سقوط ایلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ عیلام
زمان اختلاف در منابع وجود دارد. ۶۵۵ پیش از میلادی تا ۶۳۶ پیش از میلادی
مکان عیلام
نتیجه پیروزی قطعی آشوریان و نابودی کامل عیلام
علت جنگ تقاضای استرداد تندیس نانای از طرف آشور و عدم قبول آن از طرف شاه عیلام
جنگندگان
آشور بانیپال خوم بان کالداش آخرین پادشاه عیلام
نقشی برجسته که تسخیر شوش را به دست آشور به تصویر کشیده است.

سقوط عیلام در اثر نفاق داخلی و شکست عیلام در برابر دولت آشور، در زمان پادشاهی آشور بانیپال در سال ۶۴۵ پیش از میلادی اتفاق افتاد.[۱]

تاریخچه[ویرایش]

در زمان پادشاهی شاه آشور اسارهادون این دولت به حد اعلی قدرت رسید. آشوریان مصر را گرفته و شاهزاده خانم‌های مصری را به اسارت به آشور بردند. غیر از عیلام در آسیای غربی دیگر دولتی نمانده بود که تابع یا دست نشاندهٔ آشور نباشد.[۲]

در سال ۶۶۹ پیش از میلاد آشور بنی پال به تخت نشست و تمام حواس خود را به خوابانیدن شورش مصری‌ها متوجه داشت. عیلامیان از فرصت استفاده کرده به تاخت و تاز در مملکت بابل پرداختند و غنائمی از آنجا آوردند. پس از آنکه اورتاکو شاه عیلام درگذشت، برادرش ت‌اومان بر تخت نشست این تغییر پادشاهی برای عیلام بسیار شوم بود. شاه جدید چون می خواست برادرزادگان خود را بکشد ۶۰ تن از شاهزادگان عیلامی فرار کرده به دربار آشور پناه بردند و پادشاه آشور با آغوش باز از آنها پذیرایی کرد به این مقصود که بتواند از جنگ خانگی استفاده کرده، عیلام را ضعیف و درهم شکند. از طرف دیگر ت‌اومان به آشور تکلیف کرد که فراریان عیلامی را مسترد دارد. آشور جواب رد داد و جنگ درگرفت.[۳]

حوادث مربوط به جنگ‌ها[ویرایش]

جنگ توللیز یا جنگ نخست آشوربنی پال با عیلام در سال ۶۵۹ پیش از میلاد رخ داد و شاه عیلام ت‌اومان که در این جنگ شخصاً جنگ می‌کرد بعد از زخمی شدن به دست یک شاهزادهٔ عیلامی به دست آشوریان سر بریده شد و جنگ با شکست عیلامیان به پایان رسید. بعد از کشته شدن ت‌اومان پسر بزرگ اورتاکو به نام خوم بان ایگاش به پادشاهی عیلام نامزد شد و آشوریان باج از عیلام گرفته به نینوا مراجعت کردند.[۴]

بعد از جنگ توللیز برادر آشور بنی پال که در بابل پادشاه بود بر او یاغی گردید و علت یاغیگری این بود که پادشاه آشور می‌خواست او را تغییر دهد. در ابتدا پادشاه عیلام که دست نشانده آشور بود، بی‌طرف ماند ولی پادشاه آشور خواست عیلامیان تندیس نانای را مسترد دارند، پادشاه عیلام در موقع بسیار ناگواری واقع شد چه این مجسمه قرن‌ها در شوش بود و چون مردم پرستش زیاد برای آن زیاد داشتند رد کردن آن با پادشاهی عیلام مباینت داشت . در این احوال بابل به پادشاه عیلام باز وجهی از خزانه ارباب انواع بابلی‌ها داد و او از جهت سختی و بدی که داشت مجبور شد با بابل متحد شود.

در سال ۶۵۱ پیش از میلاد هر چند که جنگی که قطعی بوده‌باشد، مابین طرفین روی نداد آشوریان به اغتشاشات داخلی عیلام دامن می‌زدند چنانکه بر اثر آن تام ماری تو برادر پادشاه عیلام، او را گرفته کشت و به تخت نشست ولی بعد از چندی این پادشاه هم گرفتار طغیان یکی از دست نشانده‌های خود موسوم به ایندابوغاش گردید و از او شکست خورده به طرف خلیج فارس فرار کرد و بالاخره گرفتار گردیده به نینوا به اسارت رفت. آشور بانیپال با او به مهربانی رفتار نمود زیرا او را برای اجرای خیالات خود راجع به عیلام لازم داشت.[۵]

آشور بانیپال پس از آنکه قشون کشی به بابل کرد آن را گرفت و کشتار و غارت زیادی در شهر نمود. سپس تصمیم گرفت به کار عیلام خاتمه داده، خیال خود را از طرف این دشمن موروثی راحت کند. در این اوان اوضاع داخلی عیلام طوری بود که هر آن پادشاه آشور می توانست از اختلافات داخلی استفاده نماید. از طرف دیگر ایندابوغاش که برای کمک کردن به بابل اقدامی نکرده‌بود، پس از سقوط این شهر سفرایی نزد پادشاه آسور فرستاد ولیکن پادشاه مزبور آنها را خوب نپذیرفت و استرداد کلدانی‌هایی را که در زمان طغیان بابل به آن کمک نموده و بعد به عیلام فرار کرده بودند خواست و ضمناً تهدید کرد که اگر آنها را مسترد ندارد شهرهای عیلام را خراب نموده، مردم را به اسارت خواهد برد.

در این احوال ایندابوغاش را نجبا کشته، خوم بان کالداش را به جای او بر تخت نشاندند و پادشاه آشور از موقع استفاده کرد، تام ماری تو را به تخت عیلام نشانید. ولیکن همین که او به تخت نشست کنگاشی بر ضد آسوری ها ترتیب داد. مطلب قبل از اجرای آن افشا شد و بر اثر آن او را بازگرفته و در محبس انداختند و آشوریان پس از آن مملکت را غارت و با غنایم زیاد به نینوا مراجعت کردند. از جریان وقایع پیداست که نفاق داخلی برای عیلام رمقی باقی نگذاشته بود.[۶]

نابودی عیلام[ویرایش]

در سال ۶۴۵ پیش از میلاد پادشاه آشور که از نتایج جنگ های قبلی ناراضی بود، باز در پی بهانه برای جنگ با عیلام گردید و با این مقصود تام ماری تو را به عیلام فرستاده از خوم بان کالداش استرداد کلدانیان مزبور و تندیس [[نانای (ایزدبانو)|نانای] را مطالبه کرد. پادشاه عیلام دید قبول کردن این تکالیف با مرگ او مساوی است بنابر این تصمیم گرفت که مقاومت کند و آشوریان قشون قوی خود را به طرف عیلام حرکت داده وارد شوش شدند و در اینجا آنچه توانستند کردند. خزانهٔ پادشاهان عیلامی که از غنایم جنگ های سابق آنها با سومر و اکد پر بود به دست آشوریان افتاد همچنین طلا و نقره ای که بابل در موقع اتحاد به عیلام داده بود با مجسمه ها و اشیاء نفیس معابد عیلامی و آنچه در خانه ها از ثروت و اشیاء قدیمی بود به نینوا منتقل گردید. آشوریان به کشتار و غارت اکتفا نکرده استخوان های پادشاهان و اشخاص نامی عیلام را از قبور بیرون آورده و به نینوا فرستادند و ۳۴ مجسمهٔ پادشاهان عیلام که از طلا و نقره و مرمر و غیره ساخته شده بود جزو غنایم آشوری گردید. مجسمهٔ نانای که ۱۶۳۵ سال در عیلام بود به دست پادشاه آشور افتاد و برای شهر ارخ پس فرستاد. آشوریان پس از کشتار و غارت شهرها اسرای بی شماری را چه از شوش و چه از شهرهائیکه تسلیم بودند به آشور بردند. خوم بان کالداش آخرین پادشاه عیلام که فرار کرده بود بعد از چندی به دست آشوریان افتاد. آشور بنی پال او و تام ماری تو را که هر دو پادشاه سابق عیلام بودند به عرابهٔ خود بست و ارابه را تا معبد آشور کشیدند. مملکت عیلام پس از انقراض به صورتی در آمده بود که حزقیل یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل آن را از کثرت کشتار و غایت خرابی به گورستان تشبیه کرده‌است.[۷]

کتیبه آشور بانیپال در باره فتح و نابودی عیلام چنین می‌گوید:

تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم، و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را با همه پهنای آن، جاروب کردم. من این کشور را از چارپایان و گوسپند، و نیز از نغمه‌های موسیقی بی‌بهره ساختم و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]