سه یار دبستانی
به روایتی، خیام، حسن صباح و خواجه نظام الملک به سه یار دبستانی معروف بودهاند که در بزرگی هر یک به راهی رفتند. حسن رهبر فرقهٔ اسماعیلیه گشت، خواجه نظامالملک سیاستمداری بلندپایه شد و خیام دانشمند و شاعری گوشه گیر گشت که در آثارش اندیشههای بدیع و دلهره و اضطرابی از فلسفه هستی و جهان وجود دارد.[۱]
برپایه داستان سه یار دبستانی این سه در زمان کودکی با هم قرار گذاشتند که هر کدام به جایگاهی رسید آن دو دیگر را یاری رساند. هنگامی که نظامالملک به وزیری سلجوقیان رسید به خیام فرمانروایی بر نیشابور و گرداگرد آن سامان را پیشنهاد کرد، ولی خیام گفت که سودای ولایتداری ندارد. پس نظامالملک دههزار دینار مقرری برای او تعیین کرد تا در نیشابور به او پرداخت کنند.[۲]
چنان که فروغی در مقدمهٔ تصحیحش از خیام اشاره کردهاست این داستان سند معتبری ندارد و تازه اگر راست باشد حسن صباح و خیام هر دو باید بیش از ۱۲۰ سال عمر کرده باشند که خیلی بعید است. به علاوه هیچ یک از معاصران خیام هم به این داستان اشاره نکردهاست.[۳]
خورخه لوئیس بورخس در داستانی به نام راز وجود ادوارد فیتز جرالد به سه یار دبستانی اشاره کردهاست او داستان خود را اینگونه آغاز میکند. «مردی، بهنام عمربن ابراهیم، در سده یازدهم میلادی (در نظر خودش سده پنجم هجری) در ایران زاده میشود، و قرآن و حدیث را از حسنبن صباح، بنیانگذار آتی فرقهٔ حشیشین یا اسماعیلیه، و نظامالملک، که بعدها وزیر آلب ارسلان و فاتح قفقاز میشود، فرا میگیرد. این سه دوست از سر شوخی یا بهطور جدی سوگند یاد میکنند که اگر روزی اقبال به یکی از آنان روی آورد، فرد خوشبخت آن دو تای دیگر را از یاد نبرد.»[۴]
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- بورخس، خورخه لوئیس. هزارتوهای بورخس. ترجمهٔ احمد میرعلائی. چاپ دوم. تهران: کتاب زمان، ۱۳۸۴. ISBN 964-6380-28-X.
- هاشم جوادزاده، ۱۳۸۰، کتاب خراسان، کانون آگهی ایران نوین
- محمداحمد پناهی سمنانی، حسن صباح چهره شگفتانگیز تاریخ، نشر کتاب نمونه، چاپ چهارم،۱۳۷۰
- خیام. رباعیات خیام. با تصحیح و مقدمهٔ محمدعلی فروغی. چاپ اول. تهران: انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۶۹.
|
|||||||||||||||||||