سرگئی یسنین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سرگئی یسنین
Esenin Moscow 1922.jpg
زادروز ۳ اکتبر ۱۸۹۵
کنستانتینوفو, استان ریازان,
امپراتوری روسیه
مرگ ۲۷ دسامبر ۱۹۲۵ (۳۰ سال)
لنینگراد, اتحاد شوروی
ملیت روس
پیشه شاعر
همسر(ها) Isadora Duncan
صفحه در دادگان فیلم‌ها

سرگئی آلکساندروویچ یسنین (به روسی: Серге́й Алекса́ндрович Есе́нин) ‏(۱۸۹۵-۱۹۲۵) شاعر روس و یکی از محبوب‌ترین شاعران روسیه در قرن بیستم بود. یسنین در 27 دسامبر 1925 در حالی که به شدت مورد دشمنی بولشويک ها بود رگ مچ دست خود را زد , آخرين سطور شعرش را با خون خود نوشت و خود را حلق آويز کرد.

بدرود دوست من

بی آن که دست ها را بفشاریم و حرفی بزنیم

غمگین مباش

خم به ابرو نیاور

دراین زندگی ، مردن چندان تازگی ندارد

و زیستن نیز دیگر چیز تازه ایی نیست

لئون تروتسکی در جایی می نویسد، یِسنین از دستمان رفت، شاعری خوب و اصیل، شاعری چنین باطراوت و خوشایند. به اراده ی خود رفت و در واپسین دم حیات با خون خود وداع گفت، با دوستی ناشناس- با همه ی ما شاید.

ریشه های یسنین سخت مردمی است، و این زمینه ی «مردمی» او نیز مانند همه ی ابعاد زندگی وی ساختگی نبود، دلیل آن نه در شعرهای شورشی او که باز هم در تغزل او است : [۱]

در بیشه های خلیج، نزدیک شیب تپه ها، پاییز آمده است، پاییزی لطیف... مادیان حنایی رنگی یال می افشاند.

زندگینامه[ویرایش]

سال های اولیه[ویرایش]

سرگئی یسنین در کونستانتینووو ( Konstantinovo ) در استان ریازان (Губерния، Gubernia) از امپراتوری روسیه در یک خانواده دهقان به دنیا آمد. او بیشتر دوران کودکی خود را با پدربزرگ و مادربزرگش، که او را پرورش دادند به سر برد. او در سن 9 سالگی شروع به نوشتن شعر کرد.

در سال 1912، یسنین به مسکو رفت، که در آن او خود را با کار به عنوان یک مصحح در یک شرکت چاپ روزگار میگذراند. سال بعد او در دانشگاه شانیاوسکی مسکو به عنوان یک دانشجوی خارجی ثبت نام کرد و به مدت یک سال و نیم در آنجا به تحصیل پرداخت. اشعار اولیه او از فرهنگ مردم روسیه الهام گرفته بود. در سال 1915، او به پتروگراد رفت، جایی که او با الکساندر بلوک، سرگئی گورودتسکی ، نیکولای کلیو و آندره بلی از شاعران معاصرش آشنا شد و به خوبی در محافل ادبی شناخته شد. بلوک در حرفه ای شدن یسنین عنوان یک شاعر نقش به خصوص داشت. یسنین می گفت که بلی معنای تغزل بلوک و کلیو را به او آموخت.

= زندگی و حرفه[ویرایش]

در سال 1916، یسنین اولین کتاب شعرش رادونیتسا( Радуница : روسی ) را منتشر کرد. از طریق مجموعه شعرهای حزن انگيز خود در مورد عشق و زندگی ساده، او به یکی از شاعران محبوب روزگار خود تبدیل شد. ازدواج اول او در سال 1913 با آنا ایزیادنوا ( Izryadnova ) هم کارش در خانه چاپ و نشر بود که حاصل این ازدواج یک پسر به نام یوری بود.

از سال 1916 تا سال 1917 در هنگام جنگ جهانی اول، یسنین به خدمت نظام فراخونده شد، اما به زودی پس از انقلاب اکتبر سال 1917 روسیه، و خروج این کشور از جنگ جهانی اول این دوران به پایان رسید. با اعتقاد به این که انقلاب یک زندگی بهتر را برای مردم روسیه ایجاد خواهد کرد، یسنین مختصراً از آن حمایت کرد، اما به زودی از از کار خود پشیمان شد. او گاهی اوقات حکومت بلشویکی را در اشعار خود مانند شعر " شخونت های اکتبر مرا فریب داد " مورد انتقاد قرار میداد.

در اوت سال 1917 یسنین برای بار دوم و این بار با زینایدا رایخ ( Zinaida Raikh ) ازدواج کرد ( سپس با یک بازیگر و همسر وسوولد میرهولد ( Vsevolod Meyerhold ) ). آنها دارای دو فرزند ، یک دختر به نام تاتیانا و یک پسر به نام کنستانتین شدند. پدر و مادر در اثر اختلاف قبل از طلاق در سال 1921 برخی اوقات به طور جداگانه زندگی می کردند. تاتیانا یک نویسنده مشهور شد ، و کنستانتین یسنین به یک کارشناس فوتبال شناخته شده تبدیل شد.

در سپتامبر سال 1918، یسنین خانه چاپ و نشر خود را به نام " شرکت کار از هنرمندان جهان " (Трудовая Артель Художников Слова ) تاسیس کرد. او همراه با آناتولی میرانیوف ( Marienhof )، جنبش ادبی " خیال گرایی " روسی را پایه گذاری کردند.

در پاییز سال 1921، در حالی که از سالن نقاش گئورگی یاکولف ( Yakulov ) دیدار میکرد، با یک رقصنده آمریکایی به نام ایزادورا دانکن، آشنا شد. دانکن که تنها ده کلمه در روسی میدانست، قادر به تکلم هیچ زبان خارجی نبود. آنها در 2 می سال 1922 ازدواج کردند. یسنین همسر مشهور خود را در سفر به اروپا و ایالات متحده همراه داشت. ازدواج او با دانکن کوتاه بود و در ماه مه سال 1923، او به مسکو بازگشت.

در سال 1923 یسنین با یک بازیگر به نام آگوستا میکلاشوسکایا ( Miklashevskaya ) رابطه عاشقانه برقرار کرد کسی که او چند شعر عاشقانه در مورد او سرود. در همان سال او صاحب یک پسر از نادژدا وولفین ( Volpin ) شد. پسر آنها ، الکساندر یسنین - وولفین بزرگ شد و به یک شاعر و فعال برجسته در جنبش های مخالف اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1960 تبدیل شد. او در ایالات متحده به عنوان یک ریاضیدان معروف و معلم زندگی میکند.

در سال 1925 یسنین با همسر چهارم خود سوفیا آندرینوا تولستوی ( Andreyevna Tolstaya ) نوه لئو تولستوی آشنا شد.

مرگ[ویرایش]

در 28 دسامبر سال 1925 یسنین در اتاق خود در هتل آنگلتغ ( Angleterre ) مرده پیدا شد.آخرین شعر او " خداحافظ دوست من، خداحافظ " (свиданья До، друг мой، до свиданья) بنابه گفته گرگ الریخ روز قبل از آن به او داده شده بود. یسنین شکایت کرده بود که هیچ جوهری در اتاق موجود نبود، و او مجبور شده بود آخرین نوشته خود را با خون خود بنویسد.

بنابر قولی که در حال حاضر در میان محققان دانشگاهی رایج است،شاعر در حالت افسردگی ( یک هفته پس از پایان درمان در یک بیمارستان روانی ) خودکشی ( با به دار آویختن خود ) کرده است.

پس از مراسم تشییع جنازه در اتحادیه شاعران لنینگراد بدن یسنین با قطار به مسکو، جایی که آنجا نیز مراسم وداع با مشارکت اقوام و دوستان مرحوم ترتیب داده شده بود منتقل شد. او در 31 دسامبر سال 1925 در مسکو در گورستان واگانکوفسکوی ( Vagankovskoye ) به خاک سپرده شد. قبر او توسط یک مجسمه از سنگ مرمر سفید مشخص شده است.

آثار[ویرایش]

  • شورش
  • ولگرد (۱۹۱۹)
  • نامه‌ای به مادر (۱۹۲۴)
  • پوگاچف (۱۹۲۱)
  • در مایه‌های ایرانی (ترجمه فارسی از حمیدرضا آتش‌برآب)
  • اعترافات یک ولگرد (۱۹۲۴)


منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]