رو در برابر وید
رو علیه وید (Roe versus Wade) حکم تاریخی دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا در خصوص قانونی شدن سقط جنین است.
تاریخچه[ویرایش]
مساله سقط جنین تا اوایل دهه ۱۹۶۰ جایی در منازعات اجنماعی ایالات متحده آمریکا نداشت. تا آن زمان، عمل سقط جنین بر اساس قوانین و مقررات قرن نوزدهم به مرحله اجرا گذاشته میشد. به عبارت دیگر سقط جنین اقدامی غیر دینی و غیر اخلاقی تلقی میشد که تنها در صورت مرگ حتمی مادر، پزشکان مبادرت به این عمل میکردند. اما تحولات اجتماعی دهه ۱۹۶۰ و رشد گرایشهای لیبرالیستی در جامعه، مساله آزادی سقط جنین را به یکی از موضوعات مهم در چالشهای ایدئولوژیکی آمریکا بدل کرد.
دهه ۱۹۶۰ دهه تغییرات شگرف در جامعه آمریکا بود. از یکسو نژاد سرکوب شده سیاه به پاخاست و طی مبارزات طولانی توانست به قانون حقوق مدنی با هدف رفع تبعیضها دست یابد و از سوی دیگر جنبشهای فمینیستی، کسب برابری حقوق زن و مرد را سرلوحه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود قرار دادند. در این دهه به قدرت رسیدن افرادی نظیر جان اف. کندی و جانشینش، لیندون جانسون بهترین فرصت را برای لیبرالها مهیا کرد تا جامعه آمریکا را از قالب محافظه کار ی خارج کند. جانسون شعار «جامعه بزرگ» را سر داد که در آن، حقوق کلیه گروههای اجتماعی به رسمیت شناخته میشد. در آن زمان، علاوه بر رنگین پوستان، زنان نیز خواهان کسب حقوق جدید بود. از دید گروههای فمینیستی در حال رشد، سقط جنین، حق مسلم سیاسی زنان آمریکا تلقی میشد.
البته بحث حق سقط جنین برای زنان یک شبه بوجود نیامد، بلکه محصول چند سال مقاومت و ایستادگی فمینیستها بود. در سال ۱۹۶۲ یک رویداد در ظاهر کم اهمیت مساله سقط جنین را در آمریکا به موضوع روز تبدیل کرد. ماجرا از این قرار بود که یک زن جوان به نام «شری فینکبین» در ایالت کالیفرنیا از پزشکان خود درخواست سقط جنین کرد. اما از آنجا که قوانین ایالتی در این خصوص صراحت نداشت، مسوولین بیمارستان از انجام عمل سقط جنین سر باز زدند. به همین دلیل فینکبین راهی کشور سوئد شد و جنین خود را سقط کرد. چاپ خبری این اقدام و همچنین سخنان نیشدار پزشکان سوئدی تا چند ماه مورد توجه افکار عمومی مردم آمریکا بود. مدتی بعد از این ماجرا یک اپیدمی سرخجه در کالیفرنیا از راه رسید. پزشکان هشدار دادند که فرزندان مادران باردار مبتلا به بیماری سرخجه ناقص الخلقه بدنیا خواهند آمد. اما علیرغم چنین هشدارهایی، اینبار نیز مسوولین بیمارستانها به دلیل نگرانی از تعقیب قانونی تن به انجام سقط جنین مادران بیمار ندادند. (۱)
این حوادث در ایالت کالیفرنیا، توجه گروههای فمینیستی را به خود جلب کرد. سازمان ملی زنانThe National Organization of Women (NOW) به عنوان یکی از تشکلهای حامی برابری حقوق زنان از قانونگذاران فدرال و ایالتی خواستند با انجام سقط جنین موافقت نمایند. البته در ابتدا گروههای فمینیستی از منظر پزشکی و سلامت جان مادران چنین خواستهای را مطرح میکردند. اما پس از آنکه این گروهها به سوی رادیکالیسم متمایل شدند، آزادی سقط جنین بدون قید و شرط را خواستار شدند.
سقط جنین با هدف نجات جان مادران از مرگ به تدریج تا اواخر دهه ۱۹۶۰ متأثر از فضای لیبرالیستی جامعه در برخی از ایالتهای آمریکا مورد قبول واقع شد. ایالتهای کالیفرنیا، کلرادو و کارولینای شمالی از اولین ایالتهای بودند که سختگیریهای مذهبی و اجتماعی سقط جنین را به کناری گذاشتند. اینگونه تصمیمات با توجه به روحیه مذهبی مردم و وجود نهادهای قدرتمند ضد سقط جنین نظیر کلیسا، اقدامی رو به جلو برای گروههای فمینیست تلقی میشد. اما در عین حال عقب نشینی مجالس قانونگذاری برخی ایالتها، این گروهها را برای طرح خواستههای بیشتر تشویق کرد. از نظر فمینیستها، انجام سقط جنین بنابر ضرورتهای پزشکی هرگز نمیتوانست تامین کنند حقوق برابر زنان باشد. چرا که اگر زنی دراثر تجاوز و یا به زور باردار میشد، نمیتوانست در مورد نگهداشتن و یا از بین بردن فرزند ناخواسته خود تصمیم بگیرد. به اعتقاد فیمیستها، این مساله در تضاد با اصل برابری کلیه شهروندان از جمله برابری زنان و مردان قرار داشت. بدین ترتیب، دهه ۱۹۶۰ که با درخواست سقط جنین پزشکی آغاز شده بود، با درخواست بی قید و شرط آن پایان یافت.
تصمیم نمایندگان مجلس ایالتی نیویورک در سال ۱۹۷۰ زمینه را برای گروههای فمینیستی که خواهان سقط جنین غیر پزشکی بودند، فراهم کرد. با این مصوبه برای نخستین بار به مادران اجازه داده شد که در سه ماه اول بارداری سقط جنین کنند حتی اگر برای این تصمیم ضرورتهای پزشکی نیز وجود نداشته باشد. تا دو سال بعد، برخی از ایالتهای آمریکا در مناطق نیوانگلند و غرب این کشور که به نسبت جنوب و میدلند لیبرال تر بودند، راه نیویورک را در پیش گرفتند. این تحولات در حالی روی میداد که علیرغم دهه ۱۹۶۰، راستگرایان حزب جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا در کاخ سفید حاکم بودند. اما از آنجا که گرایشهای لیبرالیستی عصر کندی – جانسون هنوز در جامعه آمریکا قوی بود و دموکراتها اکثریت کنگره ایالات متحده آمریکا را در دست داشتند، مقاومت محافظه کاران در مقابل آزادی سقط جنین بی حاصل ماند. این روند سرانجام جامعه آمریکا را حول موضوع سقط جنین به دو گروه کاملاً جداگانه تقسیم کرد. از این رو سرانجام دیوانعالی فدرال آمریکا به عنوان عالیترین مرجع حقوق کشور وارد عمل شد و حکم تاریخی خود را در خصوص این موضوع حساس ملی در سال ۱۹۷۲ صادر کرد.
دیوانعالی فدرال ایالات متحده آمریکا یک دهه پس از آنکه موضوع سقط جنین به یک معضل اجتماعی تبدیل شد، باصدور حکمی آن را قانونی اعلام کرد. بر اساس حکم Roe v. Wade، سقط جنین در سه ماه نخست بارداری حتی بدون نیاز به نظر پزشک آزاد اعلام شد. در سه ماه دوم نیز به زنان باردار اجازه سقط جنین داده شد، اما از آنجا که در این مرحله، سقط برای مادر خطرناک خواهد بود، این عمل باید زیر نظر پزشک صورت گیرد. تنها براساس حکم دیوانعالی فدرال، زنان در مرحله سه ماهه بارداری که از نظر پزشکی، جنین دارای روح است، سقط همچنان غیر قانونی خواهد بود. (۲) البته در حکم دیوانعالی فدرال به پزشکان اجازه داده شد در صورت بروز خطر جانی برای مادر در هنگام تولد فرزندش، سقط جنین صورت گیرد.
بدین ترتیب، یکی از حساسترین و جنجالیترین احکام دیوانعالی فدرال آمریکا در تاریخ این نهاد حقوقی و قضایی صادر شد. از آن زمان تاکنون دیدگاه سیاسی و اجتماعی اغلب سیاستمداران آمریکایی در ارتباط با این حکم سنجیده میشود. به عبارت دیگر، اگر فردی حکم دیوانعالی را در خصوص سقط جنین مورد تاکید قرار دهد، در زمره لیبرالها قرار میگیرد، اما اگر در این حکم خدشهای وارد کند، در گروه محافظه کاران طبقه بندی میشود.
مقابله با سقط جنین[ویرایش]
در دهه ۱۹۸۰ با حاکمیت راستگرایان در دولت رونالد ریگان، برخی استثنائاتی در مورد حکم دیوانعالی فدرال در نظر گرفته شد. از آنجا که محافظه کاران حتی در دوران اوج قدرت خود نتوانستند به اصل حکم Roe v. Wade خدشهای وارد کنند، به سوی وحدود کردن آن حرکت کردند. بر اساس یک قاعده حقوق به نام «قاعده سکوت» کلینیکهای دولتی که در زمینه برنامه ریزی خانوادگی کار میکردند، از ارائه توصیه و مشورت در مورد سقط جنین به زنان حامله منع شدند. به اعتقاد محافظه کاران، پرداخت پول مالیات دهندگان آمریکایی به اقدامی که حاصل آن کشتن یک موجود زندهاست، پذیرفتنی نبود. بدین ترتیب در زمان حاکمیت راستگرایان در دهه ۱۹۸۰ و اوائل دهه ۱۹۹۰، تنها کلینیکهای خصوص مجاز بودند که زنان باردار را در مورد سقط جنین مشاوره بدهند. این قاعده بعدها در زمان کلینتون در نخستین روزهای ریاست جمهوری وی ملغا شد. به اعتقاد لیبرالها، «قاعده سکوت» موجب شده بود که زنان فقیر در شرایط دشوارتری و بدون مشاورههای رایگان کلینیکهای دولتی تن به عمل خطرناک سقط جنین بدهند. در حالی که محروم کردن این زنان به نظر هواداران «حق انتخاب» به منزله اعمال تبعیض علیه فقرا و به خطر انداختن جان آنان تلقی میشد. (۳)
همچنین در دوران ریگان – بوش، براساس «مقررات مکزیکوسیتی» دولت آمریکا از ارائه کمک به نهادهای بینالمللی که سقط جنین را در کشورهای در حال توسعه ترغیب میکردند، منع شد. راستگرایان آمریکایی در اواخر دهه ۱۹۸۰ که پرداخت سهمیه مالی دولت آمریکا به سازمان ملل را در سنای این کشور متوقف کردند، چنین ادلهای را بیان میکردند. از دیدگاه محافظه کاران، سازمان ملل متحد در چارچوب صندوق جمعیت ملل متحد به شکل آشکاری زنان فقیر را به سقط جنین تشویق میکرد. حتی برخی راستگرایان به شدت رادیکال در آمریکا دیگر شیوههای توصیه شده سازمان ملل برای کنترل جمعیت را نیز اقدامی مغایر با اخلاق اجتماعی و وظایف ذاتی سازمان ملل میدانستند. بنابراین، هنگامی که بیل کلینتون «مقررات مکزیکوسیتی» را باطل اعلام کرد و همسرش، هیلاری کلینتون در اجلاس بینالمللی جمعیت در پکن انجام سقط جنین را یکی از راههای موثر بارداریهای ناخواسته توصیف نمود، با موجی از خشم و نفرت راستگرایان مواجه شد. (۴)
در ماه اگوست سال ۱۹۹۴ برای نخستین با یک پزشک به دلیل انجام سقط جنین توسط یک فرد مسلح کشته شد. پال هیل، عضو یک گروه شبه نظامی (ملیشیا) در دادگاه صراحتاً علت قتل دکتر جان بریتون را نقش این دکتر در مرگ هزاران جنین سقط شده عنوان کرد. (۵) تا پایان دهه ۱۹۹۰ بارها کلینیکهای سقط جنین توسط گروههای مورد حمله قرار گرفت. اغلب این کلینیکها در منطقه جنوب که به کمربند انجیلی معرف است، واقع شده بودند.
منابع[ویرایش]
۱- Robert Mc Keever ، Politics USA ، Prentice Hall ، ۱۹۹۹ ، P.۴۵۶
۲- http://infoplease.lycos.com/ce6/history/A0842237.html
۳-بیل کلینتون، «یک زندگی»، بیژن اشتری، (انتشارات مهد فرهنگ، تهران، ۱۳۸۴) چاپ اول، صفحه ۷۲۰
۴-همان، صفحه ۷۲۱
۵- Robert Mc Keever ، Ibid ، P ۴۵۵

