آلمان نازی
مختصات: ۵۲°۳۱′ شمالی ۱۳°۲۴′ شرقی / ۵۲.۵۱۷° شمالی ۱۳.۴۰۰° شرقی
| رایش آلمان بزرگ Großdeutsches Reich |
|||||
|
|||||
|
|||||
| شعار Ein Volk, ein Reich, ein Führer "یک ملت، یک رایش، یک پیشوا" |
|||||
| سرود Das Lied der Deutschen (رسمی) بند اول Das Lied der Deutschen به دنبال ترانه هورست وسل |
|||||
|
اروپا در اوج گسترش رایش آلمان بزرگ ، ۱۹۴۱-۱۹۴۲. رایش آلمان بزرگ1
متحدان آلمان ۱، متحد-جنگ و دولتهای دست نشانده۱
متفقین-مناطق نگاهداشته شده
|
|||||
| پایتخت | برلین | ||||
| زبان(ها) | آلمانی | ||||
| دولت | نظام تک حزبی ناسیونال سوسیالیستی | ||||
| پیشوا | |||||
| - ۱۹۳۴-۱۹۴۵ | آدولف هیتلر ۲ | ||||
| رئیس جمهور رایش | |||||
| - ۱۹۳۳-۱۹۳۴ | پاول فون هیندنبورگ | ||||
| - ۱۹۴۵ | کارل دونیتز | ||||
| صدر اعظم | |||||
| - ۱۹۳۳-۱۹۴۵ | آدولف هیتلر | ||||
| - ۱۹۴۵ | یوزف گوبلز | ||||
| - ۱۹۴۵ | لوتز گراف شورین فن کروسیک ۳ | ||||
| دوره تاریخی | دوره بین دو جنگ جهانی/جنگ جهانی دوم | ||||
| - Machtergreifung | ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ | ||||
| - Gleichschaltung | ۲۷ فوریه ۱۹۳۳ | ||||
| - آنشلوس | ۱۲ مارس ۱۹۳۸ | ||||
| - جنگ جهانی دوم | ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ | ||||
| - مرگ آدولف هیتلر | ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ | ||||
| - تسلیم آلمان | ۷/۸ مه ۱۹۴۵ | ||||
| مساحت | |||||
| - ۱۹۴۱ | ۶۹۶٬۲۶۵کیلومترمربع (۲۶۸٬۸۲۹مایلمربع) | ||||
| جمعیت | |||||
| - حدود ۱۹۴۱ | ۹۰٬۰۳۰٬۷۷۵ | ||||
| تراکم جمعیت | ۱۲۹٫۳ /کیلومترمربع (۳۳۴٫۹ /مایلمربع) | ||||
| یکا پول | رایش مارک (ℛℳ) | ||||
| امروزه بخشی از | |||||
| ۱: شامل پیوست دو فاکتو/قلمرو گنجانیده شده. ۲: آدولف هیتلر خود را از اوت ۱۹۳۴ قانونا پیشوا و صدراعظم رایش (Führer und Reichskanzler) نامید. |
|||||
آلمان نازی یا رایش سوم که به طور رسمی از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۳ رایش آلمان و بعد از ۲۶ ژوئن ۱۹۴۳ رایش آلمان بزرگ خوانده میشد به حکومت آلمان در دوران بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ اطلاق میشود که دولت آدولف هیتلر تا سال ۱۹۴۵ میلادی در آن کشور در رأس حکومت بود. در این دوران، کشور آلمان تحت حکومت حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان به رهبری آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم و پیشوا بود. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد. پس از روی کار آمدن نازیها در سال ۱۹۳۳، نام رسمی آلمان تغییر نکرد و «رایش آلمان» (به آلمانی: Deutsches Reich) یا «رایش سوم» که از سال ۱۸۷۱ بود، باقی ماند.
محتویات |
امپراتوری آلمان و رایش آلمان
ریشه نام
مفهوم رایش با مفهوم امپراتوری تفاوت دارد. از نظر تاریخی، فقط به آلمان از سال ۱۸۷۱ تا سال ۱۹۱۸ میلادی که آلمان تحت قوانین فرمانروایی بود «امپراتوری آلمان» گفته میشد. در صورتی که عبارت «رایش» نوع حکومت آلمان از ۱۸۷۱ تا ۱۹۴۵ میلادی را بیان میکند. واژهٔ «رایش» در زبان آلمانی برخلاف واژه «امپراتوری» بیانگر یک حکومت سلطنتی نیست و بیشتر به معنای یک اتحادیه یا مجموعه ای از چند سرزمین متحد است.
در تاریخ آلمان بین سالهای ۱۸۷۱ تا ۱۹۴۵ سه رایش تشکیل شده است که عبارتند از:
- ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸ : رایش آلمان به معنای امپراتوری آلمان (به انگلیسی: German empire) با سطنت مطلقه تحت قوانین هوهنتزولرن (به آلمانی: Hehenzollern) که این دوران تا پایان جنگ جهانی اول ادامه داشت.
- ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ : پس از استعفای قیصر ویلهلم دوم در سال ۱۹۱۸ و به دنبال پذیرش معاهده ورسای در سال ۱۹۱۹، جمهوری دموکراتیک آلمان با نام جمهوری وایمار برسر کار آمد.
- ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ : در سال ۱۹۳۳ پس از مرگ ژنرال هیندنبورگ رئیس جمهور وقت آلمان آدولف هیتلر صدراعظم آلمان این کشور را به یک نظام تک حزبی همراه با پارلمان به ریاست حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان معروف به رایش سوم یا همان آلمان نازی تبدیل کرد.
در سال ۱۹۳۸، با الحاق کشور اتریش، آلمان نازی برای اوّلین بار پس از امپراتوری روم غربی، بهصورت ایالتهای متّحده در آمد و اتریش در درون مرزهای آلمان محسوب میشد. در اوایل دهه ۱۹۴۰، رژیم نازی از نقطه نظر نظامی و ارضی، به صورت حاکم ملل اروپا درآمد. در سال ۱۹۴۳، دولت نازی، نام آلمان را به طور رسمی به «رایش آلمان بزرگ» تغییر داد و تا شکست آلمان نازی در ماه مه سال ۱۹۴۵ به همین نام باقی ماند.
تاریخ
آلمان پس از جنگ جهانی اول به وسیله معاهده ورسای تحقیر شد و به موجب این قرارداد آلمان نه تنها مقصر آغاز جنگ جهانی اول شناخته شد بلکه مجبور شد بخشی از خاک خود را برای همیشه از دست بدهد بعلاوه غرامات بسیار سنگینی پرداخت کند. همچنین خلع سلاح بسیار شدیدی بر ضد این کشور اعمال شد. این سلسله تحقیرها که به طور حتم مسبب اصلی آن متفقین بودند به همراه برخی شرایط دیگر از جمله ناآرامیهای مدنی نسبت به گروههای مارکسیستی، رکورد بزرگ اقتصادی و تورم شدید، واکنش در برابر لیبرالیسم به دلیل سیاستهای نادرست جمهوری وایمار و بدبین کردن مردم از نظام پارلمانی شرایط را برای رشد و قدرت گیری حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان فراهم نمود. نازیها توانستند با استفاده از تبلیغات و وعده امنیت اجتماعی، اشتغال کامل، قدرت گیری مجدد آلمان در صحنه بینالمللی و برگرداندن سرزمینهای جدا شده از آلمان از طریق معاهده ورسای مردم را به ایجاد دولت تک حزبی متقاعد کنند. نازیها معتقد بودند نظام جمهوری و پارلمانی نمی توانست قدرت تصمیم گیری برای اجرای برنامههای آنها را داشته باشد بنابراین با وعده لغو معاهده ورسای توانستند تعداد بسیاری از مردم را با خود هم سو کنند.
سال ۱۹۲۸ حزب نازی تنها ۱۲ کرسی در مجلس ملی آلمان داشت که با عمیق شدن بحرانهای اقتصادی و سیاسی توانست تا سال ۱۹۳۲ بیش از ۲۳۰ کرسی در مجلس مل آلمان به دست آورد و این تعداد کرسی حزب نازی را به بزرگترین حزب مجلس ملی تبدیل کرد. رئیس جمهور هیندنبورگ در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۳۰ آدولف هیتلر را به عنوان صدراعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کرد. هیتلر توانست با همراه کردن برخی احزاب کابینه ائتلافی خود را تشکیل دهد. در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود حزب کمونیست آلمان را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود. در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به صدراعظم داده می شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می داد برنامههای حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می شدند تا اینکه در ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسماً یک کشور تک حزبی اعلام شد. پس آن گامهای بعدی در تشکلیل رایش برداشته شد و در قدم بعدی پرچم با نشان صلیب شکسته در کنار پرچم جمهوری وایمار برافراشته شد و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۴ به دستور رئیس جمهور پل فون هیندنبورگ، صدراعظم هیتلر موظف شد اختیارات ایالتهای آلمان را تا حد ممکن کم و اختیارات برخی از ایالاتها نیز به طور کامل زیر نظر برلین قرار دهد، این کار مغایر سیستم فدرالی در آلمان بود. هنگامی که در ژوئن ۱۹۳۴ خبرنگار انگلیسی در برلین از آدولف هیتلر در خصوص تغییرات بسیار در آلمان سوال کرد وی اینگونه پاسخ داد :
در ابتدا این حرف من را به تمسخر گرفتند وقتی گفتم جنبش نازی ها هزار سال ادامه خوهد یافت، فراموش نکنید مردم چگونه به من می خندیدند هنگامی که ۱۵ سال پیش گفتم من روزی در آلمان حکومت می کنم. خنده آنها به همان مقدار ابلهانه است وقتی من می گویم در قدرت باقی خواهم ماند
تشکیل رایش سوم
پس از مرگ هیندنبورگ در ۲ اوت ۱۹۳۴ به صورت قانونی اختیارات کنترل کشور تا انتخابات به صدراعظم آدولف هیتلر رسید. هیتلر مدتی قبل در جریان بیماری رئیس جمهور قرار گرفته بود و توانسته بود با حذف ارنست روهم که قصد ادغام گروه اس آ و ارتش را داشت نظر فرمانده هان ارتش آلمان را جلب کند و در نهایت توانست با جلب نظر مجلس ملی سوگند یاد کرده و راسماً رایش سوم را تاسیس و خود را پیشوای رایش سوم اعلام کند. دولت ائتلافی نازیها به یک دولت تک حزبی تبدیل شد و رسماً نمادها و پرچم صلیب شکسته ترویج داده شد و در کتابهای درسی تجدید نظر شد. دولت نازی با تاسیس گشتاپو و استخدام بیش از ۱۰۰،۰۰۰ نفر در این سازمان فعالیتهای جامعه را زیر نظر گرفت.
جنگ جهانی دوم
شهر آزاد دانتزیگ قبل از جنگ جهانی اول شهری در ایالت پروس غربی و متعلق به کشور آلمان بود. پس از جنگ جهانی اول و تشکیل کشور لهستان این شهر بندری به عنوان شهر آزاد اعلام شده و مالکیت اداره آن توسط متفقین به لهستان واگذار شد. پس از این تحولات ایالت پروس شرقی از آلمان جدا شد و تنها راه ارتباطی با آن ایالت از طریق هوایی یا دریایی امکان داشت. از طرف دیگر انگلستان تضمین کننده امنیت لهستان بود. دولت هیتلر لغو پیمان ورسای و برگرداندن سرزمینهای جدا شده از آلمان را به عنوان بزرگترین هدف خود به مردم اعلام کرده بود. در گام نخست دولت هیتلر تصمیم به باز پس گیری مناطق جدا شده به خصوص شهر و منطقه دانزینگ گرفت که با مخالفت شدید لهستان مواجه شد و این تنش سیاسی باعث سردی روابط دو کشور شد. پس از آنکه آلمان نازی موفق شد قرارداد عدم جنگ را با شوروی منعقد کند در تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ و پس از چند ماه تنش سیاسی به لهستان حمله کرد و شوروی نیز پس از آلمان در ۱۷ سپتامبر از شرق به لهستان حمله کرد و این آغاز جنگ در اروپا بود.
سقوط رایش سوم
پس از شکست آلمان در جریان جنگ جهانی دوم و خودکشی آدولف هیتلر و همجنین اشغال این کشور توسط متفقین مناطق پروس شرقی و بخش هایی از براندنبورگ و مناطقی از غرب آلمان از این کشور جدا شده و به همسایگان داده شد. مناطق غربی اشغال شده آلمان توسط آمریکا، انگلستان و فرانسه بعدها به جمهوری فدرال آلمان و بخش شرقی اشغال شده توسط شوروی بعدها به جمهوری دموکراتیک آلمان (به جزء بخش غربی برلین) تبدیل شد. خاک آلمان پس از جنگ جهانی دوم به صحنه جنگ سرد و مقابله دو قدرت شرق و غرب تبدیل شد. واحد پول آلمان از رایش مارک به مارک آلمان تغییر کرد. تا سال ۱۹۵۱ آلمان غربی توانست وضعیت خود را عادی کند اما فعالیت آلمان شرقی تحت حکومت دولت کمونیستی کند پیش می رفت، آلمان سرانجام توانست در سال ۱۹۹۱ مجدداً یکپارچه و متحد شود.
رایش آلمان بزرگ
برای تحکیم حکومت و همچنین کنترل بهتر سرزمین آلمان که کشوری پهناور در مرکز اروپا به شمار می رفت آدولف هیتلر از سال ۱۹۳۵ طرح خود را برای تمرکز قدرت در برلین اجرا کرد و ایالتهای مختلف آلمان را مجبور ساخت تا به صورت کامل تحت فرمان دولت مرکزی باشند. پس از الحاق اتریش به آلمان و اضافه نمودن بخش هایی از لهستان و لیتوانی این سیاست آلمان نازی تغییر نکرد و دولت سایر مناطق رایش را تحت دستورات کامل از برلین قرار داد که البته این کار خلاف قوانین فدرالی در جمهوری وایمار بود و قبل از حکومت رایش سوم ایالتهای آلمان تا حدودی آزادی عمل داشتند. بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ تغییرات بسیاری در مرزهای رایش سوم ایجاد شد به نحوی که در اوایل تشکیل رایش سوم حکومت تحت الحمایه بوهمیا و موراویا که مورد اختلاف با چک اسلواکی بود به رایش اضافه شد همچنین پس از اشغال لهستان حدود ۵،۰۰۰،۰۰۰ آلمانی در مناطق جدا شده بر طبق پیمان ورسای در غرب لهستان ساکن شدند و این مناطق نیز به رایش سوم اضافه شد. به غیر از مناطقی که دولت نازی آن را جزء خاک آلمان می دانست و اکثراً بر طبق پیمان ورسای از این کشور جدا شده بود سایر مناطق اشغال شده نیز توسط دولت آلمان و با مرکزیت برلین اداره می شد که تمام فرمانداران این مناطق از طرف حکومت مرکزی رایش سوم انتخاب می شدند که کشورهایی مانند نروژ، بلاروس، هلند، بلژیک، مناطقی از لهستان و شمال فرانسه از جمله این مناطق بودند.
اقتصاد
اقتصاد آلمان نازی را نه می توان مانند شوروی یک اقتصاد کاملاً سوسیالیستی دانست و نه می توان آن را مانند آمریکا یک اقتصاد سرمایه داری دانست. اقتصاد آلمان در تئوری به دنبال یک سیستم سوسیالیستی بود اما از سرمایه گذاری خصوصی در چهاچوب خواستههای دولت نیز پشتیبانی می کرد. زمانی که نازیها به قدرت رسیدند نرخ بی کاری حدود ۳۰٪ بود که از همان ابتدای تشکیل کابینه توسط هیتلر وی هیالمار شاخت را ابتدا به عنوان رئیس رایش بانک و سپس به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب کرد. سیاستهای اقتصادی هیالمار شاخت و برنامههای دقیق دولت هیتلر کمک بسیاری در مهار و کاهش بی کاری و تورم داشت، یکی از برنامههای اقتصادی در دوران رایش سوم پایین آوردن نرخ بهره بود که موجب گردش مالی بهتر و در نتیجه مهار رکود بزرگ اقتصادی در آلمان شد.از سیاستهای دیگر دولت در کاهش بی کاری می توان به از سرگیری ساخت و تولید در صنایع نظامی اشاره کرد که نقش بسیار برجسته ای در مهار و کاهش نرخ بی کاری داشت اما با وجود کاهش بی کاری و تورم نرخ دستمزدها نیز در این مدت ۲۵٪ کاهش پیدا کرد، اتحادیههای کارگری و تجاری منحل شد و تجمع و اعتصاب نیز غیر قانونی و جرم محسوب می شد. دولت نازی بر روی سرمایه گذاری توجه ویژه ای داشت به این صورت که سرمایه گذاریها در بخشهای گوناگون باید تنها با اجازه دولت و بر طبق خواستههای دولت انجام می گرفت. در سال ۱۹۳۷ هرمان گورینگ به جای هیالمار شاخت به عنوان وزیر اقتصاد معرفی شد. برنامه هرمان گورینگ که یک برنامه چهار ساله بود بر خودکفایی ملی تاکید می کرد که در طول ایجاد این برنامه باید واردات به حداقل می رسید و دستمزدها و قیمتها تثبیت می شد، سود سهام به ۶٪ محدود شد و دولت تمرکز خود را بر روی ساخت کارخانه لاستیک سازی، کارخانه ساخت فولاد و کارخانه ساخت پارچه متمرکز کرد. پس از آغاز جنگ هنوز یک سال تا پایان دوره چهار ساله نخست (۱۹۴۰) باقی مانده بود اما سیاستهای اقتصادی آلمان به سیاستهای اقتصاد جنگی تغییر پیدا کرد و آلبرت اشپیر جایگزین هرمان گورینگ شد در این مدت آلمان به شدت کمبود نیروی کار را احساس می کرد و در بسیاری از کارخانهها مجبور شد از اسیران جنگی برای کار اجباری استفاده کند.
روابط اقتصادی آلمان نازی و شوروی
دو سال پس از به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان آدولف هیتلر برنامه نگاه به شرق خود را آغاز ساخت. وی در مهمترین گام چند سال بعد قراردادی با اتحاد جماهیر شوروی منعقد کرد که به موجب آن توافق تجاری، شوروی مواد خام مورد نیاز آلمان را در ازای فن آوری، ماشین آلات صنعتی و تسلیحات جنگی تامین می کرد.پس از این قراردادهای تجاری توافق نامه ای به نام بسته مولوتوف ریبنتروب (به نام وزیران خارجه آلمان نازی و شوروی) بین دو کشور منعقد شد که به موجب آن دو کشور مناطق تحت نفوذ خود را در شرق اروپا به رسمیت می شناختند. در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۳۹ توافقنامه ای مابین شوروی و آلمان نازی منعقد شده که به وسیله آن آلمان در ازای مواد خام تجهزات و تکنولوژیهای نظامی در اختیار شوروی قرار می داد. ارزش این قرارداد تقریباً ۲۰۰ میلیون دلار ارزیابی شد. شوروی متعهد شد تا ۱۸۰ میلیون مارک مواد خام به آلمان تحویل دهد و آلمان نیز تعهد داد تا به ارزش ۱۲۰ میلیون مارک به شوروی تجهزات و کارخانه ارسال کند. مقامات وزارت امور خارجه آلمان پیش بینی می کردند این قرارداد تا سقف ۱ میلیارد مارک نیز رشد کند. این قراردادها گامهای بسیار موثری در شکل دهی مجدد روابط سیاسی دو کشور نیز به شمار می رفت. وزیر امور خارجه شوروی ویاچسلاو مولوتف در ابراز نظری در خصوص این قرار داد این چنین گفت :
این یکی از بهترین پیمان نامه های ما [شوروی] در چند سال گذشته است حتی بسیار بهتر از پیمان نامه های قبلی، ما هرگز موفق به رسیدن به چنین توافقنامه مطلوبی با انگلستان، فرانسه با هیچ کشور دیگری نشده بودیم
ایدئولوژی
ناسیونال سوسیالیسم به هر حال شباهت هایی با فاشیسم دارد اما نازیها هیچ گاه خود را جزئی از فاشیسم نمی دانستند. البته نازیسم و نازیها اختلاف هایی نسبت به فاشیستها در ایتالیا، اسپانیا و پرتغال داشتند که یکی از مشخص ترین تفاوتهای آنها توجه به نژاد و نژاد گرایی بود البته نازیها برخی از نمادهای خود را نیز از فاشیستها در ایتالیا و به طور خاص از امپراطوری روم گرفته بودند برای مثال سلام نازیها که به سبک سلام روم باستان بود. حزب برای اجرای برنامهها و سرکوب مخالفان خود از طریق نظامی گری اس اس را تاسیس کرد و از طریق اعمال فشار اجازه فعالیت به مخالفان خود، شامل گروههای چپ، کمونیستها و دموکرات ها نمی داد.
روابط خارجی
ترس از ایجاد جنگی نوین در اروپا در روابط بین کشورها اثر کرده بود، پس از الحاق اتریش و قدرت گیری مجدد آلمان تحت حکومت آدولف هیتلر، ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی از هم پیمان قدیمی خود انگلستان جدا شده و به آلمان متمایل شد، آلمان نیز متقابلاً از سیاستهای توسعه طلبانه ایتالیا به خصوص در روابط آن کشور با چک پشتیبانی کرد. از طرف دیگر روابط آلمان نازی و لهستان یک رابطه سرد و متشنج بود نازیها ابتدا سعی کردند در چهارچوب مذاکرات بسیاری منطقه دانزینگ را به خاک آلمان ضمیمه کنند که با مخالفت شدید لهستان مواجه شدند. پس از آن آلمانیها به مذاکره با شوروی پرداختند و موفق شدند پیمان مولوتف - ریبنتروب (وزیران خارجه شوروی - آلمان نازی) را به امضا برسانند و با شوروی بر روی تقسیم لهستان به توافق برسند. پس از آنکه آلمان و لهستان در مذاکرات دوجانبه شکست خوردند، آلمان در تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد و شوروی نیز در ۱۷ سپتامبر حمله خود را از شرق به لهستان آغاز کرد.
سیاست اجتماعی
بهداشت
جنبش ضد تنباکو در آلمان نازی یکی از فعالیتهای مهم اجتماعی در دوران حکومت نازیها بود. عمدهترین کار این جنبش فعالیت بر ضد استعمال تنباکو و مصرف مشروبات الکلی بود. دولت ناسیونال سوسیالیستی کوشش بسیار زیادی انجام داد تا بتواند به شیوههای فرهنگی و تبلیغاتی مردم را به ترک مشروبات الکلی و سیگار ترغیب کند.[نیازمند منبع] دولت آلمان نازی کوشش کرد از طریق قانونی تا حد قابل توجهی با مصرف مشروبات الکلی برخورد کند. برای مثال رانندگانی که تحت تاثیر مشروبات الکلی قرار می گرفتند به سختی مجازات می شدند. دولت می کوشید جوانان را به خوردن نوشیدنیهای سالم به جای مشروبات الکلی تشویق کند و این مساله تا حد زیادی به ویژه در میان افراد سازمان جوانان هیتلر به انجام رسید.در سال ۱۹۳۷ قانونی تصویب شد که فروش مشروبات الکلی را به افراد کم سن ممنوع می کرد.[نیازمند منبع]
محیط زیست گرایی
در ۱۹۳۵ مجلس قانون گذاری رایش سوم «قانون حفاظت از طبیعت رایش» را تصویب کرد.[۱][۲]
قانون حفاظت از حیوانات
نازیها اصولی داشتند که حامی حقوق حیوانات، باغهای وحش و حیات وحش [۳] و اقدامات متعددی انجام می دادند تا حفاظت از آنها را تضمین کنند Arnold Arluke, Clinton[۴]. در 1933 این حکومت یک قانون سختگیرانه حفاظت از حیوانات تصویب کرد.[۵] بسیاری از رهبران NSDAP شامل آدولف هیتلر و هرمان گورینگ هوادارن حفاظت از حیوانات بودند. نازیهای بسیاری طرفدار محیط زیست (به طور قابل ملاحظه رودلف هس) بودند، و حفاظت از گونهها و آسایش حیوانات موضوعات مهمی در این حکومت بود.[۶] هاینریش هیملر تلاشهایی را برای ممنوعیت شکار حیوانات انجام داد.[۷] گورینگ یک عاشق حیوانات و یک طرفدارحفظ منابع طبیعی بود.[۸] قوانین آسایش حیوانات کنونی در آلمان کم و بیش اصلاحاتی از قوانین مرسوم شده توسط حکومت ناسیونال سوسیالیست هستند.[۹]
سیاستهای نژادی
بر طبق قوانین نورنبرگ، یعنی مطابق قانون « حفاظت از نژاد و افتخار آلمانی » ازدواج میان آلمانیها و افرادی که شهروند آلمان نبودند ممنوع شد. در جریان جنگ جهانی دوم و پس از آن بهره برداریهای وسیعی در خصوص این قانون شد و به استناد آن نازیها به عنوان افرادی نژادپرست معرفی شدند.[نیازمند منبع] در آلمان نازی افراد به دو گروه تقسیم می شدند افراد آریایی و افراد غیر آریایی که در اقلیت بودند. حزب نازی سیاستهای خود را در خصوص غیر آریایی در آلمان به خصوص یهودیان این گونه بیان می نمود که آنها دشمنان آلمان و آریایی ها هستند و از این طریق به این گروهها فشار وارد می کرد. سال ۱۹۳۳ و با ساخت اردوگاه کار اجباری داخائو و تبدیل آن به زندان شماره یک افراد سیاسی برنامه حذف مخالفان سیاسی وارد مرحله جدیدی شد. پس از آن یهودیان از حق شهروندی خود محروم شدند و به آنها پیشنهاد داده شد هرچه زودتر خاک آلمان را ترک کنند، یهودیان شاغل شغل خود را در آلمان از دست دادند و ۱۷،۰۰۰ یهودی لهستانی تبار به این کشور برگردانده شدند. در نوامبر ۱۹۳۸ و در پی ترور کاردار سفارت آلمان در فرانسه توسط یک تروریست یهودی، به مغازههای یهودیان و منازل آنها حمله شد و اموال بیش از ۲۰۰،۰۰۰ از یهودیان آلمان توسط دولت تصرف شد و تعدادی از یهودیان نیز در جریان این درگیریها کشته شدند که به شب کریستالی مشهور شد.نازیها، همچنین تعداد ۴۰۰،۰۰۰ نفر از مردم آلمان را به دلیل معلول بودن، همیشه مست بودن و نقص ژنتیکی عقیم کردند. نازیها هدف خود را پاک سازی نژادی اعلام می کردند و مدعی بودند بچه دار شدن این افراد نه تنها هزینههای بسیاری را بر جامعه تحمیل میکند بلکه باعث به وجود آمدن نقص در ژنتیک جامعه میشود.
ورزش
اوج مسائل ورزشی در آلمان نازی را می توان مسابقات المپیک تابستان ۱۹۳۶ دانست که البته مسائل سیاسی نیز در آن نقش پررنگی داشت به خصوص آنکه نازیها این مسابقات را تبلیغی برای برتری نژاد آریایی می دانستند. انتخاب ورزشکاران آلمانی پیش از آنکه به مهارت آنها در ورزش اهمیت داشته باشد به چهره آریایی آنها اهمیت داشت.
حضور سیاه پوستان در المپیک
طی مسابقات المپیک تابستانی برلین تعدادی از دوندگان سیاه پوست آمریکایی نیز به دریافت مدال المپیک نائل شدند. روزنامه های آمریکایی برنده شدن مدال توسط دوندگان سیاه پوست و دریافت مدال توسط مقامات عالی رتبه آلمان و همچنین تشویق آنها از طرف تماشاگران آلمانی را ردی بر فرضیه نژادپرستی نازی ها دانستند. البته موضوع مهم دیگری در خصوص سیاه پوستان ماجرای دست ندادن هیتلر با دونده سیاه پوست آمریکایی جسی اونز *[۱] است. رسانه های مخالف دولت هیتلر تبلیغات وسیعی بر روی این موضوع انجام دادند. اما در حقیقت آن روز هیتلر به دستور کمیته برگزاری المپیک و به دلیل تسریع در امر مراسم اهدای جوایز از دست دادن با هر ورزشکازی چه آلمانی و چه غیز آلمانی منع کرده بود[۱۰][منبع معتبر؟] با اینحال بگفتهٔ برخی منابع، هیتلر از پیشنهاد عکس انداختن با اونز بشدت خشمگین شد و استفاده آمریکاییان از سیاهپوستان در المپیک را خجالتآور خوانده بود.[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] اونز لیکن مدعی شد که هیتلر به او احترام گذاشته و دست تکان داد، در حالیکه رئیس جمهور آمریکا حتی به وی یک تلگرام نزد.[۱۵][۱۶] آمریکا در این سالیان دوران جدایی نژادی خود را میگذراند، و لذا دیدگاه اونز تعجبآور نیست. اونز از هیتلر بعنوان مردی «متین» یاد میکرد[۱۷]، و لذا توسط برخی یک طرفدار هیتلر نیز نامیده شده، اما دیدگاههای شخصی او را سیاهپوستان دیگر لزوما نداشتند.[۱۸]
جستارهای وابسته
پاورقی
۱.^ Jesse Owens
پانویس
- ↑ Project MUSE - Technology and Culture - How Green Were the Nazis? Nature, Environment, and Nation in the Third Reich (review)
- ↑ H-Net Reviews
- ↑ بود، Thomas R. DeGregori (2002). Bountiful Harvest: Technology, Food Safety, and the Environment. Cato Institute. pp. p153. ISBN 1-930865-31-7
- ↑ Sanders (1996). Regarding Animals. Temple University Press. pp. p132. ISBN 1-56639-441-4
- ↑ Hartmut M. Hanauske-Abel, Not a slippery slope or sudden subversion: German medicine and National Socialism in 1933, BMJ 1996; pp. 1453–1463 (7 December)
- ↑ Robert Proctor (1999). The Nazi War on Cancer. Princeton University Press. pp. p5. ISBN 0-691-07051-2.
- ↑ Martin Kitchen (2006). A History of Modern Germany, 1800-2000. Blackwell Publishing. pp. p278. ISBN 1-4051-0040-0.
- ↑ Seymour Rossel (1992). The Holocaust: The World and the Jews, 1933-1945. Behrman House, Inc. pp. p79. ISBN 0-87441-526-8.
- ↑ Bruce Braun, Noel Castree (1998). Remaking Reality: Nature at the Millenium. Routledge. pp. p92. ISBN 0-415-14493-0.
- ↑ نبوغ هیتلر، حمید رضا نیک بخش، بخش ۳، بخشی از موفقیت ها و اصلاحات اجتماعی هیتلر، صفحه ۶۹ ، ۷۰
- ↑ African Americans and Popular Culture: Theater, film, and television. Volume 1. Todd Boyd. Publisher ABC-CLIO, 2008. ISBN 0-275-98923-2 pp.173
- ↑ Hitler, 1936-45: nemesis. Ian Kershaw. Publisher W. W. Norton & Company, 2001. ISBN 0-393-32252-1 pp.7
- ↑ "All governments lie": the life and times of rebel journalist I.F. Stone. Myra MacPherson. Publisher Simon and Schuster, 2006. ISBN 0-684-80713-0 pp.148
- ↑ Jesse Owens: Junior world biographies. Richard Scott Rennert. Publisher Chelsea Juniors, 1991. ISBN 0-7910-1570-X pp.79
- ↑ Triumph: the untold story of Jesse Owens and Hitler's Olympics. Jeremy Schaap. Publisher Houghton Mifflin Harcourt, 2007. ISBN 0-618-68822-6 p.211
- ↑ Runner's World. "The Olympian and The Dictator". Mar 2007. Vol. 42, No. 3 ISSN 0897-1706 Published by Rodale, Inc. pp.121
- ↑ Jesse Owens: an American life Sport and society. William J. Baker. University of Illinois Press, 2006. ISBN 0-252-07369-X pp.289
- ↑ Nazi games: the Olympics of 1936. David Clay Large. Publisher W. W. Norton & Company, 2007. ISBN 0-393-05884-0 pp.233
- William Sheridan Allen The Nazi Seizure of Power: the experience of a single German town, 1922-1945 by New York ; Toronto : F. Watts, 1984 ISBN 0-531-09935-0.
- Michael Burleigh. The Third Reich: A New History. 2002. ISBN 0-8090-9326-X, standard scholarly history 1918-1945
منابع
مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «آلمان نازی»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ تیر ۱۳۸۹).
نبوغ هیتلر، حمید رضا نیک بخش، پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی آلمان در دوران نازیسم، نشر ترآوا ، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-8344-88-2
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ آلمان نازی موجود است. |