نزد آن مرحوم در حوزهٔ بزرگ اسیر در مسجد جامع اسیر فراگرفت.
استاد او به او پیشنهاد رفتن به شیراز -که در آن زمان دارالعلم نامیده میشد- کرد که حوزههای علمیه آنجا با وجود مراجع و علمای دانشمند از جملهٔ مراکز مهم علمی تشیع به شمار میرفت. وی در چهارده سالگی راهی شیراز شده و در محضر درس استاد مهدی کجوری، متوفی به سال ۱۲۹۳، حاضر شده واز شاگردان برجستهٔ ایشان بهشمار میآید.
شیخ آقابزرگ تهرانی در کتاب طبقات اعلام شیعه جلد چهارم مینویسد:
او ازفقهای برجسته و علمای بزرگ شیراز بود. در شیراز، نزد شیخ مهدی کجوری در همان شهر تلمذ نمود، سپس، به عتبات عالیات مهاجرت نموده ودر نجف اشرف در محضر درس میرزا حبیب الله رشتی و دیگران حاضر شده و به کسب کمالات پرداخت.
فال اسیری قصد اقامت دایم در نجف داشت، لکن، استاد او رشتی از وی خواست به شیراز بازگردد تا مردم از دانش و فضل او بهرهمند شوند. رشتی به خط خود در وصف کتاب المیراث ایشان نوشت و به علو مرتبه و ارزش والای فال اسیری در دو زمینهٔ علم وعمل اشاره نمود واین نوشته را به مهر خویش (حبیب الله) ممهور ساخت.
نسخهٔ دستنویس کتاب المیراث ایشان، در حال حاضر، در کتابخانهٔ سید عبدالله خویی در نجف نگهداری میشود. وی مشاور و داماد میرزا محمد حسن شیرازی صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو و مرجع بزرگ شیعه میباشد.
میرزای شیرازی که او را به دامادی پذیرفت، خود، شخصیت والایی بود. مرجع بزرگ دینی در نامههای خود خطاب به وی با القابی شایسته از او یاد میکرد. علل اعزام او به شیراز توسط استاد تنها به دلیل کفایت علمی وفقهی او و نیز شایستگی و آگاهی سیاسی واجتماعی سید بودهاست. اجتهاد او مسلم است ودر شیراز صاحب فتوا بود ورساله عملیه ایشان در حال حاضر در کتابخانهٔ شهید آیتالله دستغیب شیراز موجود است و دارای نکات برجسته و ویژهای است که در رسالههای قبل از ایشان کمتر بدان پرداخته شدهاست. از جمله، دارای مسایلی در مورد تعیین قبله، مصارف زکات، حق فقرا و مساکین، و توضیحاتی در بارهٔ اصول دین ودیگر مسایل ضروری است.
فال اسیری در پی مبارزات و ارشادات مردم، یک بار به اصفهان وبار دیگر به عراق تبعید میشود. بعد از قضیهٔ قرارداد تنباکو، او از اولین کسانی است که در شیراز دست به اعتراض میزند و در برابر این اقدام استعماری ایستادگی میکند. روزی در مسجد وکیل بر بالای منبر حاضر شده و اعلام میکند: «ای مردم، موقع جهاد عمومی است. بکوشید تا جامهٔ زنان نپوشید» و شمشیری از زیر عبا بیرون آورده اعلام میکند، که: «هر بیگانهای که برای انحصار دخانیات بیاید، شکمش را با این شمشیر پاره خواهم کرد!»
[ویرایش] فال اسیری و حافظ
مرحوم فال اسیری علاقهٔ زیادی به خواجهٔ اهل راز، حافظ شیراز، داشت، و در اکثر مواقع به منظور راز و نیاز و شبزندهداری به محلی در نزدیکی آرامگاه حافظ میرفت. بعدها، همین محل آرامگاه ابدی خود او نیز شد.
وی سهبار که بعضیها قصد ساختن بقعهای بر آرامگاه حافظ داشتند، مخالفت کرده و آنرا خراب نمود. از جمله، در چهارشنبه ۲۰ جمادیالاول ۱۳۱۷ که حکومت وقت قصد ساختن مقبرهٔ حافظ را داشت، حاج سید علی اکبر بر روی منبر رفته فریاد زد: «اگر شاه بسازد و هزار مرتبه بسازد من خراب میکنم.»
سرانجام، فال اسیری خود مقبرهای برای حافظ بنا کرد، و در آخر، پس از درگذشت ایشان در سال ۱۳۱۹ ه.ق. در مقبرهای در جوار خواجهٔ بزرگ شیراز بهخاک سپرده شد.
[ویرایش] منابع
- فال اسیری، سید فخر الدین. سیمای یک مجاهد
- رحمتی، محمدرضا. نقش مجتهد بزرگ فارس در نهضت تنباکو، مرکز اسناد انقلاب اسلامی