سیاستهای دایاسپورا
سیاستهای دایاسپورا، مطالعه رفتار سیاسی دایاسپوراهای قومی فرا ملی، رابطه آنها با سرزمین مادری و دولتهای میزبانشان و نقش مؤثر آنها در مخاصمات قومیتی میباشد. مطالعه سیاستهای دایاسپورا، بخشی از رشته گسترده تر مطالعات دایاسپوراست. برای فهم سیاستهای یک گروه دایاسپورایی، باید نخست زمینه تاریخی و دیگر زمینه-های مرتبط آن را شناخت.
یک گروه دایاسپورایی، یک اجتماع فراملی است که خود را به عنوان یک گروه قومی خاص و دارای هویت مشترک تعریف میکند و نتیجه مهاجرت تاریخی افراد از یک سرزمین اصلی است. در حالت مدرن آن این مهاجرتها میتواند از نظر تاریخی مستند و مرتبط با یک قلمرو جغرافیایی مشخص قلمداد گردد ولی اینکه آیا یک قلمرو واقعاً به گروه قومی خاصی تعلق دارد یا نه، خود یک موضوع سیاسی است؛ و هر چه مهاجرت قدمت بیشتری داشته باشد، شواهد کمتری در مورد آن وجود دارد. برای مثال، سرزمین مادری و مسیر مهاجرت رومیها هنوز به طور دقیق مشخص نشدهاست. گروههای دایاسپورایی دارای هویت خود تعریف ( self-identified diasporas )، به دلیل داشتن پیوندهای قومی و فرهنگی با سرزمین مادری شان، اهمیت زیادی به آن میدهند؛ بویژه اگر سرزمین مادری شان اشغال یا از بین رفته باشد. این احساس باعث حرکتهای ملی و قوم گرایانه در میان تعدادی از گروههای دایاسپورایی شدهاست و غالباً منجر به تأسیس یک سرزمین مستقل میگردد. ولی حتی در صورت تاسیس چنین سرزمینی، به ندرت تمامی جمعیت دایاسپورا به آن سرزمین باز میگردند و جمعیت باقیمانده آنها عمدتاً، احساس تعلق عاطفی شان را با مردم سرزمین مادری خود و گروههای قومی آن ادامه میدهند. متفکران در حال حاضر جوامع دایاسپورای قومی را به عنوان یک ویژگی غیر قابل اجتناب و همیشگی در سیستم بینالمللی میدانند. در این رابطه یوسی شین (Yossi Shain) و تامارا کافمن (Tamara Cofman) معتقدند:
- در هر یک از کشورهای دارای جمعیتهای دایاسپورا، آنها میتوانند بر نفوذ سیاسی خود بیفزایند.
- یک گروه دایاسپورا میتواند با در نظر گرفتن حساسیتهای مرتبط با موضوعات خود، فشار زیادی را بر عرصه داخلی سیاستهای سرزمین مادری اش اعمال کند.
- و در آخر اینکه، یک اجتماع فراملی دایاسپورایی قدرت تأثیرگذاری بر سیاستهای دولتی سرزمین مادری و یا کشور میزبان خود را از طریق به کارگیری سازمانهای بینالمللی و یا دولتهای دیگر را دارا میباشد.
بنابراین گروههای دایاسپورایی را میتوان دارای یک موجودیت سیاسی فرا ملی فرض نمود که به جای تمام ملت خود عمل میکنند و این توانایی را دارند که مستقل از هر دولتی (چه در کشور اصلی شان و چه دولتهای میزبان آنها) فعالیت کنند.