سید عزالدین حسینی زنجانی
| این نوشتار به شخصی میپردازد که بهتازگی درگذشته است. بنابراین برخی دادهها (مانند علت مرگ یا شرایط آن) ممکن است بهسرعت تغییر کند. |
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | سید عزالدین محمد موسوی حسینی زنجانی |
|
| لقب | آیتاللهالعظمی | |
| نسب | سید عزالدین محمد بن میرزا محمود بن میرزا ابوالفضائل بن میرزا عبدالواسع بن سید محمد طارمی |
|
| تاریخ تولد | ۱۳۰۰ | |
| زادگاه | زنجان، ایران | |
| محل تحصیل | قم، نجف | |
| محل زندگی | مشهد | |
| تاریخ وفات | ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ | |
| محل وفات | مشهد | |
| اساتید | سید روحالله خمینی سید محمدحسین طباطبایی سید ابوالقاسم خویی سید محسن حکیم |
|
| وبگاه رسمی | http://www.alzanjani.ir | |
سید محمد عزالدین حسینی زنجانی (۱۳۰۰ ه.ش. در زنجان - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در مشهد)، از مراجع تقلید شیعه و اهل ایران بود.
حسینی تحصیلات خود را در زنجان آغاز کرده و در قم و نجف پی گرفته بود. او از شاگردان آیتالله محمدحسین طباطبایی به شمار میرفت و مانند استادش مشرب فلسفی داشت[۱]. زنجانی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۸ امام جمعه شهر زنجان بود و پس از آن پایان عمر در مشهد اقامت داشت. حسینی زنجانی روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ بر اثر ابتلا به سرطان ریه در منزل شخصی خود در مشهد درگذشت و روز ۲۶ اردیبهشت در حرم علی بن موسی الرضا به خاک سپرده شد.[۲]
او مؤسس کتابخانه حسینی شهر زنجان بود.
محتویات |
زندگی[ویرایش]
تولد و خانواده[ویرایش]
سید عزالدین محمد حسینی زنجانی در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی (۱۳۴۰ قمری) در شهر زنجان و در بیت علم و فقاهت دیده به جهان گشود.[۳] نماز جمعه زنجان در سالهای متمادی به وسیله اجداد او اقامه میشد. جد اعلای زنجانی، سید محمد مجتهد سردانی از مجتهدین بنام زنجان در عصر خود بود. عبدالله میرزا (پسر فتحعلی شاه و حاکم زنجان) که شیفته و مرید سید محمد مجتهد شده بود، مسجد سید زنجان را برای اقامه نماز جمعه و جماعت به امامت وی بنا کرد. پدر او میرزا محمود حسینی زنجانی از علمای برجسته ایران و نماینده زنجان در مجلس موسسان بود.[۱] پسردائیهای پدرش سید رضا زنجانی و سید ابوالفضل زنجانی نیز از روحانیون برجسته و اعضای عالی رتبه جبهه ملی ایران بودند و پسرعمه پدرش عبدالکریم زنجانی از مبلغان اتحاد اسلام به شمار میرفت و سالها در حرم علی بن ابیطالب نماز جماعت برگزار میکرد.[۴]
تحصیلات[ویرایش]
وی نخست تحت تربیت پدرش میرزا محمود حسینی، امام جمعهٔ زنجان، مدارج علمی را طی کرد و همزمان به تحصیلات کلاسیک و فراگیری زبان فرانسه نزد میرزا مهدی خان وزیری پرداخت. قبل از تشکیل حوزه علمیه قم بهوسیله عبدالکریم حائری یزدی حوزههای شهرهای ایران فعــال بوده، حوزه علمیه زنجان موقعــیت خاصی داشته است. وی دوران مقدمات، سطح و مقداری از درس خارج را در حوزه زنجان و در نزد این اساتید گذراند:[۵]
دوره ادبیات؛
- سید رضا جوقینی (جامع المقدمات)
- سید عبد الصمد غزالی (سیوطی)
- شیخ مختار لنکرانی (مغنی)
- شیخ یحیی مدرسی (مطول) دوره سطح؛
- علی رفاه (شرح لمعه)
- آیتالله سید احمد مجتهدی - عموی او - (قوانین الاصول)
- آیتالله حسین دینمحمدی زنجانی (رسائل و مکاسب)
- آیتالله عبدالکریم خوئینی زنجانی (کفایة الأصول) دوره فلسفه و منطق؛
- سید مجتبی موسوی انگورانی (منطق)
- آیتالله میرزا محمود حسینی زنجانی (منظومه و اسفار در فلسفه) وی در دوره خارج به همراه رضا روزبه در جلسات درس پدرش، میرزا محمود حسینی زنجانی شرکت میکرد.[۶]
مهاجرت به قم[ویرایش]
وی در سن بیست سالگی به حوزه علمیه قم هجرت کرده و در درس خارج آیتالله العظمی حجّت در فقه و اصول حاضر میشود. از اول اصول تا اواخر استصحاب و در فقه از اول خیار مجلس تا آخر خیارات و یک دوره صلاه که حدود سیزده سال طول میکشد. پس از گذشت چند سال از ورود او آیتالله سید حسین بروجردی در قم اقامت میکند، حسینی زنجانی در دروس او شرکت میکند و نیز یک دوره در درس اصول آیتالله صدر حاضر میشود. همچنین در نزد آیتالله سید احمد خوانساری خارج مباحث الفاظ مقالات را بهپایان میرساند.
کتاب اسفار را به جز مباحث جواهر و اعراض پیش سید روحالله خمینی میخواند. در یکی از سفرها، پدرش از سید روحالله خمینی درباره او سؤال میکند، امام میگوید:
«ایشان بسیار خوش فهم و خوش قریحه هستند».
او دوره اسفار را پیش سید محمدحسین طباطبایی خواند.[۷]
حسینی زنجانی همچنین از محضر آیتالله مهدی مازندرانی که از علمای بزرگ اما گمنام قم بود، استفاده میکند. وی کتاب اسفار را در سه دوره و نزد سید روحالله خمینی، سید محمدحسین طباطبایی و مهدی مازندرانی خوانده است.
علامه طباطبایی به حسینی زنجانی بسیار علاقه داشت و بارها از او سخن گفتهاست، از جمله در مصاحبه تلویزیونی که در اواخر عمرش انجام شد، هنگامی که خبرنگار سؤال کرد که از شاگردان برجسته خود به چه کسانی میتوانید اشاره کنید، در پاسخ پس از مرتضی مطهری از او به عنوان حاج سید عزالدین امام یاد کرد.[۸] طباطبائی در جای دیگری اینگونه از او یاد میکند:
«مقام علمی حاج سید عزالدین برای مردم مجهول است، ایشان بسیار زحمت کشیده و دارای مراتب عالی علمی هستند»
نجف[ویرایش]
آیتالله حسینی زنجانی پس از سالها تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم به نجف مهاجرت کرد و در حالیکه خود از مجتهدین مطرح حوزه علمیه بود، ماهها در مجلس درس آیات عظام سید عبد الهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم زانو زد. اما پس از چندی به علت بیماری پدر مجبور به ترک نجف و بازگشت به ایران شد. سید محسن حکیم به حسینی احترام بسیاری میگذاشت و جایگاه علمی بالایی برای او قائل بود.[۱۰]
بازگشت به زنجان[ویرایش]
پس از درگذشت پدرش، آیتالله میرزا محمود حسینی در سال ۱۳۳۵، برای تصدی امور مسجد سید که نسل اندر نسل در اداره حسینیها بود، در زنجان ماندگار شد و اقامه نماز جمعه و جماعت را در آن مسجد به عهده گرفت.
حوزه درس خارج او نیز در زنجان دایر و محور بحث فقه کتاب «وسیله النجاه» آیتالله اصفهانی بود. او «کتابخانه حسینی» را در همین سالها در زنجان بنا کرد.[۱۱]
فعالیتهای سیاسی[ویرایش]
در سال ۱۳۴۲ حسینی زنجانی که از محبوبترین شاگردان سید روحالله خمینی بود، به صف مخالفان حکومت پهلوی پیوست و بازداشت شد.[۱] پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۵۰ و در پی ایراد سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه، به واسطه منوچهر آزمون، رئیس اوقاف وقت، مجبور به ترک زنجان شد و به مشهد رفت. دوران تبعید او در مشهد تا پیروزی انقلاب به درازا کشید. در طول مدت اقامت در مشهد به مبارزات خود ادامه داد. از جمله در در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۷ (همزمان با ماه شعبان) در طی اعلامیه در اعتراض به کشتار مردم توسط حکومت جشنهای این دوره از سالِ قمری را لغو کرد. همچنین در کشته شدن سید مصطفی خمینی و کشتار تعدادی از مردم مشهد توسط حکومت پهلوی، عزای عمومی اعلام کرد. با پیروزی انقلاب او به دستور امام خمینی به زنجان باز بازگشت.
سوء قصد[ویرایش]
با وجود محبوبیت خانواده حسینیزنجانی در زنجان، بازگشت وی در مقام امام جمعه شهر با مخالفت برخی روحانیون سنتگرا همراه شد. روابط نزدیک زنجانی با مهدی بازرگان، فشارها را بیشتر کرد.[۱] سرانجام چند نفر وی و نماینده رهبر در استان را هنگام وضو گرفتن در حیاط خانهاش به رگبار بستند. آسیبی به کسی نرسید، اما زنجانی با وجود حمایتهای امام خمینی مجبور به ترک شهر و مهاجرت دوباره به مشهد شد. بعدها آیتالله زنجانی ترورکنندگان خود را بخشید و آنها آزاد شدند. رهبر و مغز متفکر این ترور، یک دانشجوی ۲۲ ساله دانشکده کشاورزی زنجان به نام ابوالفضل نوری بود که دو سال و نیم بعد در جبهههای جنگ در حالی که از فرماندهان لشکر عاشورا بود شهید شد.[۱]
اقامت در مشهد[ویرایش]
در مشهد ابتدا جلسات دروس او در مدرسه سلیمان خان تشکیل میشد و سپس به مسجد امام صادق (ع) منتقل گشت.
وی تا پایان عمر نیز در مشهد زندگی مینمود.[۱۲]
تالیفات[ویرایش]
کتابها و آثاری که از او به جای مانده اغلب غیرفقهی است و بیشتر راجع به مسائل تفسیر و اخلاق:
- رساله عملیه
- مناسک حج
- شرح زیارت آل یاسین
- فیض العلیم فی شرح تحفة الحکیم
- یکصد و ده سوال (که مشتمل بر ۱۱۰ عدد از استفتائاتی است که از او پرسیده شده)
- مطارحات حول معیار الشرک فی القرآن (به زبان عربی و ترجمه فارسی)
- زندگینامه علامه فرزانه شیخ محمدجواد بلاغی
- شرح خطبه حضرت زهرا (س)
- شرح زیارت عاشورا
- تفسیر سوره حمد
- راه رستگاری در اخلاق
- الانتزاعات من القرآن الکریم
- تفسیر ترتیبی قرآن
- حاشیه بر شرح منظومه ملاهادی سبزواری
- شرح و نقد مثنوی معنوی
- حاشیه بر اسفار ملاصدرا
- تصوف و در نهایت شرح نهجالبلاغه
- رسالة فی حقیقة الایمان (تقریر)
- تعلیقات بر تفسیر شبر (تقریر)
پانویس[ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ تورجان، فقیه تبعیدی و فیلسوف شهر فلسفه ستیزان
- ↑ روزنامه همشهری
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۱
- ↑ زندگینامه آیتالله عبدالکریم زنجانی
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۳
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۵
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۱۱
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۱۹
- ↑ پایگاه اطلاع رسانی آیتالله العظمی زنجانی، زندگینامه
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۲۵
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۲۶
- ↑ زندگینامه مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله العظمی زنجانی، ص۳۴
منابع[ویرایش]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||