سه‌رنگ: قرمز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سه‌رنگ: سرخ)
پرش به: ناوبری، جستجو
سه‌رنگ: قرمز
ThreeColorsRed.jpg
پوستر انگلیسی فيلم قرمز
کارگردان کریستوف کیشلوفسکی
نویسنده کریستوف کیشلوفسکی
کریستف پیسیویچ
بازیگران ایرن ژاکوب
موسیقی زبیگنف پرایزنر
تاریخ‌های انتشار ۱۲ مه، ۱۹۹۴
مدت زمان ۹۹ دقیقه
زبان فرانسوی

سه‌رنگ: قرمز (به فرانسوی: Trois Couleurs: Rouge) فیلمی است فرانسوی به کارگردانی کریستوف کیشلوفسکی ساخته شده در سال ۱۹۹۴. این فیلم آخرین بخش از سه‌گانهٔ معروف سه‌رنگ کیشلوفسکی (بعد از آبی و سفید) می‌باشد.موسیقی متن مشهور فیلم ساختهٔ آهنگساز لهستانی، زبیگنف پرایزنر است[۱].

قرمز هم از حیث فنی و بصری از دستاوردهای مهم سینما در دهه ۱۹۹۰ است و هم از حیث هنر شخصیت پردازی و پیشبرد داستان و درام . اما اوج هنر کارگردانی کیشلوفسکی در بازی گیری از بازیگرانش است که این مزیت در سرخ هم مثل آبی و سفید بسیار به چشم می‌آید؛ بازی ایرن ژاکوب در دو فیلم کیشلوفسکی یعنی همین قرمز و زندگی دوگانه ورونیک فوق‌العاده و از بهترین بازی‌های دو دهه اخیر است و در فیلم دیگری چنین بازی درخشانی نکرده است.

گذری بر فیلم[ویرایش]

فیلم پایانی سه گانه سه رنگ کیشلوفسکی، عناصر خاصی از دو فیلم قبلی را به هم پیوند می‌دهد. قرمز درباره برادری است و به همین علت پیچیده‌ترین و عمیقترین فیلم مجموعه است. در پایان فیلم ایده برادری به گونه‌ای زیبا به تصویر کشیده شده است، به صورت زندگی هایی که به موازات هم پیش می‌روند و سر گذشتهایی که درهم تنیده می‌شوند. فیلم قرمز درباره زندگی زنی است به نام "والنتین" یک مدل سوئیسی که نقش او را "ایرن ژاکوب "(بازیگر فیلم دیگر کیشلوفسکی به نام زندگی دوگانه ورونیک) بازی می کند. او هنگام رانندگی سگ قاضی پیری (ژان لویی ترنتینیان) را زیر می گیرد. آنها باز هم یکدیگر را می بینند و والنتین متوجه می‌شود که قاضی پیر با استفاده از ابزارآلات الکترونیک آماتوری خود به طور غیر قانونی به مکالمات تلفنی همسایه‌ها گوش می‌دهد. قاضی از والنتین می خواهد، اگر وجدانش حکم می‌کند، او را محکوم نماید. اما والنتین متوجه می‌شود که قادر به این کار نیست. به موازات این ماجرا با "آگوست" (ژان پی یر لوری) آشنا می شویم. وکیل جوانی که درس می خواند تا در آینده قاضی شود. او خبر ندارد که نامزدش ( فردریک فدر ) که در اداره پیش بینی هوا کار می کند، به او وفادار نیست. آگوست و والنتین در یک محل زندگی می کنند، از فروشگاه واحدی صفحه موسیقی می خرند و قصد دارند برای گردش به یک جا بروند، اما هرگز به یکدیگر برنخورده اند. به تدریج، تحت فشار قاضی، عناصر منفرد فیلم به یکدیگر نزدیک می‌شوند. به نظر کیشلوفسکی فیلم درباره سرنوشت و نشانه‌هایی که باز شناخته نمی‌شوند، بحث می کنند. برای این کار، تاکید فیلم بر شناخت خویشتن است و کندوکاو در پیچیدگی موقعیتهای ظاهراً معمولی. زندگی شخصیتهای او بارها در هم تداخل می کنند و یکدیگر را قطع می نمایند. قاضی پیر ظاهراً نا خوشایند، بدبین و خودخواه است. این تصور تنها معلول استراق سمع او نیست، بلکه تعدادی از حوادث تکرار شونده فیلم هم به همین موضوع گواهی می‌دهند. مارتین کارمیتز، تهیه کننده فیلم می‌گوید :" قرمز از دو فیلم دیگر مجموعه زیباتر و مهمتر است. من شک ندارم گل سرسبد این مجموعه است." امانوئل فینکل که در آبی، قرمز و قسمتهایی از سفید دستیار کیشلوفسکی بوده است، می‌گوید: " او ظاهراً درباره اشیای مشخصی مثل یک زیر سیگاری، یک بسته سیگار یا یک میز حرف می‌زند، اما در واقع با موضوعاتی چون عواطف، فلسفه و روانکاوی کلنجار می‌رود. او همه چیز را در مقیاس انسانی حفظ می کند."

منابع[ویرایش]

منابعی برای مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • Tracey Sedinger, THE KINDNESS OF STRANGERS: ON THE POLITICAL MODERNITY OF KIESLOWSKI’S RED, Literature Interpretation Theory, 18: 237–259, 2007. doi:10.1080/10436920701525604